نخاعی راه رفت

محققان با کاشت یک الکترود زیر آسیب نخاعی یک بیمار توانستند کاری کنند تا این فرد فلج نخاعی مجددا کنترل پاهای خود را به دست آورد. ترکیبی نوآورانه از تحریک نخاعی الکتریکی و درمان فیزیکی به مرد ۲۶ ساله اجازه داد تا حرکت پاهای خود را برای اولین بار پس از سه سال از گذشت یک تصادف که باعث معلولیت او شده بود به دست آورد. محققان موفق به توسعه روشی شدند که قبلا انجام شده بود و در آن از جریان‌های الکتریکی که به ستون فقرات هدایت شده برای کنترل دوباره اندام فلج استفاده می‌شد. محققان این پژوهش این مرد را به مدت ۲۲ هفته تحت درمان فشرده فیزیکی قرار دادند تا عضلات وی برای تحریک نخاعی آماده شود. آنها سپس یک الکترود را درست در زیر منطقه آسیب دیده نخاع کاشتند. هنگامی که سه هفته پس از انجام عمل جراحی، تحریکات الکتریکی آغاز شد، این مرد ۲۶ ساله به سرعت از خود واکنش نشان داد. او در حالی که به پهلو خوابیده بود قادر بود تا پاهای خود را حرکت دهد. او همچنین به طور مستقل و بدون نیاز به دخالت پزشکان قادر به ایستادن بود و تعادل خود را با نگه داشتن میله‌ها حفظ می‌کرد. در این روش جدید پژوهشگران به توسعه یک فرآیند نوین پرداختند که در آن به جای استفاده از تحریک الکتریکی به طور مستقیم برای فعال شدن عضلات از تحریک شبکه عصبی نخاع استفاده کردند. منبع

گام برداشتن افراد فلج

افرادی که دچار ضایعه نخاعی هستند علاوه بر مشکلات حرکتی، در اثر عدم تحرک دچار عوارضی از قبیل پوکی استخوان، آتروفی عضلانی، سفتی مفاصل، نارسائی های کلیوی و قلبی- عروقی می شوند. همچنین، این افراد کنترل ادرار ندارند و عمل دفع آنها با مشکل مواجه است. علاوه بر عوارض فوق، این افراد دچار افسردگی می‌شوند و نگهداری آنها برای خانواده مشکل و دارای هزینه است.  لذا همواره دستیابی به روشی برای رفع معلولیت و عوارض ناشی از آن، هدف بسیاری از تحقیقات را تشکیل داده است. در کشور ما،  آمار بیماران مبتلا به ضایعات نخاعی فراتر از آمارها و استانداردهای جهانی است و عامل اصلی ضایعات نخاعی تصادفات است.  به ازای هر ۱۰۰۰ نفر یک فرد ضایعه نخاعی وجود دارد. لذا موضوع ضایعه نخاعی از سالیان دراز یکی از محورهای تحقیقاتی در  پژوهشگده مهندسی و فناوری عصبی دانشگاه علم و صنعت ایران بوده و هست. تا کنون برای اِیجاد حرکت در افراد فلج روش های مختلفی مطرح شده است. یکی از روش های مرسوم استفاده از اسکلت های رباتیک است. این ربات ها بر روی عضو فلج قرار می گیرد و باعث حرکت پسیو در عضو می‌شود. از روش های رایج دیگر برای  ایستادن شخص معلول و ایجاد تحرک استفاده از وسایل مکانیکی چون ویلچر ایستا است. این وسایل، تحرک بسیار محدود  در عضو ایجاد می‌کند. از همه مهمتر حرکت ایجاد شده پسیو است. روش دیگر مبتنی بر بازسازی اعصاب صدمه دیده است. این روش هنوز در مرحله تحقیقات بنیادین است و به محیط های کلینیکی راه پیدا نکرده است. مجری طرح ملی فناوری طراحی و ساخت پروتز عصبی گام برداشتن افراد دارای فلج کامل دوپا در این زمینه گفت: از روشهای مطرح و موثر برای رفع مشکلات حرکتی  در افراد دچار ضایعه نخاعی، قطع نخاع صدمات مغزی، افراد دچار CP، MS و stroke، مهندسی عصبی است . وی افزود: مهندسی عصبی  منشأ ایجاد یک فناوری، تحت عنوان فناوری عصبی شده است. هدف این فناوری، طراحی و ساخت ابزار میکروالکترونیکی عصبی با کنترل تراشه های ریزپردازندهایی (تراشه های عصبی) است که با ارتباط مستقیم با سیستم عصبی مرکزی و یا اعصاب محیطی، کنترل خارجــی ارگان های بدن را به عهده می گیرد. به گفته مجری طرح، یک تیم تحقیقاتی در پژوهشکده مهندسی و فناوری عصبی ایران، دانشگاه علم و صنعت ایران، پس از  ۲۰ سال تلاش موفق به طراحی و ساخت یک سیستم عصبی منحصر بفرد تحت عنوان پاراواک (ParaWalk) برای ایجاد و کنترل حرکت در افراد دچار ضایعه نخاعی شده اند. وی گفت: تاکنون پنج نمونه از سیستم عرضه شده موسوم به «پاراواک» ساخته شده که در بیمارستان توانبخشی رفیده مورد بهره برداری قرار گرفته است. پروتز عصبی حرکتی پاراواک  یک سیستم های میکروالکترونیکی با کنترل تراشه ریزپردازنده ای است که بر مبنای سیستم عصبی مرکزی انسان، حرکت را در عضو ایجاد و کنترل می کند. این سیستم قابلیت برنامه ریزی حرکتی را دارد و با توجه به حرکت مورد نظر،  میزان انقباض را در طول حرکت کنترل می کند. سیستم پاراواک با بکارگیری مدل های ریاضی از سیستم های اسکلتی- عضلانی و استراتژیهای کنترلی، میزان انقباض عضلات فلج را در طول حرکت کنترل می کند. منبع

