هدایت الکتریکی

میدان الکتریکی می‌تواند برای هدایت سلول‌های بنیادی عصبی پیوند شده به مغز و انتقال آنها به جایگاه خاص مورد استفاده قرار گیرد. پروفسور مین ژائو به بررسی استفاده از میدان الکتریکی برای بهبود زخم‌ها پرداخته است. آنها نشان داده‌اند که بافت‌های آسیب دیده میدان الکتریکی ضعیفی را تولید می‌کنند که این میدان الکتریکی می‌تواند سلول‌ها را به منظور بهبودی به جایگاه آسیب بکشاند. یکی از نیازهای ضروری در زمینه طب بازساختی انتقال موثر و بی‌خطر سلول‌های بنیادی به جایگاه‌های آسیب بوده است و اینک به لطف این روش می‌تواند گامی رو به جلو برای حل این مشکل برداشت. سلول‌های بنیادی عصبی طبیعی قادر به تبدیل شدن به انواع بافت‌های مغزی هستند و می‌توان آنها را در نواحی عمقی مغز و در ناحیه تحت بطنی و هیپوکامپ مشاهده کرد. برای ترمیم آسیب مربوط به بخش قشری مغز، این سلول‌های بنیادی عصبی باید از فواصل دور(نواحی عمقی) به این ناحیه مهاجرت کنند. سلول‌های بنیادی پیوندی نیز باید مسیر مشابهی را طی کنند. در این مطالعه، ژائو و همکارانش سلول‌های بنیادی عصبی را در مسیر مهاجرتی روسترال قرار دارند که مسیری در مغز رت‌ها است که سلول‌ها را به سمت پیاز بویایی منتقل می‌کند. سلول‌ها در امتداد این مسیر تا حدی بوسیله جریان مایع مغزی نخاعی و مقداری دیگر بوسیله سیگنال‌های شیمیایی دریافتی منتقل می‌شوند. با بکار بردن میدان الکتریکی درون مغز رت‌ها، آنها مشاهده کردند که می‌توان سلول‌ها را در خلاف جهت مایع مغزی نخاعی و سیگنال‌های طبیعی و به سمت جایگاه آسیب منتقل کرد. مطالعات جانوری(رت) نشان داده است که سلول‌های بنیادی پیوند شده بعد از چند هفته هنوز در مکان آسیب وجود دارند. استفاده از چنین روشی می‌تواند سلول درمانی را تسهیل کند. منبع
پاورقی: دلیل اینکه ما نخاعی شدیم نداشتن ژن خوب است. اونایی که ژن خوب دارند، خانوادگی: رابطه‌‌ی هزارتو با مقامت دارند، دکترآاااا دارند، تا پایان عمر پست و مقام دولتی و خصولتی دارند، محافظ شخصی دارند، اتول دولتی دارند، سهام عمده‌ی کارخانه و پالایشگاه و پتروشیمی دارند. ویلا در لواسان و شمال و شاندیز و گردنه حیران و کیش و دبی و وگاس دارند، دارند، دارند، دارند و تا بشود دارند. آیا اینها نخاعی میشن؟

گسترش غیرقانونی درمان از طریق سلول‌های بنیادی

تعداد زیادی از بیمارستان‌ها در سراسر دنیا از خلاءهای قانونی برای نوعی تجارت که درمان با سلول‌های بنیادی نامیده می‌شود استفاده می‌کنند در صورتیکه هیچ شاهدی برای موثر و ایمن بودن آن وجود ندارد. صدها کلینیک خصوصی که در زمینه درمان بوسیله سلول‌های بنیادی فعالیت می‌کنند مدعی درمان بسیاری از بیماری‌ها مانند آرتروز، درد، ضایعه نخاعی، مالتیپل اسکلروز، دیابت و ناباروری است. از لحاظ تئوری این امر امکان پذیر است اما درستی آن در عمل هنوز به وضوح ثابت نشده است. به جای تایید مستقل نتایج، این کلینیک‌ها به اظهارات بیماران و ادعاهای بی پایه مبنی بر بهبودی بسنده می‌کنند و در نتیجه این کلینیک‌ها سلامتی بیماران را به مخاطره می‌اندازند. اغلب تکمیل فرم رضایتنامه از طریق بیمار نادیده گرفته می‌شود و به همین دلیل بیماران از لحاظ قانونی قادر به اعتراض به نتایج درمان نمی‌باشند. علاوه بر بار مالی ای که به بیماران تحمیل می‌شود، در طول مدت در طی دریافت سلول‌های بنیادی بی اثرو نامطلوب داروهایی برای تثبیت شرایط بیمار نیز استفاده نمی‌شود که خود باعث وخیم شدن شرایط بیمار می‌شود. گزارشات بسیاری مبنی بر نتایج نامطلوب دریافت سلول‌های بنیادی غیر استاندارد وجود دارد. برای مثال کور شدن سه خانم در آمریکا بدلیل دریافت سلول‌های بنیادین غیراستاندارد، فلج شدن فردی در اثر دریافت سلول غیر استاندارد برای درمان عوارض ناشی از سکته و مرگ خانمی‌ که از این روش برای درمان دمانس استفاده کرده بود. سایر موارد نامطلوب ایجاد شده باعث شد دولت آلمان مرکز X-cell و دولت ایتالیا بنیاد stamina را منحل کند. درحال حاضر تنها درمان با سلول‌های بنیادی مربوط به استفاده از سلول‌های بنیادی خون است که از مغز استخوان مشتق شده، خون محیطی (شامل سلول‌های خونی از قبیل گلبول سفید، گلبول قرمز وپلاکت‌ها) و خون بندناف است. در ۵۰ سال اخیر زندگی هزاران بیمار مبتلا به لوسمی، لنفومی، مالتیپل اسکلروز، بیماریهای نادر ژنتیکی، ایمنی و متابولیکی نجات یافت. انواع کمی ‌از سرطان‌ها و بیماریهای خودایمنی نیز می‌توانند از طریق سلول‌های بنیادی خون در طی شیمی‌درمانی استفاده شود. سلول‌های بنیادی دیگری همچنین می‌تواند برای پیوند پوست و قرنیه با موفقیت استفاده شود. سایر کاربردها در مرحله ابتدایی تحقیق یا در مرحله کارآزمایی بالینی است و هنوز استفاده از آن برای درمان قطعی نیست. منبع

