مطهر سازی

داماد محمد شریعتمداری وزیر پیشین صنعت معدن و تجارت، محمدهادی رضوی از متهمان پرونده بانک سرمایه برای تطهیر پول‌هایی که به یغما ‌می‌برد، سریال شهرزاد را تهیه می‌کرد. هفته پیش فصل اول سریال آقازاده تمام شد. قطعا زمان مشخص خواهد نمود که تهیه کنندگان این سریال با استفاده از رسوایی داماد وزیر، و اکبر طبری معاون اجرایی رئیس قوه قضائیه، مشغول تطهیر دست و روی چه کسانی بودند؟ انقلاب خوست قاتق نون ملت باشه، اما برخی از انقلابیون با خانواده و اعوان و انصارشون، راه‌شون شد رفیق دوستی و شدن بلای جان مردم مستضعف. نتیجه هنر این افراد تبدیل دلار۷۵ریالی به دلار۲۵۰هزارریالی بوده. این یعنی نابودی پول ملی. با تلاش بدون وقفه مسئولین نظام قدرت خرید یارانه افراد برابر یک عدد کنسرو ماهی شده. بپاس خدمات بی‌شمار و شبانه‌روزی مسئولین، قطعا مردم دعاهای خود را بدرقه راه آخرت مسئولین می‌نمایند.

پاورقی: کاری که ما امت همیشه در صحنه خوب بلدیم، جوک ساختن برای درد و رنج‌های بی‌پایان و خندیدن به اونهاست. توجه شما را به چند نمونه مرتبط جلب می‌کنم:

تو ژاپن از هر ۱۰ تا بچه ای که دنیا میاد ۹ تاشون خنگن، یکیشون باهوش!!
اما تو ایران از هر ۱۰ تا بچه، ۹ تاشون باهوشن، یکیشون خنگ !
حالا چرا ژاپنی ها این قدر پیشرفت میکنن و ایرانی ها پیشرفت نمیکنن ؟
چون که تو ژاپن اون یه نفر باهوش رو میذارن بالای سر اون ۹ تا خنگ.
اما تو ایران اون یه دونه خنگ رو میذارن بالای سر اون ۹ تا باهوش!

راهکارهایی که تا امروز برای اداره کشور ارائه شده:
مردم ایران باید؛
مثل ژاپنی ها روزی ۵ ساعت مجانی کار کنند.
مثل چینی ها روزی یه وعده غذا بخورند.
مثل یمنی ها گونی بپوشن!
مثل سوئدی ها مالیات بدهند.
مثل امریکایی ها هزینه مسکن بدهند.
تا آقازاده ها مثل شاهزاده ها زندگی کنند!

ما آدمای جالبی هستیم
مرگ بر همه کشورا میگیم …..
بعد برنج هندی را با گوشت برزیلی در ظروف ایتالیایی روی اجاق گاز آلمانی می پزیم و با قاشق استیل فرانسوی در لباس ترکیه ای و با ژست انگلیسی با نوشابه اسرائیلی و دسر مکزیکی، زیر چادر سیاه ژاپنی در منزلی با اجناس چینی، کنار مبل لهستانی و تلویزیون کره ای، با نگاه به بی بی سی میخوریم و دعا را عربی میخوانیم

دیروز یه ژاپنی رو دیدم
‌ازش پرسیدم شما که نفت ندارید٬ چرا وزیر نفت دارید؟
گفت شما که رفاه ندارید چرا وزیر رفاه دارید؟!
شما که کار ندارید چرا وزیر کار دارید؟!
شما که اقتصادتون داغونه چرا وزیر اقتصاد دارید؟!
شما که همتون افسرده هستید چرا وزیر بهداشت دارید؟!
شما که شبکه های اجتماعیتون فیلتره چرا وزیر ارتباطات دارید؟!
هیچی دیگه تصمیم گرفتم دیگه تو امور داخلی کشورها دخالت نکنم :)))))

یک ایرانی از یک ژاپنی میپرسه
چرا در ژاپن کسی
” مرگ بر آمریکا ” نمیگوید ؟؟؟
شما تنها کشوری بودید که آمریکا
علیه تان از بمب اتم استفاده کرد
قاعدتاً شما باید بزرگ ترین دشمن آمریکا باشید
پس چرا هیچوقت شعار
” مرگ بر آمریکا ” سر نمیدهید ؟
او پاسخ داد :
شعار دادن کار کسانیست که در عمل
نمیتوانند کاری انجام دهند !!!
همین که روی میز رئیس جمهور آمریکا
تلفن پاناسونیک ما نشسته
یعنی اینکه ما پیروز شدیم !

