ترمیم آسیب نخاع با سلول بنیادی

طی یکی دو دهه گذشته، تیم‌های تحقیقاتی زیادی سعی داشته‌اند از پتانسیل سلول‌های بنیادی برای درمان آسیب‌های مختلف از جمله آسیب طناب نخاعی استفاده کنند. اما در اکثر روش‌های مورد استفاده رشد و تکثیر سلول‌های بنیادی گرافت شده به جایگاه آسیب نخاعی به دلایل مختلفی با محدودیت مواجه بوده است. برای مثال، ناحیه آسیب معمولا بوسیله ماتریکس خارج سلولی احاطه می‌شود که همانند بافت اسکاری که در بافت‌های سطحی ایجاد می‌شود، مانع از رشد و تکثیر سلول‌ها در ناحیه آسیب می‌شود. محققین در مطالعه‌ای جدید از سلول‌های پیش ساز عصبی(NPCs) مشتق از طناب نخاعی انسانی برای درمان میمون‌های رزوس استفاده کردند. این میمون‌های رزوس زیست شناسی و فیزیولوژی مشابه با انسان دارند. از آنجایی که این سلول‌های پیش ساز عصبی از طناب نخاعی جنین‌های هشت هفته انسانی جداسازی شدند، دارای برنامه رشد فعالی بودند که گسترش آکسونی را حمایت می‌کرد و در برابر مهار کننده‌های موجود در سیستم عصبی بالغین مقاومت نشان میداد. دو هفته بعد از آسیب اولیه، محققین نزدیک به ۲۰میلیون سلول عصبی پیش ساز را به جایگاه آسیب میمون‌ها پیوند کردند. این سلول‌های پیش ساز عصبی از حمایت کوکتیلی از فاکتورهای رشد و داروهای سرکوب کننده ایمنی برخوردار بودند. طی یک دوره ۹ماهه، گرافت شروع به رشد کرد و مارکرهای عصبی کلیدی را بیان کرد و صدها هزار آکسون را در ناحیه آسیب دیده ایجاد کرد. رفته رفته مشاهده شد که این میمون‌ها تا حدی عملکرد حرکتی شان ریکاور شد. از همه مهم تر، محققین بازسازی آکسون‌های قشری نخاعی را مشاهده کردند که برای حرکات ارادی انسان حیاتی هستند. به عقیده محققین گذشت زمان احتمالا شاهد ریکاوری هر چه بیشتر این جانوران خواهد بود و با رسیدن به قطعیت مبنی بر موثر بودن این سلول درمانی ها در مدل جانوری مانند میمون رزوس، می‌توان به آینده استفاده از این سلول‌ها در درمان آسیب‌های نخاعی امیدوار بود. منبع