طب سوزنی و سلولهای بنیادی

در مطالعه‌ای جدید محققین تصویر جامعی را ارائه داده‌اند که چگونه طب سوزنی الکتریکی مغز را تحریک می‌کند تا آزاد سازی سلولهای بنیادی را تسهیل کند و دیدگاه‌های جدیدی را در مورد ویژگی‌های بهبود بخش سلولهای بنیادی ارائه می‌کند. طب سوزنی الکتریکی شکلی از طب سوزنی است که از یک جریان الکتریکی کوچک برای تقویت طب سوزنی چینی استفاده می‌کند و سوزن‌هایی را در نقاطی از پوست فرد وارد می‌کنند. در این مطالعه بیش از ۴۰ محقق در آمریکا و کره جنوبی از این روش درمانی برای مطالعه روی سلولهای بنیادی استفاده کردند. آنها مجموعه‌ای از تست‌های آزمایشگاهی روی انسان، اسب و جوندگان انجام دادند و اثرات طب سوزنی الکتریکی روی مغز بررسی کردند. آنها مشاهده کردند که این امر منجر به آزادسازی سلولهای بنیادی مزانشیمی ترمیم کننده به جریان خون می‌شود. بسته به نوع گونه، طب سوزنی الکتریکی منجر به فعال شدن هیپوتالاموس ظرف مدت ۹ تا ۲۲ دقیقه می‌شود. سلولهای بنیادی ظرف مدت دو ساعت متحرک می‌شود. تحریک طب سوزنی روی این جانوران منجر به اثر سریعی روی مسیرهای آناتومیکی عصبی می‌شود که جایگاه تحریک در بازوها را به نورونهای پاسخ دهنده در طناب نخاعی و هیپوتالاموس مرتبط می‌کند. در عوض، هیپوتالاموس سیگنال‌های موجود را به نیچ سلولهای بنیادی هدایت می‌کند و منجر به آزادسازی آنهای می‌شود. محققین دریافتند که تیمار با طب سوزنی الکتریکی منجر به آستانه بالاتری برای درد ناشی از آسیب و هم چنین افزایش قابل توجه نوعی کلاژن می‌شود که ترمیم تاندون و سلولهای ضد التهابی را افزایش می‌دهد. این مطالعه نشان می‌دهد که این روش می‌تواند منجر به استراتژی جدیدی برای ترمیم بافت و مدیریت درد ناشی از آسیب‌ها شود. منبع

سلولهای بنیادی مشتق از چربی

سلولهای بنیادی مشتق از چربی منبع امیدوار کننده‌ای از سلولها را برای استفاده در جراحی پلاستیک و طب بازساختی را ارائه می‌دهند ولی برای اطمینان از بی‌خطر بودن و موثر بودن این سلولها در درمان بیماران انسانی نیاز به تحقیقات بیشتر است. محققین مطالعه بروز و جدیدی را در زمینه تحقیقات روی سلولهای بنیادی مشتق از چربی و استفاده بالینی از آنها  ارائه کرده‌اند. این سلولهای بنیادی نسبتا به راحتی از چربی جداسازی می‌شوند و سلولهای چند توانی هستند که قادر به تمایز به انواع سلولها هستند. این سلولهای بنیادی می‌توانند ایجاد عروق خونی جدید را افزایش دهند و هم چنین مجموعه‌ای از سلولهای سیستم ایمنی را تولید کنند که التهاب را بلوک کند. در واقع بسیاری از پزشکان این سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی را راه حل بسیاری از بیماری‌های صعب العلاج و ناهنجاری‌های آناتومیکی می‌دانند. دیگر هرچه تعداد مطالعات با استفاده از سلولهای بنیادی مشتق از چربی افزایش می‌یابد، نگرانی‌ها در مورد پتانسیل واقعی آنها در پزشکی افزایش می‌یابد. مطالعات بالینی مختلفی در سراسر دنیا با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی صورت گرفته است که عمده آنها در اروپا و کره بوده و در این میان تنها سه مورد مطالعه بالینی با استفاده از این سلولها در آمریکا صورت گرفته است. اغلب استفاده‌هایی که از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی صورت گرفته است در زمینه جراحی‌های زیبایی بوده است و بازسازی چربی بیماران با مشکلاتی مانند لیپودیستروفی بوده است. هم چنین به نظر می‌رسد این سلولهای بنیادی می‌توانند به بهبود زخم‌های صعب العلاج نیز کمک کنند. مطالعاتی هم بوده است که نشان داده است که این سلولهای بنیادی می‌توانند به تولید استخوان جدید برای جراحی‌های بازسازی کننده کمک کنند. نتایج اولیه و امیدوار کننده‌ای نیز برای استفاده از این سلولهای بنیادی مشتق از چربی برای درمان دیابت، مولتیپل اسکلروزیس و آسیب طناب نخاعی بدست آمده است. اگرچه بسیاری از این نتایج ترغیب کننده بوده است اما محققین تاکید دارند که همه این کاربردها و نتایج بدست آمده در مراحل ابتدایی و نوزادی شان قرار دارند. آمارهای غیر موثق نشان میدهد که تاکنون بیش از ۳۰۰ بیمار در سراسر دنیا با استفاده از پروتکل‌های غیر استاندارد، تحت تیمار با این سلولهای بنیادی مشتق از چربی درمان شده‌اند اما همان طور که گفته شد، برای رسیدن به قطعیت نیاز به مطالعات بیشتر است. منبع

