قطع نخاع و سکس

یکی از دوستان وبلاگی گفته که: ما بالآخره نفهمیدم توانایی سکس در آدم قطع نخاع ازبین میره یا نه؟!!؟, آخه با این عکس‌ها که تو وبلاگ تو هست بدجوری مشکوک میزنه؟!!؟. من: این عکس‌ها به دو دلیل توی این وبلاگ هستن: یک: متنوع و خارج نمودن وبلاگ, از بی‌روحی و سردی مطلق. دو: جذابیت این عکس‌ها برای خیلی‌ها. و اما پاسخ به سئوال دوست وبلاگی: رفتار جنسی را میشه به دوبخش کلی تقسیم کرد: اول میل و خواست جنسی. دوم نیرو و قوه‌ی جنسی. میل و خواست جنسی کاملا به مغز مربوط میشه و این نیرو در وجود هیچ کس ازبین نمیره حتی اگه شخص قطع نخاع یا یائسه باشه, اما قوه و نیروی جنسی به دلایل مختلف(بیماری,عفونت,استرس,بالا رفتن سن و….) در هر کسی ممکنه کم بشه. توانایی رفتار جنسی در افراد قطع نخاع ازبین نمیره بلکه به دلیل اونکه ارتباط بین مغز و قسمت‌های فلج بدن بسیار کم و محدود میشه نوع عکس‌العمل بدن به این رفتار عوض میشه, در افراد قطع نخاع مغز و بدن به تحریک‌های هم جواب نمیدن, اما میشه در وقت مناسب این ارتباط و هماهنگی را بوجود آورد. رفتار جنسی با تمام حواس پنج‌گانه هماهنگی داره که تمام این حواس را مغز در جهت رضایت جنسی هم‌سو میکنه, در یک فرد قطع نخاع تنها بخشی از یکی از حواس پنج‌گانه(لامسه) اون هم در قسمت فلج بدن مختل میشه و مغز از اون حس علامتی دریافت نمی‌کنه تا بتونه به اون پاسخ لازمه را بده, ولی این دلیل نمیشه که شخص نتونه از بقیه‌ی حواس باقی‌مانده استفاده‌ی لازمه را نبره, و این برمی‌گرده به قدرت سازگاری و تطبیق پذیری مغز با شرایط. اونچه که در مردها از بین میره مربوط میشه به: آخرین قسمت رفتار جنسی, یعنی توانایی تولید اسپرم و انزال طبیعی, البته این را پزشکان با شوک الکتریکی برای تولید مثل جبرانش می‌کنن. جالبه که توانایی جنسی و تولید مثل در خانم‌های قطع نخاع با خانم‌های سالم فرقی نمی‌کنه. نخاع از هر جا که آسیب ببینه از اون قسمت به پایین(تو این عکس معلومه), بدن فلج میشه, مرد و زن هم نداره, به همین دلیل مرد و زن قطع نخاع توانایی جنب و جوش را در رفتار جنسی از دست میدن.

پاورقی: یه همسر با اخلاق و رفتار ناشایست(خسیس,وسواس,فحاش,دست‌بزن‌دار و در کل بی‌معرفت) میتونه معاشقه‌ی هیجان‌انگیز و لذتبخش را به کابوسی وحشتناک و چندش‌آور تبدیل کنه؟؟.

وب‌سایت یه دکتر متخصص مغز و اعصاب وطنی

وب‌سایتی انگلیسی برای قطع نخاعی‌ها

وب‌سایتی به زبان انگلیسی برای آموزش رفتار جنسی بعد قطع نخاع شدن

انزال در نخاعی ها

نخاعی انزال دارد

قطع نخاع و سکس



 نکته هایی برای بهبود بخشیدن به ارتباط جنسی, فونت‌ش یکه:

Always remember that good sex begins while your clothes are still on.

همیشه به خاطر داشته باشید که سکس خوب هنگامی آغاز می‌شود که هنوز لباس به تن دارید

Take time to think about yourself as a sexual being.

برای فکر کردن به رضایت شخصی هنگامی که سکس آغاز می‌شود عجله نکنید.

Take responsibility for your own sensual and sexual pleasure.

مسئولیت کامجویی جسمانی و راوانی خود را به عهده بگیرید

Talk about sex with your partner.

با همسر خود در باره‌ی معاشقه‌ی خود حرف بزنید

Make regular time for togetherness with your partner.

زمان منظمی را برای با همسر خود بودن اختصاص بدهید

Don’t let sex become routine.

اجازه ندهید که رفتار شما یکنواخت شود

Fantasy is one of the best aphrodisiacs you can find.

