تجربه و توصیه

یه چند وقته صبحانه نون با پنیر خیلی کم  و گوجه می‌خورم ، آخرشم یه چایی شیرین روش می‌خورم. خیلی میچسبه. البته نیمرو و املت و کله پاچه قطعا چسبشون بیشتره ، و درست به همین دلیل هر معلول کم تحرکی در خوردن اینا زیاده روی کنه ، خیلی زود کارش به تب و لرز و دل درد ناشی از سنگ صفرا و جراحی میکشه.

صبح تا شب مرتب آب و چای بخورید ، خیلی زیاد. شب تا صبح هر وقت از خواب بیدار شدید فوری هرچقدر که ممکنه آب بخورید تا دستگاه ادراری تون خشک نشه و املاح رسوب نکنن و گرفتار سنگ کلیه نشید.

مراقب باشید آخر سالی گرفتار سرماخوردگی نشید. که همه چیزرو کوفت آدم می‌کنه. اگر حس کردید گلو درد گرفتید، کافیه چهارتا دونه میخک را دونه دونه و ریز ریز بخورید. خیلی قوی هست و فوری گلودرد را خوب می‌کنه.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 15

تکمیل درمان

بفرموده دکتر چهارشنبه گذشته رفتم درمانگاه بیمارستان پیش دکترم، گفت: برو سی‌تی اسکن بیار ببینم اوضاع کلی کلیه‌ات یک ماه بعد عمل چطوره؟

رفتم سی‌تی رو انجام دادم و برگشتم مطب. دکتر سی‌تی را نگاه کرد و گفت: خوبه و شروع کرد به توضیح دادن که یه ذره سنگ ریزه مانده که اونم وقت خارج کردن فنر از کلیه‌ات، بیرون میاریمش. یهو دکتر چشمش به چیزی روشن شد و گفت: نه صبر کن، اشتباه شد. این سی‌تی شما نیست. دکتر درحالی که داشت سی‌تی منو می‌دید و برای رزیدنت ها توضیح می‌داد. یاد این مثال افتادم که برای یاد دادن نقش مکث در جمله بیان می‌کنند: دقت لازم نیست اعدامش کنید. گفتم: دکتر خدا چه رحمی کرد نمی‌خواستید کلیه طرف را دربیارید!؟ دکتر گفت: آره، شانس آوردی که وضع اونم مثل توست و فرق زیادی با هم ندارید.

دکتر گفت: برای خارج کردن فنر باید یک شب بیمارستان بمانی، الان بستری میشی یا شنبه؟ گفتم شنبه.

فردا ساعت نه باید بیمارستان باشم.

پیآمد: شاید گفتنم از داستان بیمارستان رفتنم برای عمل خارج کردن سنگ کلیه تکراری و خسته کننده شده باشه، اما هر بار که میرم بیمارستان به جهت آشنایی دوستان با مراحل تکمیل درمان مختصری از ماجرا را می‌نگارم.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 5

دکتر و رزیدنت‌هاش

به فرموده آقای دکتر دوهفته بعد عمل رفتم مطب دکتر جهت ویزیت.

دکتر احوال پرسی کرد و برام دوتا دارو نوشت که یکیش باعث خروج آب از بدن و افت فشار خون میشه. من در بهترین شرایط فشار خون ندارم وای به روزی که اون دارو را هم مصررف کنم. خلاصه خود درمانی کردم و اون دارو را مصرف نکردم.

به دکتر گفتم: دکتر دفعه قبل که از مطب برگشتم منزل در حال مرتب کردن پرونده‌ای بودم که آورده بودم خدمت شما، تو مدارک یه سونوگرافی دیدم که با خوندن گزارشش چهارستون بدنم لرزید. خوب که دقت کردم و دیدم مال یه مرد هشتاد ساله بوده که اشتباهی داخل پروندم شده بوده.

دکتر در راستای ماست‌مالیسیون اشتباه رزیدنت‌های کنارش گفت: چه حال خوبی پیدا کردی وقتی دیدی سونو مال تو نیست. گفتم: بله، واقعا خوشحال شدم.