معکوس‌سازی ضایعه‌نخاعی

سلولهای بنیادی اپندیمال می‌تواند فلجی مربوط به آسیب طناب نخاعی را معکوس کند. آسیب‌های طناب نخاعی می‌توانند اغلب منجر به فلجی فرد شوند و معمولا این نوع ناتوانی‌ها به صورت دائمی در می‌آیند. سالانه بیش از ۱۱ هزار نفر در آمریکا دچار مشکلات و آسیب‌های نخاعی می‌شوند که معمولا منجر به فلج شدن فرد به صورت دائم می‌شود. به دلیل این که استراتژی درمانی موثری برای این بیماری وجود ندارد، به نظر می‌رسد که این مشکل در زمره مخرب ترین آسیب‌های ترومایی باشد. در مطالعه‌ای که اخیرا محققین گزارش داده‌اند که فعال کردن سلولهای بنیادی و پیش ساز اپندیمال مشتق از طناب نخاعی آسیب دیده، با استفاده از مکانیسم‌های مربوط به سلولهای بنیادی اندوژن می‌تواند منجر به احیای عملکرد عصبی شود و در نتیجه فلجی ناشی از آسیب طناب نخاعی را معکوس کند. منبع

پیآمد: بنظر من خبر بالا خبر خوب و امیدوار کننده‌ای هست برای تکمیل شیوه‌ای از درمان آسیب نخاع که بتونه نخاع و اعمالش را بازسازی و بازیابی کنه.

پزشکان ایرانی بی‌اختیاری ادراری را درمان کردند

منبع سلول بنیادی عصبی

محققین ایتالیایی سلول‌های بنیادی جدیدی را کشف کرده‌اند که می‌تونند منبعی بالقوه برای نورون‌ها باشند. در این مطالعه جدید، محققین جمعیت جدیدی از سلول‌های بنیادی به نام سلول‌های بنیادی لپتومننژیال را کشف کرده‌اند که در مننژ قرار دارند که پرده‌ای است که سیستم عصبی مرکزی پستانداران را می پوشاند. سلول‌های بنیادی لپتومننژیال، سلول‌های نابالغی هستند که خودشان را حفظ کرده و به نورون‌های تهییج پذیر بالغ تمایز می‌یابند. نتایج این مطالعه که روی مدل‌های جانوری صورت گرفته است به چاپ رسیده است. محققین براین باورند که می‌توان از این سلول‌های مشتق از خود سیستم عصبی برای مبارزه با تروماهای طناب نخاعی، پارکینسون، الزایمر و MS استفاده کرد.منبغ

پسوند: چند روزی بود چرخ راست ویلچرم هنگام حرکت تپ‌تپ میکرد. دوستان اسپیشیالی نوشتن اشکال از ۴ذغال ۲موتوراست. متاسفانه با تعویض هم مشکل رفع نشد. گویا باید بفرستمش شرکت.

حال و روز مشترک در همه‌ی نخاعی‌ها

نگار قربانی، دختر جوانی است که به دلیل سانحه در پارک ارم دچار قطع نخاع شده. حالا او نه می‌تواند راه برود و نه قادر است دستانش را تکان دهد.

من هیچ کمکی حتی یک ریال از کسی نمی‌خوام، فقط بچه‌ام را سالم مثل روز اول به من برگردانند. دختر من الان ٢٧سالشه، اما مثل بچه‌ها، نیاز به مراقبت و نگهداری داره، این برای من خیلی دردناک است. اینها درددل‌های مادری است که به دلیل مراقبت و نگهداری از دخترش، سلامتی‌اش در معرض تهدید قرار گرفته و دستانش دیگر توان بلندکردن اشیا و رسیدگی به امور او را ندارند. نگار قربانی، دختر جوانی است که به دلیل سانحه در پارک ارم دچار قطع نخاع شده. حالا او نه می‌تواند راه برود و نه قادر است دستانش را تکان دهد.

اما ماجرا چه بود؟ یکی از شب‌های اردیبهشت‌ سال ١٣٩٣ نگار و دوستانش پس از گرفتن مدرک لیسانس و به‌دنبال آن شرکت در آزمون فوق‌لیسانس تصمیم می‌گیرند جشنی کوچک در پارک ارم برای خودشان ترتیب دهند، تا شبی خاطره‌انگیز را بگذرانند. اما بی‌تدبیری برخی مسئولان نه‌تنها جشن ۵ نفره‌شان را به‌هم ریخت، بلکه باعث تغییر سرنوشت نگار و خانواده‌اش شد.

