علامت‌های آلرژی و سینوزیت

ساعت ده شب زنگ زدم به دکتر متخصص اطفال(دختر خالمه). بعد سلام و احوال پرسی، گفتم: نمیدونم چرا چند ماه است که مرتب سرمامیخورم، هنوز خوب نشده دوباره سرمامیخورم، تازه از سرماخوردگی بدتر اینه که همش احساس میکنم توی یه زیرزمین نمور که توش پر از نفتالین باشه دارم نفس میکشم!؟ خانم دکتر گفت: اینها که میگی علامت‌های آلرژی و سینوزیت است. خانم دکتر یه شربت معرفی کرد و گفت: با خوردن شربت و شستشوی بینیت با آب‌نمک ایشالله خوب خواهی شد. بعد تشکر و خداحافظی، زنگ‌زدم به خواهرم و گفتم: فردا وقت برگشت از محل کارت (بانک) این دارو را برام بگیر و بیار. دست خواهرم طلا، او در شرایط عادی همه کار برامون میکرد، از وقتی هم که همسرم باردار شده زحمت او هم چند برابر شده. از کار که برمیگرده اول میاد و کمکم میکنه که بشینم رو ویلچر، هر وقت هم که بخوام میاد تا منو بذاره روی تخت.
نحوه کار برای از تخت به روی ویلچر رفتن اینطوریه:  ۱_ پشت تخت بیمارستانیم را ۹۰درجه میدن بالا. ۲_ مچ پام را میگیرن و بسمت لب تخت میکشن، البته همراه و همزمان با من، درست همان وقتی‌که خودم را با دست به لب تخت میکشم. ۳_ از لب تخت خودم را کج میکنم و اون دستم را که طرف خارجی تخته را روی دسته ویلچر میذارم و باز با فردی که مچ پام تو دستشه هماهنگ میرم روی ویلچر، شخص کمک کننده اینجا کف پام را زمین میذاره.

نحوه کار برای از روی ویلچر به روی تخت رفتن اینطوریه: ۱_ شخص کمک کننده مچ پاهام را میگیره و پاهام را از حالت خمیدگی زانو خارج میکنه و اونها را موازی با زمین و تخت نگه میداره. ۲_ من یه دستم را میذارم رو تخت و دست دیگرم را میذارم روی دسته ویلچر و با هماهنگی و کشش فرد کمک کننده خودم را میکشم بالای تخت. اگر شخص کمک کننده پاهام را تا وسط تخت نکشه، من بین راه و سر تخت گیر میکنم.
پسوند:
 روی دارویی که خانم دکتر تجویز کرده نوشته این دارو خواب آور است و هنگام استفاده از این دارو از انجام کارهایی که نیازمند هوشیاری است جدا پرهیز کنید.  واقعا هم بسیار زیاد خواب آورست، با خوردن اولین قاشق از این دارو روی ویلچر داشت خوابم میبرد، یه ساعت پیش هم ازش خوردم و الان دارم میــــــــــــــــــرم.

۲۶ نظر

  1. Mona ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۱:۰۰ ب.ظ

    سلام علیکم، خدا رو شکر خواهر هستند که به همسرتون و شما کمک می کنن
    چقدر سخت بالا و پایین میرید!
    روزی چند بار این کارو باید انجام بدین؟
    اسم بچه چى شد؟:)
    در پناه خداوند باشید…

  2. نسرين ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۲:۴۹ ب.ظ

    سلام اقا مهرداد
    شما هفته اى یک پست مى زارید ، من روزى دوسه بار سر میزنم،
    منتظر قدوم متبرک نى نى خوشکل هستم
    استرس و اضظراب هم تشدید میکند سرماخوردگى رو( بنده متخصص بزرگسالانم)
    شما مواظب خودتون باشید، از حالا به بعدش به عهده خانم است،
    انشالله که به سلامتى به دنیا میاد و به همراه خودش شادى و سلامتى را براى خانواده مى اورد
    به خانم عزیز سلام مارا برسانید

