چگونه روی ویلچر نشینیم

زمستان گذشته که به کمیسیون تشخیص مصلحت ایاب ذهاب بهزیستی رفتم، یکی از افراد کمیسیون بهم گفت: اینقدر کج نشستی روی ویلچر، برات ناراحتی پیش‌میآدهآاا. منم برای توجیه، گفتم: چون قدم زیادی بلنده و سوند ندارم مجبورم برای تحت فشار نبودن مثانه و کلیه‌هام مرتب خودم را کش بدم و چپ و راست بشم. وقتی مقاله زیر را خواندم دیدم واقعا من به میزان متنابهی مشکل دار روی ویلچر میشینم.

استقرار صحیح بدن در پیشگیری از بروز و پیشرفت زخمهای فشاری از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است. همچنین ایجاد وضعیت مناسب برای بدن میتواند در به حداکثر رساندن ثبات، توانائی و عملکرد بدن هنگام استقرار روی صندلی چرخدار ، حفظ توازن مناسب نخاع و به حداقل رساندن درد کمک مناسبی نماید. اساس استقرار صحیح بدن، حفظ توازن در ناحیه لگن است. در واقع اندامهای لگن، وزن اصلی بدن را در هنگام نشستن تحمل میکنند. تغییر مقاومت عضلانی و ناهنجاریهای اسکلتی میتوانند، باعث کج شدن لگن به سمت جلو یا عقب، یا کجی به یک پهلو و یا حرکت (لغزیدن)روی سطح نشیمن گردند. این وضعیتها میتوانند باعث افزایش فشار روی قسمتهای استخوانی لگن شده و خطر تخریب پوست را افزایش دهند. کمک دادن اضافی به تنه یا پاها و تقویت آنها میتواند به اصلاح این وضعیت ها کمک نموده و  استقرار لگن را در یک سطح مناسب حفظ نمایند. بنابراین استفاده ازتشکچه‌های مخصوص و تکیه‌گاههای مناسب، در کنترل استقرار وضعیت مناسب قسمتهای مختلف بدن ضروری است.
شایعترین عوارض ناشی از عدم استقرار صحیح بدن در وضعیت نشسته عبارتنداز:
۱ ) اسکلیوزیس، اسکلیوزیس عبارتست از انحنای یکطرفه نخاع معمولا با کجی لگن (کجی به یک سمت) همراه است که منجر به افزایش فشار بر روی سمت پایین تر میگردد.

۲) کیفوزیس، کیفوزیس عبارتست از یک فرم “C” شکل یا انحنای فرو رفته نخاع میتواند منجر به افزایش فشار بر روی استخوان دنبالچه شود. در ناحیه دنبالچه لایه‌های عضلانی و شبکه عروق خونی کمی وجود دارد. این وضعیت می‌تواند منجر به درد در ناحیه گردن و شانه‌ها شده و استفاده از دستها و بازوها را با مشکل مواجه میکند. این وضعیت حتی میتواند بر روی تنفس فرد تاثیر گذار باشد.
جهت پیشگیری از عوارض ناشی از استقرار نامناسب بدن :

۱ ) باید وضعیت استقرار بدن فرد، بوسیله یک فیزیوتراپ مورد ارزیابی قرار گرفته و در صورت نیاز بررسیها را تا یافتن بهترین وضعیت تکرار و ادامه داد.

۲ ) پشتی صندلی چرخدار را بایستی در وضعیت مناسبی نگهداری نمود (از گود افتادن آنجلوگیری کرد).

۳ ) وضعیت استقرار بدن بایستی مرتبا” کنترل شود، بنحوی که در موقع کمک گرفتن یا جابجا شدن روی ویلچر ، ران ها و پشت، در وضعیت مناسبی قرار گرفته باشند. همچنین باید از استقرار صحیح زانو ها و لگن اطمینان حاصل نمود. چنانچه ضرورت داشته باشد، میتوان از یک آینه استفاده کرد، تا با تنظیم بدن وضعیت صحیح ایجاد شود.

۴ ) در جاهائیکه لازم باشد میتوان از تقویت سازهای  کمری استفاده کرد.

۵ ) حفظ تحمل مناسب تیغه های شانه و عضلات سینه ای نیز توصیه میگردد.

۶ ) بایستی از کوتاه شدن عضلات پیشگیری کرد. مخصوصا” در ناحیه ران و زرد پی پشت زانوها. کشش منظم و استفاده از یک برنامه مناسب که بوسیله یک فیزیوتراپ ارائه میشود، توصیه میگردد. منبع
پاورقی:
 گویا بهزیستی کلا داستان سرویس ایاب ذهاب معلولان را تعطیل کرده، انگار قراره به کسانی که اتول دارن کمی تا قسمتی سهمیه‌ی سوخت بدن.