نگار در مورد شب حادثه می‌گوید: من با ۵ تا از دوستام خوشحال و شاد از این‌که امتحانات لیسانس را به خوبی پشت‌سر گذاشتیم، تصمیم گرفتیم برای تفریح به پارک ارم بریم. در آن‌جا دستگاهی به نام موش دیوانه که هیجان زیادی داشت، توجه‌مان را جلب کرد و من به همراه دو دوست دیگرم، سوار این دستگاه شدیم. وقتی دستگاه بالا رفت، دقیقا جایی که قرار بود وارد ریل بشه، کابین ما مستقیم از بالا به پایین پرت شد. من به خوبی صحنه فرود دستگاه و اصابت آن با زمین‌ را به‌خاطر دارم که با سرعت با دستگاه به زمین سقوط کردم. مردم وقتی این صحنه را دیدند، وحشت‌زده سراغ ما آمدند و هرکسی چیزی می‌پرسید، یکی گفت اسمت چیه و وقتی دید می‌تونیم حرف بزنیم می‌گفت خب خدارو شکر زنده هستند. یکی دیگه می‌گفت پات‌رو تکون بده، گفتم نمی‌تونم گفت وامصیبتا و… اما من به دلیل این‌که حفاظ دستگاه را بسته بودم، از کابین به بیرون پرت نشدم و در دستگاه گیر افتاده بودم. اما دوستام خودشون از دستگاه بیرون آمدند که بعدا آتش‌نشانی من را از دستگاه جدا کرد.
انتقال به بیمارستان، پدر نگار درحالی‌که عکس‌های شب حادثه را نشان می‌دهد برایمان گفت که اورژانس نگار را به بیمارستان حضرت رسول‌اکرم منتقل کرد و به دلیل آسیب‌دیدگی زیاد مهره پنجم ستون مهره تحت عمل جراحی قرار گرفت، چون دکتر معتقد بوده این مهره آسیب کلی دیده و به جای آن باید پروتز گذاشته شود.
دست‌ و پای نگار حس و حرکت ندارد، هرچند پس از عمل جراحی، دکتر به خانواده نگار امیدواری می‌دهد که ما قبلا هم بیمارهای اینچنینی داشتیم و پس از ٢ماه توانسته‌اند راه بروند. پدر و مادر نگار هم با این امید که ظرف مدت زمان کوتاهی نگار بهبود می‌یابد، از کرج روانه تهران شدند و خانه‌ای نزدیک مراکز درمانی اجاره می‌کنند تا به‌راحتی بتوانند رفت‌وآمد کنند. اما با جود گذشت ٢‌سال و ٣ ماه از حادثه هنوز نگار نه می‌تواند راه برود و نه این‌که از دست‌هایش استفاده کند. هرچند کاردرمان‌ها و دکترهای فیزیوتراپ معتقدند پیشرفت‌های زیادی در تمام بدن و تک‌تک عضلات نگار به‌وجود آمده ولی او هنوز نمی‌تواند حتی بنشیند. گردن نگار بسیار محدود امکان حرکت دارد طی حادثه به دلیل شکستگی دنده‌ها، نگار مشکلات تنفسی پیدا می‌کند. با وجود آسیب‌دیدگی مهره یک و دو گردن و مهره سینه‌ای به‌دلیل مشکلات تنفسی، پزشکان اجازه عمل جراحی و ترمیم این مهره‌ها را ندادند و گفتند خودشان جوش خورده‌اند که این باعث شده گردن نگار تا زاویه محدودی بچرخد. پدر نگار که طی این ٢‌سال کار خود را از دست داده و به همراه مادر تمام‌وقت‌شان را به مراقبت از او اختصاص داده‌اند، در پاسخ به این سوال که چرا پرستار برای نگار نگرفتید، می‌گوید: تلاش کردیم از بهترین موسسات برای نگار پرستار بگیریم، زیرا او به مراقبت تمام‌وقت نیاز دارد. هیچ پرستاری حاضر به نگهداری از نگار نیست و ما در این مدت در رابطه با پرستار تجربه تلخی داریم، چون هر پرستاری هم که می‌آمد، پس از مدت کوتاهی با عذر و بهانه، دیگر حاضر به پرستاری از نگار نبود.
حمام‌گرفتن بسیار سخت است، نگار در مورد این مشکل می‌گوید: بدن من سنگین و لخت است برای همین هرکسی نمی‌تواند از پس کارهایم بربیاید برای مثال برای حمام رفتن مشکل زیادی دارم، چون چند نفر باید من‌رو نگه دارند تا نیفتم برای همین مشکل لیز و زمین‌خوردن و… وجود داره. همه فکر می‌کنن کسی که دچار آسیب نخاعی شده فقط روی ویلچیر می‌نشینه، درحالی‌که من نه حرکت دارم، نه حس، نمی‌توانم خودم را نگه دارم. نگار هیچ حرکتی ندارد و برای کوچکترین حرکتی محتاج دیگران به‌خصوص پدر و مادرش است. پدر او در این‌باره می‌گوید: با وجود این‌که من در جوانی ورزشکار بودم اما به سختی می‌توانم نگار را بلند کنم. برای بردن او به مراکز کاردرمانی با مشکلات زیادی روبه‌رو هستیم و چندین بار نگار از دستم به زمین افتاده.
هرچه نیاز بود پزشکان ایرانی انجام دادند، وی در پاسخ به این سوال که از دکترهای خارج از کشور هم درمورد نگار مشاوره‌ای گرفتید، توضیح داد: بله. یکی دوستان ما در آمریکا مرکز فیزیوتراپی دارد. ما مشکل نگار را برای او توضیح دادیم و تمامی اقداماتی را که پزشکان روی او انجام داده بودند نیز شرح دادیم. او هم گفت همان کارهایی که در ایران انجام شده، بهترین اقدامات پزشکی بوده. ما هم در آمریکا برای افرادی مانند نگار همین اقدامات را انجام می‌دهیم. فقط شاید ابزارهایمان پیشرفته‌تر باشد.
پرداخت هزینه‌های درمانی نگار، پدر نگار در پاسخ به این سوال که آیا پارک ارم و مسببان حادثه هزینه‌های درمانی نگار را پرداخت کردند، گفت: پارک ارم زیر نظر بنیاد مستضعفان است و هزینه‌های درمانی نگار را پرداخت کردند. البته در زمان مدیریت قبلی کمی در مورد هزینه‌ها با مشکل مواجه بودیم اما پس از تغییر مدیر قبلی، مدیر جدید یعنی آقای سعیدی‌کیا در پروسه‌ای اعلام کردند هزینه‌ها را کامل تقبل می‌کند با حد و مرزی که خودشان تعیین می‌کنند.
سقوط به زیر خط فقر به دلیل بیماری، پس از این حادثه هزینه‌های زیادی به خانواده نگار تحمیل و این خانواده با مشکلات بسیاری روبه‌رو شده است. پدر نگار در این زمینه می‌گوید: یادم هست‌ سال ١٣٩٢ در روزنامه تیتری خواندم که در این‌ سال ٢‌میلیون نفر بر اثر هزینه‌های درمان به زیرخط فقر سقوط کردند و این قضیه در‌ سال ٩٣ ادامه خواهد داشت که این موضوع در مورد ما هم مصداق دارد. البته در مورد نگار این اتفاق بر اثر سهل‌انگاری برخی از افراد رقم خورد و اجبارا به ما هزینه‌های زیادی تحمیل شد که انتظار داریم این سیستم و نهادهای حمایتی واقعا از این گونه خانواده‌ها حمایت کنند. هرچند اگر تا به‌حال از ما حمایت نمی‌شد، قادر نبودیم این هزینه‌ها را تأمین کنیم، زیرا کاردرمانی نگار روزی ١۵۰ تا٢۰۰ ‌هزار تومان هزینه دارد که هر روز به غیر از جمعه‌ها باید انجام شود. این امر سه روز در هلال‌احمر مرکزی و سه روز نیز در منزل انجام می‌شود. نگار که قبل از این حادثه تازه فعالیت کاری خود را آغاز کرده بود، تابلوهای برخی از موسسات را طراحی می‌کرد و تابلوهای زیبایی را هم طراحی کرده بود. مادر نگار در حالی‌که آثار هنری و تابلوهای نقاشی‌اش را نشان می‌داد، گفت: دختر من هنرمند بود و تازه وارد بازار کار شده بود. با برخی از موسسات هم برای طراحی تابلوهایشان قرارداد
بسته بود. این حادثه برای دخترم بسیار گران تمام شد.
امکان صحبت در دادگاه نیافتم، پدر نگار در مورد طرح شکایت در دادگاه هم می‌گوید: در جلسه رسیدگی به پرونده نگار، وکیل ما به دلیل برخی از مشکلات نتوانست در دادگاه حاضر شود و نگار هم که نمی‌توانست به دلیل این شرایطش در دادگاه حاضر شود. ولی قاضی بدون این‌که دفاعیات وکیل یا حتی من را که در دادگاه حضور داشتم، بشود، حکم را صادر کرد و نگذاشت من توضیح دهم. من می‌خواستم به قاضی بگویم چرا نباید در این پارک به این بزرگی که از مردم کسب درآمد می‌کند، ایمنی کامل برای مردم وجود داشته باشد.
مقصر اصلی این حادثه کیست؟ وی در مورد مقصران حادثه نیز می‌گوید: دادگاه سازنده دستگاه را ٢۵ درصد، شرکت ناظر ۴۰ ‌درصد، شرکت طراح دستگاه -که جالب است بدانید این دستگاه ساخته شده بوده و بعد از ساخت دستگاه این حادثه اتفاق افتاد- ٢۰ ‌درصد و پارک ارم را نیز ١۵‌درصد مقصر دانسته است اما نامی از موسسه استاندارد که باید این دستگاه را تأیید می‌کرده، در میان نیست. پدر در ادامه می‌گوید: ما به شدت نگران آینده نگار هستیم. من وقتی رأی دادگاه را از برخی از افراد در اجرای احکام پرسیدم، وقتی محاسبه کردند گفتند ممکن است مبلغ دیه‌ای که قاضی برای نگار درنظر گرفته است ۵۰۰ میلیون تومان باشد و دیه نگار برمبنای این‌که دیه زن نصف مرد است، محاسبه شده که البته طبق قانون جدید در تصادفات، دیه زن نیز کامل پرداخت می‌شود. به نظر بنده این رأی دادگاه فقط برای رفع مسئولیت است، چون در رأی آمده‌ گردن نگار بدون عیب درمان یافته، درحالی‌که گردنش فقط تا حدودی می‌تواند حرکت کند. اما سوالی که ذهن این خانواده را درگیر کرده این است که هزینه‌هایی که تابه‌حال برای درمان نگار پرداخت شده که البته حق او هم بوده، از این میزان دیه کسر خواهد شد؟ در این صورت باید گفت این خانواده می‌ماند با هزینه‌های سرسام‌آوری که باید متحمل شوند. اما آینده نگار چه خواهد شد. نگار درست زمانی این حادثه برایش اتفاق افتاده که در بهترین زمان برای کار و فعالیت بوده و حال نمی‌تواند کوچکترین کاری انجام دهد و برای تمامی امورش نیازمند پدر و مادرش است.
