مشق عشق

سریال تلویزیونی مشق عشق را دیدید؟؟ موضوع محوری این سریال زندگی (امید) یک جوان قطع نخاع با حاشیه هاش بود. ضعف این سریال اون بود که در جایی تمام دغدغه های ذهنی امید را بی کاری او جلوه میداد ولی کارگردان خیلی ساده و راحت از کنار این موضوع گذشت و تمام دغدغه ی امید(بیکاری) در ورزش کردن او پاک و محو شد. خوب، مشکل کار و مشکلات مالی یقینا دغدغه ی ذهن همه ی افراد جامعه است سالم و معلول هم نداره. مهمتر از دغدغه ی مالی برای یک فرد قطع نخاع دغدغه های جسمی فرد است که بسیار براش مهم و گاهی عذاب آور است. من میگم بزرگترین دغدغه های ذهنی من به عنوان یک فرد قطع نخاع : ۱- یبوست ۲- بیرون روی(ضد یبوست) ۳- امکان پس زدن ادرار از مثانه به کلیه ها و از کار افتادن کلیه ها ۴- عفونت ها و ۵- پیشگیری از زخم بستر، است. کاشکی توی این سریال برای کمی آموزش هم که شده نحوی شلوار پوشیدن و سوار ویلچر شدن امید را نشان میدادند، چون اینها هم از لزومات زندگی هر روزی یک فرد قطع نخاع قبل از سر کار رفتن است. آمآااااااا نکته ی مثبت سریال مشق عشق این بود که نشان میداد که همه ی آدم ها در هر سطحی که باشند بدون مشکل نیستند. مشکل هر کس هر طور که حل شد مشکل امید فقط با ورزش حل شد.

پاورقی : آیا برنامه های سیما(بخصوص خبرها و گوینده هاش) شما را هم مثل من به شدت عصبانی و مجبور به گفتن بد و بیراه میکند؟؟ بعضی از گوینده های خبر با حماسی اخبار گفتنشون واقعا گندش را در میآرنآااا. آیا اخبار هم باید بد آموزی داشته باشه و عامل ضد فرهنگ باشه و مردم را بسوی پرخاشگری ببره؟؟

وبلاگ های یک معلول قطع نخاع(من) :

http://irannik.persianblog.com

http://iran.special.ir

http://iranabc.mihanblog.com

http://fishiran.persianblog.ir

۴۷ نظر

  1. سجاد ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۱۲:۱۶ ب.ظ

    اول

  2. سجاد ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۱۲:۱۸ ب.ظ

    اول

  3. شهلا ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۱۲:۴۸ ب.ظ

    درود بر تو مهرداد جان
    حرفت را قبول دارم ولی شاید پیام این فیلم در موارد دیگری بوده باشد.
    ولی در ایران بد بختانه خیلی کم به مشکلات معلولین نگاه باز می شود.
    کسی نمیتونه بفهمه با یک معلول حالا ممکنه اون کسی باشه که بر اثر قطع نخاء شدن یا بیماری ام اس یا هر دلیل دیگری شکل زندگیش با دیگران فرق کرده باشه و به یک فرد معلول تبدیل شده.
    فدای تو
    مراقب خودت باش نازنین #flower #kiss
    تا درودی دگر بدرود.

  4. کورش ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۱:۲۷ ب.ظ

    چی بگم والا….ما که از بس تلویزیون اعصاب ما رو خورد کرد رفتیم سراغ ماهواره!
    دلیل اصلیش هم پخش نکردن فوتبال آلمان بود.#sad

  5. سانی ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۱:۴۲ ب.ظ

    من که فیلمو ندیدم #worried

  6. یاسمن ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۱:۵۲ ب.ظ

    نمیدونی من چقدر سر این سریال حرص خوردم … واقعا که مسخره بازی بود… نفهمیدم مثلا نویسنده چی میخواست بگه… آخرشم معلوم نشد بیماریش چی بود که خطرناکم بود و … خیلی فیلم بیخودی بود..

  7. بانوی باران ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۳:۱۴ ب.ظ

    اخه آقا مشکل شرعی داشت#grin ولی راست میگی و نظرت جالب بود

  8. می گل - گل چه ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۶:۳۶ ب.ظ

    شما درست می گین. در ضمن تمام وبهاتون رو هم دیدیم#applause

  9. یک مامان ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۶:۳۹ ب.ظ

    توی یکی از قسمت ها گفت: قبلا من همه رو از بالا نگاه می کردم ولی حالا باید همه رو از پایین ببینم!!!همه ی بیماری ها در حد خود سختند.سلامتی شما آرزوی ماست.#flower

  10. محسن ۱۳۸۴-۰۴-۱۰، ۷:۰۲ ب.ظ

    سلام براقا مهرداد گل خودم.درمورد سریال مشق عشق باید بگم که من تقریبا از این فیلم خوشم میومد.ولی به قول شما باید به مسائل حساستری پرداخته میشد ولی بدک نبود مخصوصا از خانمی که نقش همسر امید رو بازی میکرد خوشم میومد#grin #flower همیشه شاد باشی مهرداد جان