واکنش به آسیب نخاعی

واکنش افرد در مواجهه با آسیب نخاعی چگونه است؟

در ابتدا باید توجه داشته باشید مسائلی وجود دارد که این مواجهه را تحت تاثیر قرار میدهد. بعضی از آن مسائل شامل موارد زیر می‌باشد:

۱- سن و جنس و تیپ شخصیتی که تاثیر زیادی در نوع رفتار شخص نسبت به آن موقعیت دارد.

۲- علاوه بر شخصیت روحی و روانی، نوع حادثه‌ای که منجر به این وضعیت شده و دیگر رخدادهای پیرامون آن نیز نقش به سزایی دارد. رخدادهایی همچون آسیب به دیگر اعضای بدن که اغلب با شکستگی و ضربه به سر همراه است، از دست دادن و مرگ همراهانی که در آن اتفاق همراه وی بوده‌اند و یا ممکن است شخصی مدت‌ها در کما یا بی‌هوشی باشد و یا داروهایی به او داده شود که کارکرد مغز و وضعیت هوشش در حالت درستی نباشد که اغلب نیز به دلیل تجویز آرام بخشهایی مثل مورفین شخص در حالت سرخوشی می‌باشد.

۳- نوع و شدت آسیب نیز در این وضعیت مورد توجه می‌باشد. اگرچه در بعضی کلیات همه نخاعی ها اشتراکاتی دارند اما پیدا کردن دو نخاعی که از لحاظ وضعیت بدنی مشابه هم باشند کاری دشوار است.

۴- اطرافیان تاثیر مهمی در واکنش شخص دارند. اینکه با صبوری و آرامش به صورت منطقی قضیه را مطرح کنند و یا اینکه با هیجان و آشوب و.. باعث اضطراب و وحشت وی گردند.

۵- میزان شناخت و یا عدم شناخت شخص با نخاع و اهمیت آن در نوع برخورد شخص تاثیر دارد. اکثر اشخاصی که دچار آسیب دیدگی نخاع می‌شوند آشنایی چندانی در رابطه با نخاع و نقش آن ندارند و شنیدن این خبر در آن شرایطی که اغلب همراه با حوادث دیگر می‌باشد برای وی غیرقابل تصور است و اصلا به فکرش هم راه نمیدهد که قرار است دیگر نتواند راه برود و یا کارهایی که تا چندساعت پیش انجام میداده است را دیگر نمی‌تواند انجام دهد. با در نظر گرفتن نکات بالا و با فرض وضعیتی درحد وسط برای شخص آسیب دیده و با توجه به تجربیات دوستان می‌توانیم در مجموع مراحل زیر را در مواجهه با این وضعیت در نظر بگیریم که می‌تواند با گذشتن هر مرحله به مرحله بعدی برود و یا حتی زمان زیادی در یک مرحله بماند و …
۱- انکار (
Denial) روزها و شاید هفته‌های اول زمان‌هایی بی‌معنی به شمار میروند ولی با معنی پیدا کردن مشکلات نخاعی شدن شخص در واکنش دفاعی دست به انکار میزند و نمی‌خواهد وضعیتش را بپذیرد.

