ثبت‌نام خودرو

داداشم تلفن زد و گفت: عزیز دل برادر، چه نشستی، بشتاب که درنگ موجب پشیمانیست. داداشم گفت: تو روزنامه نوشته: معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور، گفت: سامانه ثبت‌نام معلولان متقاضی واردات خودرو با تخفیف۳۰میلیون تومانی آغاز به کار کرده و معلولان تا یک ماه دیگر فرصت ثبت‌نام دارند. یحیی سخنگوی، اظهار کرد: پس از انجام بررسی‌ها، چهار هزار و ۷۰۰ معلول از سوی سازمان بهزیستی برای استفاده از تخفیف ۳۰ میلیون تومانی واردات خودرو به اداره گمرک معرفی می‌شوند. وی افزود: معلولان بر اساس اولویت‌های شدت نوع معلولیت و داشتن گواهینامه معرفی می‌شوند و اگر تعداد متقاضیان واجد شرایط بیش از سهمیه اختصاص یافته باشد، میان آنها قرعه‌کشی می‌شود. معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در بخش دیگری از گفتوگویش با اعلام خبر اتمام پایش پرونده‌های مددجویان در چهار استان همدان، گلستان، خراسان‌جنوبی و آذربایجان شرقی، عنوان کرد: طی این پایش دو هزار مددجویی که از چند اداره کل سازمان بهزیستی چندین مستمری دریافت می‌کردند، حذف و دو هزار معلول پشت نوبتی جایگزین شدند. سخنگویی در ادامه از تخصیص اعتبار و انجام طرح پایش پرونده‌ها در سایر استان‌های کشور خبر داد.

ته‌بندی: هرچی گشتم سامانه‌ی مذکور را پیدا نکردم، داداشم گفت: از بهزیستی بپرس شاید باخبر باشن. زنگ‌زدم بهزیستی گفتن: آدرس سامانه ثبت‌نام معلولان متقاضی خرید خودرو با تخفیف ۳۰ میلیون تومانی اینه. من فکر میکنم مثل دفعه‌ی پیش هرگز خبری از خودرو نخواهد شد و هدف از این ثبت نام: همان است که قرمز بود رنگ او.

بازدیدها: 80

جدا شدیم

هفته پیش زنگ زدم شرکت حمل اسباب منزل و خواستم بیان برامون اسباب کشی کنن، قرار شد سه نفر با یه وانت برای ۴ساعت بیان اسباب کشی و صدهزار تومان بگیرن. اگر کار اسباب کشی‌مون بیشتر طول کشید ما باید ساعتی هزینه‌ی اضافه را بدیم اما اگر کارشون زودتر تمام شد چیزی دریافت نمیکنیم. از چند روز پیش خانواده‌ی عزیز و مهربانم به زحمت افتادن و شکستنی‌ها و لباس‌ها و خیلی چیزهای دیگه را بردن ۷۰متر اونورتر خانه‌ی بابا. امروز بعد انتشار این مطلب (ساعت ده) اسباب کش‌ها میان تا رسما جدایی این پیر داماد۴۰ساله از کانون گرم خانواده‌ی پدریش شروع بشه. البته قبل اینکه از این کانون گرم بیرون بیام افتاده بودم تو کانون گرمتر تاهل برای همین بعد جمع شدن اسباب بابا اینا فوری بساط‌ زندگی‌ ما پهن میشه. دو نکته‌ی گفتنی در باب وسیله‌های منزل: ۱- تابستان گذشته که گشتی در تهران میزدم چشمم به تلویزیون‌هایی افتاد که اصلا فکر نمیکردم خودم به این زودیها یکی از این مدلیهاشو برای خونه‌ی خودم بخرم، خوشبختانه من سه ماه پیش و قبل گرانی شدید خریدمش، الان قیمتش تقریبا ۴۰۰تومن بالا رفته. ۲- دوستم چند ماه پیش برای منزلشون از اون یخچال فریزرهای دوقلوی پهلوب‌پهلو که جلوش یخ و آبریزگاه داره خرید. وقتی باهاش حرف میزدم بشوخی ازش میپرسیدم: از آبریزگاه یخچالتون آب میخوری؟ اونم بهم میگفت: خدا خفت نکنه با این حرف زدنت، اینهمه پول دادم یخچال با کلاس خریدم حالا هر وقت میرم سر یخچال آب خنک بخورم یاد آبریزگاه(توالت)میافتم!! مثل اینکه اون دوستم منو نفرین کرد که به دردی که خودم به جونش انداختم گرفتار بشم تا بفهمم وقت آب خوردن چه کشیده، چون برای خونمون  یکی از این یخچال فریزرهای دوطبقه که آبریزگاه داره خریدم.

