درمان دارویی آسیب نخاعی

تحقیقات نشان داد که داروی KCL-286 با فعال کردن گیرنده اسید رتینوئیک بتا (RARb) در ستون فقرات برای بهبود بهبودی عمل می کند توسط شرکت کنندگان در یک کارآزمایی بالینی فاز ۱ به خوبی تحمل شد. ، بدون عوارض جانبی شدید. محققان اکنون به دنبال بودجه برای آزمایش فاز ۲a هستند که ایمنی و تحمل دارو را در مبتلایان به ضایعه نخاعی مطالعه می کند. تحقیقات قبلی توسط گروه های مختلف نشان داده است که رشد عصبی را می توان با فعال کردن گیرنده RARb2 تحریک کرد، اما هیچ دارویی مناسب برای انسان ساخته نشده است. KCL-286، یک آگونیست RARb2 1 ، توسعه داده شد و در اولین مطالعه در انسان برای آزمایش ایمنی آن در انسان استفاده شد.

مطالعات برای تعیین محدوده دوز ایمن یک دارو با ارائه دوزهای کوچک به شرکت کنندگان قبل از افزایش تدریجی دوز ارائه شده طراحی شده است. محققان به دنبال هر گونه عوارض جانبی هستند و نحوه پردازش دارو در بدن را اندازه گیری می کنند. مطالعات چگونگی تعامل بدن با تجویز مکرر دارو را بررسی می‌کند و پتانسیل تجمع دارو در بدن را بررسی می‌کند.

محققان دریافتند که شرکت‌کنندگان می‌توانند با خیال راحت دوز ۱۰۰ میلی‌گرمی از KCL-286 را بدون عوارض جانبی شدید مصرف کنند.

نویسنده ارشد این مطالعه، گفت: “این اولین قدم مهم در نشان دادن قابلیت KCL-286 در درمان آسیب های نخاعی است. مطالعه روی انسان نشان داده است که دوز ۱۰۰ میلی گرمی که از طریق یک قرص تحویل داده می شود، می تواند با خیال راحت توسط انسان مصرف شود. امیدواریم اکنون تمرکز ما بر روی بررسی اثرات این مداخله در افراد مبتلا به ضایعات نخاعی باشد. نتایج این مطالعه پتانسیل مداخلات درمانی برای ضایعات نخاعی را نشان می دهد، و من به آنچه تحقیقات آینده ما خواهد یافت امیدوار هستم. منبع

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 41

این درد کلیه

هفته گذشته وقت داشتم بیمارستان بستری بشم جهت خارج کردن فنر بین کلیه تا مثانه.

اولین قدم برای رفتن به بیمارستان این بود که باید پنجشنبه زنگ میزدم به سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین جهت درخواست سرویس رفت و برگشت برای شنبه. روالش اینطوریه. متاسفانه همون اول مهمترین کاری را که باید انجام می‌دادم را یادم رفت. خلاصه با کلی استرس و تماس با مساعدت پرسنل زحمتکش سامانه، سرویس رفت انجام شد.

مشکل بعد، نبودن تشک مواج در بیمارستان بود، که اون هم با مساعدت پرسنل بخش ارولوژی وقتی در اتاق عمل بودم، مهیا شده بود.

در هنگام آماده شدن قبل عمل، دستیاران دکتر، در مانیتور روی دیوار، تصویر سیتی اسکن جدیدم را برسی می‌کردند و گزارش پزشک رادیولوژی را می‌خواندند و من شنیدم که می‌گفتند، DJD ستون فقرات مشهود است. دکترها هم داشتن روی تصویر ستون فقرات مانور می‌دادن و دیدم که دنبالچه به دنبال خودم منحرف شده و بقیه مهره‌ها هم‌ راحت و آسوده هرکدوم یک طرف مشغول بریک دنس بودند.