سالی که گذشت

هفته‌ی پیش عرض کردم که، هنوز یک‌سال نشده باهمسرم زیر یک سقف زندگی میکنیم، امروز باید عرض کنم که، سال پیش در همین هفته‌ی آخر سال بود که من و همسرم از خانواده‌هامون جدا شدیم و به لطف خانوداه‌هامون زندگی مشترک زیر یک سقف را آغاز کردیم. سال جاری یا بقول دری زبان‌ها، سال روان برامون اتفاق‌های جالب و شیرین و خوشایند داشت: اول سالی با کلی تعجب همسایه‌مون را در اولین عید دیدنی متاهلی منزل پدر خانمم دیدم، تازه اون که خوب بود، چون تعجب آورترین کمد‌ دیواری دنیا را در منزل پدر خانمم دیدم. یه پیشنهاد انقلابی در کمال هوشمندی برای هدفمندی یارانه‌ها به ذهن و زبانم آمد. از اخلاق و رفتار متاهلی خودم گفتم. یه افسانه‌ای محلی در مورد رعد و برق شنیدم. من و همسرم بجای پارک و سینما و رستوران رفتیم خونه‌ی بابام. کلی بکن و نکن کردم. برای مهمونی افطاری که دعوت بودیم کلی ویلچر رانی کردم. پدرم نتیجه‌ی۲۰سال معلول داریش را دید. نتیجه‌ی آبرو جمع کردنم تو خدمت سربازی را دیدم. با خانواده همسرم رفتیم مسافرت و سفرنامه (۱) و سفرنامه (۲) را نوشتم. از درگیری و مزاحمت نسیم خانم گفتم. یه جوان را دوچار تحولات کردم. صحنه‌ی سخیف و مستهجنی که در یک سریال بود را فاش کردم. به رابطه‌ی ژنتیکی ایرانی‌ها و آلمان‌ها پی بردم. فهمیدم چگونه روی ویلچر بنشینیم بهتره. راهنمای ازدواج با معلول قطع نخاع شدم. برادر داماد بودن را تجربه کردم. برای کسانی که میخوان ازدواج کنند آگهی ازدواج و همسریابی دادم. برای رفع سرماخوردگیم خود درمانی کردم. برای گرامیداشت روز جهانی معلولین رفتیم برج میلاد. پیشنهاد برگزاری مسابقه‌ معلول خوشبخت کیست؟ را دادم. خبر ساخته شدن میکروکامپیوتری برای گام برداشتن و واکر ویژه بیماران ضایعه نخاعی  را شنیدم. نکاتی پیرامون رفتار با کسی که آسیب نخاعی دیده را خواندم. باز هم خبرهایی از درمان با سلول‌های بنیادی شنیدیم. بهترین خبر از بهترین شیوه‌ی ترمیم نخاع را شنیدیم. فتنه‌ی اقتصادی را افشا کردم. دوباره به عینک نیاز پیدا کردم. فراموش‌کاریم موجب شد فکر کنم  پدر نشده سالمند شدم. پیش درآمد فصلی تازه در زندگیمون را گفتم. کمی به عقب رفتم و پس درآمد فصلی تازه را گفتم. داداشم نازنینم منو وارد بهترین کسب و کار برای معلولان کرد. و دست آخر گفتم که من مردی از جنس……. هستم.
پسینه:
 یک سال دیگه از سالهای باقی مانده‌ی عمرمون کم شد و به سن‌مون اضافه شد. آرزو میکنم سال آتی برای همه پر از خیر و برکت باشه و ایشالله همه دست کنید تو طلا و جواهر. ایشالله در سال جدید وارد مرحله‌ای جدید خواهم شد.  