دو هفته بعد باز هم باید برم دکتر.

پسآمد: در مورد تازه‌های تحقیقات و دستاوردهای نوین پزشکی پیرامون درمان آسیب و ضایعات نخاعی باید عرض کنم، خبرها همه تکراری هستن و خبر نوید بخش و هیجان انگیز جدیدی منتشر نشده است.

با آرزوی بهترین‌های دنیا برای همه دوستان گرامی.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 21

عمل سنگ کلیه

جمعه گذشته، بآلاخره بعد یک سال درگیری با سنگ کلیه، رفتم بیمارستان برای بستری شدن.  پذیرش سریع انجام شد و رفتم بخش برای بستری شدن. به پرستاری گفتم: من ضایعه نخاعی هستم و حتما باید تشک مواج داشته باشم وگرنه روی تشک معمولی پشتم به‌سرعت مبتلا به زخم بستر میشه. در کمال ناباوری و بهت، سرپرستار بخش گفت: ما تشک مواج برای مریض سرپایی نداریم. اگر از اورژانس اعزام می‌شدی می‌تونستیم بهت تشک بدیم. اگر خودت تشک داری برو بیار یا از بیرون تهیه کن.

من رسما چنار تو کوزم سبز شده بود و مغزم از بهت یخ زده بود. از طرفی همراهانم هرکدام چاره‌ای پیشنهاد می‌دادند.

بآلاخره رفتم دفتر مدیریت پرستاری بیمارستان و مشکل را مطرح کردم. فردی که اونجا بود گفت: نگران نباشید، تا شما برسید به بخش، تشک مواج براتون مهیا شده.

تشک فراهم شد اما درست بکار نیافتاد، از بالا باد می‌آمد و از پایین خارج میشد.

با اصرار پرستاران رفتم روی تخت و تشک که نتیجه‌اش خالی شدن باد تشک و فرو رفتنم در تشک بود. یکی از پرسنل اومد و یکم تشک را برسی کرد و گفت: دریچه تخلیه هوا باز بود که بستم. بنده خدا درجه‌های پمپ باد تشک را تا آخر زیاد کرد که تشک سریع باد بشه، اما نمی‌دونست که باید مجددا بیاد و درجه‌ها را کم کنه، به همین دلیل تشک مثل سنگ باد شد. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.

همراهم از پمپ باد تشک عکس گرفت و نشانم داد که درجه فشار باد و وزن بیمار را از حداکثر به حداقل تقلیل دادیم. حالا داستان این بود که هوا درسلول‌های تشک پر و خالی نمی‌شد‌ و تشک بادی یک سره بود، نه مواج. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.

به دلیل وجود عفونت در کشت ادرار، عمل از شنبه به دوشنه افتاد و در این مدت با چند داروی آنتی‌بیوتیک تحت درمان بودم.

ساعت ۱۰ و نیم روز دوشنبه بی‌هوشم کردن برای عمل لیتوتومی Lithotomy از راه مجرا و مثانه و حالب لیزر را به سنگ کلیه رساندن و خرد کردن سنگ ۳۱ میلیمتری و در نهایت قرار دادن فنر دابل جی از داخل کلیه تا مثانه. بعد از یک ساعت و نیم در اتاق عمل بودن ، ساعت ۱۲ در ریکاوری، به‌هوش آمدم.

قرار بود که روز بعد از عمل مرخص بشم ، اما به دلیل تب ، یک روز دیگه نگهم داشتند برای آنتی‌بیوتیک درمانی.

دو بار دیگه باید برم بیمارستان، یه بار برای سیتی اسکن و یک بار برای خارج کردن فنر.

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 19

اثر پروانه‌ای

همیشه سرماخوردگی‌های من موجب درگیری سینوس‌هام و ریه‌هام میشه. درگیری ریه همون و سرفه‌های تر و خشک پیاپی همون.