بی‌توجهی به دردی که ما چند‌ سال است متحمل شدیم، مادر نگار که با حسرت به دخترش نگاه می‌کند، توضیح می‌دهد: به دلیل سهل‌انگاری، بی‌توجهی و سودجویی برخی از افراد این مشکل برای دختر من به‌وجود آمد. نگار من سالم بود. سوالی که من دارم این است ارزش یک زن که می‌خواهد در آینده مادر شود باید با پول سنجیده شود؟ من تمام وقت در خدمت دخترم هستم و این وظیفه من است اما ظاهرا با حساب‌وکتابی که انجام شده، زحمات و مشکلاتی که ما طی این چند‌ سال متحمل شدیم، هیچ‌جا محاسبه نشده است. حتی اگر در بهترین حالت دیه خوبی هم برای نگار درنظر گرفته شود و ما بتوانیم با این پول خانه‌ای هم برای نگار بخریم اما کی قرار است از او نگهداری کند؟ او در ادامه می‌گوید: دختر من یک طراح بوده و با طراحی زندگی خود را می‌گذراند و نیازی به کمک نداشت اما حالا به‌واسطه این مشکل از دست و پایش نمی‌تواند استفاده کند. حال قاضی پرونده که در مسند قضاوت نشسته باید یک لحظه خودش را جای ما یا بستگان بیمار قرار دهد، بعد رأی صادر کند.
تایید نهایی دستگاه به عهده چه نهادی بوده؟ واقعیت این است سازمان استاندارد، سازمانی است که در جهت حمایت از مصرف‌کنندگان موظف به تأیید کالاها و خدماتی است که قرار به مشتریان ارایه شود اما حال باید این سوال پرسیده شود نقش سازمان استاندارد در تأیید دستگاه‌هایی که قرار است بزرگ و کوچک از آن استفاده کنند، چیست؟ و سوال دیگر این‌که موسسه استاندارد چطور این دستگاه را تأیید کرده است؟ اما ظاهرا دستگاهی که پلمب شده بود، این روزها فک پلمب شده تا دوباره جان انسان‌ها مورد تهدید واقع شود. حال سوالی که باید از مسئولان پارک ارم پرسیده شود این است که آیا واقعا عیوب این دستگاه برطرف و فک پلمب شده است؟ آیا در مورد رفع عیب آن به مردم اطلاع‌رسانی شده است و این‌که وقتی دستگاهی شاکی خصوصی دارد می‌تواند فک پلمب شود؟
نگار همچنان لبخند می‌زند نگار با توجه به مشکلات فراوان از روحیه بالایی برخوردار است و تمام مدت که با هم صحبت می‌کنیم، می‌خندد و شوخی می‌کند اما از آینده مبهمی که در انتظار دارد، هراس دارد و می‌گوید تا چه زمانی پدر و مادرم می‌توانند این‌گونه از من حمایت کنند؟ با توجه به این‌که پزشکان معتقدند روند درمان نگار بسیار طولانی و زمانبر است و باید با صبر و حوصله انجام شود، نباید این خانواده بابت هزینه‌ها و آینده نگار مطمئن و خیال‌شان راحت باشد؟
جبران خسارات مادی و معنوی، عبدالصمد خرمشاهی در پاسخ به این‌ سوال که مسئولیت سوانحی که در شهربازی‌ها رخ می‌دهد، برعهده کیست، توضیح داد: مسئولیت این حوادث برعهده مالک شهربازی، مدیر یا کسی که مسئولیتی را بر عهده دارد، است. وی خاطرنشان کرد: ابتدا باید کارشناسان ببینند چه عواملی در این حادثه موثر بودند، پس از اخذ نظر کارشناسی، مشخص خواهد شد چه کسانی و به چه میزان در این اتفاق موثر بوده‌اند، سپس این افراد باید جبران خسارت کنند. این وکیل دادگستری ادامه داد: در رابطه با هزینه‌های مازاد دیه باید گفت که هزینه طول درمان جزو دیه محسوب نمی‌شود و باتوجه به میزان خسارتی که وارد شده باید دیه به‌طور کامل پرداخت شود و پس از پرداخت دیه مسئولیتی در قبال این فرد وجود ندارد. اما ما در قوانین بحث ارش را نیز داریم که هزینه طول درمان را شامل می‌شود. خرمشاهی تأکید کرد: برای جلوگیری از این اتفاقات قبل از قراردادن این‌گونه دستگاه‌ها در پارک و استفاده باید شهرداری از نظر ایمنی آنها را بررسی کند و با تأیید سازمان استاندارد و شهرداری این دستگاه‌ها به بهره‌برداری برسند و در شهربازی‌ها قرار بگیرند. همچنین این دستگاه‌ها باید بیمه باشند تا در صورت بروز حادثه، فرد مصدوم متحمل این بار سنگین از خسارات نشود و امکان جبران خسارات مادی و معنوی فراهم شود.
پرداخت مستمری تا زمان بهبودی، نگار قربانی یکی از مصدومان حادثه پارک ارم است که قطع نخاع شده و با توجه به طو درمان و هزینه‌های بالای درمان دادگاه فقط دیه حادثه را آن‌هم به صورت نصف درنظر گرفته است. این درحالی است که در موارد اینچنینی طول درمان و ارش نیز به حادثه‌دیده تعلق می‌گیرد. دکتر محمدعلی اردبیلی، حقوقدان و استاد دانشگاه در مورد حمایت قانون از نگار و افراد مشابه وی گفت: البته در مورد این مشکل باید گفت تابه‌حال شاهد نمونه‌های مشابه زیادی در این زمینه یا حتی حوادث ناشی از کار کارگران با ماشین‌آلاتی مانند ماشین‌برش یا دستگاه‌پرس هستیم که در این راستا افراد خسارات زیادی را متحمل یا دچار معلولیت می‌شوند اما بحث ما در مورد این گونه افراد حمایتی است که باید از آنها به عمل آید.
علاوه بر پرداخت دیه تعقیب کیفری نیز باید صورت گیرد، این حقوقدان در پاسخ به این سوال که طبق قانون هزینه‌هایی که تا به حال مسئولان پارک ارم یا نهادهای دیگر برای درمان نگار پرداخته‌اند از میزان دیه باید کسر شود، توضیح داد: درخصوص هزینه‌های مازاد بر دیه تا مدت‌ها میان قضات اختلاف‌نظر وجود داشت و نظر غالب بر این بود که مجنی‌علیه یا کسی که در نتیجه این‌گونه حوادث یا حوادث مشابه دیگر، خساراتی به وی وارد می‌شود، حقی بیش از میزان دیه‌ای که قانون تعیین کرده، ندارد که در این راستا خواهان ناگزیر به ارایه دادخواست برای خسارات مازاد بر دیه بود که البته پرداخت هم می‌شد. حال در وضع کنونی باز همان نظر غالب است و به‌نظر نمی‌رسد، مجنی‌علیه بیش از آنچه در تعرفه دیات آمده، استحقاق دریافت خساراتی بیش از دیه را داشته باشد، البته این مسأله در مورد جنایات عمدی صادق است. اما در مورد جنایات غیرعمدی تصور بنده این است که نهایتا در این‌گونه موارد باید علاوه بر این‌که جنایت صورتی شبه‌عمد پیدا می‌کند، به عبارتی در نتیجه تقصیر و بی‌احتیاطی‌ها خساراتی به فرد وارد می‌شود و فرد دچار معلولیت، صدمات یا آسیب می‌شود، باید دادگاه علاوه بر تعیین دیه برای این افراد حکم به تعیین مجازات هم در مواردی بدهد، به عبارت دیگر افرادی که وسایل معیوب را در اختیار عموم قرار می‌دهند، به دلیل عدم نظارت بر طرز کار این دستگاه‌ها موجب آسیب به افراد می‌شوند یا این‌که از نظارت و مراقبت استنکاف می‌ورزند، به‌نظر می‌رسد باید تعقیب کیفری هم در مورد این افراد صورت گیرد. به این جهت در تقصیرهایی که مصداق بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی، غفلت و سهل‌انگاری است، دادگاه مجازات دیه را باید متناسب با خسارات تعیین کند و محدودیتی در این موارد وجود ندارد.
تقلیل قدرت بدنی افراد، این استاد دانشگاه در مورد مبنای میزان دیه نیز گفت: مبنای دیه کامل، دیه‌ای است که هرساله توسط قوه‌قضائیه اعلام می‌شود. درحال‌حاضر دیه کامل مرد حتی در جنایات عمد ٢۰۰ ‌میلیون تومان است، اما انسانی با خصایصی مانند هنرمند، نقاش قابل یا پیانیست یا کشته شده (موارد کمتر قتل هم همین‌طور است) یا در نتیجه برخی از این حوادث قادر به کارکردن نیست و باید در تمام عمر دست‌هایش که وسیله کارش و ابزار کسب درآمد وی بوده، به دلیل آسیب‌هایی که متوجه فرد شده، قدرت کار از وی سلب شده؛ اکنون سوال این است که بابت ضرری که این فرد باید تا آخر عمر تحمل کند، این میزان دیه‌ای که دادگاه تعیین می‌کند، کافی است؟ به نظر بنده باید موضوع را ریشه‌ای حل کرد. اگر تصور این است که این میزان دیه کافی نیست، باید گفت حتی اگر میزان دیه دوبرابر شود باز برای فردی که در عنفوان جوانی قدرت کار را از دست داده و ناگزیر است به دلیل معلولیت تا آخر عمر در بستر زندگی خود را سپری کند با این تردیدها خواهیم مواجه شد که به‌نظر می‌رسد بهترین جنبه‌های حمایتی از این‌ گونه افراد، حمایت بیمه‌هاست که هزینه‌های تقلیل قدرت بدنی این افراد را تا پایان عمر (مانند بیمه عمر موسسات و بنگاه‌های بیمه) مکلف باشند و به‌صورت مستمری به افراد اینچنینی بپردازند. این بهترین حالت است تا این گونه افراد در حمایت قانون قرار گیرند.