قوه‌ی تخیل بهترین داروی تقویت کننده‌ی قوای جنسی است که پیدا می‌شود

Don’t carry anger into your bedroom.

ناراحتی را با خود به اتاق خواب نبرید.

Realize that good sex isn’t just a matter of pushing the right buttons.

بدانید که سکس خوب فقط فشار دادن نیست

Don’t make sex serious.

سکس همه‌ی زندگی نیست

Don’t always wait to be “in the mood” before agreeing to have sex.

قبل از توافق در مورد سکس داشتن، منتظر نباش که ” در حالت خوب” باشی.

Realize that if you and your partner don’t see eye‑to‑eye on what you enjoy sexually, it isn’t tantamount to destroying your relationship.

نگاه نکردن مستقیم به چشمان همسر در هنگام ارتباط جنسی باعث ازبین رفتن کام‌جویی می‌شود

If sexual problems occur in your life, realize that you’re like most other people.  But if sexual problems persist over time, don’t just wait for them to go away‑‑get help while treat­ment is still apt to be easy.

شما هم مثل همه گرفتار مشکل جنسی خواهید شد بهتر این است که خیلی زود به رفع مشکل خود اقدام کنید تا مشکل شما کهنه نشود

Keep your sexual expectations realistic.

توقعات جنسی خود را واقع‌بینانه نگه دارید.

۳۷ نظر

  1. نهايت ۱۳۸۴-۱۰-۳۰، ۱:۲۰ ب.ظ

    سلام اقا مهرداد
    من یه سوال در رابطه با پست قبلی دارم ! میخوام بدونم شما رهبر تونو خیلی دوست دارید که عکس شو گذاشتین تو وبلاگتون؟؟؟؟#nottalking

  2. نرگس ۱۳۸۴-۱۰-۳۰، ۱:۲۴ ب.ظ

    سلام
    منوباش کلی ذوق کردم که این دفعه بالاخره اول شدم …دماغم سووخت
    #sad راستی چرا این موضوع برای همه سواله ؟ #thinking

  3. رزولت ۱۳۸۴-۱۰-۳۰، ۲:۰۱ ب.ظ

    سلام مهرداد جان
    مطلب جالبی رو گذاشتی .این اشتباه را خیلی ها میکنن که در نظرشون سکس برای نخاعی ها تعطیله # مطالبی در این مورد برات پیدا میکن و میفرستمش. خانومهای نخاعی هم کاملا باردار میشند اما بخاطر فشارهائی که ممکنه در حال نشسته و روی ویلچر به جنین و هم به مادر در آبستنی ماههای سنگین میاد(مادر به شدت ورم میکنه همون باید تحت نظر متخصص باشند و چون اغلب نمیتوانند کمکی به زورهای زایمانی خود بکنند لذا این مشکل هم با جراحی سزارین حل میشه
    مهرداد تو هم که نوفهمی رزوکت مگه دختر بید#grin

  4. رزولت ۱۳۸۴-۱۰-۳۰، ۲:۰۴ ب.ظ

    سلام مهرداد جان
    مطلب جالبی رو گذاشتی .این اشتباه را خیلی ها میکنن که در نظرشون سکس برای نخاعی ها تعطیله # مطالبی در این مورد برات پیدا میکن و میفرستمش. خانومهای نخاعی هم کاملا باردار میشند اما بخاطر فشارهائی که ممکنه در حال نشسته و روی ویلچر به جنین و هم به مادر در آبستنی ماههای سنگین میاد(مادر به شدت ورم میکنه همون باید تحت نظر متخصص باشند و چون اغلب نمیتوانند کمکی به زورهای زایمانی خود بکنند لذا این مشکل هم با جراحی سزارین حل میشه
    مهرداد تو هم که نوفهمی رزوکت مگه دختر بید#grin

  5. کورش ۱۳۸۴-۱۰-۳۰، ۲:۱۹ ب.ظ

    آقا با استفاده از این کلمات فیلتر میشی ها! گفته باشم! اینم که گفتی من که
    میدونستم! #grin

  6. سانی ۱۳۸۴-۱۰-۳۰، ۲:۲۴ ب.ظ

    #applause #flower موفق باشی

  7. هاله ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    سلام مهرداد جان.
    پاینده باشی. #flower

  8. ميترا ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۱:۰۷ ق.ظ

    سلام
    حال شما؟
    مطلب خیلی خوب بود…اطلاعات خوبی دادی درمورد قطع نخاع…عالی بید جیییگر

  9. اصلان ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۴:۱۶ ق.ظ

    سلام آقا مهرداد.موفق وسلامت و سر حال باشی.فقط خواستم عرض ادب کنم.به خانواده محترمت سلام دارم.