۲- اضطراب (Anxiety) رفته رفته با مشاهده واقعیت‌ها دچار اضطراب و ترس و وحشت می‌شود.
۳- پرخاشگری (
aggression) در برابر ترس و وحشت از واقعیت موجود، درصدد دفاع بر می‌آید و با توجه به وضعیت بدنی در انتخاب نوع واکنش دفاعی دست به پرخاشگری میزند.
۴- افسردگی (
Depression) هنگامی که با پرخاشگری راه به جایی نمی‌برد دچار افسردگی می‌شود. دنیا برایش تمام شده است و فکر خودکشی به سرش میزند.
۵- وابستگی (
Dependency) چنانچه بتواند مرحله افسردگی را بگذراند گرایش به وابستگی به شخصی یا شی و .. می‌یابد. ذهن و فکرش برای آرامش وابستگی شدیدی به آن چیز پیدا می‌کند که می‌تواند شخص خاصی، وسیله‌ای مثل ماشین، هنر، ورزش، ماهواره، عرفان و.. باشد.
چنانچه شخص این پنج مرحله را بگذارند رفته رفته زندگی خود را پیدا می‌کند و به حالت طبیعی و البته با شخصیتی بسیار مقتدرانه و با ثبات و منطقی زندگی را در پیش می‌گیرد که می‌توان این مرحله را؛ عینیت و شخصیت، شناسایی، هویت، اصلیت و یا تطابق و..(
identity) نام نهاد. یادآور میشوم این مطالب برگرفته از رساله‌ای علمی نیست و ممکن است اشتباهاتی در اصطلاحات وجود داشته باشد.  حسین دهقان. منبع

نورون‌های مشتق از سلول‌های بنیادی

علم ایمنی و شناسایی مواد شیمیایی خطرناک به عنوان یکی از کاربردهای عملی و فوریتی تکنولوژی سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی شناخته شده است.  پروتکل‌هایی برای تولید انواع سلول انسانی مورد نیاز طراحی شده است اما بهینه سازی مدل های عصبی برای مطالعات سمیت شناسی در عین اینکه یک ضرورت به شمار می آید اما به خوبی صورت نگرفته است و یا این که سرعت ایجاد چنین مدل‌هایی کند است. در مطالعه‌ای جدید محققین توانسته‌اند با استفاده از پروتکلی دو مرحله‌ای سلول‌های بنیادی را به نورون‌های گانگلیون ریشه خلفی نخاع تمایز دهند و با استفاده از آنها به ارزیابی سمیت عصبی یا نوروتوکسیستی بپردازند. تست بیش از ۳۰ ماده شیمیایی نشان داد که این نورون‌ها به خوبی به مواد با ویژگی‌های سمیت عصبی و مواد تقویت کننده رشد عصبی پاسخ میدهند. این مطالعه نشان میدهد که میتوان از پتانسیل سلول‌های بنیادی برای استفاده بالینی و تست‌های ایمنی در مورد داروها استفاده کرد.منبع
پیوست:
آقایان نخاعی میتونن در این: گروه تلگرامی پاسخ‌های سوال‌های جنسی خودشون را بگیرند.