پدر نشده سالمند شدیم

چند روز بود که حسابی کم حافظه و فراموش‌کار شده بودم، مثلا: هرچی می‌شنیدم فوری یادم میرفت، یا وسط حرف زدنم حرفم یادم میرفت، یا اینکه ذهنم یاری نمیکرد اسم خانم بهنوش بختیاری هنرپیشه فیلم و سریال‌های اغلب کمدی را به یاد بیارم. با خودم گفتم: پدر پیـــــری بسوزه که اول با پیرچشمی و حالا با فراموشی اومده سراغم، بابا‌ من تازه یه ساله ازدواج کردم و هنوز بچه‌ای برای به آغوش کشیدن ندارم، سنم از روی چهره بیشتر از ۳۳ نشون نمیده و از روی شناسنامه هم تازه هفته‌ی پیش رفتم تو ۴۱سالگی، والله هنوز خیلی زوده برای نمایان شدن نشانگان پیری، چه خبره، وآیسآ دنیآ، من میخآم پیآده‌شم. من میخآم کلی جمعیت کشور را افزایش بدم. من میخآم کلی یارانه‌ی بچه بگیرم. من تصمیم ندارم به این زودی‌ها غزل خداحافظی بخوانم. برای پیدا کردن دلیل این فراموشی که یهو گرایبانگیرم شده بود، مثل همیشه نشستم به فکر کردن پیرامون تغییراتی که در روزها و شب‌های گذشته در اعمال و رفتارم رخ داده بودن. در نهایت متوجه شدم در چند شب گذشته خوابم از ۵ساعت در شبانه روز به ۳ساعت کاهش یافته. یادم افتاد اینجا خوانده بودم که: کمبود خواب یا خواب بدون کیفیت باعث بروز بعضی اختلالات مثل اختلال در حافظه کوتاه مدت، قدرت تمرکز، افسردگی، اضطراب، عصبانیت، فقر انرژی و کاهش میل جنسی میگردد. از اون روز به بعد شب‌ها سعی کردم در اولین فرصت (بعد از ساعت ۱) خاموشی بزنم و صبح‌ها تا جایی که میتونم (ساعت ۶) بخوابم. خوشبختانه با کمی زیاد شدن خوابم مقدار زیادی از فراموشیم کم شد.

پاورقی: پیشنهادی به مسئولین و مدیران بهزیستی و موسسه‌های خیریه‌ای که به معلولان آموزش فنی حرفه‌ای میدن: آموزش هزار و یک رشته‌ی فنی و هنری و علمی و عملی که هر معلولی با هر سطح توانایی نتونه ازش سه سوته پول دربیاره مفت نمیارزه. در کلاس‌هاتون به معلولان نحوه‌ی برسی و تحلیل و خرید و فروش اینترنتی در بازار بورس را آموزش بدهید تا هرچه سریع‌تر معلول به استقلال مالی و اعتماد به نفس برسه. در بورس میشه فقط با صدهزار تومان هفته‌ای ده ۲۰ هزار تومان کاسب شد.

کیفیت نامطلوب خواب،عامل فراموشی‌های سالمندان

توصیه های تغذیه‌ای مناسب جهت درمان یبوست

حفظ سلامت پروستات در سالمندان

تو پیاده‌رو

با ویلچر برقیم از شمال بسمت جنوب تو پیاده‌رو خیابان ولیعصر تهران حرکت میکردم و لوازم ورزشی را سیر میکردم. یجا ورود کوچه‌ای به خیابان موجب بالا و پایین شدن سطح پیاده‌رو بصورت یک پله کوچک شده بود، برای عبور از اون پله، ایستادم و یکم اون سطح را برانداز کردم، امن‌ترین قسمتش برای عبور بسلامت، نزدیکترین‌جا به دیوار بود، در اون قسمت یه پسر ده ساله‌ی چاق و یه مردی ایستاده بودن، بهشون گفتم: میرید کنار ردشم؟ رفتن کنار، در حین رد شدنم پسره به مرده گفت: اینهمه راه اومده از اینجا رد میشه!؟ منم برگشتم طرفش و بهش گفتم: اگه از اونور میرفتم شاید ویلچرم از پشت برمیگشت، رد شدن از اونجا برای شما چیزی نیست اما برای من این پله مثل قطره‌ باران تو لونه مورچه است، آخر خطابه‌ی قرام انگشتامو شبیه هشمت فردوس تو سریال ستایش کردم و با خنده و شوخی به پسره گفتم: افتاد.