  3. محمود ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۳:۲۲ ب.ظ

    سلام مهرداد جان منم سه سال بعد تصادف الرژی گرفتم که اوایل مثه شما همش عطسه میکردم که فکر کردم سرما خوردم و رفتم دکتر عمومی ازش خواستم چند تا پنی سیلین تجویز کنه فردای اون روز یه امپول زن اومد که پنی سلینها رو تزریق کنه پنی سیلین خوردن همراه شد با احساس به پایان رسیدم زندگیم صدای عجیبی مشنیدم از همه اعضای خانواده خواستم بیا کنار تختم که واسه اخرین بار ببینمشون تو دلم از خدا خواستم که یه بار دیگه فرصت زندگی به من بده و یواش یواش بهتر شدم
    درباره الرژی باید بگم سیر پیاز گردو غبار و بعضی از غذا ها باعث تشدیدش میشه احتمالا بعد از مدتی مثه من بینی شما کیپ شه که قرص لوراتادین خیلی خوبه
    راستی قرص کوتریمکسازول احتمالا یکی از دلایل الرژی هست

  4. زهرا ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۳:۲۲ ب.ظ

    سلام خوب لالاکردین حتما هههههه

    دست خواهرتون طلا انشاله همیشه خوشبخت وموفق باشه ازین خواهرشوهراا کم پیدا میشه آفرین

  5. قــــــــــــدرت ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۳:۴۱ ب.ظ

    سلام
    داشم بعد اینهمه تجربه مجربه هنو خودت نمیتونی بری رو تخت؟؟؟
    عی عی عی، افت داره داش!
    تو خونه هم رو ویلچر برقی میشینی یا از این معمولیا؟
    اول باس کناره های ویلچرو بکنی بندازی دور
    دویوم باس بدی پای تختت رو اگه بلنده کوتاه کنن و اگه هم کوتاهه بلند کنن که مماس ویلچر بشه
    سیوم باس کناره های تخت رو هم بندازی بره دور
    چارم باس با ویلچر که رفتی بغل تخت اول خودت پاهاتو ورداری بذاری رو تخت و بعدش خودتو بکشی رو تخت
    واسه سوار ویلچر شدن هم برعسکش

    دیدی کاری نداشت؟

  6. طیبه ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۳:۴۸ ب.ظ

    سلام مهرداد خان
    امیدوارم زودِ زود خوب شید. 🙂
    هرچند باید با سینوزیت بسیار مدارا کرد مخصوصا با رسیدن کولر!!!

    خدا خانواده ما نخاعیا رو سلامت داشته باشه که همه شرمنده شون هستیم!

    وقتی مطالبی که توش شرح میدید چطور کاریو انجام میدید میخونم، کلی تصویرپردازی ذهنی میکنم و با روش خودم مقایسه میکنم!!
    با تشکر از شما که تجریباتتون رو در اختیار همه قرار میدید:)

    راستی موناجون در مورد اسم نوشتن منم یادم اومد پیشنهاد ندادم اسمو
    هیراد(کسیکه چهره ای شاد و خوشحال دارد)، هم زیباست هم به اسم شما شباهت وزنی داره و هم معنی خوبی داره.(خواستم معنیشو از یه سایت دیگه هم سرچ کنم اما نت یاری نمیده؛ امیدوارم همین صحیح باشه)

    سلامت و شاد باشید

  7. سارا ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۴:۱۰ ب.ظ

    سلام
    ببخشید قصد فضولی ندارم
    ولی واقعا شما فکر اینو کردید چقدر اختلاف سنی با فرزندتون خواهید داشت؟
    فکر اینو کردید وقتی اون جوون بشه چقدر اختلاف سلایق با همدیگه دارید؟

  8. نازنین ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۴:۴۷ ب.ظ

    وای من عاشق این خابی هستم که بعد از این داروهای خاب آور میاد سراغ آدم. ینی قشنگ جان به جان آفرین تسلیم میکنم! خیلی خوبه
    البته یه بار یادمه امتحان داشتم و سرماخورده بودم داغون بعد کلد استاپ خوردم و خوابیدم امتحانمو گند زدم!البته بعد که نتیجه رو از دوستام شنیدم دیدم اونام که بیدار بودن گند زدن!