قطع نخاع و سکس

ضایعه نخاعی و توانایی جنسی افزایش
توانایی جنسی برای پدر شدن افراد ضایعه نخاعی

درمان ناتوانی جنسی

بازار موتور

حکیمی گفته: انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و بر مسافر روزه واجب نیست. من با عنوان مسافری که نخاعی هم هست روزه خواری میکنم، توپ. جهت دیدن موتور ۳چرخ‌ و گفتگو با فروشنده‌ای که گفته بود برام موتور مناسب حالم را درست میکنه سر ظهر با داداشم با زبان روزه  رفتیم بازار موتور در میدان رازی یا همان گمرک قدیم تهران، توی گاراژی که فروشگاه مورد نظر بود انواع موتور سه چرخ باری و چهار چرخ بیابانی و موتور سه چرخ‌ مخصوص معلولان وجود داشت، یه مدل از موتور ۳چرخ‌‌هاش کلاچ نداشت اما ویلچر توش نمیرفت، و متاسفانه مدلی که ویلچر توش میرفت کلاچ داشت. به طرف گفتم: من موتوری میخوام که با ویلچر برم توش و کلاچ نداشته باشه. اون بنده خدا هم گفت: با شما خیلی تلفنی حرف زدم، این که تو میخواهی را  نمیشه درست کرد. دوست بسیار عزیز و بزرگوار آقای کاوسی نویسنده‌ی وبلاگ روزهای جانبازی  بهم شماره‌ی شخصی را داد که توی اصفهان موتور ۳چرخ درست میکنه، او هم گفت: اینی را که تو میخواهی را نمیتونم درست کنم.

پسرفت: از بازار موتور و دوچرخه یه چراغ جلو و عقب برای ویلچرم خریدم ۱۵ هزار تومن، ویژگیش اینه که با نور خورشید شارژ میشه. دیگر ره‌آورد این سفر سر درد و کلافگی از گرما برای داداشم بود.


یه دوست نخاعی در سنگلاخ

لحظه‌ها

هزار ماشاالله عجب جیگری
داره این ویلی خانم دوست هم اسپیشیالی، بی‌پیر

تک و تنها زده رفته فرنگستان
، من
جیگر تنها تا سر کوچه رفتن را ندارم، همین چند روز پیش بود که هنگام ورود به داخل
اطاق، ویلچرم از عقب برگشت و نزدیک بود به آرامستان واصل بشم. تا حالا سه چهار بار
بلیط آرامستانم صادر شده، آمآاا تا حالا بلیط‌هام دوسره بودن و هنوز هستم. خیلی به
یک ثانیه‌ای که ویلچرم از عقب برگشت فکر میکنم که در اون لحظه بهم چه گذشت؟ اما هر
روز که میگذره کمتر یادم میاد! اینجاست که فراموشی یه نعمت بزرگ میشه برای انسان.
اونچه که یادم میاد اینه که در اون لحظه هیچ نفهمیدم!! حتی وقتی سرم خورد زمین یه
آخ هم نگفتم!؟ چون هیچ دردی را حس نکردم!؟ ولی بجاش مادر و پدر و برادرم مثل بید
میلرزیدند، شک ندارم تمام وجودشان را درد فرا گرفته بود. خیلی‌ها از مردن و یا از
نحوه‌ی مردن میترسن‌، مرگ هرطور که باشه اصلا درد و ناراحتی نداره. فقط باید یادمون
و یادشون باشه که هر لحظه ممکنه مرگ آدم را یقه کنه‌.




پاپوش:

بعد برگشتن ویلچرم
یه کاری کردم و بعد انجامش به خانواده‌ام گفتم: وصیت‌نامه‌ام را نوشتم و گذاشتمش
لای کاغذهام.



عکس‌های اینجا را ببینید
: مربوط میشه به

شلوغی‌های اخیر
، بنظر من با توجه به اینکه

این اتفاق روی پل افتاده

و
پل قوس داره زاویه‌ی گرفته شدن عکس‌ها و اندازه‌ی آدم‌ها درست نیست



بیست توصیه‌ی مهم به دوستان نخاعی

یه دوست
نخاعی میخواد بره سفر سوریه، میگه نیاز به مشورت با کسی را داره که نخاعی باشه
تجربه‌ی سفر خارجی را داشته، آیا کسی هست او را یاری دهد؟

