۲راه‌ماشین‌سوار شدن‌و…

موقع ماشین سواری برای من راحتتره که روی صندلی جلوی ماشین بشینم، چون: درب جلو بزرگتر از درب‌عقب‌ه و برای داخل شدن راحت‌تره، جای پا هم در قسمت جلوی ماشین بازتره و تعادل و ثبات بدن در پیچ ها روی صندلی جلوی ماشین بیشتره. روش من برای داخل ماشین شدن اینه:) اول: ویلچرم را می‌برم کنار درب ماشین، دوم: پاهام را میگذارند درون اتول جلوی صندلی، سوم: از راننده می‌خواهم وقتی که من به طرف داخل اتول حرکت‌کردم دستش را بندازه زیر زانوم و پام را از ابتدای صندلی ماشین ردکنه، وگرنه پام اونجا گیرمی‌کنه. چهارم: دست راستم را روی داشبورد و دست چپم را روی پشتی صندلی میگذارم. پنجم: با هماهنگی با برادرم با یک حرکت (برادرم از پشت من را کمک
و به روی صندلی هدایت میکنه) به روی صندلی میرم. ششم: داخل ماشین و
روی صندلی
که رفتم، برادرم به من کمک میکنه تا لباس‌هام را مرتب کنم و بهتر روی صندلی مستقر شوم. پیاده شدن از ماشین :
اول: ویلچر را کنار ماشین میآورند. دوم: پاهایم را میگذارند روی زمین جلوی ویلچر، سوم: یک دستم را میگذارم روی ویلچر و دست دیگرم را میگذارم
روی درب ماشین و باز با حمایت برادرم با یک حرکت به روی ویلچر منتقل می
شوم. توی فیلمها دیدم بیشتر معلولها که توانایی حرکت بیشتری از من دارند برعکس من عمل میکنند. من اول پاهایم را تکان میدم ولی اونها اول تنشون را حرکت میدن. این بستگی به قدرت و قد و وزن و میزان کنترل و تعادل شخص به روی جسمش داره. روشی که برای افراد بسیار کم‌توان بکار برده میشه: این روش نیاز به یه تخته‌ی قوی و محکم و صاف و صیقلی داره به عرض یه کیبورد و به طول یه میز کامپیوتر (۶۰در۸۰) البته اندازش به خود شخص بستگی داره و استاندارش وضعیت خود معلول می‌باشد. این روش همون سرسره بازی‌ه بچه‌هاست. این تخته سطح‌شیب‌داری میشه برای بالا و پایین رفتن و نقل و انتقال معلول از ویلچر به هر جا و برعکس. طبیعیه که شخص معلول حداقل به کمک یه‌نفر نیاز داشته باشه. باتشکر از دوستانم در اسکاندیناوی که این راه را به من یاد دادند.

پاورقی: برای طرح اینترنت بترکونم رفتم اداره‌ی پست و یه صندوق پستی
گرفتم، آدرس پست هندلی من اینه: تهران– صندوق پستی : ۱۳۶/۱۳۸۹۵

نوشته هایی برای یک معلول قطع نخاع

مارال‌درنا ازدل‌زدگی‌زنا‌شویی‌گفته

پول شویی شنیده بودیم

۲۴ نظر

  1. سانی ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    اول #grin

  2. شهلا ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۳:۵۷ ب.ظ

    مه این سانی میزاره ما اول بشیم#winking

  3. kourosh ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۴:۰۲ ب.ظ

    امروز دیر رسیدم!
    #sad

  4. kourosh ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۴:۰۳ ب.ظ

    چی بگم! حالا نمیشه سوار وانت بشی! اینهمه درد سر هم نداره!شوخی کردم نزن..#grin

  5. مارال ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۷:۲۱ ب.ظ

    #flower #flower #flower سلام مهرداد جان خیلی خیلی ممنون که به من سر زدی جال بود برام روشهای سوار و پیاده شدنت شاید قبلا دیده بودم اما دقت نکردم
    یک خبر یه جائی خوندم که از ساخت سلولهای بنیادین گفته بودن که به کار گرفتم این سلولها در بدن افراد حتی میتونه افراد با ناتوانی های مادر زادی رو هم درمان کنه خیلی برام جالب بود اینسشالله یک روز هم شما مثل بقیه میتونید زندگی کنید به امد بهترین روزها برای شما#flower #flower

  6. مارال ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۷:۲۲ ب.ظ

    کلی غلط املائی دارم واقعا شرمنده

  7. مهستا ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۱۰:۲۸ ب.ظ

    سلام احوال شما خوبید انشالا عیدتون مبارک#flower

  8. می گل و گل چه ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۱۰:۲۸ ب.ظ

    قدر برادرتون رو بدونین.