  9. زهرا ۱۳۹۲-۰۲-۲۷، ۱۱:۰۷ ب.ظ

    سلام دوباره سارا خانم اختلاف سلیقه نداشته باشند غیر طبیعیه ..این چه حرفیه؟ اختلاف سنی شون هم نرماله …مهم اینه که فرزند سالم و صالح باشه عاقبت به خیر بشه والا کدوم پدر و پسریه که سلیقشون عین عین هم باشه

  10. نسیم ۱۳۹۲-۰۲-۲۸، ۷:۵۲ ق.ظ

    سلام از خواهرتون تشکر میکنم به همسرتان سلام برسانید

  11. یلدا ۱۳۹۲-۰۲-۲۸، ۱۱:۰۷ ق.ظ

    این آلرژیا فصلیه.زیاد نگرانش نباشین.ایشالا زودتر خوب بشین

  12. نرگس ۱۳۹۲-۰۲-۲۸، ۱۱:۵۶ ق.ظ

    سلام
    آفرین بر شما که خواهر به این خوبی دارید.
    در کنار همسرتان شاد باشید.

  13. پارمیدا ۱۳۹۲-۰۲-۲۸، ۹:۰۷ ب.ظ

    سلام آقای زندی!
    منو یادتون میاد که بهم گفتین لوس! من پارمیدا هستم که ۳ سال پیش د ر مورد ویلچیر میرا باهم صحبت کرده بودیم . اون موقع من واقعا لوس بودم یادتون هست که…البته شما خیلی شجاع بودین که بهم گفتین! آقای زندی عزیز من چند ماه بعد سر سفره عقدم براتون دعا کردم که شما هم به لطف حق داماد بشید و وقتی اینجا خوندم بسیار خوشحال شدم و تبریکات فراوان منو با تاخیر بپذیرید.به دلیل پدر شدنتون هم تبریک دوم رو میگم و تبریک سوم به مناسبت پیدا کردن همسر عزیزتون هست که از تعریفات شما در پست ها مشخص هست که بانوی صبر و مهربانی هستند.من به دلایلی خیلی دیر متوجه ای داستانها شدم و دروغ نگم آقای زندی نشد که وبلاگتون رو دنبال کنم اما الآن که همه رو باهم خوندم بسیار خوشحال شدم براتون و شادباش صمیمانه عرض میکنم هم از طرف خودم هم از طرف همسرم.امیدوارم همیشه شاد وسلامت باشید.شما-همسر گرامی و فرزندتان.

    با بهترین آرزوها-پارمیدا توکلی

  14. مهدی ۱۳۹۲-۰۲-۲۸، ۱۱:۴۵ ب.ظ

    سلام برام جای سواله مگر بازوهات و دستهایت قدرت نداره خودتو بکشی روی تخت یا برعکس…؟بیا وب جواب بده لازمه

  15. افشين ۱۳۹۲-۰۲-۲۹، ۹:۵۷ ق.ظ

    پیغام شما بصورت خصوصی ارسال شد .
    سلام
    اقا مهرداد از آشنایی با شما و وبلاگ تون خوشحالم میخواستم ببینم اگر بخواهیم بیشتر راجع به خودمون خصوصی تر صحبت کنیم شما وقت دارید چون من درگیر یه موضوعی هستم و احتمال میدهم که با آشایی با شما بتوانم نتیجه بهتری بگیرم

    منتظر جواب شما هستم

  16. ahmadali ۱۳۹۲-۰۲-۲۹، ۱۰:۲۳ ق.ظ

    من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
    قفسم برده به باغی دل من شاد کنید

  17. رها ۱۳۹۲-۰۲-۲۹، ۱۰:۲۷ ق.ظ

    آفرین چه خواهر خوبی دستشون درد نکنه.
    امیدوارم حساسیت نباشه و با همین داروها درمان شین
    جدیدا یکی از بستگان دورمون بر اثر تصادف قطع نخاع شد. جوان با نشاطی بود و در زمینه درسی هم موفق.خواهرم مهسا از بی قراریش و گریه هاش که تمام فامیل رو درگیر خودش کرده تعجب می کرد . کمی از مشکلاتی که اینجا خونده بودم برا مهسا تعریف کردم . بعضی از مشکلاتی که ما هیچ وقت بهشون فکر نمی کنیم …
    شاد باشید[گل]

  18. اسماعیل ۱۳۹۲-۰۲-۲۹، ۵:۱۷ ب.ظ

    سلام وقت بخیر..انشاالله که خوب ودر صحت کامل باشی………

    عجب طرفدار داری حاجی…بالای تختت نمیتونی اهرم نسب کنی .دیگه اینطوری

    به سختی روتخت یا ازویلچر استفاده بکنی بدون هیچ مشگلی….؟؟؟؟
    امید است است روزگار خوشی داشته باشی در کنار عیال مربوطه..همشیره دلسوزت

    ……….انشاالله……….