  10. نسیم ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۹:۱۵ ق.ظ

    سلام مهرداد جان خوبی ممنون از اطلاعاتت راستی مطمئنی عکس برره بود#rolling

  11. عاطفه ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۹:۲۲ ق.ظ

    سلام مهرداد جان
    آفرین. میگم یه دفتر مشاوره باز کنی خوب جواب میده ها.#applause
    شاد باشی.#smile

  12. مسعود ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۱۱:۳۳ ق.ظ

    سلام دوست عزیز آقا مهرداد!
    ممنون از درج اطلا عات مفید و فوق العاده ات.#flower
    موفق باشید.

  13. آرش ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۲:۲۹ ب.ظ

    #smile سلام رفیق قدیمی ممنون از مطالب اموزندت …

  14. محمد ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۶:۳۱ ب.ظ

    سلام اقا مهرداد

  15. آتيه ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۸:۱۵ ب.ظ

    سلام خوبی مهرداد جان . مطالب خوبی بود . آپ کردم و منتظرم بیا . بای .

  16. نازمهر ۱۳۸۴-۱۱-۱، ۱۱:۰۶ ب.ظ

    اطلاعات جالبی بود آقای زندی. ممنون. ولی آیا فردی که در اثر ابتلا به ام اس فلج شده هم همین وضعیت رو خواهد داشت؟ یا تفاوت داره؟

  17. دلا ۱۳۸۴-۱۱-۲، ۵:۳۸ ق.ظ

    راستش من یه جورایی خجالت میکشم درمورد این پست نظر بذارم و به یه جواب کوچولو در مورد سئول پاورقیت بسنده میکنم.
    قطعآ جواب مثبته…

  18. سيندرلا ۱۳۸۴-۱۱-۳، ۱۲:۵۴ ق.ظ

    سلام
    مطلب جالبی بود …همیشه سبز باشی

  19. ناشناخته ۱۳۸۴-۱۱-۳، ۲:۳۴ ق.ظ

    سلام
    چیزهایی که گفتی جالب بود به خصوص لینکی که توش مشخص کرده نخاع از هر جا آسیب ببینه کجا ها رو فلج می کنه#applause #applause

  20. ميترا ۱۳۸۴-۱۱-۳، ۳:۱۲ ق.ظ

    سلام دوباره
    سوژه ی طنز برای شب های برره؟ یعنی چی؟ برره خودش طنزه…منظورت چی بود؟

  21. شبنم ۱۳۸۴-۱۱-۳، ۱۱:۱۶ ق.ظ

    من که خیلی از حرفاتون چیزی نفهمیدم

  22. شبنم ۱۳۸۴-۱۱-۳، ۱۱:۱۷ ق.ظ

    یعنی ۲۰٪ ابهام داشت برام

  23. شبنم ۱۳۸۴-۱۱-۳، ۱۱:۱۸ ق.ظ

    راستی فکر نکنی خنگما#angry

  24. -- !خط خطی!-- ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۱:۴۹ ق.ظ

    مرسی اطلاعات و اطلاع رسانی!! ای ؛؛آی تی؛؛ ای…

  25. فريد ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۲:۵۰ ق.ظ

    پسر وبلاگت رو فیلتر می کننا #worried پست جدید رو که گذاشتی این پست رو بردار
    در ضمن سکس در همه ی افراد نخاعی یکی نیست بستگی داره ضایعه ی نخاعی چقدر باشه ولی به هر حال کم و بیش رو نیروی جنسیشون تاثیر می ذاره البته می دونم اینا رو خودت می دونی برای بچه هایی که نمی دونن گفتم#winking #tongue

  26. فريد ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۲:۵۳ ق.ظ

    ولی با اینکه نیروی جنسیت کمتر شده ولی ماشالله قوه ی جنسیت خیلی فعاله#winking
    #kiss #flower

  27. علي ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۹:۳۶ ق.ظ

    ای ییییی نگاه قشنگگگ/ ای یییی ذهن قشنگگگگ ….( به سبک جان نثار برره ) سلام با صدای بلند به آقا مهرداد که از نوشتن هات خوشم میاد !! فاکتور این پاچه خواری رو میفرستم برات… من نیام نمیای ؟!! کشته این معرفتت منو …