شش سال پیش طبق معمول بعد سرماخوردن بچه‌ها منم سرماخوردم. بعد یک ماه درگیری با سرماخوردگی، آخرای درمان بود و روی ویلچر بودم که برای صاف کردن سینه‌ام، با یک حرکت سریع رو به جلو سرفه کردم. در همون لحظه یه صدای شترقی شنیدم، در همان لحظه مقداری ادرار از کنار سوند فولی زد بیرون. اون موقع فکر کردم گرفتگی سوند بوده. رفتم دستشویی و خودم را شستم و برگشتم. از اون لحظه به بعد هر حسی که بعد ضایعه نخاعی داشتم را از دست دادم. خودم فکر می‌کردم ستون فقراتم آسیب دیده که همه عوارض ضایعه نخاعی دوباره برام حادث شده. به همین دلیل از کل ستون فقرات MRI گرفتم، اما دکترها متوجه عارضه‌ای در عکس‌ها نشدند. یکی از عوارضی که گرفتارش شدم، بیقراری پای‌چپم بود. چاره‌ای نبود جز سوختن و ساختن با عوارض مشکل جدید. چندی بعد اون رویداد برای کنترل دوره‌ای سلامت کلیه‌هام رفتم سونوگرافی، که مشخص شد کلیه چپم سنگ داره. بعد اون ماجرا هر وقت سونوگرافی دادم سنگ کلیه‌ام با وجود درمان بزرگتر مشاهد می‌شد. قبل نوروز با خوردن ۳ پر چیپس حالم بد شد، دل درد شدید، تب و لرز و حالت تهوع و زرد شدن رنگ همه از حمله‌ی صفرا حکایت می‌کرد. حتی بعد هفت ۸ روز باز هم دل درد امانم را بریده بود، به دلیل اینکه سال‌هاست سنگ کیسه صفرا دارم رفتم پیش متخصص داخلی و ایشان سونوگرافی و آزمایش کلی خون و ادرار و مدفوع تجویز نمودند. تا نتیجه آزمایش و سونوگرافی حاضر بشه شد شب عید نوروز. ماشاء الله آقایون و خانومای پزشک همه تا نیمه فروردین تعطیلات بودن.

 اولین روز کاری بعد تعطیلات نوروز اشتباه کردم و رفتم بیمارستان جهت مراجعه به پزشک که متاسفانه خیل عظیمی از بیماران مثل من اشتباه کرده بودن و اولین روز کاری بعد تعطیلات اومده بودن بیمارستان جهت مراجعه به پزشک . ترافیک آسانسورها از ترافیک جاده چالوس در ایام جانگوز ارتحالیدی هم بیشتر بود و جایی برای من ویلچری پیدا نمی‌شد.

بآلآخره از یکی از پرسنل بیمارستان طلب کمک کردم، دستش  معجزه کرد و آسانسور خالی اومد و رفتم درمانگاه ارولوژی، اونجا هم شلوغ بود و بعد کلی انتظار رفتم پیش دکتر. دکتر بعد خواندن گزارش سیتی اسکن گفت: کلیه چپم یه سنگ بزرگ داره که باید با جراحی لیزری خارج بشه و باید لیزر عمل را با هزینه شخصی تهیه کنم. دکتر گفت : در گزارش سیتی نوشته شده سراستخوان ران که به لگن متصل میشه شکستگی هست، یه مشاوره مینویسم، برو پیش ارتوپد تا نظر بده برای پوزیشن جراحی مد نظر مشکل داری یا نه.

سنگ کم نبود شکستگی هم اضافه شد. به دکتر ارتوپد گفتم: با این شکستگی چه باید کرد؟ گفت: هیچی، خودش خوب میشه.

خوب که به گذشته فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که این شکستگی احتمالا قریب به یقین همان شش سال پیش که با سرفه صدای شترقی شنیدم حادث شده و دقیقا از همان زمان هر وقت سنوگرافی دادم سنگ کلیه داشتم. بنظر خودم منشاء سنگ کلیه‌ام همین شکستگی است. دلیلم اینه که، بدن و استخوان سعی در بازسازی محل شکستگی دارند، پس کلسیم تولید می‌کنند، اما حرکت من اجازه ترمیم نمیده و موجب میشه کلسیم تولید شده پراکنده بشه و توسط خون جذب میشه تا بخواد از راه کلیه دفع بشه که خیلیش دفع میشد و در زمان تعویض سوند با سوند خارج میشد،  یه مقداز هم رسوب کرده که منجر به سنگ کلیه شده. فعلا جهت پرهز از جراح، مشغول خوردن آب چشمه چپقلی اراک هستم، بلکه کار به جراحی کشیده نشود.

