تکریم ارباب رجوع

دیرور برای دریافت استعلام رفتم بانک ملی شعبه ایرانخودرو. توقف و پارک اتومبیل‌های کارمندان بانک راه عبور از خیابان به پیاده رو را مسدود  نموده بود. بانک هم که قبلا رمپ داشت برای ورود ویلچر، رمپ را تبدیل به پله نموده بود. به یک ارباب رجوع گفتم به یکی از کارمندان بانک بگید که یه نفر ویلچری تنها و خسته توی خیابون منتظر شما نشسته(یاد آهنگ معین افتادم).

آن ارباب رجوع رفت و آمد گفت: گفتم. میگن: ما بیرون نمیآییم.

بعد چند لحظه فردی از بانک بیرون آمد و گفت: شما با این وضعیت بهتره نیایی اینجا و برای این کارها وکیل بگیری.

گفتم: من که تا اینجا اومدم تا اونجا هم میتونم بیام و این وظیفه بانک است که شرایط حضور ارباب رجوع را تسهیل کند. من بانک‌های دیگر هم می‌روم، بانک‌ صادرات هم سطح است، بانک‌ سپه آسانسور مخصوص گذاشته و بانک‌ رفاه رمپ دارد، بانک‌ ملت هم که هم سطح نیست با احترام میان جلوب درب بانک و کارم را راه می‌اندازند. شما هم لطفا عرایض بنده را به گوش مدیریت برسانید.  ایشان گفت: حتما منعکس می‌کنیم و کار من را انجام داد.

پایانه: آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواد. من از وقتی ویلچر برقی خریدم ۱۳۸۹ همه کارهای اداری و درمانیم را تنها رفتم و انجام دادم. خیلی‌ها خیلی جاها پرسیدند همراه نداری؟ گفتم خیر تنها اومدم.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 3