  28. سعيد ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۹:۳۲ ب.ظ

    اطلاعات خوبی بود مهردادجان/ موفق باشی

  29. افسانه ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۱۰:۰۴ ب.ظ

    سلام/ من پنج ساله چت می کنم وتا حالا با فردی که معلول نخاعی باشه برخوردی نداشتم تا اینکه درست دوهفته قبل با فردی توی چت روم اشنا شدم واز اونجایی که من زیاد توی روم خصوصی نمی رم وفقط توی روم عمومی سربه سر بچه ها می زارم وفحش وناسزاشونو به جون می خرم یکی از بچه پ م داد خوب منم اذیتش کردم وگفتم به پ م کسی جواب نمی دم وفقط توی روم عمومی می تونیم بچتیم/ دیدم گفت من قطع نخاع هستم وخیلی دوست دارم با دختری چت کنم/ نمی دونم چرا یه لحظه مات شدم انگارچیز غریبی می شنیدم/ حس کنجکاویم تحریک شد وگفتم / برو بابا تو با اینطور حرف زدنت می خوای با احساس ما دخترا بازی کنی/ دیدم گفت لازم نیست احساساتی بشی ولی چون واقعا دیگه خسته شدم می خوام یه دوست واقعی داشته باشم ومی گفت چون دختر شلوغ وپرسرو صدایی هستی دلم می خواد باهات چت کنم/ بالاخره باهاش چتیدم وبعد از نیم ساعت اکانتم تموم شد/ اهان اینو یادم رفت بهت بگم/ کلی باهم چت کردیم ولی من یادم رفت بپرسم اسمش چیه ویا چیکاره هست/ این خیلی جالبه که همیشه بچه ها به من می گن تو اینقدرسربه هوایی که حتی یادت می ره اسم وسن مارو بپرسی/ بگذریم/ اکانتم تموم شد وبدون خداحافظی اومدیم بیرون/ فردای اون روز دیدم یکی منو اد کرده ونوشته من هستم فرشید همون معلول نخاعی/ خوب من از اونجایی که تا کسی رو نشناسم ادش نمی کنم بی اختیار ادش کردم واجازه دادم توی اد لیست من باشه/ جونم برات بگه فردای اون روز بعد از ظهر بود دیدم چراغ مسنجرش روشن شد.پ م بهش ندادم تا عکس العملشو ببینم/ دیدم پ م داد وگفت افسانه خانوم من به خاطر شما کافی نت اومدم تا بهتون بگم من نخواستم با احساس شما بازی کنم وواقعا من معلول نخاعی هستم وخواست بهم وب بده / منم وب رو قبول کردم ودیدم به به عجب جای داداشی پسر خوش تیپیه ولی واقعا ناراحت شدم وقتی دیدم روی ویلچر نشسته/ بالاخره کمی با هم چت کردیم ولی توی چت کردن بود که متوجه شدم این اقا فرشید ما بسیار روحیه ی حساسی داره وخیلی ادم زود رنجی هستش/ وچون نمی خواستم باهاش تلفنی حرف بزنم قهر کردوتا یک هفته اینترنت نیومد/ خوب منم ادم کله شق گفتم اشکالی نداره بالاخره باید بدونه با قهر کردن وناز کردن حرفش جلو نمی ره/ بعد از یک هفته اومد نت ووقتی منو دید منتظر بود پ م بدم ولی من چیزی ننوشتم براش/ بعد از ربع ساعتی پ م داد ونوشت با اینکه اصلا دوست ندارم باهات حرف بزنم ولی سلام…. منم براش نوشتم ولی من خیلی دوست دارم جواب سلامت رو بدم علیک سلام/ دیدم با کمال شرمندگی نوشت تو با این زبونت منو شرمنده می کنی. بهش گفتم خوب با پسرای بد اخلاق باید اینطور حرف زد/ دیدم نوشت اگه هفت سال از سالهای بهترین زندگیتو روی ویلچر سپری می کردی بهم حق می دادی زود رنج باشم. من واقعا روحیه خوبی ندارم. خوب من چی می تونستم در برابر این حرفش بگم فقط گفتم ولی تو با شکستن دل اطرافیانت هیچ سودی نمی بری/ حس کردم بدجوری دلش گرفته خدایی بهش حق می دادم ادم حساسی شده باشه خودمو جای اون می زاشتم فکرش دیوونم می کرد. ولی بازم با شوخی سعی کردم کمی ارومش کنم/ ولی دیروز بهم گفت / افسانه من می خوام دوباره روی پا بایستم اگه می شه کمکم کن/ می گفت شنیده در خارج از کشور روی یه میمون عملی انجام دادن که جواب مثبت داده/ می گفت براش اطلاعات جمع کنم چون خودش کمتر می تونه اینترنت بیاد/ خوب منم از دوست خوبم که بعضی موقع چشم دیدن همدیگرو نداریم وفادار دلشکسته خواستم یه سایتی ویا یه چیزی بهم بده تا بتونم به فرشید داده باشم. وایشون وبلاک شما رو به من معرفی کرد که من از همینجا از کوروش وفادار تشکر می کنم که واقعا با تموم بدجنسی هاش یه انسان به تمام معنا وماهه/
    ومن با اجازه ادرس وبلاک شما رو به فرشید دادم وفرشید با دیدن متن پایین نوشتتون که مردی دوباره تونسته روی پاش بایسته چقدر خوشحال وامیدوار شده بود وباز من این خوشحالی فرشید رو مدیون شما ومخصوصا کوروش هستم/ وای چقدر حرفیدم/ شرمنده / ولی خوب اینم بود قصه من/ چون اولین تجربه ی من با یه دوست معلول زود رنج بود. همیشه براتون ارزوی موفقیت وشادی می کنم اونم از ته ته ته دل……….

