داستان کوتاه و تلخ زندگی

خداوند ” خــر ” را آفرید! و به او گفت: تو بار خواهی برد؛ از عقل بی بهره خواهی بود؛ و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود؛ و ۵۰سال عمر خواهی کرد! ” خــــر” به خداوند پاسخ داد: خداوندا؛ من می‌خواهم خر باشم؛ اما ۵۰سال برای عمرم طولانی است.. عمر مرا ۲۰سال کن. و خداوند آرزوی “خـــر” را براورده کرد.

خداوند ” ســـگ” را آفرید! و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی شد؛ بهترین و وفادارترین یار انسان.. و ۳۰سال عمر خواهی کرد! “ســــــگ” جواب داد: خداوندا! عمر مرا ۱۵سال کن. و خدا آرزوی سگ را هم براورده کرد.

خداوند “میـــمون”را آفرید! و به او گفت: تو از این جا به آنجا میپری؛ برای دیگران شکلک در می‌آوری تا سرگرم شوند؛ تو ۲۰سال عمر می‌کنی! “میــــمون”جواب داد: خداوندا ۲۰سال عمری طولانیست.. مرا ۱۰سال کافی است! و خداوند آرزوی میمون را نیز براورده کرد..

و سرانجام، خداوند ” انــــسان” را آفرید! و به او گفت: تو سروریِ همه موجودات زمین را در دست می‌گیری و بر تمام جهان مسلط می‌شوی؛ و ۲۰سال عمر می‌کنی! “انــــــسان” به خداوند گفت: سرورم؛ ۲۰سال برای من خیلی کم است!! آن ۳۰سالی که خر نخواست؛ آن ۱۵سالی که سگ نخواست؛آن ۱۰سالی که میمون نخواست زندگی کند؛ به من بده!! و خدا آرزوی انسان را براورده کرد! از آن زمان تا کنون؛

 انسان فقط ۲۰سال مثل انسان زندگی می‌کند!! و پس از آن ازدواج می‌کند و ۳۰سال مثل ” خـــر” کار می‌کند! و پس از آنکه فرزندانش بزرگ شدند؛ ۱۵سال مثل “ســــگ” از خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند؛ نگهبانی می‌کند!! ‌و وقتی پیر شد ۱۰سال مثل “میــــمون” از خانه این پسر به خانه آن دخترش می‌رود و سعی می‌کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!!

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 19

قرن و صده‌ی جدید

دلمون خوشه داریم وارد قرن و صده‌ی جدید می‌شیم. این در حالیه که غربی‌ها قریب به ۲۰ سال پیش وارد هزاره جدید شدند. این عقب ماندگی ما هم کار همین استکبار جهانی است. همه می‌دانیم چرا هرسال اوضاع‌مان طوری می‌شود که می‌گویم: باز رحمت به پارسال!؟ اما با اینکه همه می‌دانیم چرا!؟ چرا باز راه اشتباهی را که شروع کرده‌ایم را ادامه می‌دهیم!؟ راهی که تجربه ثابت کرده اینجا که الان هستیم‌، اوضاع و احوال و حال و روزمان خیلی بهتر از آنجایی است که سال‌های آینده خواهد بود، وای بر احوال مردم در قرن آینده.

نمی‌دانم بگویم خوش بحالم که در دو قرن زیستم یا بگویم خوشبحالم که قرن آینده را نمی‌بینم!؟. البته اینجاش مال بعد نوروزه.

پسرفت: نیم قرن از عمرم گذشت با سه دهه تجربه معلولیت خیلی شدید به روایت سازمان بهزیستی. یعنی اگر این معلولیت برای من سابقه کاری لحاظ میشد، می‌بایست نم نمک مشغول جمع کردن خودم برای بازنشستگی می‌شدم.

روایت است روز قیامت ایرانیان رفتند نزد خدا و پرسیدند: حسابه کتابمان چیست؟

ندا آمد: چه دیده‌اید؟

گفتند: رضا شاه ، انقلاب ، ۸ سال جنگ ، اختلاس ، رانتخواری ، آزاد راه تهران شمال ، کلاس طوسی ، کنکور ، اینترنت دایل آپ ، پراید ، ۴۰۵ خودسوز ، دلار ۲۸هزار تومانی ، احمدی نژاد ، روحانی ، رئیسی ، نمیرالمومنین ، روغن پالم ، موسسه‌های مالی اعتباری ۱۲۴ هزار پیغمبر و ۱۴ معصوم و سایر بستگان ، مداح هفتیر کش ، برجام ، بورس ،   ندا آمد: بسه، بسه ، جبرئیل ، بیا این بدبختا رو که تاحالا جهنم بودن را ببر بهشت ایرانیان مهمان ویژه هستن

به خواندن ادامه دهید

بازدیدها: 96

سرنوشت

آدم‌ها همیشه با خودشون میگن: کاشکی اینطور میشد. کاشکی اونطور نمیشد. گاهی که من سیم‌هام اتصال میکنه با خودم میگم کاشکی ۳۰ سال پیش انقلاب نمیشد. از هرکی بپرسن اگه انقلاب نمیشد، چی میشد؟ به فراخور سن و جنسیتش میگه: مدرسه‌هامون مختلط بود، رفاقتی میرفتیم استخر، جوانان‌مان در جنگ ازبین نمیرفتن، غربی‌ها منطقه را تاراج نمی‌کردن، الان ما جای کره‌ی جنوبی بودیم و …... من اصلا کاری به این حرف‌ها ندارم، برای من مهم اینه: اگه انقلاب نمیشد ارتش همچنان پدرم را در شهرهایی غیر از تهران می‌چرخاند، آخه سال۵۴ فرمانده‌ی پدرم با دشنام دستوری بهش میده، پدر من هم با مشت چشم طرف را بالامیاره. از اون جریان به بعد پدرم
را تبعید میکنن و تو پروندش میزنن صلاحیت خدمت در مرکز را نداره. با انقلاب پدرم به تهران منتقل شد و من از یه بچه‌ی ایزوله و درس خون تبدیل شدم به بچه‌ای با دوستانی زیاد که همه درس نخون بودیم. خلاصه اگه انقلاب نمیشد پدرم به تهران نمیآمد و من درس خون می‌ماندم و….. و کلا سرنوشتی غیر از این میداشتم. پس نتیجه میشود که قطع نخاع شدن من نتیجه‌ی انقلاب بوده، کاشکی انقلاب نمیشد.

پسرفت: من اصلا آدمی نیستم که بخواهم برای اشتباه خودم زمین و زمان را متهم کنم و از اونها بنالم، مطلب بالا خلاف واقعیت نیست، اما من اون را از سر بی حرفی و طنز و شوخی نوشتم، شاید هم سیم هام اتصال کردن.  

باران دوست جدیدی در اسپیشیال

حرف‌های یواشکی مردی با ام اس همسرش

بازدیدها: 25