درمان بی‌اختیاری ادرار از طریق جراحی

متخصص اورولوژی گفت: با استفاده از یک الکترود در نخاع بیماری که دچار مثانه عصبی (نوروژنیک) است و از بی‌اختیاری ادراری رنج می‌برد می‌توان دوباره احساس پر بودن مثانه را ایجاد کرد. دکتر مهری مهراد در مصاحبه اختصاصی افزود: مثانه عصبی (مثانه نوروژنیک) به بیماری اطلاق می‌شود که نه بر اثر عصبی شدن فرد بلکه بر اثر بیماری‌هایی همچون دیابت، ام اس، اختلالات مغزی – نخاعی، تصادفات و سکته‌ها بروز پیدا می‌کند. وی گفت: حتی دیسک‌های کمری که درمان نشده باشد و یا تصادفاتی که موجب آسیب در ناحیه کمر و نخاع شده اند در بروز مثانه عصبی (نوروژنیک) نقش دارند. مهرداد ادامه داد: شایع‌ترین عواملی که زمینه بروز مثانه عصبی را در کشور ما فراهم می‌کند بیماری ام اس و دیابت است که بر اثر پیشرفت این دو بیماری، علائم بیماری ثانویه که همان مثانه نوروژنیک است بروز می‌کند. این متخصص ارولوژی با بیان اینکه این بیماری در مواردی به صورت ژنتیکی نیز بروز می‌کند افزود: این بیماری با علائم بی اختیاری ادراری و اختلال در دفع کامل ادرار بروز می‌کند و در برخی موارد مثانه پر شده، اما توانایی تخلیه ادرار برای فرد به دلیل اختلالات مغزی و نخاعی وجود ندارد. مهری مهراد گفت: این گونه بیماران باید چند ماه سوند بزنند و قادر به دفع ادرار خود به صورت ارادی نیستند و در معرض انواع عفونت‌ها و بیماری‌ها قرار دارند. وی با اشاره به اینکه تکنولوژی تحریک عصب‌های نخاع (ساکرال نرو مدولیشن) به صورت الکتریکی این بیماران قادر خواهند بود دوباره دفع ادرار را به صورت اختیاری انجام دهند. این متخصص اورولوژی ادامه داد: با قرار دادن یک الکترود در نخاع، تحریک عصبی مثانه ایجاد می‌شود و حس پری ادرار در مثانه را در بیمار ایجاد کرد. مهراد با اشاره به اینکه این عمل به صورت جراحی انجام می‌شود و بدون بیهوشی است ادامه داد: خوشبختانه بیمه‌ها به صورت کامل این عمل جراحی را پوشش کامل می‌دهند. منبع

گسترش غیرقانونی درمان از طریق سلول‌های بنیادی

تعداد زیادی از بیمارستان‌ها در سراسر دنیا از خلاءهای قانونی برای نوعی تجارت که درمان با سلول‌های بنیادی نامیده می‌شود استفاده می‌کنند در صورتیکه هیچ شاهدی برای موثر و ایمن بودن آن وجود ندارد. صدها کلینیک خصوصی که در زمینه درمان بوسیله سلول‌های بنیادی فعالیت می‌کنند مدعی درمان بسیاری از بیماری‌ها مانند آرتروز، درد، ضایعه نخاعی، مالتیپل اسکلروز، دیابت و ناباروری است. از لحاظ تئوری این امر امکان پذیر است اما درستی آن در عمل هنوز به وضوح ثابت نشده است. به جای تایید مستقل نتایج، این کلینیک‌ها به اظهارات بیماران و ادعاهای بی پایه مبنی بر بهبودی بسنده می‌کنند و در نتیجه این کلینیک‌ها سلامتی بیماران را به مخاطره می‌اندازند. اغلب تکمیل فرم رضایتنامه از طریق بیمار نادیده گرفته می‌شود و به همین دلیل بیماران از لحاظ قانونی قادر به اعتراض به نتایج درمان نمی‌باشند. علاوه بر بار مالی ای که به بیماران تحمیل می‌شود، در طول مدت در طی دریافت سلول‌های بنیادی بی اثرو نامطلوب داروهایی برای تثبیت شرایط بیمار نیز استفاده نمی‌شود که خود باعث وخیم شدن شرایط بیمار می‌شود. گزارشات بسیاری مبنی بر نتایج نامطلوب دریافت سلول‌های بنیادی غیر استاندارد وجود دارد. برای مثال کور شدن سه خانم در آمریکا بدلیل دریافت سلول‌های بنیادین غیراستاندارد، فلج شدن فردی در اثر دریافت سلول غیر استاندارد برای درمان عوارض ناشی از سکته و مرگ خانمی‌ که از این روش برای درمان دمانس استفاده کرده بود. سایر موارد نامطلوب ایجاد شده باعث شد دولت آلمان مرکز X-cell و دولت ایتالیا بنیاد stamina را منحل کند. درحال حاضر تنها درمان با سلول‌های بنیادی مربوط به استفاده از سلول‌های بنیادی خون است که از مغز استخوان مشتق شده، خون محیطی (شامل سلول‌های خونی از قبیل گلبول سفید، گلبول قرمز وپلاکت‌ها) و خون بندناف است. در ۵۰ سال اخیر زندگی هزاران بیمار مبتلا به لوسمی، لنفومی، مالتیپل اسکلروز، بیماریهای نادر ژنتیکی، ایمنی و متابولیکی نجات یافت. انواع کمی ‌از سرطان‌ها و بیماریهای خودایمنی نیز می‌توانند از طریق سلول‌های بنیادی خون در طی شیمی‌درمانی استفاده شود. سلول‌های بنیادی دیگری همچنین می‌تواند برای پیوند پوست و قرنیه با موفقیت استفاده شود. سایر کاربردها در مرحله ابتدایی تحقیق یا در مرحله کارآزمایی بالینی است و هنوز استفاده از آن برای درمان قطعی نیست. منبع