اردبیلی در پاسخ به این سوال که درحال‌حاضر دیه زن کامل پرداخت می‌شود یا این‌که هنوز هم دیه زن نصف مرد است، خاطرنشان کرد: طبق قانون و شرع، دیه زن نصف مرد است و در آن تردیدی نیست اما مابقی آن از صندوق جبران خسارات تأمین خواهد شد و حکم قانون در این زمینه تغییری نکرده است. برای جبران بقیه آن و برابر نهادن زن و مرد در یک سطح، این صندوق چنین رسالتی پیدا کرده است. کما این‌که در مورد اقلیت‌های دینی هم وضع به همین منوال است، حتی قانون به سمتی پیش رفته که اگر احتمالا دسترسی به جانی یا قاتل در جنایات عمدی نباشد یا این‌که قاتل توانایی پرداخت دیه را نداشته باشد، دولت مکلف به پرداخت است که البته این مواردی است که در قانون آمده و از این جهت کسانی که آسیب می‌بینند، متکی به حمایت‌های دولت باید باشند. اینها جنبه‌های حمایتی هستند که فروض مختلف آن را قانونگذار پیش‌بینی کرده است.

اردبیلی در خاتمه یادآور شد: در هرحال در این‌گونه موارد بیمه باید به تکلیف خودش عمل کند، فارغ از این‌که حکمی از دادگاه صادر شده باشد یا نه. همچنین موسسات بیمه‌ای موظف هستند خسارت یا هزینه‌های متناسب با وضع بیمار را تا زمان بهبودی نسبی تقبل کنند.منبع