  30. افسانه ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۱۰:۰۵ ب.ظ

    فکر کنم یه کتاب رومان نوشتم#eyelash

  31. افسانه ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    از خدا خواستم تادردهایم را از من بگیرد.
    خدا گفت :نه!
    رها کردن کار توست. توبایدازآ‹ها دست بکشی.
    ازخدا خواستم تا کودک معلولم رادرمان کند.
    خدا گفت: نه!
    روح او بی نقص است وتن او موقت وفناپذیر.
    ازخدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد.
    خدا گفت:نه!
    شکیبایی زاده ی رنج وسختی است.
    شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.
    ازخدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد.
    از خدا خواستم تا خوشی وسعادتم بخشد.
    خدا گفت: نه!
    من به تو نعمت وبرکت داده ام.
    حال باتوست که سعادت را فراچنگ آوردی.
    از خدا خواستم تا ازرنجهایم بکاهد.
    خدا گفت:نه!
    رنج وسختی، تورااز دنیا دورترودوتر،وبه من نزدیک ترونزدیکتر می کند.
    خدا گفت :نه!
    بایسته آن است که توخودسر برآوری وببالی،اما من توراهرس خواهم کردتاسودمند وپرثمرشوی.
    من هرچیزی راکه به گمانم درزندگی لذت می آفریداز خدا خواستم
    وباز خدا گفت : نه!
    من به توزندگی خواهم داد،تاتوخودازهرچیزی لذتی به کف آری
    از خدا خواستم یارای ام دهدتا دیگران را دوست بدارم،همان گونه که اومرا دوست دارد.
    وخدا گفت: آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم.

  32. افسانه ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۱۰:۰۹ ب.ظ

    دیگه مغزم ارور می ده#smug

  33. شهرزاد ۱۳۸۴-۱۱-۴، ۱۰:۴۹ ب.ظ

    سلام. نوشته هات رو خوندم. براستی خواندنی بودند چند تا مطلب قبلیت رو هم خوندم. اسمت رو که دیدم چیه دیگر نتونستم بخونم چی نوشتی. باز هم بهت سر میزنم. خدا یارت. این اسم که بر خود داری برام بسیار عزیز است

  34. فاطمه ۱۳۸۴-۱۱-۵، ۱۰:۱۲ ق.ظ

    سلام مهرداد جان.خوبی؟خیلی کم پیدایی.مطلبت کثل همیشه جالب بود.به معلوماتمون اضافه شد.روز دوستی مبارک باد بادک…بای#hand #flower

  35. حميده ۱۳۸۴-۱۱-۵، ۸:۰۶ ب.ظ

    سلام مهرداد عزیز
    خوشم میاد از این همه جسارت وشجاعت…اخه خیلی ها میگن معلولیت=ممنوعیت برای همه چیز حتی احساس دوست داشتن ودوست داشته شدن.شاد باشی…

  36. مانا ۱۳۸۴-۱۱-۵، ۸:۵۵ ب.ظ

    خوبی؟خوب این توصیحاتی که دادی خوبه دیگه؟در مورد تلفن راست گفتی

  37. شهرزاد ۱۳۸۴-۱۱-۶، ۹:۴۲ ب.ظ

    آقا مهرداد مثل اینکه اشتباه متوجه شدی. من این اسم رو خیلی دوست دارم اما لطفا این بار اگر به بلاگم سرزدی خواستی پیامی بگذاری در این باره حرفی نزن. ممنونم.