دیستونی: انقباض غیرارادی مکرر و طولانی عضله

دیستونی به معنای انقباض غیرارادی مکرر و طولانی در یک عضله یا در گروهی از عضلات یا بروز وضعیت‌های بدنی خاص است و در واقع یک اختلال حرکتی عصبی محسوب می‌شود.

دیستونی عضلات: هنگامی ‌که حرکات و دامنه حرکات به اندازه‌ای ثابت بمانند و به صورت وضعیت غیرطبیعی درآیند به آن دیستونی می‌گویند. نکته بسیار مهم آن است که دیستونی‌ها اغلب باعث بروز حرکات غیرطبیعی و اختلالات وضعیتی ناتوان‌کننده می‌شوند. علل مختلفی در ایجاد دیستونی نقش دارند.  هنوز هم برخی از دیستونی‌ها علت‌های ناشناخته دارند، اما سر دسته علل ایجادکننده آنها، علل ارثی، حادثه و صدمات بدنی، بعضی عفونت‌ها، مصدومیت‌ها، عوارض برخی داروها، کم رسیدن اکسیژن حین زایمان، بروز ضربات زایمانی و افزایش بیش از حد معمول بیلی‌روبین هنگام دوران نوزادی و شیرخواری را می‌توان نام برد. در برخی موارد امکان دارد بیماری‌های داخلی جمجمه‌ای موضعی هم در ایجاد انواع دیستونی نقش داشته باشند.

دیستونی گردن: دیستونی گردن شایع ترین فرم دیستونی موضعی است. در این بیماری، انقباضات چرخشی در سر و گردن رخ می‌دهد. علائم دیستونی گردن اغلب موقع راه رفتن یا استرس تشدید می‌شود و با استراحت و خواب کمتر می‌شود. انقباض طولانی در عضلات گردن منجر به وضعیت غیر عادی گردن می‌شود. بسته به این که کدام عضلات درگیر شوند، وضعیت سر فرق می‌کند. در واقع سر می‌تواند به یک طرف منحرف شود، یا به یک طرف بچرخد (تورتیکولی)، یا به سمت جلو، یا عقب انحراف یابد. علائم دیستونی گردن اغلب موقع راه رفتن یا استرس تشدید می‌شود و با استراحت و خواب کمتر می‌شود. گاهی بیماران برای کاهش علائم از حقه حسی استفاده می‌کنند؛ مثلا دست را در یک طرف صورت یا چانه و یا پشت سر قرار می‌دهند و موقتا با این کار انحراف گردن را کمتر می‌کنند. راه دیگر کاستن علائم در برخی بیماران، تکیه دادن پشت سر به صندلی یا گذاشتن دست بالای سر است. در اکثر بیماران عضلات گردن، بزرگ (هیپرتروفیک) می‌شوند. ۶۰ تا ۸۰ درصد بیماران درد گردن دارند. ۳۰ تا ۴۰ درصد بیماران، لرزش دیستونیک سر یا لرزش دست یا هر دو را دارند. ۲۰ درصد بیماران پرش پلک چشم (یا بلفارواسپاسم) یا دیستونی در عضلات دیگر غیر از گردن نیز دارند. ۱۰ درصد بیماران ممکن است مدتی خودبخود خوب شوند، ولی تقریبا همواره دوباره علائم شروع می‌شوند. گاهی این بهبودی خودبخودی ممکن است ۲ تا ۳ سال بطول انجامد، ولی نهایتا دوباره بیماری عود خواهد کرد.

علت دیستونی گردن: در اکثر موارد علت نامعلوم است. در ۱۰ تا ۱۵ درصد موارد ممکن است فرد دیگری در خانواده مبتلا شود. ممکن است علت بیماری ژنتیکی باشد، ولی با نفوذ ژنی پایین؛ یعنی ژن مشابه در سایر اعضای خانواده وجود داشته باشد، ولی آنها مبتلا نشوند و یا در سنین دیگر یا در جاهای دیگر بدن دچار دیستونی شوند. در ۵ تا ۱۰ درصد موارد سابقه ضربه به ناحیه گردن، ۳ تا ۶ ماه قبل از شروع علائم وجود داشته است. ممکن است استفاده بیش از حد از عضلات گردن یا ضربه در کنار زمینه ژنتیکی باعث شروع علائم شود. ضربه مغزی نیز می‌تواند از علل بیماری باشد.

