تشک مخصوص ضایعه نخاعی

بیست سال بود که روی تشکی می‌خوابیدم که قبل من هم دست کم ده سال به ضایعه نخاعی‌های زیادی خدمت کرده بود و پدرم اونو بعنوان تشک مستعمل دریافت نموده بود. تشکی بود راحت و ناراحت. راحت از نظر سلامت و دور نگه‌داشتن بدن از زخم فشاری، وناراحت بود از نظر شکل ظاهری.  مدتها بود که بفکر جایگزینی، برای این تشک پیر بودیم. ابتدا گشتیم بدنبال مشابه همین تشک پیر که دیدیم یافت می‌نشود گرد شهر.

دو سال پیش یه تشک ابری خریدم و به کمک  داداشم سعی کردیم اونو بشکل همین تشک پیر دربیارم.نتیجه ظاهری مطلوب شد اما چون وزن من کمه و فشردگی تشک زیاد بود راحتی مورد نظر من را نداشت. برای نرم شدنش گفتم تابستان انداختنش روی بام تا آفتاب بپوساندش، این کار خیلی تشک را نرم کرد اما باز هم مطلوب نبود، برای نرمتر شدنش گفتم بندازنش توی حیاط منزل و آب بریزن‌روش تا در شب‌های سرد زمستان یخ بزنه و بترکه. اما این کار به نتیجه نرسید، دلیلش این بود که: پدرم رفت و یک تخته تشک نو از همان تشک پیر را برایم خرید.

تابستان گذشته که به نمایشگاه معلولین رفتم، در غرفه‌ی شرکت تولیدی صنعتی امیدان مهر آیین که فعالیتش در زمینه تولید و واردات انواع تشک های طبی، بیمارستانی است یه نمونه از تشک خودم دیدم. خیلی خوشحال شدم. مسئول غرفه گفت: از این تشک‌ها داریم قیمتش هم ۳۵۰هزار تومانه و هروقت خواستی بهت تخفیف هم میدیم. ماه گذشته دیدم سایت شرکت امیدان مهر آیین تشک را به لیست محصولاتش اضافه کرده. زنگ زدم و سفارش دادم، اما وقتی تشک را اوردن منزل دیدم چیز دیگری ارسال کردن. با اعصاب خورد تماس گرفتم و گفتم: من که تشک فلان را سفارش دادم چرا شما چیزی دیگر فرستادید!؟ گفتن: اون تشک که شما سفارش دادی یه نمونه خارجیه و ما اونو اوردیم برای مشتری سنجی و سفارش‌گیری و تولید در آینده. با توپ‌پر اعتراض کردم و در نهایت ناراحتی گفتم: فوری بیایین تشکی که اشتباهی فرستادین را ببرید و پولم را بدهید. اونها هم انجام دادن.

پایان داستان تشک را برای پدرم که درجریان کار خریدم بود تعریف کردم. پدرم گفت: شماره شرکت را به من بده و شما خودت را مالک تشک بدان. و اینگونه شد که با همت والا و پایمردی پدرانه پدر بزرگوارم تشک پیر به آرامستان ابدی رفت و تشک نو  جایگزینش شد. البته قیمش با تخفیف یک میلیون تومانی، ۷۰۰هزار تومان شد، که اونوهم پدرم پرداخت. عمرش بلند، تنش سلامت، و عزتش روزافزون باد، آمین.

پسینه: دیروز توی پنج‌شنبه‌بازار محله‌مون ماهی گلی شب عید آورده بودن. صدای پای عمو نوروز را میشه از دور شنید.