بی‌خطر بودن و کارایی سلول‌های بنیادی بالغ در درمان آسیب‌های نخاعی

سلول‌های بنیادی آسیب‌های نخاعی شدید را بازسازی می‌کنند

بسوی درمان آسیب نخاعی

گروهی از محققین در کالج سلطنتی لندن درمان جدیدی را طراحی کرده‌اند که قادر است به طور معناداری ظرفیت بدن برای ترمیم آسیب‌های ناشی از حملات قلبی و شکستگی‌های استخوانی را بهبود ببخشد. این درمان جدید که به آن پرداخته شده است، طناب نخاعی را تحریک به تولید بیش از حد سلول‌های بنیادی می‌کند که برای ترمیم بافت‌های آسیب دیده بدن ضروری هستند. محققین امیدوارند که این درمان را تا انتهای امسال روی جانوران تست کنند. اگر تست‌ها موفقیت آمیز باشد، گام بعدی  شروع مطالعات انسانی خواهد بود که سعی در القای افراد برای استفاده از سلول‌های بنیادی خودشان و بازسازی اندام‌ها و بافت‌های آسیب‌دیده دارد. زمانی که فردی بیمار است یا دچار حادثه شده است، مغز استخوان شروع به آزادسازی انواه مختلف سلول‌های بنیادی برای ترمیم بافت‌های آسیب دیده می‌کند. زمانی که این سلول‌های بنیادی به بافت هدف‌شان مانند، قلب، عروق خونی، استخوان، غضروف و … می‌رسند شروع به بازسازی آن می‌کنند. این محققین بریتانیایی کشف کردند که راهی برا تحریک مغز استخوان برای آزادسازی دو نوع سلول بنیادی وجود دارد که در ترمیم استخوان، عروق خونی و غضروف نقش دارند. با استفاده از دارویی و فاکتور رشد، می‌توان تولید سلول‌های بنیادی را تا ۱۰۰ برابر افزایش داد. این افزایش تولید می‌تواند کارایی زیادی داشته باشد. استفاده از این روش بلافاصله بعد از حمله قلبی و اعزام وی به بیمارستان منجر به آزادسازی سریع سلول‌های بنیادی به خون آنها می‌شود و این امر می‌تواند نتایج درمانی فرد را بهبود ببخشد. منع