قرار بود که ۲۴ ساعته مرخص بشم، اما به دلیل تب و لرز مرخصم نکردن و ۲۴ ساعت در وقت اضافه به صرف سرم و آنتی‌بیوتیک ازم پذیرایی بنمودندی.

الان ۵ روزه که دارم روزی یک قرص آنتی‌بیوتیک میخورم. یسری دارو مسکن هم بهم دادن که مثل فشنگ نوک تیز و قد بلند هست، هرچی فکر می‌کنم، به راهی نمیرسم که موقع بلعیدنش تو گلوم گیر نکنه.

برای برگشت به خانه هم از قبل درخواست نداده بودم و باز با کلی استرس و تماس با مساعدت پرسنل زحمتکش سامانه، سرویس برگشت هم انجام شد.

پیآمد: تشکر فراوان ازخدمات ارزشمند پرسنل زحمتکش سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 12

تکمیل درمان

بفرموده دکتر چهارشنبه گذشته رفتم درمانگاه بیمارستان پیش دکترم، گفت: برو سی‌تی اسکن بیار ببینم اوضاع کلی کلیه‌ات یک ماه بعد عمل چطوره؟

رفتم سی‌تی رو انجام دادم و برگشتم مطب. دکتر سی‌تی را نگاه کرد و گفت: خوبه و شروع کرد به توضیح دادن که یه ذره سنگ ریزه مانده که اونم وقت خارج کردن فنر از کلیه‌ات، بیرون میاریمش. یهو دکتر چشمش به چیزی روشن شد و گفت: نه صبر کن، اشتباه شد. این سی‌تی شما نیست. دکتر درحالی که داشت سی‌تی منو می‌دید و برای رزیدنت ها توضیح می‌داد. یاد این مثال افتادم که برای یاد دادن نقش مکث در جمله بیان می‌کنند: دقت لازم نیست اعدامش کنید. گفتم: دکتر خدا چه رحمی کرد نمی‌خواستید کلیه طرف را دربیارید!؟ دکتر گفت: آره، شانس آوردی که وضع اونم مثل توست و فرق زیادی با هم ندارید.

دکتر گفت: برای خارج کردن فنر باید یک شب بیمارستان بمانی، الان بستری میشی یا شنبه؟ گفتم شنبه.

فردا ساعت نه باید بیمارستان باشم.

پیآمد: شاید گفتنم از داستان بیمارستان رفتنم برای عمل خارج کردن سنگ کلیه تکراری و خسته کننده شده باشه، اما هر بار که میرم بیمارستان به جهت آشنایی دوستان با مراحل تکمیل درمان مختصری از ماجرا را می‌نگارم.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 5

مکانی برای آشنایی و ازدواج

دختران و پسران دارای معلولیت زیادی سه‌‎شنبه‌ها به مرکز مهرآفرینان سرزمین سکوت مراجعه می‌کنند تا شاید بتوانند شریک زندگی خود را پیدا کرده و زندگی مشترک را شروع کنند. این مرکز برای پیدا کردن همسر به دختران و پسران زیادی چه دارای معلولیت و چه سالم خدماتی را ارائه می‌کند، البته در کنار این کار، خدمات دیگری در زمینه کلاس‌های آموزشی نیز دارد.

سه‌شنبه‌ها یکی از روزهایی است که دختران و پسران مجرد برای پیدا کردن همسر آینده خود به این مرکز مراجعه می‌کنند. افراد سالم و افراد دارای معلولیت زیادی در این مرکز پرونده تشکیل داده‌اند اما اکثر افراد حاضر در سه‌شنبه‌های ازدواج ناشنوا هستند؛ زیرا شناخت و اطلاعات آن‌ها در خصوص مرکز بیش از دیگران است و عملا بیشتر خدمات مرکز برای این افراد ارائه می‌شود. کانون مهرآفرینان سرزمین سکوت به محلی امن برای این ناشنوایان تبدیل شده که به گفته مدیر مرکز از ساعت ۷ و ۸ صبح دم درب حضور دارند تا بتوانند مشکلات خود را چه در زمینه ازدواج و چه موارد دیگر حل کنند. دنیای ناشنوایان محدود است. ناشنوایی معلولیتی نامرئی است که در جامعه دیده نمی‌شود. یک شخص شنوا به راحتی می‌تواند به خواستگاری دختر دلخواه خود برود اما افرادی که ناشنوا و کم‌شنوا هستند مشکلات زیادی داشته و بیشتر تمایل دارند با افرادی مانند خودشان ازدواج کنند که پیدا کردن این افراد در سطح جامعه بدون وجود یک واسطه سخت و تقریبا محال است؛ بنابراین این مرکز با هدف معرفی این دختران و پسران برای ازدواج ایجاد شده است.