پیوست: همیشه به دوستانی که فکر می‌کنن ورزش‌های فیزیکی سنگین و فیزیوتراپی پیوسته میتونه براشون معجزه‌گر باشه، گفتم: آخر این کارا اینه که میزنه یجایی از بدن را ناکار می‌کنه. شاهدش استخوان ران من.

بازدیدها: 139

آش پر روغن

همیشه آشپزی را خیلی دوست داشتم. بیش از سی ساله که همه برنامه‌های آشپزی تلویزیون را نگاه می‌کنم. ده سال پیش که ماهواره داشتیم هم همه برنامه‌های آشپزی همه کانال‌ها را دنبال می‌کردم. صدها ساعت فیلم آشپزی از ماهواره ضبط کردم و صدها ساعت فیلم آشپزی از اینترنت دانلود کردم. همه را در هارد دیسک ذخیره کردم و بارها در اوقات کسالت دیدمشون. حتی یه کانال تلگرام آشپزی راه انداختم. تا حالا آشپزی نکردم اما تو آشپزی ادعا دارم که می‌تونم هر غذایی را با بهترین مزه ارائه بدم. روز پنج شنبه چشمم افتاد به آگهی زیر:‌

رقابت آشپزی برای معلولان

جشنواره ملی طعم امید قرار است نهم اردیبهشت ماه برگزار شود، این رویداد امسال با برگزاری مسابقه آشپزی ویژه معلولین اجرا خواهد شد و در  آینده با برنامه‌های متنوع دیگر پیش خواهد رفت. در این رویداد ۹ گروه از افراد دارای معلولیت در بخش‌های آسیب‌های نخاعی، سندرم داون و معلولیت‌های جسمی و حرکتی با آشپزی غذاهای متنوع به رقابت خواهند پرداخت. غذاهایی از جمله زرشک پلو با مرغ، کلم‌پلو شیرازی، کته و شامی کبابی رودباری، قلیه ماهی، کیک مرغ و غیره که زمان تهیه آن‌ها بین ۴۵ دقیقه تا یک ساعت است توسط شرکت‌کنندگان در این رویداد تهیه خواهد شد. برترین این رقابت امکان حضور در رویداد بین‌المللی حوزه گردشگری را خواهد یافت. منبع

پایانه: چند روز پیش در راه رفتن به مطب دکتر، خانم‌های جسور حق طلب را که می‌دیدم، فکر می‌کردم‌، نوحه ممد نبودی ببینی را الان باید اینطوری خواند: رادان کجایی ببینی، شهر آزاد گشته، زور یارانت بی‌ثمر گشته.