درمان دیستونی گردن: فعلا بهترین روش درمان دیستونی گردن، تزریق دیسپورت یا بوتاکس  در عضلات گردن است. این کار بدون نیاز به بیحسی موضعی قابل انجام است. دیسپورت یا بوتاکس با تزریق داخل عضلانی باعث تضعیف همان عضله می‌شود. اثر آن معمولا طی ۴ تا ۵ روز شروع و در عرض دو هفته به اوج می‌رسد و تا ۴-۳ ماه اثر مطلوب دارو باقی می‌ماند. ۶۰ تا ۷۰ درصد بیماران از تزریق، رضایت نسبی یا کامل دارند. عده‌ای از بیمارانی که در ابتدا به تزریق پاسخ می‌دهند، پس از چند بار تزریق به علت تولید آنتی بادی‌هایی در بدن بر علیه دارو، به تزریقات بعدی پاسخ نمی‌دهند. برای کاهش احتمال تولید این آنتی بادی‌ها، فاصله تزریق‌ها نباید کمتر از سه ماه باشد. از عوارض احتمالی تزریق در عضلات جلوی گردن، بروز اختلال بلع به صورت موقت چند روز یا چند هفته است که در درصد کمی از بیماران رخ می‌دهد. از عوارض تزریق در عضلات پشت گردن، شل شدن و افتادن سر است که این عارضه نیز موقتی است. درمان با داروهای خوراکی نظیر کلونازپام، بکلوفن، آنتی کلینرژیک ها نظیر بیپریدین، تری هگزی فنیدیل (تریفن یا آرتان)، و گاباپنتین و داروهای دیگر گاهی می‌تواند موثر باشد. داروها باید با تجویز پزشک مصرف شوند. از روش های دیگر درمان دیستونی گردن، تحریک عمقی مغز است که در برخی از بیماران میتواند موثر باشد. منبع

پاپوش: سال ۱۳۷۲ برای درمان زخم بستر در بیمارستان یاسر بستری شدم، اون بیمارستان بصورت تخصصی به جانبازان نخاعی سرویس میداد، روزی یکی از جانبازان نخاعی که برای احوال‌پرسی از دوستش آمده بود، پیش منم آمد تا با حرف‌های روحیه بخشش منو به تشویق به ادامه زندگی با این شرایط کنه، حرف‌هاش را یادم نیست اما حرکت غیر ارادی و شدید گردنش را که با دست مهارش میکرد را خوب یادمه، اون موقع بما گفتن این اسپاسمه، اما حالا میدانم که او هم دیستونی داشته. ایشاالله هیچ کس از دوستان گرفتار این عارضه نشه.

دانلود فایل صوتی کتاب بوستان سعدی

از لینک مستقیم (منبع) با فرمتFormat : Mp3 :

دانلود بخش اول (حجم: ۱۹٫۵MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۱۸٫۸MB)

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۹٫۹MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۱۹٫۴MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: ۱۹٫۷MB)

دانلود بخش ششم (حجم: ۱۸٫۳MB)

بازدیدها: 298

تئاتری بنام روز جهانی معلولان

مراسم گرامیداشت روز جهانی معلولان با حضور گری لویس مقام هماهنگ کننده ملل متحد در ایران، مدیر عامل مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد، مشاور امور معلولان وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی، هوشنگ مرادی کرمانی، مدیران انجمن‌های معلولان، جمعی از هنرمندان و ورزشکاران و توان یابان مجتمع رعد برگزار شد. علیرضا خمسه، سیامک اشعریون، محسن افشانی، علی درستکار، بهنوش بختیاری، کامبیز بنان، حسین متولیان، ایلیا کیوان، امیر عباس محسنی، بهرنگ علوی، هوشنگ مرادی کرمانی، رضا بنفشه خواه، مجید قناد ، حمزه ای، شهرزاد عبدالمجید، افشین پیروانی، بهنام روستا ،پژمان جمشیدی و…از جمله هنرمندان و ورزشکارانی بودند که در این مراسم حضور داشتند. پژمان جمشیدی با حضور در بین افراد معلول مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد با نشستن روی ویلچر از نزدیک با حس و حال یک فرد معلول آشنا شد. روح اله رستمی قهرمان مسابقات وزنه بردای پارالمپیک لندن از میهمان پر مخاطب مراسم روز جهانی معلولان مجتمع رعد بود. قرعه کشی جشنواره آرزوها و برآوردن آروزها با استفاده از درخت ویژه‌ای که برای اینکار آماده شده بود برگزار شد و آروزهای توان یابان از جمله خرید عروسک بزرگ، رفتن به استادیوم ورزشی، رفتن به باشگاه اسب سواری، اجرای برنامه رادیویی، رفتن به صحنه تئاتر، کمک هزینه تحصیل، خرید تبلت، رفتن به سفرهای سیاحتی، زیارتی، تهیه جهیزیه، خرید ویلچر و خیلی از آرزوهای دیگر با حمایت خیرین و هنرمندان و ورزشکاران برآورده شد. بزرگترین کیک با طرح ویلچر با حضور توانیابان مجتمع رعد و رسانه های گروهی بریده شد. گزارش کامل اینجاست.