امری باشه

یه پیشنهاده بهداشتی،
بخصوص برای بروبچزی که به نوعی معلولیت دارن، هر کس و هر جا باشید، داشتن یه گلدان
توی اطاق بهتون خیلی انرژی میده، رشد گیاه درون گلدان گذر زمان را براتون جذاب‌تر
میکنه. گیاه‌های معمول آپارتمانی خوب و زیبا هستن اما میتونید کمی تنوع طلب باشید و
گیاهی غیر معمول و مخصوص پرورش بدید، مثلا انبه و تمرهندی و آناناس بخرید و بخورید
و لذت ببرید و دست آخر هسته‌ی انبه و تمرهندی را بکارید و منتظر سبز شدن گیاهش
باشید، اگه طالب گیاه آناناس تو گلدان خودتون هستید، یه میوه‌ی آناناس بخرید، چاقو
را بذارید روی میوه البته دو سه انگشت پایین تر از برگ‌های سبز سر میوه و از همونجا
میوه را دو قسمت کنید، بعد اینکه قسمت پایین میوه را نوش‌جان کردید قسمت بالایی را
را داخل یه گلدان ماسه بذارید و مدام بهش آب بدید. یادتون باشه که دو سه انگشت گوشت
میوه تا زیر برگها حتما زیر ماسه باشه تا با صبر، ریشه کنه و بهتون یه گلدان کم یاب
بده. موارد بالا جواب میدن چون آزمایش شدن.




پیآمد:

دمش گرم، ‌من
شیفته‌ی هوش و درایت و نکته سنجی رئیس جمهور محترم‌مان هستم، ایشان در جلسه‌ی دولت
گفتند: به دلیل کشته شدن خانم مروه شروینی در دادگاه آلمان، شورای امنیت سازمان ملل
باید بر علیه آلمان قطعنامه صادر و آن کشور را تحریم کند.   

تازه‌های
پژوهش



داستان بازگشت به زندگی
-نویسنده: افسانه موسوی

 

رویای من

یکی بود یکی نبود، در
روزگاران خیلی دوووور، البته نه به این دوری، یه کوچلو دور، یه بچه‌ای به دنیا آمد
که خیلی ناز و ملوس بود، البته نه اینقدر که نوشتم. این نی‌نی را همه دوست داشتن‌،
البته نه همه‌ی مردم دنیا، مامان این نی‌نی براش عروسک و باباش براش ماشین و شطرنج
می‌خرید، نی‌نی یه روز آرزو می‌کرد: راننده‌ی تاکسی بشه تا بتونه همه‌ی عروسک‌های
شهر را سوار کنه، یه روز آرزو می‌کرد شطرنج باز بشه تا بتونه تمام عروسک‌های شهر را
مات کنه، آرزوهای نی‌نی با بزرگ شدنش بزرگتر می‌شد. او آرزو داشت: روزی رئیس
فدراسیون جهانی شطرنج یا رئیس اتحادیه‌ی راننده‌های کرایه بشه. نی‌نی درس و سربازیش
تمام شد. مامان نی‌نی جوان برای اینکه بچه‌اش بچسبه به زندگی فوری براش عروس آورد و
برای اینکه نی‌نی جوان بی‌کار نباشه باباش براش یه تاکسی خرید. نی‌نی جوان روزها
مسافرکشی می‌کرد و شب‌ها با عروسش بازی می‌کرد، اونهم شطرنج. نی‌نی جوان همش
می‌خواست پیشرفت کنه و به آرزوهاش برسه برای همین رفت از یه دانشگاهی یه مدرکی
گرفت. نی‌نی جوان کم‌کم پله‌های ترقی را طی کرد و به پست و مقامی رسید. او تقریبا۵۰
ساله بود که شد وزیر تاکسیرانی، نی‌نی داشت با مقامش حال می‌کرد که فهمید به دلیل
بیماری خیلی زنده نخواهد ماند. نی‌نی خیلی ناراحت بود و شب‌‌ها وقتی با زنش بازی
می‌کرد می‌گفت: من هنوز به آرزوهام نرسیدم، نمی‌خوام بمیرم. زمان به سرعت می‌گذشت و
نی‌نی دل نگرانِ آرزوهاش بود، او مدام با خودش می‌گفت: حالا که رئیس فدراسیون جهانی
شطرنج نشدم چه کار کنم که نا کام از دنیا نرم؟ یه شب که تو همین فکرها بود زنش آمد
پیشش و گفت: آقا بیا بریم با هم بازی کنیم که امشب نوبت منه با مهره‌ی سیاه بازی
کنم. در حین بازی با زنش بود که انگار درهای رحمت به روش باز شد و فریاد زد یافتم.
زنش با تعجب پرسید: مگه چیزی این وسط گم شده بود؟ نی‌نی گفت نه خانم، حالا که دستم
به فدراسیون جهانی شطرنج نمی‌رسه و نمی‌تونم از اون راه برای گسترش شطرنج گامی
بردارم برای اینکه آرزو به دل نمونم فردا دستور میدم تمام تاکسی‌ها را شطرنجی کنن.
و بدین گونه تاکسی‌هایی که شما سوار می‌شدید شطرنجی هم شدند


پایانه:

اگه اینترنت مفت دارید به سایت

مکان‌ها بصورت۳بعدی
برید تا عکسهای
زیبایی بصورت ۳۶۰ درجه از هر طرف ببینید.



