دوستان بجای ما یه ۴ روزی با خانواده رفتیم سفر.
راه و مکان و هوا و همه چیز عالی بود جز بدن فرسوده و سنگین من.
این سفر برام جز حسرت و دریغ چیز دیگری نداشت.
اگر حافظ شیرازی جای من بود شعراش اینجوری میشد:
از این تن چلاقم شُکریست با شکایت
گر نکته دانِ دردی بشنو تو این حکایت
با این تن چلاقم گم گشته راهِ مقصود
از گوشهای برون آی ای قابض، صدجان چنین فدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نَیَفزود
ای داد از این چلاقی این رنج بینهایت
Post Views: 130