پاپوش: در موسسه‌های خیریه دوستان معلول را جمع میکنند و یه اره مویی میدن دستشون تا کار هنری یاد بگیرن!؟! آخه کی با ساختن صنایع دستی و هنری میتونه چرخ زندگیش را بچرخونه؟؟ متاسفانه باید بگم دوستان باید از خیر موسسه خیره بگذرن، چون فقط موجب درجازدن دوستان میشه. آسان‌ترین و کم زحمت‌ترین و پرسودترین کار برای ما معلولین خرید و فروش آنلاین سهام است. فقط کافیه دوستان یه حساب بانکی اینترنتی داشته باشند، بعد باید برن یه کارگزاری بورس و کد سهامداری بگیرن. تا اینجا قسمت آسان کار بود. سختی کار انتخاب سهام است که اون را هم به سادگی میتونید با راهنمایی نویسنده وبلاگ بورس تهران انجام بدن. فعلا در بورس میتونید حداقل سالی ۱۰۰% سود ببرید. حتی میشه سودهای چند صددرصدی هم برد فقط باید دانش بورس را داشت. در این زمینه کتاب و جزوه زیاد هست. DVD آموزشی هم هست.

بورس به زبان ساده
تالار مجازی بورس ایران

بازدیدها: 38

کسب و کار برای معلولان

به داداشم گفتم: نزدیک ۱ساله دارم افت و خیز قیمت سهامی که برام خریدی را دنبال میکنم. داداشم گفت: خوب جدی تر کل بورس را دنبال کن و وقت آزادت را تبدیل کن به فرصتی برای پول درآوردن از بورس. در همان زمان‌ یکی از دوستان نخاعی و وبلاگی که دیده بود تو وبلاگم پیشنهاد خرید سهام دادم باهام تماس گرفت و گفت: ۶ماهی میشه که منم تو بورس فعالیت میکنم و تونستم تو این مدت سرمایه‌ی اولیه‌ام را ۲برابر کنم. تو هم تا میتونی مطالعه کن و برو در یک کارگزاری بورس ثبت نام کن و آنلاین سهام در حال رشد را بخر، وقتی در حد انتظار رشد کرد بفروشش. خلاصه، شروع کردم به مطالعه و زیر و رو کردن وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های بورسی. در یک روز گرمه هفته‌ی‌ آخر بهمن با داداشم رفتم و در یک کارگزاری ثبت‌نام کردم. در طول مسیر مرتب گرمم میشد و مدام شیشه‌ی اتول را بالا و پایین میکردم، همین کارم موجب شد بیمار بشم. چند روز اول بیماری مقاومت کردم و دارو نخوردم، روزها تحولات بازار بورس را دنبال میکردم و کتابهایی را که خود شرکت بورس پیشنهاد کرده را مطالعه میکردم، گرفتگیه بینی و سوزش گلو و تب نمی‌گذاشت شب‌ها بخوابم، هر وقت هم خوابم می‌برد کابوس می‌دیدم که: دهانم پر از نمادهای شرکت‌های بورسی شده و اونا راه نفسم را گرفتن و دارن خفه‌ام می‌کنن. حتی بعد خوب شدن سرماخوردگیم شب‌ها خواب‌های ناخوشایند بورسی می‌دیدم، البته اگر خوابم می‌برد، چرا که در لحظه‌ای که چشمم سنگین می‌شد و می‌خواست خوابم ببره سرم چند تکان ناخواسته می‌خورد و خواب از سرم می‌پرید. خوشبختانه کل مشکل با خوردن داروی ضد استرسه: متوپرولول برطرف شد.
پسآمد:
 به خودم میگم مرد حسابی تو که جنبه نداری و فقط با مطالعه طوری جو گیر میشی که کارت به کابوس شبانه میکشه وای به روزی که ۲زار تو بورس سود یا زیان کنی!؟ اما از آنجا که من خیلی مسئولیت پذیرم و میخوام اطاعت از امر ولی امر مسلمین جهان کنم و قدم در راه نجات کشور از سالخوردگی بگذارم باید برای رفاه بچه‌های آینده‌ام پی کابوس‌های شبانه را به تنم بمالم.