پسآمد: حداقل دوازه سال پیش به نیاز مکانی برای آشنایی و ازدواج معلولین پرداختم. با کمی تلاش میشه مثلا پارک ملت هر شهر را برای این امر معرفی کرد

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 22

دکتر و رزیدنت‌هاش

به فرموده آقای دکتر دوهفته بعد عمل رفتم مطب دکتر جهت ویزیت.

دکتر احوال پرسی کرد و برام دوتا دارو نوشت که یکیش باعث خروج آب از بدن و افت فشار خون میشه. من در بهترین شرایط فشار خون ندارم وای به روزی که اون دارو را هم مصررف کنم. خلاصه خود درمانی کردم و اون دارو را مصرف نکردم.

به دکتر گفتم: دکتر دفعه قبل که از مطب برگشتم منزل در حال مرتب کردن پرونده‌ای بودم که آورده بودم خدمت شما، تو مدارک یه سونوگرافی دیدم که با خوندن گزارشش چهارستون بدنم لرزید. خوب که دقت کردم و دیدم مال یه مرد هشتاد ساله بوده که اشتباهی داخل پروندم شده بوده.

دکتر در راستای ماست‌مالیسیون اشتباه رزیدنت‌های کنارش گفت: چه حال خوبی پیدا کردی وقتی دیدی سونو مال تو نیست. گفتم: بله، واقعا خوشحال شدم.

دو هفته بعد باز هم باید برم دکتر.

پسآمد: در مورد تازه‌های تحقیقات و دستاوردهای نوین پزشکی پیرامون درمان آسیب و ضایعات نخاعی باید عرض کنم، خبرها همه تکراری هستن و خبر نوید بخش و هیجان انگیز جدیدی منتشر نشده است.

با آرزوی بهترین‌های دنیا برای همه دوستان گرامی.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 21

عمل سنگ کلیه

جمعه گذشته، بآلاخره بعد یک سال درگیری با سنگ کلیه، رفتم بیمارستان برای بستری شدن.  پذیرش سریع انجام شد و رفتم بخش برای بستری شدن. به پرستاری گفتم: من ضایعه نخاعی هستم و حتما باید تشک مواج داشته باشم وگرنه روی تشک معمولی پشتم به‌سرعت مبتلا به زخم بستر میشه. در کمال ناباوری و بهت، سرپرستار بخش گفت: ما تشک مواج برای مریض سرپایی نداریم. اگر از اورژانس اعزام می‌شدی می‌تونستیم بهت تشک بدیم. اگر خودت تشک داری برو بیار یا از بیرون تهیه کن.

من رسما چنار تو کوزم سبز شده بود و مغزم از بهت یخ زده بود. از طرفی همراهانم هرکدام چاره‌ای پیشنهاد می‌دادند.

بآلاخره رفتم دفتر مدیریت پرستاری بیمارستان و مشکل را مطرح کردم. فردی که اونجا بود گفت: نگران نباشید، تا شما برسید به بخش، تشک مواج براتون مهیا شده.

تشک فراهم شد اما درست بکار نیافتاد، از بالا باد می‌آمد و از پایین خارج میشد.

