آشناییم با خانمی برای ازدواج

یادت هست دوماه پیش گفتم با تیپی انتحاری رفتم عروسی؟ ما از طرف خانواده‌ی عروس دعوت بودیم، نمیدونم داماد بروجردی که پزشک ارتشه چه نمکی توی غذاش ریخته بود که فوری منه ارتشیه بازنشسته را نمک گیر و مثل خودش بازن‌نشسته کرد!؟ همون شب که از عروسی آمدیم خانه، هنوز کراواتمو وا نکرده بودم که تلفنم یه تک زنگ خورد. فردا صبحش دوباره تلفنم زنگ خورد، گوشیو برداشتم گفتم: بفرمایین. از اونور خط خانمی گفت: شما تو سایت همسریابیه ایران زندگی برام پیام گذاشته بودین، من مایلم با شما آشنا بشم. گفتم: چندتا لینک براتون گذاشته بودم، اونها را دیدید؟ نوشته‌هام را خواندید؟ خانم اونور خط گفت: ندیدم و نخواندم، شما خودت هرچه لازم هست را بگو. گفتم: توی پرفایلم که دیدی نوشته بودم معلولیت دارم. گفت: بله دیدم. گفتم: من قطع نخاع گردنی هستم، باز هم میخواهی با هم حرف بزنیم؟ گفت: بله. کلی با تلفن و حدود ۲۰۰پیامک باهم حرف زدیم. فهمیدم که خانم اونور خط: بروجردیه، با پدر و مادرش زندگی میکنه، پنج سال ازمن کوچکتره، از همسرش که اعصاب نداشته جدا شده و دو دختر بزرگ داره که پیش خودش نیستن، و اینکه بهیار همون بیمارستان بزرگه است که اکثر نخاعی‌ها برای درمان یک‌بار اونجا رفتن. همون روز اول خانم اونور خط را توی پارک محلمون دیدم و پسندیدم. وقتی آمدم خانه داستان را برای خانواده‌ام تعریف کردم، همه گفتند: تصمیم گیرنده خودت هستی، ما به خواستت احترام میذاریم و همه‌رقمه همراهی و یاریت میکنیم تا به نتیجه‌ی مطلوب برسی. بعد ۲۰ساعت فکر و سبک و سنگین کردن شرایط خودم و اوشان به خانم اونور خط پیامک دادم و گفتم: من با شرایط شما مشکلی ندارم، اگر شما تمایل دارید بیشتر باهم آشنا بشیم. خانم اونور خط گفت: باشه من هم میخام بیشتر باهم آشنا بشیم. ادامه دارد…. 

پسآمد: چه بر سر ما ایرانیان آمده که جامعه‌مون اینگونه به انحطاط اخلاقی و رفتاری کشیده شده، برای اینکه نگید مهرداد کو نمونه، این هم نمونه:

۱-رفتار فوتبالیست‌های پرسپولیس. ۲-بی‌ناموسی وسط خیابون!!! ۳-دزدی عمومی از جنازه با هیجان و لذت

یه وبلاگ سرگرمی از دوستی نخاعی

۲۳ نظر

  1. حسین ۱۳۹۰-۰۹-۱۱، ۱:۳۲ ب.ظ

    مبارک باشه آقا مهرداد

  2. روزهای جانبازی ۱۳۹۰-۰۹-۱۱، ۳:۱۸ ب.ظ

    سلام بر مهرداد
    مبارک باشه
    فقط کاملا تحقیق کنید.
    دستپاچگی در نیارید.

  3. احسان ۱۳۹۰-۰۹-۱۱، ۷:۲۷ ب.ظ

    سلام اقا مهرداد مبارک باشه قبلا گفته بودم ان شاالله عروسی خودت اون کت وشلوار که خریده بودی کت وشلوار شانست بوده مثل کت جادویی مبارکه مبارکه بادا بادا بادا ان شالله مبارک بادا خوب وخوش وشاد باشی مبارک مبارک مبارک

  4. فرزانه افشار ۱۳۹۰-۰۹-۱۱، ۷:۴۱ ب.ظ

    سلام آقای زندی.تا هفته بعد مشتاقانه منتظر خوندن بقیه داستان ازدواجت هستم ولی لطفا خیلی کشدارش نکن.به خدا من اصلا آدم فضولی نیستم، ولی نمیدونم چرا نسبت به زندگی شخصی شما حس فضولیم داره فوران میکنه.البته تا حدودی علتشو میدونم: عدم تناسب بین شرایط جسمی شما نسبت به شرایط روحیت، اینکه شاد و امیدوار بودنت واسه من شده یه مسئله ی حل ناشدنی.البته بهت غبطه میخورم حسودی نمیکنم.
    اون اتفاق وحشتناکی که واسه اون خانم اتفاق افتاده،بارها واسه من و دوستامم پیش اومده البته به صورتهای وحشتناکتر،متأسفانه بعضی آقایون و حتی خانمها هیچ حس کرامت نفسی در وجودشون نیست، و به جنبه ی انسانی خود و دیگران توجهی ندارن.واقعا نمیدونم آیا واقعا حس خوشایندی از این کار بهشون دست میده؟!!