ده فایده رابطه جنسی
 بیماریهای جنسی

بازدیدها: 42

خروج از افسردگی معلولیت

کتاب‌هایی که در زمینه‌ی شاد زیستن و تغییر راه و شیوه‌ی زندگی نوشته شدن واقعا مفیدن و به من خیلی کمک کردن که بتونم به حال خوب برسم. بعد مطالب توی کتابها، دو رویداد دیگه کمک کرد که حالم عالی و متعالی بشه، اولیش را پدرم اینطوری رقم زد: چند سال پیش پدرم این خانه‌ای را که الان توش ساکن هستیم را خرید و بهم گفت: پسر جان این خانه را برای تامین آتیه تو خریدم که بعد ما، خدا نکرده آواره نشی، هر وقت هم بسلامتی ازدواج کنی این خانه را در اختیار تو و همسرت میذارم تا هیچ وقت نگران مسکن نباشی. با اینکه این کار پدرم خیلی بهم حال‌داد و کلی به آینده بخصوص برای ازدواج امیدوارم کرد، اما یجورایی هم بیقرارم کرد، آخه با خودم میگفتم: آدم که درآمدی نداشته باشه با خانه میتونه چه کنه؟ نمیشه که از آجرهای خانه بعنوان خرج خانه استفاده کرد. تا اینکه اتفاق مهم دوم افتاد تا حالم را متعالی کنه، در دوره‌ی اول ریاست جمهوری دکتر محموداحمدی‌نژاد یکی از ایمیل‌هایی را که برای هر مسئولی فرستاده بودم را به قسمت رسیدگی به شکایت‌های مردمی دفتر ریس جمهور فرستادم، چند ماه بعدش باهام تماس گرفتن و گفتن: هرچی مدرک داری را بیار فلان جا جهت برسی و به جریان انداختن پرونده‌ات. بعد کلی(بیشتر از یکسال) رفت و آمد و از این کمیسیون به اون کمیسیون رفتن، بآلآخره ارتش پذیرفت به سربازش که در زمان خدمت سربازیش معلول شده مستمری ازکار افتادگی بده. داشتن کار و درآمد و حقوق ماهانه به هر معلولی بی‌نهایت اعتماد بنفس و حس و حال و انرژی‌مثبت و امید به آینده روشن میده.

پسینه: در دو مطلب اخیر تجربه خودم در مورد ریشه و دلیل افسرده حالی معلول‌ها و راه کمک بهشون را برای کسانی که با معلول‌های افسرده حال در ارتباط هستن بیان کردم. امیدوارم همه دوستان معلولم پر پرواز خودشونو داشته باشن.