پیوند و ترمیم نخاعی

در مطالعه‌ای که اخیرا محققین انجام داده‌اند دستاوردهایی داشته‌اند که از نظر آنها می‌تواند از پتانسیل سلول‌های بنیادی برای کمک به بهبود بیماران مبتلا به ALS استفاده کند. در این مطالعه که روی موشهای مدل شده برای بیماری ALS انجام گرفت، محققین برای اولین بار از سلول‌های بنیادی مشتق از مغز استخوان انسان برای ترمیم آسیب سد خونی نخاعی استفاده کردند و مشاهده کردند که این سلول‌های بنیادی، رفتار حرکتی موش‌ها را اصلاح کردند. سلول‌های بنیادی پیوند شده تمایز یافته و به دیواره عروق بسیاری از مویرگ‌ها چسبیدند و شروع به ترمیم سد خونی نخاعی پرداختند. سلول‌های بنیادی موجب به تاخیر انداختن پیشرفت بیماری شده و عملکرد حرکتی موش‌ها و هم چنین بقای سلولی نورون‌های حرکتی را بهبود بخشید. آسیب به سد بین سیستم گردش خون و سیستم عصبی مرگز به عنوان فاکتور تشخیصی برای شروع ALS شناخته شده است. در این مطالعه، موش‌های مبتلا به ALS مورد تزریق درون سیاهرگی سلول‌های بنیادی مغز استخوان قرار گرفتند. چهار هفته بعد، محققین مشاهده کردند که عملکرد حرکتی و بقای نورون‌های حرکتی بهبود یافت. منبع