درمان ضایعات نخاعی و تشک

محققان با استفاده از محرک‌های الکتریکی کوچک موفق به درمان برخی ضایعات نخاعی شدند. انرژی مورد نیاز برای این محرک از نور باریک مادون قرمز و فیبر نوری که بیرون از نخاع قرار دارد، تامین می‌شود. محرک الکتریکی کوچک با استفاده از این انرژی سلول‌های عصبی واقع در ناحیه صدمه دیده را فعال کرده و اجازه می‌دهد که از ماهیچه‌هایی که بر اثر صدمه از کار افتاده‌اند، استفاده شود. بیماران قبل از استفاده از این دستگاه لازم است چند جلسه فیزیوتراپی شوند تا توان کششی ماهیچه‌ها تقویت شود. این دستگاه هیچ عارضه جانبی ندارد. منبع

پایانه: بنده ۱۹ ساله روی تشکی ابری میخوابم که خارجیه و کمی تا قسمتی شبیه اینه. اخیرا یه تشک ابری جدید خریدم که خیلی سفت و سخته. با یاری داداشم با هویه بعد چند ساعت دود هوا کردن تشک این شکلی شد. آخر کار که روش خوابیدم بازهم سفت و سخت بود. برای نرم شدنش فعلا انداختمش تو آفتاب تا ببینم نتیجه‌اش چی میشه. متاسفانه دیر فهمیدم که تشک‌های ابری مخصوص در کشور تولید میشن وگرنه یکی از تشکهای مناسب زیر را میخریدم.

تشک تخت بستری فوم سینوسی OMA-HMFS
تشک های مراقبت در منزل و لوازم جانبی OMA-Home Care

تشک تخت بستری زیپ دار سینوسی OMA-HMCS

تشک تخت بستری زیپ دارکانال دار OMA-HMC

تشک مکمل تشک تخت بستری OMA-HMH

تشک مکمل تشک مواج OMA-HMM

تشک تخت بستری زیپ دارفوم OMA-HMF

تشک تخت بستری زیپ دار ریباند OMA-HMR

حال و روز ما

شکر خدا حال ما خوب است. چند روزی غیبت اجباری داشتم، چون هسته‌ی مرکزی وبلاگ مشکل پیدا کرده بود، امکان ورود به مدیریت وبلاگ را نداشتم.

از چند ماه پیش درگیر زخمی اندازه چشم فردی تنگ نظر پشت ساق پای چپم هستم. از اونجا که زخم با تشک تماس داره خوب شدنش خیلی طول کشیده. البته بیشتر وقت‌ها بالشت ابری کوچکی زیر زانوم بوده تا زخم تحت فشار نباشه. وقتی زخم تحت فشار باشه موجب میشه خیس عرق بشم، این در حالیه که در گرم‌ترین روزهای تابستان اصلا عرق نمیکنم. چون قبلا تجربه استفاده از محصولات کامفیل را داشتم و به این نتیجه رسیده بودم که بهترین درمانگر زخم‌هاست، باز هم از کامفیل مربعی برای درمان استفاده میکنم. در مورد پانسمان کامفیل بدانید.

ته‌بندی: چند روز پیش با روش جراحی و بخیه‌ی جذبی، امیرفرهاد را ختنه کردیم. بچه‌ام چند ساعت اول را ناراحت بود و از آغوش مادرش جدا نمیشد. با خروج اولین جیش بچه کمی آرام شد اما تا دو روز وقتی جیش میکرد سوزش همراه با جیغ داشت. خوشبختانه الان دیگه خوب شده.

سیسمونی

هوا خیلی گرمه
ایشالله خدا به همه‌ی کسانی بچه میخواهند، فرزندی سالم و صالح ببخشد.

اونطور که دکتر گفته، انشاالله بسلامتی حدود یه ماه دیگه پسرم دنیا میآد.

سیسمونی بچه را خودمون تهیه کردیم.

خواهرخانمم با همسرم رفتن مولوی پرده برای اتاق بچه بخرن که دیده بودن طبقه‌ی زیرزمین پرده فورش‌ها بورس سیسمونی و لباس و تمام وسایل نوزاده و قیمت‌هاش هم بسیار ارزان‌تر از همه‌جاست، پس همه‌ی وسایل بچه را از اونجا خریدن.

برای پسرم از این تخت و تشک و کمد و ویترین و ساعت خریدیم. البته من زنگ زدم کارخانه و مستقیم از کارخانه برام آوردن، برای همین قیمتش ۲۰۰هزار تومان ارزان‌تر تمام شد. ماشاالله پسرم روزی داره.