غم و افسردگی در ناتوانی حرکتی

بازدیدها: 37

خروج از افسردگی معلولیت

دو سه سال اول معلولیتم تمام دغدغه‌هام پیدا کردن چاره برای پیآمدهای زیاد و شدید آسیب نخاعی بود: چطور بشینم؟ با سرگیجه‌ی زمان نشستن چه کنم‌؟ چطور توالت و حمام کنم؟ با سوند چه کنم؟ چطور از کاندم استفاده کنم؟ و کلی چیزهای دیگه. بدست آوردن راه‌کار برای هر مورد شاید یکی دو سال طول کشید اما با زحمت فراوان برای خانواده‌ام و خودم با آزمایش و خطا و کسب تجربه زندگی با این شرایط سخت جسمانی برام عادی شد. از اونجا بود که یواش یواش فکرهایی میآمد به ذهنم که بدجور حالم را میگرفت، مثلا: من وبال گردنم، من آینده‌ای ندارم، من نمیتونم مستقل بشم و کلی فکرهای ضدحال که همه‌ی نخاعی‌ها تجربش کردن. یه وقت به خودم آمدم دیدم مدت‌هاست نخندیدم و همیشه تو فکرهای ناراحت کننده هستم و همیشه ماهیچه‌های صورتم منقبض و خسته هستن. خوندن چند کتاب در مورد شاد زیستن خیلی بهم کمک کرد تا از اون حالت‌های بد افسرده حالی خارج بشم. دو نکته‌ که برام خیلی مفید بود و خیلی بهم کمک کرد اینا هستن: ۱_ما آدما اونچه را که داریم را نمیبینیم!! خیلی‌ها حاضرن کلی زحمت بکشن تا به اینجا که ما هستیم برسن!! شخصی که کنار دریا زندگی میکنه دریا را فراموش میکنه و شاید اصلا نبیندش، ولی ما با برنامه ریزی و صرف هزینه میریم کنار دریا تا با حواس پنج‌گانه ازش لذت ببریم. این اصل میگه: تو زندگیت دقت کن و چیزهای مثبتی که داری و (پدر، مادر، خواهر، برادر، سقفی برای آرمیدن و….) خیلی‌ها در آرزوی داشتنش هستن را پیدا کن و برای اونها خوشحال و شکر گزار باش. ۲_پیدا کردن نقش خود در دنیا و جامعه و خانواده. اول این نکته را جدی نگرفتم و با خودم گفتم: آخه من چه نقشی میتونم تو دنیا و جامعه و خانواده داشته باشم!؟ کلی روی این داستان فکر کردم و دیدم انگار یه نقشک‌هایی دارم، مثلا اینکه: شدم موجب وحدت فکری و عملی خانواده، واضح میدیدم خانواده‌ام یک فکر و هدف دارند: خوشحال و راحت و آرام زندگی کردن من. وقتی میدیدم فامیل و دوستانم هر هفته میان منزل‌ما و جویای احوالمون میشن و برای هرگونه کمک اعلام آمادگی میکنن، به خودم میگفتم: جمع کردن خانواده نقش منه. یه روز که داشتم به این موضوع فکر میکردم به این نتیجه رسیدم که من نقش یه پل را دارم، پل‌ها هر شکلی که باشند به مردم کمک میکنند که با اطمینان و آرامش به مقصد و هدف برسند. منم همیشه با خودم گفتم: خدا به من این نقش را داده که دیگران را به سرانجام خیر و رضایت قلبی و شکر گزاری برای داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی‌شون برسونم. نتیجه مثبت اندیشی‌هام این شد که یه روز…..  ادامه دارد…..

پیآمد: از اول در بدترین شرایط هم به کسی جز خانواده‌ام دردمو نگفتم و در جواب احوال پرسی دیگران همیشه گفتم: شکر خدا خوبم، همیشه همه پشت سرم گفتن عاشق این اخلاق من هستن. اینطوری من و دیگران غیر مستقیم بهم انرژی مثبت میدیم. میگن اگه آدم چهل بار مطلبی را تکرار کنه اون مطلب ملکه ذهنش میش(وبلاگ نویس‌ها این ماجرا را تجربه کردن). حتی اگه الکی بگیم خوبیم به حال خوب میرسیم

طب فیزیکی و توانبخشی(ببینیدش خوبه)

یه مطلب انحرافی که قبلا نوشتم

بازدیدها: 41

حسن توجه

من که اصلا از سوال‌هایی که دوست و آشنا ازم می‌پرسن ناراحت نمیشم، بنظر من این نشانه‌ی حسن توجه اونهاست. یه سوال تکراری که همه ازم می‌پرسن اینه: از اینکه مدام تو خونه هستی حوصله‌ات سر نمیره؟ آدم موجودیه سازگارآااا که میتونه خودش را با هر شرایطی تطبیق بده. سازگار بودن با عادت کردن فرق میکنه، آدم سازگار در بدترین اوضاع برای خودش بهترین شرایط را رغم میزنه، عادت‌ها شاید خیلی خوب و دل‌خواه نباشن عادت‌ها حتی میتونن تبدیل به بیماری بشن مثل وسواس. همین چند وقت پیش یکی از دوستان ازم پرسید: صبح‌ها که از خواب بیدار میشی با خودت نمیگی حالا امروز را چطوری شب کنم؟ با این همه وقت اضافه چه کار میکنی؟ میشه بگی یه روز را چطوری شب میکنی؟ بهش گفتم: باورکن اصلا وقت اضافه نمیارم، تازه شب وقت خواب یادم میاد که فلان کار را نکردم. از وقتی که لپ‌تاپ خریدم در طول روز بیشتر با کامپیوتر مشغول هستم البته نه تمام وقت، گاهی کتاب و مجله و روزنامه می‌خونم، گاهی تلویزیون می‌بینم و گاهی با خانواده شوخی می‌کنم.