اثر میلین روی سلول جوان

ریکاوری بعد از آسیب طناب نخاعی به طور قابل توجهی مشکل است و این آسیب‌ها معمولا منجر به ناتوانی و فلجی می‌شوند. در سال‌های اخیر، محققین به طور فزاینده‌ای از درمان‌های مبتنی بر سلول‌های بنیادی به عنوان روشی بالقوه برای ترمیم و جایگزینی سلول‌های عصبی آسیب دیده استفاده کرده اند. محققین گزارش کرده‌اند که میلین رت‌ها می‌تواند فرا رشد آکسونی را در سلول‌های پیش ساز عصبی رتی(NPCs) و سلول‌های بنیادی عصبی مشتق از سلول‌های پرتوان القایی(iPSC-NSCs) تحریک کنند. این یافته بسیار حائز اهمیت است زیرا میلین تا پیش از این به عنوان یک مهار کننده بالقوه برای بازسازی آکسون بالغین محسوب می‌شد. در این مطالعه جدید محققین فرا رشد نوریتی سلول‌های بنیادی عصبی و سلول‌های پیش ساز عصبی را روی بستر میلینی در پتری دیش‌ها مونیتور کرد. نوریت‌ها انشعاباتی از اجسام سلولی نورون‌ها هستند که هم می‌توانند آکسون و هم می‌توانند دندریت باشند. در هر دو مورد فرا رشد تا سه برابر افزایش پیدا کرد. در مطالعه‌ای دیگر با استفاده از رت‌های مدل شده برای آسیب نخاعی، این محققین نشان دادند که سلول‌های پیش ساز عصبی رتی و سلول‌های iPSCs-NSCs ایمپلنت شده به جایگاه آسیب، هر دو شمار بیشتری از آکسون‌ها را از طریق ماده سفید سیستم عصبی مرکزی بالغ(نه ماده خاکستری) گستراندند که با میلین میزبان رتی ارتباط مستقیم داشت. در این مولکولی به نام تنظیم کننده رشد عصبی ۱ یا Negr1 به عنوان یک میانجی بالغ بین آکسون و میلین عمل می‌کند و اجازه رشد را می‌دهند. مولکول Negr1در فرایندی دخیل است که به موجب آن سلول‌ها به سلول‌های مجاور می‌چسبند و بر همکنش می‌کنند. فاکتور رشد نقش مهمی را طی تکوین جنینی و بویژه در زمانی که نورون‌ها سریعا رشد می‌کنند و قبل از این که میلین اثر مهاری اش را بر جای بگذارد، بازی می‌کنند. زمانی که محققین سلول‌های بنیادی عصبی را به جایگاه آسیب نخاعی پیوند کردند، این سلول‌ها ده‌ها هزار آکسون را به خارج از جایگاه آسیب و تا فاصله ۵۰ میلیمتری گستراندند. از طرف دیگر آکسون‌های بالغ زمانی که تحریک به رشد می‌شوند، صدها آکسون را تا یک میلیمتری می‌گسترانند. این یافته نشان می‌دهد که چرا فرا رشد آکسونی سلول‌های بنیادی عصبی ایمپلنت شده بهتر از آکسون‌های بالغ آسیب دیده است. این یافته‌ها از ایجاد رویکردی که از سلول‌های پیش ساز عصبی و سلول‌های بنیادی مشتق از iPSCs برای درمان آسیب‌های نخاعی استفاده کند، حمایت می‌کند. منبع

سلولهای بنیادی مشتق از چربی

سلولهای بنیادی مشتق از چربی منبع امیدوار کننده‌ای از سلولها را برای استفاده در جراحی پلاستیک و طب بازساختی را ارائه می‌دهند ولی برای اطمینان از بی‌خطر بودن و موثر بودن این سلولها در درمان بیماران انسانی نیاز به تحقیقات بیشتر است. محققین مطالعه بروز و جدیدی را در زمینه تحقیقات روی سلولهای بنیادی مشتق از چربی و استفاده بالینی از آنها  ارائه کرده‌اند. این سلولهای بنیادی نسبتا به راحتی از چربی جداسازی می‌شوند و سلولهای چند توانی هستند که قادر به تمایز به انواع سلولها هستند. این سلولهای بنیادی می‌توانند ایجاد عروق خونی جدید را افزایش دهند و هم چنین مجموعه‌ای از سلولهای سیستم ایمنی را تولید کنند که التهاب را بلوک کند. در واقع بسیاری از پزشکان این سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی را راه حل بسیاری از بیماری‌های صعب العلاج و ناهنجاری‌های آناتومیکی می‌دانند. دیگر هرچه تعداد مطالعات با استفاده از سلولهای بنیادی مشتق از چربی افزایش می‌یابد، نگرانی‌ها در مورد پتانسیل واقعی آنها در پزشکی افزایش می‌یابد. مطالعات بالینی مختلفی در سراسر دنیا با استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی صورت گرفته است که عمده آنها در اروپا و کره بوده و در این میان تنها سه مورد مطالعه بالینی با استفاده از این سلولها در آمریکا صورت گرفته است. اغلب استفاده‌هایی که از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی صورت گرفته است در زمینه جراحی‌های زیبایی بوده است و بازسازی چربی بیماران با مشکلاتی مانند لیپودیستروفی بوده است. هم چنین به نظر می‌رسد این سلولهای بنیادی می‌توانند به بهبود زخم‌های صعب العلاج نیز کمک کنند. مطالعاتی هم بوده است که نشان داده است که این سلولهای بنیادی می‌توانند به تولید استخوان جدید برای جراحی‌های بازسازی کننده کمک کنند. نتایج اولیه و امیدوار کننده‌ای نیز برای استفاده از این سلولهای بنیادی مشتق از چربی برای درمان دیابت، مولتیپل اسکلروزیس و آسیب طناب نخاعی بدست آمده است. اگرچه بسیاری از این نتایج ترغیب کننده بوده است اما محققین تاکید دارند که همه این کاربردها و نتایج بدست آمده در مراحل ابتدایی و نوزادی شان قرار دارند. آمارهای غیر موثق نشان میدهد که تاکنون بیش از ۳۰۰ بیمار در سراسر دنیا با استفاده از پروتکل‌های غیر استاندارد، تحت تیمار با این سلولهای بنیادی مشتق از چربی درمان شده‌اند اما همان طور که گفته شد، برای رسیدن به قطعیت نیاز به مطالعات بیشتر است. منبع