بازدیدها: 49

توصیه‌های ایمنی به نخاعی‌ها

به شانس اعتقاد داری، تو زندگی همه آدم‌ها مقداری شانس تاثیر گذاره. مثلا اینکه در چه سالی و در چه کشوری و در چه خانواده‌ای متولد بشی کاملا شانسیه. خوش‌شانس بودن در دنیا برمیگرده به داشتن علم و دانش زیاد پیرامون زمینه‌ای که توش فعالیت میشه. دانش به خوش‌شانش‌ها قدرت تحلیل و پیشبینی آینده را میده برای همین اونها همیشه نگاهشون به افق‌های بلنده. به بعضی‌ها که خیلی خوش‌شانس هستند میگن طرف سوار خرمراده. اما بدشانس‌ها فقط جلوی پای خودشون را می‌بینند و میگن الانو عشقه. این افراد خودشونو برای کسب دانش و دانایی به زحمت نمی‌اندازند. آدم بی‌دانش مثل راننده چشم بسته در اتوبان اونم خلاف جهته. این فرد دست به هرکاری که بزنه بلاخره نتیجه‌اش خرابکاری میشه. آدم بدشانس همیشه سوار خرشیطونه و مدام خطر تهدیدش میکنه. عمده دلیل نخاعی شدن اکثر قریب به اتفاق ما نخاعی‌ها هم یجور بدشانسی بوده. در نخاعی شدن ما یک‌نفر حتما سوار خرشیطون بوده، حالا اون یک‌نفر ممکنه اول شخص مفرد باشه یا سوم شخص. حالا که بدشانسی و خرشیطون ما را زدن زمین ما باید درس بزرگی از بدشانسی و خوش‌شانسی بگیریم. از قدیم گفتن: آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه. تکلیف ما نخاعی‌ها اینه که دیگه سوار خرشیطون نشیم. وقتی اسطوره‌ی مغز و اعصاب دنیا دکتر سمیعی به درمان نخاع تا ۳۰ سال آینده نمی‌اندیشه، پس معنیش اینه که اگر ما به درمان و بهبود و روی پا راه رفتن امیدواریم باید طوری زندگی کنیم که ۳۰سال دیگه اگر بودیم سالم باشیم تا اون موقع شانس درمان را از خودمون نگیریم. ما باید افق دیدمون را برای سلامت بودن بلند کنیم. ما باید کنترل شده و دست به عصا زندگی کنیم. بعضی رفتارها و اعمال که بسیار هم لذت بخش هستند اگر کنترل شده نباشند برای ما بسیار پر خطر میشن و ما را به تباهی میکشن، نتیجه‌اش درد و رنج و قوز بالا قوزه برای ما و خانواده‌هامون. پس بهتره به این نکات خیلی توجه کنید: ۱- هر روز حداقل باید هشت لیوان آب یا چای کم رنگ نوشید. ۲- اگر از سوند نلاتون یا کاندوم شیت برای دفع ادرار استفاده می‌شه حتما باید میزان آب خورده شده و ادرار دفع شده را دقیق دانست. ۳- همه‌ی امور زندگی باید با زمان تخلیه اردار تنظیم بشه. ۴- زیاد نشستن و تحت فشار نشستن مثلا در اتومبیل موجب پس زدن ادرار از مثانه پر به کلیه و آسیب رسیدن به سیستم ادراری میشه. بزرگترین و شایع‌ترین خطر که بسختی جبران پذیره برای تمام نخاعی‌ها آسیب رسیدن به مثانه و کلیه‌هاست. ۵- باید کنترل شده غذا خورد. ۶- ما دیر به دیر اجابت مزاج داریم و این دلیل بزرگیه برای سرطان روده، پس برای پیشگیری از سرطان روده باید از خوردن زیاد گوشت و کباب و کلا از خوردن سوسیس و کالباس پرهیز بشه. ۷- غذاهای حاوی چربی زیاد مثل تخم‌مرغ و مغز را باید خیلی خیلی کم خورد، وگرنه موجب سنگ‌صفرا و کبد چرب میشه. ۸- باید میوه و سبزی زیاد خورد. ۹- طوری ورزش کنید که به مثانه‌ی شما ظلم نشه. ۱۰- از آزمایش ادرار و خون و سونوگرافی کلیه نباید غافل شد، چرا که ما بسیار مستعد ابتلا به سنگ کلیه و مثانه هستیم، پس باید از عواملی که در تشکیل سنگهای ادراری موثرند دوری بشه: ۱- عفونت ادراری رکود جریان ادرار. ۲- مصرف بی‌رویه ویتامین‌های مختلف مثل ویتامین C. 3- رژیم نامناسب مصرف زیاد لبنیات و غذاهای سرشار از کلسیم . ۴- سابقه خانوادگی در سنگ‌های ادراری. ۵- بیماری‌های التهابی روده. ۶- بی حرکتی طولانی. ۷-دریافت مایعات به مقدار کم.