استفاده از سلول های بنیادی برای درمان بیماری های نخاعی بوسیله دامپزشکان

عکس/مراحل درمان سارا عبدالملکی قهرمان راگبی

قطع نخاع ۱۸ هزار نفر در سال بر اثر تصادفات

زنده ماندن کودک اراکی پس از تصادف با قطار

مروری بر درمان آسیب‌های نخاعی

سلول درمانی یک درمان سریعا در حال تکامل و امیدوار کننده برای آسیب‌های نخاعی است. در این مطالعات از انواع سلول‌های بنیادی که توانایی‌های متفاوتی برای کمک به احیای عملکرد نخاع آسیب دیده دارند استفاده می‌شود. آسیب‌های نخاعی حاد به دلیل پاسخ‌های التهابی و مرگ سلولی که در نخاع القا می‌کنند موجب مختل شدن سیستم عصبی می‌شوند. اما از آن جایی که سلول‌های بنیادی قابلیت خودنوزایی دارند و می‌توانند به انواع سلول‌ها تمایز یابند، می‌توانند درمانی امیدوارکننده برای این آسیب‌ها باشند. ایده‌آل‌ترین درمان برای آسیب‌های نخاعی بادی مرگ سلولی را محدود کند، موجب تحریک رشد سلول‌های موجود شود و سلول‌های آسیب دیده را جایگزین کند. محققین به ارزیابی یافته‌های موجود در مورد انواع سلول‌های بنیادی در این زمینه پرداخته اند: سلول‌های بنیادی مزانشیمی که اغلب از مغز استخوان استخراج می‌شوند، می‌توانند فعال سازی پاسخ‌های التهابی که منجر به مرگ سلولی می‌شوند را مهار کنند. ریکاوری عملکردی با استفاده از سلول‌های بنیادی مزانشیمی در آسیب نخاعی بیماران متفاوت بوده است که فاکتورهای مختلفی بستگی دارد. سلول‌های بنیادی سیستم عصبی محیطی می‌توانند فاکتور رشد عصبی را برای کمک به رشد سلول ترشح کنند و به طور موقت به عنوان جایگزین‌های سلولی عمل کنند. مطالعات محدودی با استفاده از این سلول‌ها امیدوار کننده بود است که همان تعداد کم هم منجر به بهبود عملکردهای حسی شده‌اند اما بهبودی در عملکرد حرکتی حاصل نکرده‌اند. سلول‌های بنیادی جنینی، اگرچه بحث برانگیز هستند اما انعطاف پذیری مناسبی دارند و بسیاری از مطالعات جانوری نشان داده است که سلول‌های بنیادی جنینی پاسخ‌های التهابی را محدود می‌کنند و رشد سلولی را افزایش می‌دهند. مطالعات انسانی اندکی منتشر شده است که نشان‌دهد سلول‌های بنیادی جنینی درمانی برای بیماران مبتلا به آسیب‌های نخاعی هستند. سلول‌های بنیادی پرتوان القایی که از سلول‌های بالغ پوست مشتق می‌شوند، جدیدترین سلول‌های بنیادی هستند که استفاده از آنها برای درمان آسیب‌های نخاعی مورد ارزیابی قرار گرفته است اما تا به امروز گزارشی از موفقیت بالینی آنها ارائه نشده است. مطالعات جانوری اولیه نشان می‌دهد که این سلول‌ها مزایایی مشابه سلول‌های بنیادی جنینی دارند با این تفاوت که با چالش‌های اخلاقی روبرو نیستند. منبع

نورون‌های مشتق از سلول‌های بنیادی

علم ایمنی و شناسایی مواد شیمیایی خطرناک به عنوان یکی از کاربردهای عملی و فوریتی تکنولوژی سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی شناخته شده است.  پروتکل‌هایی برای تولید انواع سلول انسانی مورد نیاز طراحی شده است اما بهینه سازی مدل های عصبی برای مطالعات سمیت شناسی در عین اینکه یک ضرورت به شمار می آید اما به خوبی صورت نگرفته است و یا این که سرعت ایجاد چنین مدل‌هایی کند است. در مطالعه‌ای جدید محققین توانسته‌اند با استفاده از پروتکلی دو مرحله‌ای سلول‌های بنیادی را به نورون‌های گانگلیون ریشه خلفی نخاع تمایز دهند و با استفاده از آنها به ارزیابی سمیت عصبی یا نوروتوکسیستی بپردازند. تست بیش از ۳۰ ماده شیمیایی نشان داد که این نورون‌ها به خوبی به مواد با ویژگی‌های سمیت عصبی و مواد تقویت کننده رشد عصبی پاسخ میدهند. این مطالعه نشان میدهد که میتوان از پتانسیل سلول‌های بنیادی برای استفاده بالینی و تست‌های ایمنی در مورد داروها استفاده کرد.منبع
پیوست:
آقایان نخاعی میتونن در این: گروه تلگرامی پاسخ‌های سوال‌های جنسی خودشون را بگیرند.

قطع نخاع و سکس

ضایعه نخاعی و توانایی جنسی افزایش
توانایی جنسی برای پدر شدن افراد ضایعه نخاعی

درمان ناتوانی جنسی