معکوس‌سازی ضایعه‌نخاعی

سلولهای بنیادی اپندیمال می‌تواند فلجی مربوط به آسیب طناب نخاعی را معکوس کند. آسیب‌های طناب نخاعی می‌توانند اغلب منجر به فلجی فرد شوند و معمولا این نوع ناتوانی‌ها به صورت دائمی در می‌آیند. سالانه بیش از ۱۱ هزار نفر در آمریکا دچار مشکلات و آسیب‌های نخاعی می‌شوند که معمولا منجر به فلج شدن فرد به صورت دائم می‌شود. به دلیل این که استراتژی درمانی موثری برای این بیماری وجود ندارد، به نظر می‌رسد که این مشکل در زمره مخرب ترین آسیب‌های ترومایی باشد. در مطالعه‌ای که اخیرا محققین گزارش داده‌اند که فعال کردن سلولهای بنیادی و پیش ساز اپندیمال مشتق از طناب نخاعی آسیب دیده، با استفاده از مکانیسم‌های مربوط به سلولهای بنیادی اندوژن می‌تواند منجر به احیای عملکرد عصبی شود و در نتیجه فلجی ناشی از آسیب طناب نخاعی را معکوس کند. منبع

پیآمد: بنظر من خبر بالا خبر خوب و امیدوار کننده‌ای هست برای تکمیل شیوه‌ای از درمان آسیب نخاع که بتونه نخاع و اعمالش را بازسازی و بازیابی کنه.

پزشکان ایرانی بی‌اختیاری ادراری را درمان کردند

ضایعه نخاعی و توانایی جنسی

بسیاری از مردانیکه مبتلا به آسیب به طناب نخاعی هستند، هم در عملکرد جنسی و هم در پدر شدن (صاحب فرزند شدن) از راه طبیعی مشکل پیدا خواهند کرد. علاوه از تغییرات فیزیکی، بسیاری از این مردان از نظر روحی و روانی نیز مشکل پیدا می‌کنند که مزیت بر علت می‌شود. پس از اینکه مردی دچار آسیب به طناب نخاعی شد، وی و همسرش باید خود را با موقعیت جدید تطابق دهند، تا بتوانند به کمک همدیگر و پزشک تا حد امکان به مشکلات فائق آیند. شایعترین علل آسیب به طناب نخاعی عبارتند از: حوادث رانندگی (۴۴٪)، افتادن از بلندی (۱۸٪)، دعواهای خیابانی (۱۷٪) و فعالیتهای ورزشی (۱۳٪). میزان شیوع آن در آمریکا ۸ مورد در سال به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت است. آسیب به طناب نخاعی در مردان ۴ برابر زنان دیده می‌باشد و نزدیک به ۸۰ درصد بیماران مبتلا به آسیب به طناب نخاعی، مرد هستند. مزید آناتومی طناب نخاعی- طناب نخاعی دارای چهار قسمت اصلی است: نخاع گردنی که دارای ۸ سگمان یا قطعه می‌باشد و از ۸-۱ نامگذاری می‌شود، نخاع سینه‌ای که دارای ۱۲ قطعه بوده و از ۱۲-۱ نامگذاری می‌شود، نخاع کمری که دارای ۵ قطعه بوده که از ۵-۱ نامگذاری می‌شود و بالاخره نخاع خاجی که دارای ۵ قطعه بوده و از ۵-۱ نامگذاری می‌شود (به شکل مراجعه شود). بسته به اینکه کدام قسمت نخاع آسیب دیده باشد و شدت آسیب چقدر باشد (ناقص یا کامل) علائم متفاوتی ایجاد خواهند شد. اصل مطلب را در ادامه‌ی مطلب بخوانید.

پسآمد: دوستان نخاعی توجه داشته باشند؛ عوارض آسیب نخاعی در هیچ دو فردی که از یک ناحیه‌ی مشترک و به یک اندازه آسیب نخاعی دیده باشند یکسان نیست. بنظرم این مطلب بیشترش مطلبی ترجمه شده از منبعی خارجی باشه. توصیه‌ی من به دوستان خودشناسی است.

به خواندن ادامه دهید