یک روز بخصوص در تاریخ شمسی چند شنبه است
؟

خسارت

این اوخر دیگه مغزش هم به خس‌خس
کردن افتاده بود تا اینکه بالاخره کمیسیون تشخیص داد باید به دلیل ضعف مفرط و از
کار افتادگی بازنشسته بشه، در طول دوران خدمتش به هر کس که تونست خدمت کرد، در این
راه آسیب‌های زیادی هم دید: شبکیه‌ی چشمش آسیب دید، پیوند قرنیه شد، دیسک و آرتروز
کمر گرفت که همه با جراحی خوب  شد، گرفتار انواع ویروس‌های فصلی میشد و میافتاد زیر
دست حکیم، با تمام سنتی بودن و کج خلقی‌هاش به من  یکی که کلی منفعت رسوند، من
بی‌نهایت مدیونش هستم، الان بجای اون یه جوانِ متخصص و همه فن حریف آمده که هم ریزه
میزه است هم تند و تیزه
.
با این کامپیوتر جدید الآن
احساس میکنم معلول ذهنی هم هستم. قیمت این

ACER Notebook
با ضمائمش اندازه‌ی کامی قدیمیه شد
،
حالا دیگه بجای تلویزیون بیشتر وقتم را با کامی پر میکنم، شما پیشنهاد میکنید چه
کار با کامی انجام بدم.

پسآمد:

توی ۹۹ درصد سریال‌های تلویزیونی
دآماد را موجودی زشت پندار و زشت کردار نشان میدن، آدم شرمش میشه دآماد بشه. شما هم
در مورد دآماد مثل سریال‌ها فکر می‌کنید.

در بیشتر وبلاگ‌های بلاگفا نمیتونم
کامنت بگذارم، دوستان ایمیل‌هاشان را درج کنند تا بی جواب نمانند

دو دوست جدید: 
 
زیستن
با معلولیت
   –     
معلول
عاشق

افتاد مشکل‌ها

اول‌ها فکر
میکردم برای ازدواج بیشتر مشکلم مسائل اقتصادی است، وقتی مسائل اقتصادی حل شد دیدم
نه بابا مثل اینکه اصل مشکل پیدا کردن شخص مناسبی است که بتونه منو بعنوان همسر:devil
بپذیره، اون شخص هم پیدا شد، حالا فکر می‌کردم دیگه تنها مشکلم  رضایت خانواده‌ی
دختر خانمه، بلا به دور: اگه می‌دونستم خواهر خودم بجای حمایت و همراهی تا نتیجه‌ی
مطلوب میاد و بدترین حرف‌ها را بهم میزنه و منو زیر رادیکال و سئوال می‌بره و با
شنیدن چند تا جواب کوچولو:teeth باهام قهر می‌کنه و میره و تازه پشت سر شروع می‌کنه به
فلان و بهمان گفتن:applause!؟ خوب فکر می‌کنید چه کار می‌کردم؟؟ این کار را می‌کردم: زودتر
آستین برای خودم بالا می‌زدم:wink:tounge.


پیآمد:

ابرو بادو مه‌و
خورشیدو فلک در کاراند تا تو نانی به کف آری‌و راحت نخوری:angry، دختر:eyelashخانمی که باهم برای
ازدواج به توافق رسیدیم وبلاگم را برای مادرش باز کرده تا ذهنش آماده‌ی پذیرش
داستان بشه، من هم برای این دفعه مطلبی نوشته بودم که وقتی مادر دخترخانم اون را
میخوند کاملا متوجه داستان میشد، اما ابرو بادو مه‌و….استرس دست به دست هم دادند
و دایی گرامی دخترخانم سکته نمودند و به رحمت خدا رفتند تا رسمی شدن مسئله به تاخیر
بیافته:atwitsend.