و ریای من

میگن: دنیا خیلی کوچیکه، اونقدر کوچیک که همه چیز مستقیم بهم ربط پیدا میکنه، حتی فکر و احساس آدم‌ها، چه برسه به رفتار و کردارشون. میگن: اگه تو به یک نفر فکر کنی او هم به تو فکر میکنه، اگه جمعی را دعا کنی اون جمع هم برای تو دعا میکنن. اینکه میگن: آدم از هر دستی بده با همون دست پس میگیره یه جورایی مصداق کلام بالاست، آمآاا، من سال‌ها بدون آنکه با دستی داده باشم مشغول پس‌ ‌گرفتن بودم. همیشه دلم می‌خواست من هم از اون دست بدم، اما گویا اون دست، کار راه بندازی نبود که من را تشویق به دادن کنه. حالا هزاران بار خدای بزرگ را شکر میکنم که لطفش بازهم شامل حالم شد و فرصتی بهم داد تا بتونم بآلآخره اندکی از بده‌کاری‌هایی را که به خودم و خودش داشتم را جبران کنم و از اون دست بدم. خدا عمری بهم بده حتما باز هم بار خودم را سبک میکنم.

ته‌بندی: سال‌هاست که بدهکار پول و عمر و جسم و جان و معرفت و لطفی هستم که خانواده‌ام دارن بی‌دریغ خرجم میکنند و این واقعا جبران شدنی نیست.

بلاگفا گندزده با این سیستم کد خواستن برای کامنت گذاشتن. من ترجیح میدم برای دوستان بلاگفایی ایمیل بدم تا اینکه کامنت بدم.

وبلاگ دوستی که از مادر قطع نخاعش نگهداری میکنه را بخونید

از تو می‌پرسند: علی کریمی، پوشیدن لباس تیم ملی فوتبال با مربیگری علی دایی، بدتر از سالها اسارت جوانان رزمنده در زندان‌های عراق بود؟!

یک دیدگاه برای ”و ریای من

  1. سلام بر تو مهرداد عزیز .
    مرسی از لطفت در مورد لینک وبلاگ .
    در مورد این میلغی که دادی .این نشان دهنده روح بزرگ تو است .
    امیدوارم همیشه شاد و وفق باشی .

  2. سلام آقا#flower
    چه کار خوبی کردی دستت درد نکنه و چه کار بهتری که نشون ما دادی!
    چه امضاء شیکی داری بابا!#applause

  3. از نظر من اگر انرا مستقیم به یک یا چند معلول نیازمند میدادی بهتر بود تا اینکه به بهزیستی بدی و اونجا هم برای راحتی خودشون پول را بدهند کولر گازی درجه یک بگزاردند داخل اتاقشون

  4. آقا مهرداد عزیز . وقعا خوشحالم که هنوز هستند کسانی که اینگونه بیدریغ و بی‏توقع برای کمک به دیگران از جا بلند می‏شوند با وجودی که حتی خود زندگی پر از مشکلی دارند . هرچند که مشکل مادی نداشته بلاشی ولی همین که با وجود درگیریهای ذهنی و جسمی میتونی به مشکلات دیگران هم بیاندیشی و برایشان اقرامی کنی خیلی با ارزشه.
    فقط گلایه‏ دوستانه‏ای که ازت دارم اینه که چطور با وجود بی برنامه‏گی ها و حیف و میل های شدید که در این سازمان هست پول را مستقیم به حساب سازمان واریز کردی. نزدیک چند ماه است که برای ساختن آسانسوری در مرکز معلولین ورامین مشغول جمع‏آوری کمکهای دوستان هستم . این مرکز تحت پوشش بهزیستی است و اگر دوست داشته باشی میتونیم این بار که با دوستان برای بازدید میریم همراهمان باشی و ببینی که این ساختمان ۳ طبقه که تازه ساز هم هست آسانسور ندارد و بچه‏ها و بزرگترها چطور خود را چهار دست و پا به طبقه‏سوم میرسانند . و بهزیستی به دلیل نداشتن بودجه حاضر به هیچ نوع کمکی در این زمینه نیست . و یا اگر به پرورشگاه ورامین که ۲۷ بچه ریز و درشت را سرپرستی می‏کند و بچه‏ها همگی شاگرد اولهای کلاس خود هستند ناز و شاداب و مودب و هزینه ای که بهزیستی به این مرکز تحت پوشش خود میدهد فقط برای صبحانه‏ی سه ماه آنان کفاف میدهد نه بیشتر و به آنها اعلام شده بقیه هزینه ها را از کمکهای مردمی نامین کنید آنوقت فکر نکنم به این راحتی حاضر بودی پول بی زبان را به این حساب واریز کنی. البته که نمیخواهم بد قضاوت کنم حتما آنها نیز محدودیتها و اولویت های خود را دارند ولی فقط می‏خواستم دوستانه بهت پیشنهاد کنم که اگر دوست داشته باشی میتوانی برای کمکهای بعدی به این دو مرکز کمک کنی و خودت هم از اینجا بازدید کنی. این کمکها میتواند سرنوشت این بچه ها را عوض کند و باورت نمیشود که اینجا در چندکیلومتری پایتخت است و این وضع را دارد چه برسد به استانهای دورافتاده و محروم‏تر
    در هر صورت کارت زیبا بود و امیدوارم شاد و پرمهر بمانی

  5. گاهی من میام به وبلاگتون…
    خیلی وقت بود آپ نمی کردین…
    چه آدم دست ودلبازی کاش خدا به ما هم بده تا ببخشیم…
    شما کجا کار میکنین؟

  6. سلام به اقا مهرداد گل
    بابا دست و دل باز نه باید بگم بابا مایه دار
    منم با حرف اقا وحید موافقم هیچ جایی نبود کمک کنی دادید به این بد زیستی البته خوب نیت شما مهمه که مطمئنا اجرش محفواظه براتون حالا اونا هر غلطی میخوان بکنن
    اصلا میومدی میدادی خود من ایکی ثانیه خرجش میکردم
    راستی اقا مهرداد یادمه یه بار گفتی عکس رنگی از مثانه گرفته بودی میشه توضیح بدی چطوریه . هزینش چقدره ؟
    در مورد نوار مثانه یه همچین چیزی درست نمیدونم در مورد اون هم توضیح بده. منتظرما
    خیلی مخلصیم#kiss

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.