پاپوش: خدا را شکر، خدا درهای رحمتشو باز کردو باران خوبی بارید، ایشاالله دل همه شاد و گرم به عشق باشه.

رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده، میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!

۲ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه؟میگم: پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!

دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعاخالیه!؟میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون

 دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم

استنتاج

یه سریالی از تلویزیون پخش میشد بنام شرلوک هولمز، مضمونش طبق معمول جنایی و پلیسی بود. من از اون سریال یادگرفتم با توجه به شواهد میشه علت هر معلولی را پیدا نمود و این برای همه‌ی آدم‌ها و بخصوص ما معلول‌های گوگولی مگولی بسیار مفیده. اگر همیشه از خودمون بپرسیم چه شد که اینطوری شد؟ می‌تونیم جلوی خیلی از اتفاق‌های ناخوشایند را بگیریم. مثلا: من اگر تب کنم برسی میکنم تا بفهمم کدام کارم میتونسته علت تب کردنم باشه، کلا من سه جور تب و لرز میکنم:۱-سرما خوردن کلیه‌هام که بر اثر سرمای ناگهانی حادث میشه. ۲- عفونت مثانه که معمولا به دلیل رعایت نکردن بهداشت حادث میشه. ۳- خوردن غذای چرب و نامنظم شدن صفرا. اگه به مثال تب کردن من توجه کنید متوجه میشید که آدم با برسی کارهایی که کرده راحت میتونه بفهمه عارضه‌ای که براش پیش آمده به چه علت بوده. یادتون باشه آدم نباید از یک سوراخ دوبار گزیده بشه دیگه خونه‌ی پرش ۳بار گزیده بشه. اگه مرتب گزیده میشید حتما گوشت‌تان(عقلتان) شیرینه.

پسوند: ما نخاعی‌ها باید خیلی به خورد و خوراکمان توجه کنیم که گرفتار سختی اجابت مزاج نشیم، اگر شدیم حتما باید با یافتن علت از تکرار آن جلوگیری کنیم.


شماره تلفن و آدرس تعمیر کار ویلچرهای الکتریکی 

این روزها

من عاشق بهار هستم، بهار برام فریبا و بهشتیه خدا را شکر باران، زیبایی بهار را مضاعف کرده. یه نموره سرما خوردم، این هم نوبرانه امسال منه فقیر و بیچاره‌ است. چند روز پیش رفتم پارک سرکوچه‌مون‌ که مثل همیشه شلوغ و پر انرژی بود بر عکس همیشه زود حوصله‌ام سر رفت و برگشتم خونه. تازگی‌ها دوتا از شبکه‌های ماهواره‌ای فروش کالا بین تبلیغ‌هاشون برنامه‌ای پخش میکنن بنام فود سفری که داخل کشور دوبله شده برنامه‌اش عالیه، هر دفعه به غذای یه کشور پرداخته میشه. منکه از تماشای برنامه‌های آموزش آشپزی خسته و سیر نمیشم. خیلی دوست دارم روزی برای خانواده‌ی خودم آشپزی کنم، البته زمانی که روی پاهای خودم ایستاده باشم. همه‌جور غذا را دوست دارم و در گزینش غذا اصلا سخت‌گیر نیستم، حدود ۲۰سال پیش جایی کباب کوبیده‌ای خوردم که مزه‌اش هنوز یادمه و اون مزه برام شده الگوی سنجش مزه‌ی کباب، من میگم مزه‌ی کباب باید اونقدر پر و غلیظ باشه که نتونی کباب را تا ته بخوری، یعنی اینکه کباب باید آدم را سیر کنه و دل را بزنه. یه کباب دیگه هم هست که مزه و بوش محشره و اون بادمجانه. سریال آشپزباشی را دوست دارم، نه بخاطر آشپزی، بلکه بخاطر هنرپیشه‌های دوست داشتنی.

پاورقی: این روزها از شبکه‌ی یک سیما برنامه‌ای با حضور تعدادی از دوستان معلول پخش میشه که می‌پردازه به مشکلات تردد معلولان و نامناسب بودن امکانات عمومی برای معلولان. ممنون از عمو عزت و سیما. ایشالله روزی همه‌ی مشکلات رفع بشه.