با اصرار پرستاران رفتم روی تخت و تشک که نتیجه‌اش خالی شدن باد تشک و فرو رفتنم در تشک بود. یکی از پرسنل اومد و یکم تشک را برسی کرد و گفت: دریچه تخلیه هوا باز بود که بستم. بنده خدا درجه‌های پمپ باد تشک را تا آخر زیاد کرد که تشک سریع باد بشه، اما نمی‌دونست که باید مجددا بیاد و درجه‌ها را کم کنه، به همین دلیل تشک مثل سنگ باد شد. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.

همراهم از پمپ باد تشک عکس گرفت و نشانم داد که درجه فشار باد و وزن بیمار را از حداکثر به حداقل تقلیل دادیم. حالا داستان این بود که هوا درسلول‌های تشک پر و خالی نمی‌شد‌ و تشک بادی یک سره بود، نه مواج. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.

به دلیل وجود عفونت در کشت ادرار، عمل از شنبه به دوشنه افتاد و در این مدت با چند داروی آنتی‌بیوتیک تحت درمان بودم.

ساعت ۱۰ و نیم روز دوشنبه بی‌هوشم کردن برای عمل لیتوتومی Lithotomy از راه مجرا و مثانه و حالب لیزر را به سنگ کلیه رساندن و خرد کردن سنگ ۳۱ میلیمتری و در نهایت قرار دادن فنر دابل جی از داخل کلیه تا مثانه. بعد از یک ساعت و نیم در اتاق عمل بودن ، ساعت ۱۲ در ریکاوری، به‌هوش آمدم.

قرار بود که روز بعد از عمل مرخص بشم ، اما به دلیل تب ، یک روز دیگه نگهم داشتند برای آنتی‌بیوتیک درمانی.

دو بار دیگه باید برم بیمارستان، یه بار برای سیتی اسکن و یک بار برای خارج کردن فنر.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 19

اثری از دوستی نخاعی

کتاب «سیراب از عطش» به خاطرات جانباز ۷۰ درصد «احمد شیروانی» می‌پردازد. این رزمندۀ داوطلب از سن ۱۵ سالگی عازم جبهه می‌شود و در عملیات مختلفی شرکت می‌کند. شیروانی دو بار مجروح می‌شود و از سال ۱۳۶۵ با عصا و با یک پای قطع شده به جبهه می‌رود و به دلیل تسلطش به زبان عربی، سال‌ها در واحد استراقِ‌سمع خدمت می‌کند. او در حال حاضر یکی از راویان قدَر و مسلط دفاع مقدس است و با بیان زیبا و لهجۀ شیرین اصفهانی‌اش خاطرات رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی را به نسل کنونی منتقل می‌کند.

نکته جالب این که رمضانعلی کاوسی نویسنده اثر، خود نیز جانباز قطع نخاع از ناحیۀ گردن است که به دلیل ضعف در دست‌ها و انگشت‌ها، تمام کلمات کتاب را تنها با انگشت سبابۀ دست چپش تایپ کرده است. او حدود شش سال برای پدیدآوردن این اثر تلاش کرده است. کاوسی پیش از این دو اثر به نام «سهم من از عاشقی» و «تیغ‌های گل رز» را در سوره مهر به چاپ رسانده است. در بخش پیش‌گفتار، نویسنده چگونگی آشناییش با احمد شیروانی را شرح می‌دهد و تاکید می‌کند بیشترین تمرکز کتاب بر زمانی است ‌که شیروانی در جبهه و بیمارستان حضور داشته است.