بازدیدها: 157

فرزندیعنی این

نمی‌دونم از کجا و از چی بگم. خرداد سال ۱۳۸۶مادر من در تصادف ماشین خودمان با اینکه کمربند ایمنی را هم بسته بود از مهره ۶و ۷گردن دچاره ضایعه نخاعی شد. مادرم عمل شد و مهره ها فیکس و نخاع آزاد شد. اما از گردن به پایین هیچ حس و حرکتی وجود نداشت. دکتر به ما گفت شاید تا آخر عمر مجبور به نگهداری فقط یک سر و گردن از مادرم باشیم. من که تکنسین برق بودم از کارم انصراف دادم و به پدر و برادرهام گفتم که پرستاری مادر رو برعهده می‌گیرم. خلاصه از همون روزهای اول کار من شروع شد: پرسش از دکترها و مقلات اینترنتی و فیزیوتراپ‌ها و تغذیه وخرید امکانات و….. تمام اینها برای این بود که مادرم حس کمبود نکنه آخه اون با خانمهای دیگه فرق داره، ایشان هم شاغل بود هم خودش یک مرد بود. اینم بگم که ما خانواده متوسطی هستیم، پدرم نظامی است و سال۱۳۸۳سرطان حنجره گرفت و همین
مادرم ۲سال پرستارش بود و الان پدرم صدا نداره و البته ضع
یف هم است. دو سه ماهی گذشت و من همه چیز رو تحت کنترل داشتم، بارها به مادرم می‌گفتم که ناراحت نباش، من
تا آخر عمرم کنارت هستم. خدا را شکر که سایت بالای سر ماست، با وجود ضایعه نخاعی شرایط عمومی خوبی داری، آنقدر آدم مثل تو هست که مشکلات دیگه براشون پیش
آمده.
تا اینکه به فکر این افتام که از لحاظ روحی هم مادر رو در سطح خوب نگه دارم. این کار
یکی از مشکلات ضایعه نخاعی‌هاست. اینجا بود که در جستجوی اینترنت با متن سرگذشت تو آشنا شدم.
فکر کنم مرداد۸۶بود یعنی۳ماهی بود که مادرم آسیب دیده بود، خلاصه وقتی سرگذشت تو رو خوندم از آن یک پرینت گرفتم و بعنوان اولین داستان مستند  یک انسان آسیب نخاعی با تمام مشکلاتش اون رو برای مادرم خواندم. تا مدتی بازتاب خوبی داشت. چون مادرم برای دیگران تعریف میکرد که خدا را شکر من مشکلهای دیگه ندارم از جهاتی شانس آوردم که دکتر خوب و پرستار خوب دارم و زخم بستر و …. ندارم. اما بعدها باز روحیهاش ضعیف شد که باز من با کارها و داستانهای دیگه سعی در بازپروریش داشتم  و البته موفق هم بودم. دیشب برای یک تحقیق باز به نت اومدم و لینک وبلاگت را دیدم، به وبلاگت آمدم و دیدم فعال هستی کلی حال کردم. آخه من هم آدم مثبت اندیشی هستم. الان اکثرا از من میپرسن که تو چطور ۱۴ماه است که در خانه هستی و احساس خستگی نمیکنی؟ و من در جواب می گویم: بخاطر اینکه من دارم با کارم لذت میبرم.  کمی از مادرم برات بگم: الان ۱۴ماه هست که آسیب دیده. با ورزشهای روزانه و تغذیه خیلی اندامش فرق نکرده. روحیه هم داره اما بعضی وقتا کم میاره که البته ما بهش حق میدیم. حس و حرکت نداره، بیشتر اوقات روی تخت است. سوزشهایی از داخل داره که خیلی عذابش میده گاهی براش غیر قابل تحمل میشه. کمی حس و حرکتش برگشته. مثلا دستاشو میتونه حرکت بده و یا آب بخوره. اما اگر بخواهیم در کل صحبت کنیم هنوز نمیتونه کاری برای خودش انجام بده. بعضی وقتا روی تخت یا روی ویلچر نشسته یا روی تخت یه پهلو است. بعضی وقتا کتاب میخونه یا رادیو گوش میده. عصرها بستگان به دیدنش میان. من هم که همیشه هستم، مگر برای خریدی نیم ساعتی بیرون برم،
که در حالت دراز کش تلفن پ
یش مادر است. من معتقدم تمام سعی ما باید آن باشد که انسان باشیم و انسانیت داشته باشیم، یک شعار خوب: محرومیت محدودیت نیست. من با همین شعار مادرم رو که حاظر نبود از خونه بیرون بیاد به خیابان و محل کار و  مهمانی بردم.

پسینه: یه روز بابام بهم گفت: مهرداد اگه من جای تو بودم تو از من مراقبت می‌کردی؟ گفتم باباجون چرا چیزی بگم که باور نکنی، چیزی را میگم که در راست گوییم شک نکنی: نه

بازدیدها: 103