بیماریهای ناحیه مقعد

نرخ تعرفه‌ها و هزینه‌ی تماس تلفنی با داخل و خارج از کشور

熟悉脊髓残疾

एक रीढ़ की हड्डी के साथ परिचित विकलांग

精通脊髄障害

فراخوان

چند وقت پیش بهزیستی فراخوان داد برای انتخاب نام خودروی ویژه‌ی معلولان، با این تشویق که به نام برگزیده یه اتول جایزه میدن. من هم نشسته و خوابیده و ….. زور زدم و کلی فکر کردم و اسم‌هایی انتخاب کردم و به قرار زیر پیشنهاد دادم

  بنام خدا

عزیزان سلام, خسته نباشید.
بی‌شک بهزیستی همواره بهترین و بزگترین یار و یاور و کمک برای ما معلولان بوده و هست اتومبیل مناسب حال برای معلول مثل پاهایش است. اتومبیل مناسب حال برای معلول مثل بهترین دوست و کمک: برادرش است. بنده برای اتومبیل مناسب سازی شده نام‌های زیر را پیشنهاد میدهم:

۱-کا، کوتاه ترین نام که بسیار با معنی است. کا را میتوان با تک حرف انگلیسی هم نمایش داد. در فرهنگ لغت کا به معنی سریر، کرسی، تخت، چهار پایه‌ی امن آمده. همچنین در بسیاری از نقاط ایران به برادر کا می‌گویند

۲-یار، یاری، یاریست. یاریست بسیار با معنی‌ست و شبیه نام مدلی جدید از تویوتا است

۳- پا، پاسا، پاسان حتما کارهای خیر شما موجب رضایت خدا و پیامبر گرامی ‌اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) و امام زمان حضرت مهدی(عج) واقع می‌گردد و ثواب اخروی بزرگی نصیب شما عزیزان گرامی می‌شود، ما نیز و همواره دعا گوی شما هستیم.  من الله توفق

دو هفته پیش توی تلویزیون در آخرین نمایشگاه اتومبیل سال در پاریس دیدم شرکت فورد روی یه محصولش اسمی را گذاشته که من بعنوان اولین نام پیشنهاد دادم.

پیوست: وقتی قسمت آخر سریال روزگار قریب را دیدم خیلی دلم سوخت، اما نمیدونم برای دکتر قریب که با ۲روز توالت نرفتن به رحمت خدا رفت یا برای نخاعی‌ها که اگه بیرون روی بگیریم ۲روز یک‌بار میریم توالت

سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم

زشت و زیبا

سریال بزنگاه شبکه۳ سیما خیلی صدا کرده، نویسنده و کارگردان دقیقا دست گذاشتن روی اون چیزهایی که پرداختن به اونها در تلویزیون ممنوعه. ما ایرانیِ‌ها خودمان را در انجام هر کاری آزاد و محق می‌دانیم اما دیگران را از پرداختن به همون کارها منع می‌کنیم و می‌گیم این کارو نکنی‌هآاا؟! کارها و حرف‌های سریال بزنگاه کاملا ساده و روزمره هستد که برای همه پیش میاد، جالبه که همه به این سریال می‌خندیم اما بالاخره خودمان را در آینه‌ی تلویزیون تاب نمیآریم و می‌گیم عطاران فلان و بهمان کرده؟! دست تولید کننده‌های این سریال گرم که نشان دادن سطح شیب داری که برای اشخاص ویلچری جلوی بیمارستان ساخته شده چقدر مسخره و خنده داره!! جالب اینه که روی رمپ درب شمالی بیمارستان بقیهالله میشه مسابقه‌ی موتور کراس برگزار کرد

پسوند: انباری مرورگر اینترنت در ویندوزXPدر آدرس زیر است، اون را به آدرس‌بار برنامه‌ی مرورگر عکس مثل ACDseeانتقال بدین و تمام عکس‌هایی را که در اینترنت دیدید را در ۴ پوشه ببینید:

C:Documents and SettingsAdministratorLocal SettingsTemporary Internet FilesContent.IE5