پیآمد: کبد چرب و سنگ‌صفرا داشتم، گرفتار سنگ‌کلیه و مثانه هم شدم. اینو دیروز که رفتم سنوگرافی فهمیدم. الفاتحه

بازدیدها: 46

عرض من عوامل تاثیرگذار بر طول عمر

پیرو مطلب قبل همچنان عرض من عوامل تاثیرگذار بر طول عمر است. از دیگر آسیب‌های کاهنده‌ی عمر ما زخم‌های بستر هستند. متاسفانه زخم بستر در روزهای اول نخاعی شدن‌ همه‌ی ما زمان متنابهی مهمان نامبارک بدن همه‌مون بوده. مصرف فراوان انواع آنتی‌بیوتیک برای درمان زخم‌های بستر، فشار فراوانی به کبد و کلیه و کلیه‌ی اعضا و جواره وارد میکنه و این موجب لاغری و فرتوتی و کوتاهی قد روح و جان میشود.

یکی دیگر از بیماری‌هایی که بدون استثنا همه‌ی ما نخاعی‌ها میزبانش هستیم:پوکی استخوان است. در مورد این بیماری خاموش زیاد بخوانید و بدانید. یکی از دوستان نخاعی که فعالیت روزانه زیادی هم داره، پاش میافته بین تخت و دیوار، وقتی داشته پاشو میکشیده بیرون مچ‌پاش قرچ صدا میده و میشکنه. درمان پاش با کلی گرفتاری و آسیب دیگه همراه شده. چون در جابجایی قد۱۹۲ سانتیم از روی ویلچر به داخل اتول فشار زیادی به مچ و ساق و مفصل زانو و لگن بنده وارد میشه، همیشه میترسم هنگامی که دارم سوار اتول میشم گرفتار شکستگی بشم.

سلامت و بیماری تشکیلات گوارش بر طول عمر تمام انسان‌ها تاثیر گذار است. در باب سلامت تشکیلات گوارش باید بدانیم چه چیزی را چقدر و چگونه بخوریم‌. اکثر ما نخاعی‌ها فاصله‌ی بین اجابت مزاج‌هایمان بسیار طولانی‌تر از افراد سالم است. برای اجابت مزاج هرکدام از ما شیوه‌ای داریم، مثلا زمانی بنده برای نرم شدن مزاجم تمام روغن خورشت را میخوردم که در طولانی مدت این رفتار موجب شد گرفتاربیماری کبد چرب و سنگ کیسه صفرا بشم. خوراک نامناسب(گوشت بخصوص کباب) و فاصله زیاد بین اجابت مزاج تهدیدهایی جدی برای ابتلا به سرطان روده هستند.

 پسآمد: یکی از دوستان در ایمیلی گفته:  این بدن انسان است که در مقابله با بیماریها خوب میشه، دارو فقط به بدن انسان کمک میکنه. اگر میخواهی طب بدنت باقدرت کار کند بکوش غذایت را خوب بجوی. سم نخور، غذا را به زبانت بسپار، لب از لب باز نکن، با زبان غذا را دور دندان‌ها بچرخان تا غذا کاملا خمیر و آماده فرو دادن شود. حضرت علی ع میفرماید: اگر میخواهید عمری همیشه سلامت داشته باشید غذاهای خود را با میل اشتها و درست بخورید و رودهای خود را به موقع تخلیه کنید.

 آوای خاموش

 خاطرات من و ویلچرم

عزیزان نخاعی که علاقمند به کسب اطلاعات در زمینه زخم فشاری ، زخم دور استوما و زخم های دیابتی ویژه افراد آسیب نخاعی هستند می‌توانند از ساعت ۹صبح الی ۲۱ روزهای هفته به غیر از جمعه، با (شماره تلفن آقای حسین الله قلی ۰۹۱۹۲۰۵۸۹۱۹) تماس برقرار نموده و در خصوص سوالات خود، پاسخ و راهنمایی دریافت نمایند.

بازدیدها: 67

عرض من و طول عمر

از روزهای اول نخاعی شدنم به خانواده می‌گفتم: اگه من بتونم همین اندازه سلامتی که بدنم داره را حفظ کنم و خیلی از اینی که هستم بدتر نشم میتونم ۳۰سال بعد معلولیت زندگی کنم. موید این حرف من اخباری است که از درگذشت افراد ضایعه نخاعی منتشر شده و میشود. یک نمونه‌: مرحوم خانم فاطمه (شکوه) میرفتاح – کسی که نخواست «قربانی» معلولیت شود است.

