تابستان داغ داغ داغ

شاید در بیشتر مدارس در آغاز سال تحصیلی اولین موضوع انشاء تابستان را چگونه گذراندید باشه. من یادم نمیاد این انشاء را در دوران مدرسه نوشته باشم پس الان مینویسم. تابستانی که گذشت سرماخوردم و تمام وقت سرفه میکردم و حالم بسی ناجوانردانه بد بود. شبی روی ویلچر بودیم، برای راحت‌تر سرفه کردن و کامل تخلیه شدن اخلاط داخل ریه، هنگام سرفه نمودن از کمر تا شدم سر و سینه‌ام را با شتاب بسوی زانوهایم بردم، در این موقع صدای طرقی از کمرم شنیدم و با وجود اینکه سوند داشتم، ادرار ازم خارج شد. فوری با ویلچر توالت رفتم دستشویی اما کاری انجام نشد. از اون شب هرچی حس زیر ناف داشتم را از دست دادم و همین موجب شد بعد ۲۲سال باسنم گرفتار زخم فشاری بشه. همه اینها که بر من رفت، علامت‌های اولیه‌ای است که هنگام آسیب نخاعی مشاهده میشه. با پزشک متخصص مغز و اعصاب تماس گرفتم و جریان را براش بازگو کردم. دکتر بهم گفت: احتمالا شوک نخاعی بهت وارد شده. فعلا به کمرت فشار نیار و در اولین فرصت MRI بگیر. خوشبختانه پزشکان رادیولوژ و مغز و اعصاب چیزی درMRI مشاهده ننمودند. زخم روی باسنم با کرم کامفیل معجزه‌گر خیلی زود درمان شد، اما تا امروز خبری از برگشت حس‌های از دست رفته  نشده.
پاپوش:
مطالب بالا هشدار بود. بدانید و آگاه باشید، انسان بالغ همواره روبه زوال است و این جریان قطعا در وجود ما قویتر از افراد سالم است، پس بهتره از فعالیت‌های پر ریسک پرهیز بشه و بیشترین تلاش در حفظ سلامتی بشه. 

بازدیدها: 45

علامت‌های آلرژی و سینوزیت

ساعت ده شب زنگ زدم به دکتر متخصص اطفال(دختر خالمه). بعد سلام و احوال پرسی، گفتم: نمیدونم چرا چند ماه است که مرتب سرمامیخورم، هنوز خوب نشده دوباره سرمامیخورم، تازه از سرماخوردگی بدتر اینه که همش احساس میکنم توی یه زیرزمین نمور که توش پر از نفتالین باشه دارم نفس میکشم!؟ خانم دکتر گفت: اینها که میگی علامت‌های آلرژی و سینوزیت است. خانم دکتر یه شربت معرفی کرد و گفت: با خوردن شربت و شستشوی بینیت با آب‌نمک ایشالله خوب خواهی شد. بعد تشکر و خداحافظی، زنگ‌زدم به خواهرم و گفتم: فردا وقت برگشت از محل کارت (بانک) این دارو را برام بگیر و بیار. دست خواهرم طلا، او در شرایط عادی همه کار برامون میکرد، از وقتی هم که همسرم باردار شده زحمت او هم چند برابر شده. از کار که برمیگرده اول میاد و کمکم میکنه که بشینم رو ویلچر، هر وقت هم که بخوام میاد تا منو بذاره روی تخت.
نحوه کار برای از تخت به روی ویلچر رفتن اینطوریه:  ۱_ پشت تخت بیمارستانیم را ۹۰درجه میدن بالا. ۲_ مچ پام را میگیرن و بسمت لب تخت میکشن، البته همراه و همزمان با من، درست همان وقتی‌که خودم را با دست به لب تخت میکشم. ۳_ از لب تخت خودم را کج میکنم و اون دستم را که طرف خارجی تخته را روی دسته ویلچر میذارم و باز با فردی که مچ پام تو دستشه هماهنگ میرم روی ویلچر، شخص کمک کننده اینجا کف پام را زمین میذاره.

نحوه کار برای از روی ویلچر به روی تخت رفتن اینطوریه: ۱_ شخص کمک کننده مچ پاهام را میگیره و پاهام را از حالت خمیدگی زانو خارج میکنه و اونها را موازی با زمین و تخت نگه میداره. ۲_ من یه دستم را میذارم رو تخت و دست دیگرم را میذارم روی دسته ویلچر و با هماهنگی و کشش فرد کمک کننده خودم را میکشم بالای تخت. اگر شخص کمک کننده پاهام را تا وسط تخت نکشه، من بین راه و سر تخت گیر میکنم.
پسوند:
 روی دارویی که خانم دکتر تجویز کرده نوشته این دارو خواب آور است و هنگام استفاده از این دارو از انجام کارهایی که نیازمند هوشیاری است جدا پرهیز کنید.  واقعا هم بسیار زیاد خواب آورست، با خوردن اولین قاشق از این دارو روی ویلچر داشت خوابم میبرد، یه ساعت پیش هم ازش خوردم و الان دارم میــــــــــــــــــرم.

بازدیدها: 39