  5. فریال امینا ۱۳۹۰-۰۹-۱۱، ۷:۵۷ ب.ظ

    سلام واقعا نمیدونی چقدر خوشحالم
    مبارک باشه.امیدوارم پناه دهنده ی بی منت پیروز باشین
    خیللللللللللللللللی خوشحالم

  6. BAHAR ۱۳۹۰-۰۹-۱۲، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    تبریک می گم آقا مهرداد.ایشالله که تصمیم درستی گرفتید و خوشبخت بشید.

    راجع به بی ناموسی هم که… یه وقتی یه خانه ی فحشایی بود، هر کی هر غلطی می خواست بکنه می رفت اونجا؛ حالا ولی همه جا شده خانه ی فحشا! از جلوی ویترین مغازه ها گرفته تا پارک ها و فروشگاه ها و شرم آورتر از همه نمایشگاه بین المللی کتاب!!!!!!!!!
    من که دیگه قید رفتن به خیلی هاشونو زدم…

  7. بهمن ۱۳۹۰-۰۹-۱۲، ۴:۴۰ ب.ظ

    به به مهرداد خان تبریک میگم
    امیدوارم ادامه ش خوب باشه
    آرزوی خوشبختی دارم در حد بوندسلیگا
    عمو شما تو کار خیری، ببین یه دختره خوب میتونی برام تور کنی! :دی

  8. نازنین ۱۳۹۰-۰۹-۱۲، ۷:۳۴ ب.ظ

    دسسسسسسسسسسسسسسسس هورا !
    بزن دس قشنگه رو واسه ارتشبد مهرداد که رف قاطی مرغا!
    دنیا دنیا خوشبختی ! لحظه لحظه شادی ! یک عمر با هم بودن! دسسسسسسس مبارک باشه

  9. ريحانه ۱۳۹۰-۰۹-۱۲، ۹:۳۷ ب.ظ

    خدارا شکر
    من که همش دعاتون میکردم از وقتی با وبلاگتون آشنا شدم
    شمام برای ما دعا کنید

  10. مرتضی ۱۳۹۰-۰۹-۱۳، ۱۱:۰۶ ق.ظ

    به به مبارکه.ایشالا دستتون رو سر ما!!!!!!

  11. فریال امینا ۱۳۹۰-۰۹-۱۳، ۱۱:۵۱ ق.ظ

    سلام همچنان منظر نوشته های شما هستم فردا مهلت نت من تموم میشه هرچه زودتر ادامه این قصه روبنویسین به احتمال زیاد ای دی اس الم رووصل میکنم زود زود
    موفق وسرزنده باشین در این امر مقدس

  12. mona ۱۳۹۰-۰۹-۱۳، ۲:۵۸ ب.ظ

    به به

    ایشاالله هر چه خدا بخواد همونه…….

  13. پپر ۱۳۹۰-۰۹-۱۳، ۸:۱۶ ب.ظ

    ایــــــــــول … عروسی یک یار اسپیشالی

  14. asiye ۱۳۹۰-۰۹-۱۳، ۹:۵۱ ب.ظ

    سلاااااام
    و هورااااااااااا:)مبارکه مارو عروسیتون ایشالا دعوت میکنید دیگه:))))

  15. تارا ۱۳۹۰-۰۹-۱۴، ۷:۳۸ ب.ظ

    سلام
    مبارکه…. انشالله به تفاهم برسید
    با یه مطلب درمورد ۱۲ آذر به روزم…..

  16. مطلب ۱۳۹۰-۰۹-۱۴، ۹:۲۹ ب.ظ

    سلام
    آقا مبارکه تبریک فراوان
    ولی
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد یا اگر دل طلب یا وفاداری کرد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

  17. دهثان ۱۳۹۰-۰۹-۱۵، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    اگه داماد بشی منم اگهی میدم الان تا شما نشی من زشته بگم زن میخام.امیدوارم هرچی شوند شادی و سعادت و نیک روزی و بهروزیته همون بشه

  18. دهقان ۱۳۹۰-۰۹-۱۵، ۱۲:۲۲ ق.ظ

    دهقان …دهثان چیه؟حروف صفحه کلید سرجاش نیستها فک نکنی مشکل از تایپمه

  19. نجمه ۱۳۹۰-۰۹-۱۵، ۳:۴۲ ق.ظ

    آقا مهرداد مبارک باشه ایشالا خوشبخت بشین.

  20. اسماعیل ۱۳۹۰-۰۹-۱۵، ۵:۲۹ ق.ظ

    سلام وقت بخیر خوشی

    حاچی مبارکه بسلاتی شیرینی دو مادی را کی ؟ بخوریم.

    زودتر جمع جورش کن تا شیرینی پزیها تعطیل نشدن ..

    به امید خوشیت موفق باشی و پیروز

  21. نرگس ۱۳۹۰-۰۹-۱۷، ۱۲:۵۹ ق.ظ

    سلام مهرداد عزیز
    دنیا دنیا تبریک و تهنیت و خوشحالی همراه با سبدی گل سرخ تقدیم به شما و عروس خانم خوشبخت

  22. شایان دیبا ۱۳۹۰-۰۹-۲۴، ۱۲:۳۱ ق.ظ

    سلام مهرداد عزیز.
    از این اتفاق زیبا و فرخنده بسیار خوشحال شدم.برای شما و همسر بزرگوارت آرزوی سعادت و بهروزی دارم.

  23. پسر شجاع ۱۳۹۱-۱۰-۱، ۶:۱۸ ب.ظ

    مبارک باشه

نظر شما