من تا حالآ ۲۱سال با ضایعه نخاعی مدارآ کردم. بقیه‌اش با خودم و خداست.

بزرگ‌ترین و شدیدترین و شایع‌ترین آسیب‌های جسمانی که ما خودمون به خودمون تحمیل می‌کنیم آسیب‌های: مثانه، کلیه و مجاری ادراری است.

بسیاری از دوستان نخاعی بخصوص دوستان کمری به دلیل‌های مختلف(تحصیل، کار، ورزش، کنار خانواده بودن، سفر، تفریح، تنبلی، علاقه، عادت و…..) بیشتر روز را روی ویلچر هستند و برای اینکه در این مدت سختی تخلیه‌ی ادرار گریبان‌گیرشان نشود، بسیار کم آب میخورند و چون کم ادرار می‌کنند همه‌چیز را خوب می‌پندارند. این خطای رفتاری منشا انواع آسیب به سیستم ادراری است: عفونت مکرر مثانه، بزرگی مثانه و برگشت ادرار به کلیه‌ها و در شرایط بد از کار افتادن کلیه‌ها و…. متخصص‌های ارولوژ توصیه می‌کنند افراد نخاعی هر شش ماه با سونوگرافی و آزمایش ادرار از وضعیت مثانه و کلیه‌ی خود آگاهی پیدا کنند.

پسوند: امیدوارم این متن خاطر عزیز دوستان را نرنجانده باشد، بنده فقط نظر شخصی خودم را نوشتم.

  معافیت مددجویان از پرداخت هزینه‌ها و عوارض شهری

 یارانه مددجویان بهزیستی و کمیته امداد، ۸۰ هزار تومان می‌شود

بازدیدها: 1013

سلامت عمومی

لطفا بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید، ابتدا پنجره‌های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد از چند دقیقه می‌توانید سیستم تهویه مطبوع خودرو را روشن نمایید. داشبورد، صندلی و سیستم تهویه‌ی هوای خودرو، از خود گاز بنزن ساطع می‌کنند که یک گاز بسیار سمی و سرطان‌ز است. حتما بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده‌اید، این همان بوی گاز سرطان‌زای بنزن است. علاوه بر سرطان‌زایی، گاز بنزن به استخوان‌ها آسیب رسانده و موجب مسمومیت استخوان و نیز باعث ابتلا به آنومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبول‌های قرمز خون) و کاهش سطح گلوبول‌های سفید بدن می‌شود. همچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلوبولهای سفید خون) و در مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان باعث سقط جنین در خانم‌ها نیز می‌گردد. بنزن گازیست که کلیه‌ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر اینکه بدن انسان به سختی می‌تواند این ماده سمی و خطرناک را دفع نماید. جالب است بدانید: میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای آزاد حدود ۵۰ میلی گرم در هر فوت مربع می‌باشد، در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره‌های بسته بین ۲۰۰تا ۴۰۰ میلی‌گرم می‌باشد. حال اگر این خودرو در فضای باز و زیر نور خورشید در دمای بالای ۶۰ درجه فارنهایت پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل آن بین ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ میلی‌گرم بالا می‌رود که ۴۰ برابر بیشتر از سطح قابل قبول آن می‌باشد. افرادیکه سوار خودرویی با پنجره های بسته می‌شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی‌درپی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می‌گیرند. پس قبل از سوار شدن داخل خودرو، پنجره‌ها و درب خودرویتان را باز نمایید و بگذارید هوای سمی و زهرآلود انباشته شده داخل اطاق خودرو خارج گردد، به عبارت دیگر این ماده سمی را از فضای خودروی خود بیرون برانید.

ته‌بندی: یک ضرب المثل چینی: وقتی شخصی موضوع ارزشمندی را که به نفع شماست با شما در میان گذاشت شما نیز اخلاقا وظیفه دارید آن مطلب را به دیگران انتقال دهید.

عکس‌های سه بعدی بسیار چشمگیر، با مداد رسم شدن

خنده بازار فتوشاپی

بازدیدها: 64