درمان ALS و آتروفی عضلانی نخاعی بوسیله یک داروی مشترک 

کاهش درد و اسپاسم در بیماران نخاعی و قطع عضو

فوق تخصص درد بیمارستان نور افشارگفت: کارگذاری پمپ‌های اینتراتکال بهترین راه حل برای کاهش درد و اسپاسم در بیماران دچار ضایعات نخاعی، قطع عضو با پاسخ ندادن به درمان‌های معمول است. سیامک مرادی، فوق تخصص درد بیمارستان نور افشار با اشاره به کارگذاری پمپ‌های اینتراتکال در بدن بیماران دچار ضایعات نخاعی یا قطع عضو، شکستگی ستون فقرات و مبتلایان به بیماری‌های اسپاستیک به منظور کنترل درد این بیماران اظهار کرد: مبتلایان به این بیماری‌ها اغلب با بروز دردهای شدید در اندام‌های تحتانی قادر به انجام فعالیت‌های روزمره خود نیستند و به مرور زمان دچار افسردگی‌های شدید می‌شوند که برای حل این مشکل، از کارگذاری پمپ‌های اینتراتکال می‌توان کمک گرفت. وی با بیان اینکه مدت طولانی از کارگذاری پمپ‌های اینتراتکال داخل نخاع در کشور می‌گذرد، افزود: استفاده از داروی کلونیدین در پمپ‌های اینتراتکال برای نخستین بار در کشور و در بیمارستان نور افشار انجام شده و پاسخگویی بیمار به این دارو قابل قبول بوده است. به گفته فوق تخصص درد بیمارستان نور افشار، عمل جراحی برای کارگذاری پمپ‌های اینتراتکال در بدن بیماران نیاز به بیهوشی عمومی ندارد و می‌توان با بی‌حسی موضعی نسبت به کارگذاری این پمپ در نخاع بیماران اقدام کرد. وی درباره نحوه فعالیت پمپ‌های اینتراتکال در بیماران دچار ضایعه نخاعی، قطع عضو و همچنین بیماران دارای اسپاسم‌های شدید یادآور شد که با توجه به اینکه داروی مورد نیاز بیماران قابل تزریق در داخل پمپ در نخاع است، پس از انجام مراحل اولیه تست پمپ، بیمار می‌تواند بدون مصرف دارو به فعالیت‌های روزمره خود ادامه دهد. مرادی با اشاره به نحوه کار با دستگاه به صورت دیجیتال از خارج از بدن بیمار گفت: مقدار مصرف دارو در روز و شب برای بیمار متفاوت است که از طریق این دستگاه مقدار آن به صورت دقیق در ساعات تعیین شده تزریق می‌شود. منبع

درمان MS

در مطالعه‌ای محققین نشان داده‌اند که تیمار موش‌های مدل برای MS با miR-219 منجر به شروع مجدد تولید میلین در اعصاب سیستم عصبی مرکز می‌شود. میلین پروتئینی است که به صورت غلافی اعصاب را در می‌گیرد و با عایق کردن آنها موجبات انتقال موثر پالس‌های الکتریکی را فراهم می‌کند. در این مطالعه محققین miR-219 را به درون ستون فقرات و مایع مغزی نخاعی موش‌های که پوشش اعصاب شان بوسیله ماده شیمیایی لیزولسیتین یا انسفالومیلیت اتوایمن القا شده در آنها آسیب دیده بود(مدل سازی MS)، تزریق کردند. تیمار با miR-219 موجب شد که عملکرد اولیگودندروسیت‌های تولید کننده میلین که آسیب دیده بودند، احیا شود و در نتیجه اعصاب مجددا عایق بندی شوند. محققین تاکید دارند که از آنجایی که مطالعه آنها روی مدل موشی آزمایشگاهی بیماری MS صورت گرفته است، داده‌های آن در حال حاضر نمی‌تواند در مطالعات بالینی روی انسان استفاده شود. منبع

از پوست تا مغز

یافته‌هایی جدید ثابت کرده است که سلول‌های پوست بالغ می‌توانند بدون انجام تغییرات و مدیفیکاسیون‌های ژنتیکی به سلول‌های ستیغ عصبی تبدیل شوند که قادر به تشکیل برخی سلول‌های موجود در مغز و طناب نخاعی هستند. از این سلول‌ها میتوان در مدل سازی بیماری‌های ژنتیکی و یا یافتن درمان‌های موثر برای بیماران با استفاده از سلول‌های خودشان استفاده کرد. سلول‌های ستیغ عصبی که بدین ترتیب و از بازبرنامه ریزی سلول‌های پوستی بدون اضافه کردن ژن یا تغییرات ژنتیکی تولید می‌شوند قادر به تبدیل شدن به سلول‌های عضلانی صاف، ملانوسیت‌ها، سلول‌های شوآن و نورون هستند. این سلول‌های را میتوان در مقادیر زیاد کشت داد و از آن جایی که از خود بیماران منشا گرفته‌اند میتوان از آنها برای درمان طیف وسیعی از بیماری‌های عصبی مخرب که در حال حاضر به سادگی قابل درمان نیستند استفاده کرد. از این فرایند میتوان برای مدل سازی بیماری‌ها نیز استفاده کرد. سلول‌های پوستی که از بیماران مبتلا به بیماری ژنتیکی بدست آمده و به سلول‌های ستیغ عصبی بازبرنامه ریزی شده‌اند، به دلیل داشتن موتاسیون عامل بیماری در کروموزوم‌شان میتوانند برای مدل سازی بیماری عصبی ژنتیکی مورد نظر استفاده شوند.