کاوسی معتقد است اگر خواننده مطالعه «سیراب از عطش» را آغاز کند، بعد از خواندن چند صفحه دیگر نمی‌تواند کتاب را رها کند و تا انتها پیش می‌رود. به گفته نویسنده، با توجه به فراز و نشیب روایت و گیرایی آن، «سیراب از عطش» می‌تواند سوژۀ خوبی برای فیلم‌سازان حوزه دفاع مقدس باشد. منبع

وبلاگ سلطان رمضانعلی کاوسی روزهای جانبازی

موقعیت ننه کتابی دیگر از دادا رمضان عزیز

بازدیدها: 75

کاشت رابط رایانه‌ای

شرکت نورالینک اعلام کرده است که اکنون درخواست‌های‌ داوطلبین انسانی را که مایل به کاشت رابط رایانه‌ای آزمایشی N۱ این شرکت در مغز خود هستند، می‌پذیرد.

اولین مطالعه انسانی نورالینک، به نام پرایم برگرفته از سرواژه‌های کلمات رابط دقیق رباتیک کاشته شده مغز و رایانه به زبان انگلیسی، توجه افراد مبتلا به فلج چهار اندام به دلیل آسیب نخاعی گردن یا اسکلروز جانبی آمیوتروفیک را به خود جلب می‌کند. آنها همچنین باید دستکم ۲۲ سال سن داشته باشند و یک مراقب ثابت و قابل اعتماد نیز داشته باشند.

ماسک در سال ۲۰۲۲ گفت که قصد دارد این دستگاه را در مغز خودش قرار دهد، اما بعید به نظر می‌رسد که او جزو اولین دسته از شرکت‌کنندگان در آزمایش باشد.

شرکت نورالینک که در سال ۲۰۱۶ تشکیل شد، در حال توسعه فناوری است که مغز انسان را با یک رابط رایانه‌ای ادغام می‌کند تا افراد مبتلا به بیماری‌های عصبی را قادر سازد با دستگاه‌های مختلف ارتباط برقرار کرده و آن‌ها را کنترل کنند.

به عنوان مثال، فردی که فلج است، به طور بالقوه می‌تواند از تلفن خود صرفا با تصور حرکت دادن دست‌هایش استفاده کند. با این حال، در دراز مدت، ایلان ماسکِ همیشه جاه‌طلب پیشنهاد می‌کند که این فناوری می‌تواند انسان‌ها را به «شناخت مافوق بشری» مجهز کند.

نورالینک می‌گوید که قبل از تلاش برای رسیدن به آن افق‌های دور، می‌خواهد از مطالعه پرایم برای ارزیابی ایمنی ایمپلنت N۱ و ربات جراحی R۱ استفاده کند.

همچنین عملکرد اولیه رابط مغز و رایانه خود را که افراد فلج را قادر می‌سازد تا دستگاه‌های خارجی را با افکار خود کنترل کنند، ارزیابی کند.

نورالینک در پستی در وبسایت خود توضیح داده است: در طول این مطالعه، ربات R۱ برای قرار دادن نخ‌های بسیار ظریف و انعطاف‌پذیر ایمپلنت N۱ در ناحیه‌ای از مغز که تصمیم برای حرکت را کنترل می‌کند، به‌ کار می‌رود. هنگامی که ایمپلنت N۱ در جای خود قرار گیرد، از نظر زیبایی ‌شناختی نامرئی است و برای ضبط و انتقال سیگنال‌های مغز به صورت بی‌سیم به اپلیکیشنی که تصمیم برای حرکت را رمزگشایی می‌کند، وابسته است.

این شرکت افزود که هدف اولیه رابط مغز و رایانه اعطای توانایی به افراد برای کنترل نشانگر یا صفحه کلید رایانه با استفاده از افکار است.

به گفته نورالینک مطالعه پرایم نشان دهنده گام مهمی در تلاش برای توسعه یک رابط مغزی برای ایجاد استقلال در افرادی است که نیازهای پزشکی برآورده نشده دارند.

نورالینک سال گذشته فیلمی از یک میمون با رابط مغزی رایانه‌ای منتشر کرد که در حال انجام بازی پونگ صرفا با فکر کردن در مورد آن بود. همچنین با استفاده از همین روش توانست نشانگر ماوس را حرکت دهد.