پاورقی: خوشبختانه دوستانه بسیار فهیم و دلسوز نخاعی با پیام‌هاشون در مورد مطلب قبل: طب سوزنی و درمان آسیب نخاعی، تصمیم گیری برای درمان با این روش را برای خوانندگان راحت نمودند.
اگر اهل موسقی بیکلام (گیتار فلامینکو) هستید، حتما آلبوم‌های:

( Armik آرمیکشاهین و سپهر Shahin &Sepehr) را دانلود کنید و از آهنگ‌های زیبا و آشناشون لذت ببرید.

خیلی از این آهنگ ها را از رادیو و تلویزیون شنیدید.

دوباره عینک

اولین‌بار ۱۷سالم بود که عینک دوستم را امتحانی زدم و دیدم چند متر دورترم چقدر روشن و شفاف بوده و من مات می‌دیدمش. اولین بار که عینک زدم و رفتم مدرسه مدل موهام را هم عوض کرده بودم، وقتی دوستام را دیدم رفتم جلو باهاشون دست دادم و نشستم کنارشون. بعد چند دقیقه که باهاشون حرف زدم، دوستم گفت: تازه الان که صدات را شنیدم شناختمت، چقدر عوض شدی!! اصلا نشناختمت!! با خودم گفتم این دیونه کیه که اومد باهمون دست داد و نشست کنارمون!؟

در سالهای نخاعی بودن از روی تخت و در حالت دراز کش و خوابیده با عینک تلویزیون دیدن خیلی سخت بود، چون همیشه اون دسته‌ی عینک که طرف تلویزیون بود می‌موند بین گوش و تشک و حسابی پشت گوش را اذیت میکرد. یه روز اتفاقی عینک داداشم از محل اتصال دسته به قاب شکست، اون عینک دیگه قابل استفاده برای داداشم نبود اما انگار برای من مناسب سازی کرده بودنش. داداشم عینک سالم منو برد عینک سازی و گفته بود که لنزهای این عینک سالم را بنداز روی این عینک شکسته. آقای عینک ساز گفته بوده: آقا مطمئنی اشتباه نمیگی!؟ داداشم گفته بوده: نه که اشتباه نمیگم. داداشم به عینک سازه میگه: صاحب این عینک یه گوش نداره، برای همین همیشه یکی از دسته‌های عینک‌هاش را از بیخ میشکنه. با عینک داستانها داشتیم تا اینکه بآلآخره در اردیبهشت۱۳۸۶ با یار همیشگیم: برادر عزیزتر از جانم رفتم و عمل اصلاح دید را انجام دادم تا از شر عینک خلاص بشم. از عوارض فوری عمل اصلاح دید میتونم به مگس ‌پران شدن چشمم اشاره کنم. یکی دو سال بعد عمل احساس میکردم چشمم نمیتونه سریع روی سوژه‌های دور و نزدیک تمرکز کنه. آخرین عکسم با عینک طبی که قبل از عمل چشم گرفته شده.

چند روز پیش رفته بودیم چندتا خانه اونورتر، منزل پدر بزرگوارم، پدرم گفت: بیا این را بخوان ببین چی نوشته. به شوخی گفتم: این خیلی ریز نوشته و خوندنش برام سخته، عینک پیر چشمیت را بده بزنم راحت بخونمش. پدرم عینکش را داد و من اونو زدم به چشمم، اینجا بود که نوشته‌های ریز و تار و ناخوانا جلوی چشمم پر رنگ و روشن و خوانا و واضح شدن و این یعنی اینکه من رسما پیر و سالمند شدم.

پاپوش: شخصی دلسوز و مهربان داره برای تنها دختر سالمه یه خانواده‌ی معلول جهیزیه جمع میکنه‌، هرکسی تمایل به کمک داره حتی به میزان بسیار اندک، پیام بده تا راه انتقال کمک را عرض کنم.

نقش امگا ۳ در سلامت افراد مسن

هرم غذایی مناسب سالمندان