تجربه و توصیه

یه چند وقته صبحانه نون با پنیر خیلی کم  و گوجه می‌خورم ، آخرشم یه چایی شیرین روش می‌خورم. خیلی میچسبه. البته نیمرو و املت و کله پاچه قطعا چسبشون بیشتره ، و درست به همین دلیل هر معلول کم تحرکی در خوردن اینا زیاده روی کنه ، خیلی زود کارش به تب و لرز و دل درد ناشی از سنگ صفرا و جراحی میکشه.

صبح تا شب مرتب آب و چای بخورید ، خیلی زیاد. شب تا صبح هر وقت از خواب بیدار شدید فوری هرچقدر که ممکنه آب بخورید تا دستگاه ادراری تون خشک نشه و املاح رسوب نکنن و گرفتار سنگ کلیه نشید.

مراقب باشید آخر سالی گرفتار سرماخوردگی نشید. که همه چیزرو کوفت آدم می‌کنه. اگر حس کردید گلو درد گرفتید، کافیه چهارتا دونه میخک را دونه دونه و ریز ریز بخورید. خیلی قوی هست و فوری گلودرد را خوب می‌کنه.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 15

پیاز بخور سرما نخور

خواص پیاز برای سرماخوردگی

خاصیت خلط آوری پیاز باعث می‌شود که این ماده غذایی تاثیر بسیار زیادی در درمان سرماخوردگی و هر نوع اختلال تنفسی دیگر داشته باشد. روغن سبک موجود در پیاز باعث راندن خلط از گلو شده و از ایجاد مجدد آن جلوگیری می‌کند. از دیرباز از پیاز به عنوان دارویی برای درمان سرفه، برونشیت، احتقان و عفونت متابولیسم استفاده می شده است. و نکته آخر اینکه برای جلوگیری از سرماخوردگی پیاز خام مصرف کنید.

مصرف پیاز برای دیابت

مصرف زیاد پیاز، باعث کاهش قند خود می شود؛ در نتیجه کسانی که با بیماری دیابت دست و پنجه نرم می کنند؛ بهتر است پیاز بیشتری مصرف کنند. بر اساس تحقیقات پزشکی، پیاز دارای یک ماده ای به نام «آلل پروپیل» است که باعث افزایش تولید انسولین در بدن و در نتیجه کاهش قند خون می شود. از سوی دیگر پیاز دارای ماده معدنی به نام «کرومیوم» است که باعث اثر بخشی بهتر انسولین در بدن می شود.

ته‌بندی: من هیچ وقت پیاز خام نمی‌خوردم، اما از سال گذشته بخاطر سرماخوردگی‌های مکرر و طولانیم، با غذا پیاز خام میخورم،

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 96

علامت‌های آلرژی و سینوزیت

ساعت ده شب زنگ زدم به دکتر متخصص اطفال(دختر خالمه). بعد سلام و احوال پرسی، گفتم: نمیدونم چرا چند ماه است که مرتب سرمامیخورم، هنوز خوب نشده دوباره سرمامیخورم، تازه از سرماخوردگی بدتر اینه که همش احساس میکنم توی یه زیرزمین نمور که توش پر از نفتالین باشه دارم نفس میکشم!؟ خانم دکتر گفت: اینها که میگی علامت‌های آلرژی و سینوزیت است. خانم دکتر یه شربت معرفی کرد و گفت: با خوردن شربت و شستشوی بینیت با آب‌نمک ایشالله خوب خواهی شد. بعد تشکر و خداحافظی، زنگ‌زدم به خواهرم و گفتم: فردا وقت برگشت از محل کارت (بانک) این دارو را برام بگیر و بیار. دست خواهرم طلا، او در شرایط عادی همه کار برامون میکرد، از وقتی هم که همسرم باردار شده زحمت او هم چند برابر شده. از کار که برمیگرده اول میاد و کمکم میکنه که بشینم رو ویلچر، هر وقت هم که بخوام میاد تا منو بذاره روی تخت.
نحوه کار برای از تخت به روی ویلچر رفتن اینطوریه:  ۱_ پشت تخت بیمارستانیم را ۹۰درجه میدن بالا. ۲_ مچ پام را میگیرن و بسمت لب تخت میکشن، البته همراه و همزمان با من، درست همان وقتی‌که خودم را با دست به لب تخت میکشم. ۳_ از لب تخت خودم را کج میکنم و اون دستم را که طرف خارجی تخته را روی دسته ویلچر میذارم و باز با فردی که مچ پام تو دستشه هماهنگ میرم روی ویلچر، شخص کمک کننده اینجا کف پام را زمین میذاره.

نحوه کار برای از روی ویلچر به روی تخت رفتن اینطوریه: ۱_ شخص کمک کننده مچ پاهام را میگیره و پاهام را از حالت خمیدگی زانو خارج میکنه و اونها را موازی با زمین و تخت نگه میداره. ۲_ من یه دستم را میذارم رو تخت و دست دیگرم را میذارم روی دسته ویلچر و با هماهنگی و کشش فرد کمک کننده خودم را میکشم بالای تخت. اگر شخص کمک کننده پاهام را تا وسط تخت نکشه، من بین راه و سر تخت گیر میکنم.
پسوند:
 روی دارویی که خانم دکتر تجویز کرده نوشته این دارو خواب آور است و هنگام استفاده از این دارو از انجام کارهایی که نیازمند هوشیاری است جدا پرهیز کنید.  واقعا هم بسیار زیاد خواب آورست، با خوردن اولین قاشق از این دارو روی ویلچر داشت خوابم میبرد، یه ساعت پیش هم ازش خوردم و الان دارم میــــــــــــــــــرم.

بازدیدها: 39

خود درمانی

سه هفته در حالت‌های مختلف سرماخوردگی: فین فین، گلودرد و سرفه با ریه‌های پر بسر میبردم، انواع دارو را خوردم، اما بهبودی کامل و مطلوب حاصل نشد. بآلآخره به توصیه‌ی دوستان و آشنایان رفتم داروخانه و ازش آمپول دگزامتازون گرفتم و آوردم خانه و همسرم تزریقش کرد توی باسنم. متاسفانه متوجه درد ورود هرگونه جسم خارجی از جمله انواع آمپول به داخل عضله باسنم نمی‌شوم، و این از عوارض آسیب نخاعی‌ست. خوشبختانه کلیه‌ی علائم بیماری با آمپولی که زدم خیلی سریع رفع شد. آمآااااا، متاسفانه با مشکلی مواجه شدم که اساسی رفته رو اعصابم و بدجوری برام شده قوزه زیر قوز. داستان از این قراره که تازگی‌ها: یکی دو ساعت بعد غذا دل و روده‌ام پر از گازهای پر صدا میشه و شکمم اندازه یه توپ بسکتبال ورمی‌قلنبه. قرص دایمیتیکون قرصی جویدنیه که روی غذا میخورنش و معمولا خوب جواب میده، اما این دارو اصلا روی من تاثیر نگذاشت.
پسآمد:
 یکی از دوستان برام پیام گذاشته بود که: خواستم در جشنواره وبلاگ نویسی که موسسه نیکوکاری رعد گذاشته شرکت کنید مهلتش تا ساعت ۱۲ شب امشب یعنی پنج شنبه است. من هم رفتم و ثبت‌نام کردم. اسم و آدرس و شماره‌ی تلفن و کفش و عینک پیشینم را هم ازم گرفتن.

مددکاری اجتماعی

قسمتهای روده بزرگ

باد گلو، گاز روده‌ها، نفخ

بازدیدها: 834