این شرکت به دلیل استفاده از حیوانات در تحقیقات خود با انتقاداتی نیز روبرو شده است، به رغم اینکه اصرار دارد که همیشه با احتیاط با آنها رفتار می‌کند. اوایل این ماه، ماسک به ادعاهایی مبنی بر اینکه از ۲۳ میمون دارای ایمپلنت ۱۵ مورد مرده‌اند، پاسخ داد و گفت: هیچ میمونی در نتیجه کاشت نورالینک نمرده است و افزود که در آزمایش‌های اولیه روی حیوانات از میمون‌های دارای بیماری لاعلاج استفاده کرده است.

شرکت‌های دیگر پیش از این فناوری مشابه نورالینک را توسعه داده‌اند. برای مثال، برین گیت به یک مرد فلج این امکان را داده است تا با تبدیل دستخط تصوری خود به متن، افکار خود را به اشتراک بگذارد.

اکنون هنوز روزهای اولیه برای نورالینک است، اما امید می‌رود که این فناوری روزی بتواند به ایجاد مزایای واقعی برای افراد فلج منجر شود یا حتی امیدهای بزرگ ماسک برای دستیابی به چیزی بسیار بزرگ‌تر را برآورده کند. منبع

پسینه: همیشه به همه گفتم، شما باید تا پایان عمر با شرایطی که دارید زندگی گنید و اصلا و ابدا اکنون خودتون را معطل آینده دور و نا معلوم نکنید.

بازدیدها: 67

۳۰ سال نخاعی بودن

آخرین بار که برای خلاصی از شر این مهمان ناخوانده‌ی مزاحم و نامحترم و آسیب رسان،(سنگ کلیه) اقدام کردم ، دکتر متخصص ، سی دی عکس سی تی اسکن شکم و لگنم را گرفت و مشغول برسی تصاویر شد و گفت: کلا هیچ چیزی اونطور که باید باشه نیست!؟ طحال خیلی بزرگ شده. روده بزرگ و پهن شده و راه دسترسی از پشت به کلیه را بسته. خود کلیه هم رفته بطرف پایین و توی لگن!؟

گفتم: دکتر این اوضاع حاصل ۳۰ سال زیستن با ضایعه نخاعی است.

 دکتر تایید کرد و گفت: با این شرایط تنها راه ازبین بردن این سنگ کلیه ، ورود از راه مجرای ادرار و خرد کردن سنگ با لیزر است ، که البته اون هم با توچه به حجم سنگ بنظر میاد نیاز باشه سنگ در سه مرحله و در سه عمل جراحی مجزا برداشته بشه.

دکتر گفت: البته هزینه‌ی عمل خیلی زیاد میشه. ولی می‌فرستمت پیش دکتر… در بیمارستان … کمی بالاتر از میدان ونک، اونجا بیمارستان دولتی هست. ممکنه وقت برای چند ماه دیگه بهت بدن، ولی هزینه‌هاش خیلی کمتره.

از دکتر پرسیدم: یعنی این سنگ تا چند ماه دیگه برام مشکل ساز نمیشه؟

دکتر گفت: نه موردی نداره.

پسوند: فعلا منتظرم تا برچ ۹ زمان ثبت نام بیمه تکمیلی دفترچه بیمه ما برسه، تا با پوشش بیمه‌ای خوب برم یه بیمارستان خوب عمل کنم.

بازدیدها: 92

عدالت

همه ما انسان‌ها در یک مسابقه مارتن با ۵۰۰ میلیون شرکت کننده، زرنگ‌ترین و خوشانس‌ترین شرکت کننده بودیم و تونستیم بعنوان برنده و قهرمان از خط پایان عبور کنیم و تبدیل به جنین بشیم.

وقتی زرنگ‌ترین و خوشانس‌ترین برنده‌ی مسابقه، جایزه و پاداشش، بشه زیستن با معلولیت شدید ضایعه نخاعی، وای به سرنوشته اون آخریآ!؟

بازدیدها: 68