  19. نیلوفر ۱۳۹۲-۰۲-۳۰، ۵:۴۳ ب.ظ

    سلام آقای پدر 🙂
    آقا مهرداد عزیز بلا دور باشه و امیدوارم با همین شربت حال و احوالتون خوب ِ خوب شه دوباره…

    دست ِ خواهرتون درد نکنه… خواهرا کلاً خیلی خوب و مهربونن… خدا حفظشون کنه ایشالا

    امیدوام تا اومدن ِ نی نی کوشولو سلامتی ِ خودتون رو بدست آورده باشین…

    به مهربون همسرتونم خیلییییییییییییی سلام برسونین… 🙂

    سلامت و شاد و موفق باشین

    در پناه ِ خوبیهای خدای مهربون

  20. کاوسی ۱۳۹۲-۰۲-۳۱، ۱۲:۲۴ ق.ظ

    سلام دادا مهرداد
    ماشاالله شما زرنگ هستید. من که چند ساله برای رفتن از روی ویلچر به تخت و بالعکس از بالابر استفاده می کنم.

  21. منامامان الینا ۱۳۹۲-۰۲-۳۱، ۱۲:۵۴ ب.ظ

    سلام خوب هستید ؟
    من از نظری که توی وبلاگ صبا گذاشته بودید آدرس اینجا را پیدا کردم
    و نوشته بودید که مشکلی که به اون دچار شدی بخاطر کاردرمانی بدی بوده که داشتید
    دختر منم الینا ۱۷ ماهشه بخاطر ابتلا به تشنج یا همون صرع کودکان دچار تاخیر حرکتی شده و بهمین خاطر نیاز به کاردرمانی داره
    البته زیاد با کار درمانش همکاری نمیکنه
    نظر شما را که خوندم نگران شدم
    ببخشید اگه میپرسم چون منم مادرم و نگران دخترم میخواستم بپرسم منظورتون چی بود که بخاطر کاردرمانی دچار مشکل شدید؟
    میشه لطف کنید و بیاید توی وبلاگ الینا و برای من توضیح بدید؟

  22. افشين ۱۳۹۲-۰۲-۳۱، ۱:۳۰ ب.ظ

    سلام بر دوست عزیزم مهرداد جان
    داشتم مطالب وبلاگ شما را می خواندم اون قسمتی که نوشتی “امیدوارتر از همیشه ” خیلی جالب بود اول اینکه امیدوارم این کار توسط دانشمندان هر چه زودتر صورت بگیره که همه بیماران ضایع نخاعی از جمله شما به سلامت اولیه برگردید ثانیا نوشته بودی که این دوست شما که از طریق اینترنت با شما آشنا شده بود حس خاصی داشته راستش تو اینقدر مخلصانه و شیرین وقایع زندگی ات را نوشته ای که من هم هنوز یک هفته نشده یه حس خوبی به شما پیدا کرد ه ام امید دارم این ارتباط و دوستی بیشتر و صمیمی تر بشه
    در پناه ایزد منان شاد و سرافراز باشی

  23. نیلوفر ۱۳۹۲-۰۳-۱، ۷:۴۰ ق.ظ

    سلام بابا مهرداد عزیزم

    نه بابا من برای شما و خانومتون و نی نی کوشولوی تو راهیتون هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم

    شاد و سلامت و موفق باشین بابا مهرداد و به مهربون همسرتون سلام برسونین

    🙂 [گل] [گل] [گل]

  24. پویان ۱۳۹۲-۰۳-۲، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    آنان که علی را چو خدا پندارند………………..کفرش به کنار عجب خدایی دارند
    در هوهوی مستانه و در وقت دعا……………..پیمانه به کف عجب صفایی دارند

  25. دیبا ۱۳۹۲-۰۳-۳، ۱۲:۱۰ ق.ظ

    سلام علیکم بابا ….
    میلاد حضرت علی علیه السلام ، شاه مردان وخدمت شماوخانواده محترم تبریک میگم انشالله سلامت وخوش باشید

  26. زهرا ۱۳۹۲-۰۳-۳، ۱:۴۲ ق.ظ

    سلام میلاد حضرت علی علیه السلام و روز پدر را بهتون تبریک می گم

نظر شما