پیآمد: در هر کاری باید حساب کرد به ازای اونچه که بدست میاریم چقدر باید هزینه بشه، مثلا اگه من بخواهم فرت و فرت برم بیرون جهت گردش و سیاحت و …. حتما بیشتر از اونچه که من سود میکنم اطرافیانم را از کار و زندگی میاندازم، گرچه همین الان هم باعث شدم خواهر و برادرم بخاطر من مجرد بمونن، با دوستانشان تفریح نرن، مسافرت نرن، ماموریت‌های شغلی نگیرن، حتی دانشگاه شهر دیگه نرن. اینها که میگم نکته‌هایی هستند که من با دیدن اینها احساس میکنم خانواده‌ی من چقدر به من لطف دارن و من چقدر فرد دوست‌داشتنی‌ای هستم، نه؟؟ شوخی کردم اما اینها باعث تقویت حس رضـایتمندی من میشه و این یعنی لذت بردن از لحظه‌ها و خوشبختی


سانی

یکی از رایج ترین کارهایی که تایپیست های حرفه ای انجام میدهند کشیدن حروف و کلمات برای زیباسازی متن تایپ شده است. شما نیز میتوانید با استفاده از این ترفند متون خود را بکشید. همانند این کلمه: خــوشــــبـــخـــــتـی، برای این کار : کافی است در هر مکانی از ویندوز ، زبان ویندوز را روی فارسی تنظیم کنید.سپس حرف مورد نظر خود را تایپ کرده و کلیدهای ترکیبی Shift+J را همزمان بفشارید

بازدیدها: 129

خود آزمایی

یکی از دوستان کتابی بهم معرفی کرد و گفت هر کسی باید این کتاب را بگیره و بخونه. اسم کتاب را دادم به داداشم، او هم رفت اون کتاب و دو کتاب دیگه از همون نویسنده را برام خرید و آورد. دوتا از اون کتاب‌ها را خوندم، موضوع کتاب‌ها داستان‌های کوتاه و الهام بخشی است که کمک میکنه به: حس رضایت‌مندی،  شاد زیستن و احساس خوشبختی کردن، روحیه‌ی بخشش، موفقیت و پیروزی و…. بیشتر اون داستان‌ها توی اینترنت هست و خیلی‌هاش را شما خوندید، نمیدانم نویسنده اونها را از نت بیرون کشیده یا ملت اونها را از کتاب؟ داستان زیر یه نمونه از اون داستان‌هاست که برای من ایمیل شده بود البت هنوز این داستانک را توی اون کتاب‌ها ندیدم: جواز بهشت: روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است. دربان بهشت به مرد گفت: برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید، کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده اید، بگویید تا من به شما امتیاز بدهم. مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، ۵۰ سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم. فرشته گفت: این سه امتیاز. مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می کردم. فرشته گفت: این هم یک امتیاز. مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم. فرشته گفت: این هم دو امتیاز. مرد در حالی که گریه می کرد، گفت: با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم مگر اینکه خداوند لطفش را شامل حال من کند. فرشته لبخندی زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی است و اکنون این لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر شد! 

پسآمد: از این داستان‌ها مدام برامون اتفاق میافته یا از زبان دوستان و آشنایان می‌شنویم. یه نمونه‌‌اش برای خودم اتفاق افتاد که با دیدن آگهی سیما فیلم مبنی بر: خرید ایده‌های و داستان‌های ملت بصورت فیلم نامه‌ تصمیم گرفتم اون را بصورت فیلم نامه بنویسم و ارائه بدم. موفقیت برام اهمیت نداره، فقط میخوام خودم را آزمایش کنم.

بازدیدها: 70