  9. میترا ۱۳۸۴-۰۶-۱۱، ۱۱:۳۷ ب.ظ

    سلام
    خوبین؟
    جالب بود… فکر نمی کردم دردسرش زیاد باشه#thinking

  10. آذین ۱۳۸۴-۰۶-۱۲، ۷:۵۷ ق.ظ

    سلام .آقا مهرداد گل
    حال شما ؟؟؟؟؟؟؟
    بابا تکلیف ما رو روشن کن
    ما ماشینمون صندلی جلوش رو آصی گرفته ول نمی کنه
    تکلیف چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟#silly

  11. فاطمه ۱۳۸۴-۰۶-۱۲، ۱۰:۱۴ ق.ظ

    سلام به مهرداد عزیز و دوست داشتنی.حال و احوال شما چطوره؟ممنون که جواب نامه رو دادی…ولی در تعجبم چرا یه دفعه صحبت از کار کردی..#surprise …آره؟حالا چرا به این نتیجه رسیدی برای من از هرچیزی کار بهتره؟نکنه قیافه م مث کارگرا می مونه؟#grin ..راستی شما هم حتما به خانواده با صدای بلند سلام کنید!(راستی شما هیچ وقت مزاحم نیستی که مراحمی)#flower

  12. مهرناز ۱۳۸۴-۰۶-۱۲، ۱۱:۵۸ ق.ظ

    چی بگم؟!… خب سخته…. آقا صندوق پستی رو خوب اومدی ایول داره واقعا….

  13. نسیم ۱۳۸۴-۰۶-۱۲، ۱۲:۲۲ ب.ظ

    مرسی از راهنماییت

  14. نگار ۱۳۸۴-۰۶-۱۲، ۳:۰۶ ب.ظ

    سلام
    اولین بار که به وبلاگتون اومدم. یه احساسی منو مجبور میکنه تمام آرشیو بخونم. چه حسیه نمیدونم؟
    در هر حال موفق باشی

  15. سحر ۱۳۸۴-۰۶-۱۲، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    سلام میدینی حرفات خیلی برای خیلی ها مفیده!می دونم که می دونین#smug

  16. هیلا ۱۳۸۴-۰۶-۱۳، ۳:۱۰ ب.ظ

    ما منتظر اون متن شما که میخوایی بترکونی هستیما #applause فقط باز هم نصیحت مادرانه: جون من خطری نباشه

  17. عاطفه ۱۳۸۴-۰۶-۱۵، ۸:۲۴ ق.ظ

    سلام مهرداد جان
    خوبی؟، من برگشتم. امیدوارم که بتونم کمکت کنم. شاد باشی.

  18. ویولت ۱۳۸۴-۰۶-۱۵، ۲:۳۵ ب.ظ

    مهرداد من اون قسمت سرسره اش رو نفهمیدم یعنی چه جوری با استفاده از اون تخته میشه نشست تو ماشین؟ رو ویلچر رو میتونم تصور کنم ولی رو صندلی ماشین رو نه#sad

  19. لیلا ۱۳۸۴-۰۶-۱۵، ۴:۳۴ ب.ظ

    سلام اقا مهرداد گل !مرسی از نامه ها
    وراهنمایی ها .موفق وپایدار باشید#flower #flower #flower #flower

  20. خط خطی! ۱۳۸۴-۰۶-۱۶، ۱۲:۳۰ ق.ظ

    پس اینایی که ماشین شخصی دارن و بالای ماشینشون هم یک ویلچر چی؟ چجوری تنهایی پیاده و سوار میشن؟!!#thinking

  21. رزی ۱۳۸۴-۰۶-۱۷، ۱:۰۸ ق.ظ

    با سلام …..از اینهک با وبلاگ شما اشنا شدم خوشحالم هر چند نمیدونم قبلا اسم وب رو شنیده بودم ….یا اومدم و نتونستم کامنت بذارم .به هر حال همه ی وبتون رو نخوندم …سر فرصت می خونم ….من معتقدم هر عضوی که از ادم سلب میشه به جاش یه نیروی قوی داده میشه که بقیه انسانها نمیتونن داشته باشن …موفق باشید و دلتون همیشه ابی باشه

  22. نرگس ۱۳۸۴-۰۶-۱۷، ۳:۰۴ ق.ظ

    سلام خوبی می خواستم حالتو بپرسم همین #smile #grin

  23. فرید ۱۳۸۴-۰۶-۱۷، ۳:۴۲ ق.ظ

    سلام بر آقا مهرداد گل دوست عزیز و بسیار گرامی#winking #heart #kiss
    مهرداد جان اطلاعات خیلی خوبی بود خاطره ای هم که تو پست قبلی نوشته بودی خیلی با حال بود#flower

  24. شاهزاده ۱۳۸۴-۰۶-۱۸، ۲:۰۰ ق.ظ

    تو وبلاگ یکی از دوستام لینکتو دیدم
    وبلاگ قشنگی داری
    قلم زیبائی داری
    بهت تبریک می گم
    امید وارم این روحیه ت تو وجود همه اطرافیا تاثیر بزاره
    یه کمم به من
    موفق باشی