طب سوزنی و سلولهای بنیادی

در مطالعه‌ای جدید محققین تصویر جامعی را ارائه داده‌اند که چگونه طب سوزنی الکتریکی مغز را تحریک می‌کند تا آزاد سازی سلولهای بنیادی را تسهیل کند و دیدگاه‌های جدیدی را در مورد ویژگی‌های بهبود بخش سلولهای بنیادی ارائه می‌کند. طب سوزنی الکتریکی شکلی از طب سوزنی است که از یک جریان الکتریکی کوچک برای تقویت طب سوزنی چینی استفاده می‌کند و سوزن‌هایی را در نقاطی از پوست فرد وارد می‌کنند. در این مطالعه بیش از ۴۰ محقق در آمریکا و کره جنوبی از این روش درمانی برای مطالعه روی سلولهای بنیادی استفاده کردند. آنها مجموعه‌ای از تست‌های آزمایشگاهی روی انسان، اسب و جوندگان انجام دادند و اثرات طب سوزنی الکتریکی روی مغز بررسی کردند. آنها مشاهده کردند که این امر منجر به آزادسازی سلولهای بنیادی مزانشیمی ترمیم کننده به جریان خون می‌شود. بسته به نوع گونه، طب سوزنی الکتریکی منجر به فعال شدن هیپوتالاموس ظرف مدت ۹ تا ۲۲ دقیقه می‌شود. سلولهای بنیادی ظرف مدت دو ساعت متحرک می‌شود. تحریک طب سوزنی روی این جانوران منجر به اثر سریعی روی مسیرهای آناتومیکی عصبی می‌شود که جایگاه تحریک در بازوها را به نورونهای پاسخ دهنده در طناب نخاعی و هیپوتالاموس مرتبط می‌کند. در عوض، هیپوتالاموس سیگنال‌های موجود را به نیچ سلولهای بنیادی هدایت می‌کند و منجر به آزادسازی آنهای می‌شود. محققین دریافتند که تیمار با طب سوزنی الکتریکی منجر به آستانه بالاتری برای درد ناشی از آسیب و هم چنین افزایش قابل توجه نوعی کلاژن می‌شود که ترمیم تاندون و سلولهای ضد التهابی را افزایش می‌دهد. این مطالعه نشان می‌دهد که این روش می‌تواند منجر به استراتژی جدیدی برای ترمیم بافت و مدیریت درد ناشی از آسیب‌ها شود. منبع

جایگزین بافت نخاعی آسیب‌دیده

هنگامی که افراد دچار آسیب نخاعی می‌شوند و توانایی حرکتی در اندام‌های خود را از دست می‌دهند، این امر در واقع یک مشکل روند پردازش سیگنال‌های عصبی است. سلول‌های مغزی همچنان می‌توانند تکانه‌های الکتریکی واضحی ارسال کرده و اندام‌ها همچنان قادر به دریافت آن هستند اما این سیگنال‌ها در نخاع آسیب دیده گم می‌شوند. محققین در حال کار بر روی یک چیپ مغزی هستند که می‌تواند سیگنال‌های الکتریکی عصبی را ثبت کرده و آنها را به گیرنده اعضای حرکتی منتقل کند و به این ترتیب، آسیب را دور بزند. اخیرا محققین یک مطالعه منتشر کرده‌اند که یک پیشرفت در فناوری را نشان می‌دهد و قادر است سیگنال‌های پایاتر، واضح‌تر و قوی‌تری در بدن ایجاد کند. این فناوری با عنوان اتصال مغز و کامپیوتر، سیگنال‌ها را ثبت و با کمک الکترودها منتقل می‌کند. الکترودها، قطعات کوچکی هستند که سیگنال‌ها را از مواد شیمیایی مغز تحت عنوان انتقال دهنده‌های عصبی می‌خوانند. با ثبت سیگنال‌ها در لحظه‌ای که شخص قصد حرکت دارد، این اتصال متوجه الگوی سیگنال‌های مربوطه شده و آن را به اعضا و یا حتی اعضای مصنوعی منتقل می‌کند و به این ترتیب حرکت را به فرد باز می‌گرداند. مواد فعلی این الکترودها در این دستگاه یک ورق نازک پلاتین است. مشکل اینجاست که این الکترودها ممکن است در طی زمان خراب شوند. سپس الکترودهایی از جنس کربن شیشه‌ای ساخته شد. این مواد ۱۰ برابر نرم‌تر از پلاتین هستند و در طی زمان و تحت شبیه سازی الکتریکی دوام بیشتری دارند. کربن شیشه‌ای برای خواندن انتقال دهنده‌های عصبی بسیار بهتر عمل می‌کند و سیگنال واضح‌تر است. محققین در حال استفاده از این اتصال مغز و کامپیوتر هستند تا سیگنال‌های عصبی را هم‌زمان از قشر مغز و داخل مغز دریافت کنند. یکی از محققین می‌گوید: اگر شما از بخش‌های عمیق‌تر مغز اطلاعات را ثبت کنید، قادر خواهید بود از سلول‌های عصبی پیام دریافت کنید. در قشر مغز شما از خوشه‌ها سیگنال دریافت خواهید کرد. این ترکیب به شما یک درک بهتر از سیگنال‌های پیچیده مغز می دهد.