پاپوش: بشوخی به پدر و مادرم و همسرم میگم: با این گرونی و هزینه‌های بالا و مستمری کم ما، حالا باید اول بسم‌الله آجیل و شیرینی و پول دستی(عیدی) هم به ملت بدیم!؟ اصلا چه کاریه شما(پدر و مادرم) برید اون خانه!؟ همینجا دور هم هستیم و خوش میگذرونیم و از جیب بابا میخوریم دیگه 🙂

بازدیدها: 811

خروج از افسردگی معلولیت

کتاب‌هایی که در زمینه‌ی شاد زیستن و تغییر راه و شیوه‌ی زندگی نوشته شدن واقعا مفیدن و به من خیلی کمک کردن که بتونم به حال خوب برسم. بعد مطالب توی کتابها، دو رویداد دیگه کمک کرد که حالم عالی و متعالی بشه، اولیش را پدرم اینطوری رقم زد: چند سال پیش پدرم این خانه‌ای را که الان توش ساکن هستیم را خرید و بهم گفت: پسر جان این خانه را برای تامین آتیه تو خریدم که بعد ما، خدا نکرده آواره نشی، هر وقت هم بسلامتی ازدواج کنی این خانه را در اختیار تو و همسرت میذارم تا هیچ وقت نگران مسکن نباشی. با اینکه این کار پدرم خیلی بهم حال‌داد و کلی به آینده بخصوص برای ازدواج امیدوارم کرد، اما یجورایی هم بیقرارم کرد، آخه با خودم میگفتم: آدم که درآمدی نداشته باشه با خانه میتونه چه کنه؟ نمیشه که از آجرهای خانه بعنوان خرج خانه استفاده کرد. تا اینکه اتفاق مهم دوم افتاد تا حالم را متعالی کنه، در دوره‌ی اول ریاست جمهوری دکتر محموداحمدی‌نژاد یکی از ایمیل‌هایی را که برای هر مسئولی فرستاده بودم را به قسمت رسیدگی به شکایت‌های مردمی دفتر ریس جمهور فرستادم، چند ماه بعدش باهام تماس گرفتن و گفتن: هرچی مدرک داری را بیار فلان جا جهت برسی و به جریان انداختن پرونده‌ات. بعد کلی(بیشتر از یکسال) رفت و آمد و از این کمیسیون به اون کمیسیون رفتن، بآلآخره ارتش پذیرفت به سربازش که در زمان خدمت سربازیش معلول شده مستمری ازکار افتادگی بده. داشتن کار و درآمد و حقوق ماهانه به هر معلولی بی‌نهایت اعتماد بنفس و حس و حال و انرژی‌مثبت و امید به آینده روشن میده.

پسینه: در دو مطلب اخیر تجربه خودم در مورد ریشه و دلیل افسرده حالی معلول‌ها و راه کمک بهشون را برای کسانی که با معلول‌های افسرده حال در ارتباط هستن بیان کردم. امیدوارم همه دوستان معلولم پر پرواز خودشونو داشته باشن.


غم و افسردگی در ناتوانی حرکتی

بازدیدها: 37