محققین در حال کار بر روی استفاده‌های دیگر این فناوری هستند. آنها مشغول آزمایش بر روی موش‌ها هستند تا بفهمند این تحریکات الکتریکی آیا باعث رشد نورون‌های جدید در نخاع می‌شود یا خیر؟ امید است که این تحریکات باعث رشد سلول‌های جدید و جایگزینی بافت نخاعی آسیب دیده در انسان شوند. الکترودهای جدید کربن شیشه‌ای به وی اجازه ایجاد تحریک، خواندن سیگنال‌های الکتریکی  و شناسایی بهتر حضور انتقال دهنده‌های عصبی در نخاع را می‌دهند. منبع

مطالعات بالینی سلول بنیادی

یک سلول درمانی آزمایشگاهی موجب شده است که یک بیمار فلج، عملکرد حرکتی بازوها، دستان و انگشتانش را مجددا بدست آورد. یک مطالعه بالینی، محققین ده میلیون سلول بنیادی عصبی مشتق از سلولهای بنیادی جنینی را طی یک جراحی که به منظور تثبیت نخاع بعد از آسیب صورت گرفت، به طناب نخاعی بیماران تزریق کردند. در این مطالعه بالینی شش بیمار مورد سلول درمانی قرار گرفتند. بعد از سلول درمانی، محققین مشاهده کرده‌اند که توانایی این بیماران در استفاده از بازوها، دستان و انگشتان شان بعد از گذشت ۶ تا ۹ ماه بهبود یافت. برای مثال در یکی از مطالعاتی: فردی به نام کریس بوئسن، ۲۱ ساله، مورد تزریق ده میلیون سلول بنیادی قرار گرفت. این سلول درمانی موجب شد عملکرد حرکتی وی به نحوی بسیار مناسبی بهبود یابد، به نحوی که وی در حال حاضر تا حد مناسبی قادر به استفاده از دستانش است: وی می‌تواند دندان‌هایش را مسواک بزند، با کامپیوتر کار کند و در کل کارهایی را انجام دهد که پیش از این قادر به انجام آنها نبود. محققین امیدوارند که این سلول های بنیادی را تا اواسط ۲۰۱۷ مورد تایید قرار گیرد. منبع

بهبود آسیب نخاعی

درمانی جدید برای آسیب های نخاعی بیمارانی که همه عملکردهای حرکتی و حسی شان را زیر ناحیه آسیب دیده از دست داده‌اند، موجب شده است که این بیماران شش تا ۹ماه بعد از دریافت درمان در عملکردهای حرکتی شان بهبودی نسبی را حس کنند. کمپانی بیوتراپی محصولی از سلولهای بنیادی ارائه کرده است که در اصل سلولهای بنیادی جنینی است که به دقت به سلولهای پیش ساز اولیگودندروسیتی تبدیل شده‌اند که در مغز و نخاع وجود دارند. چندی پیش دکتر فسلر و همکارانش در نشست بین المللی نخاع گزارشی مبنی بر استفاده موفقیت آمیز از محصول جدید ارائه کرد. در این مطالعه وی و همکارانش چند بیماری که تمام فعالیت‌های عملکردی حسی و حرکتی شان را در زیر ناحیه آسیب دیده از دست داده بودند را با استفاده از محصول جدید درمان کردند و نتایج جالبی را بدست آوردند. با استفاده از یک سیستم استاندارد برای سنجش میزان بهبود عملکردهای حسی و حرکتی، آنها نشان دادند که عملکرد حرکتی زیر ناحیه آسیب دیده به میزان بیش از ۴۰درصد بهبود یافته است و این بیماران که از ناحیه مهره‌های C5-C7 آسیب دیده بودند، تا حدی قادر به حرکت دست‌ها و پاهایشان شدند و عملکرد حسی آنها نیز تا حدی امیدوارکننده نشان داد. منبع