  11. نسیم ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۷:۵۵ ق.ظ

    میدانی سریال یه معلول شیک را نشون داد نه یه ادم و خانواده معمولی را

  12. مهرناز ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۸:۱۶ ق.ظ

    سلام. خوبی؟!… اتفاقا من یکی به این چیزایی که تو گفتی خیلی بیشتر از نداشتن کار یه معلول فکر کرده بودم. نمیدونم زیادی همدردم با مردم یا اینکه عقلم زیادی میرسه؟!…#winking یه روز یکی از دوستام بهم گفت تو چرا غصه همه رو می خوری؟!… جالبه که همیشه هم یه چیز برای غصه خوردن پیدا میشه. البته بگم ها فقط غصه آدمایی رو می خودم که سرشون به تنشون بیارزه. راستی من دوازدهم شدم فکر کنم. راستی تو لذت وبگردی با موزیلا رو چشیدی؟!…

  13. مهرناز ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۸:۱۸ ق.ظ

    من یه عالمه نوشتم نمیدونم چی شد؟!… رفت؟ اومد نیومد؟ به هر حال ….

  14. عاطفه ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۸:۱۸ ق.ظ

    سلام بر اقا مهرداد عزیز
    حال و احوال؟، من هم به لطف خدا خوبم. من اوایل سریال رو نمیدیدم، حتی متوجه نشدم که امید قطع نخاع شده بود، در ضمن اصلا معلوم نشد بیماریی که مبتلا شده و احتمالا زنده نمیموند چی بود، نکات گنگ زیادی داشت و به قول شما خیلی از سریالها و … ایرانی حرص در بیار هستن.
    در مورد پیشنهادات شما خصوصا قسمت شلوار پوشیدن امید هم باهات موافقم#winking #rolling
    عزیز جان این همه وبلاگ؟!!!، بابا یکم کوتاه بیا#winking
    شاد باشی.

  15. میترا ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۸:۳۲ ق.ظ

    #rolling سلام
    باید عرض شود که اینجا ایران است و نمی شود شلوار پوشیدن کسی رو توی تلویزیون نشون داد#surprise

  16. علی شفق ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۱۱:۰۴ ق.ظ

    سلام مهرداد جان
    بعد از خوندن نوشته ات در پرشین لاگو بعد در بلاگفا ذهنمو بدجوری مشغول کردی .#smile
    من از نسل جنگ و نسل سوخته هستم . خیلی از دوستای من که سرمایه های این مملکت بودند زیر خاکند و خیلی ها هم مثل تو معلول جسمی و …هستند . از این جهت خیلی با تو احساس نزدیکی و یکرنگی کردم …خیلی
    البته من اسیب دیده ام اما اصلا مهم نیست در حد انگشتان و کف دستمه …
    از عشق و عاشقی می نویسم …هم نیاز دارم و هم در دیگران این نیاز رو میبینم . با رشته تخصصی و کاری من ک بعدا میگم فاصله از زمین تا اسمون داره …
    اومدم برای عرض سلام و برقراری ارتباط
    از نوشته ات و توصیف خودت خوشم اومد خیلی … از عقایدت و حرفات خوشم میاد
    موفق باشی / من لینک گذاشتم #smile #flower

  17. مادر سپید ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۳:۳۷ ب.ظ

    سلام
    اول ازتون تشکر کنم که برای بالا بردن اطلاعات بنده این قدر وقت میزارید !#blush #grin
    درباره این سریاله هم که اصلا ازش خوشم نیومد من که اصلا احساس نکردم این بنده خدا مشکل جسمی داشته باشه بازیش بازی نبود #nottalking شما اشاره خوبی داشتید به اینکه ابتدایی ترین مشکل بچه های ضایعه نخاعی اجابت مزاج و نشست و برخاست روی ویلچر و کارهایی از این قبیله ! این فیلمها برای این شکست میخورند و نمیتونند توجه تمام مردم اععم از خاص و عام رو جلب کنند چون داخل زندگی افراد ویژهنمیرند و از کارهای خوشگل موشگلشون نت برداری میکنند اگه یادتون باشه مهدی هاشمی در نقش یه نابینا سال قبل فیلی بازی کرد و یک قسمتش مربوط به یک پسر توانخواه جسمی حرکتی بود عجیب به دل مینشست چون تا حد زیادی وارد جزئیات مشکلات پسر شده بود ! من به این فیلمها میگم اب دوغ خیاری چون اصلا مایه نداره ! چندین ماه وقت و انرژی و هزینه صرف کردند که بگند یک توانخواه با این مشکل میتونه با بیماریش با ورزش فائق بشه همین ؟؟؟؟
    تمام زندگی یک توانخواه با ورزش حل میشه !#nottalking
    برقرار باشید … راستی خدا بده برکت جای دیگه ایی مونده شما بلاگ نزده باشید ؟ #silly

  18. مادر سپید ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۳:۴۳ ب.ظ

    راستی درباره زخم بستر ازتون اطلاعات خواسته بودم !
    دوباره میگم مجبور نشید برید سر پستهای قبلیتون !
    یکی برای انگشت که مدت زیادیه در آتل فلزیه و کاملا سفید شده ! چه کار میتونم بکنم !
    دو هم برای زخم روی باسن که مربوط به تشکهای بیمارستانه که برای یکی از عزیزان پیش اومده ! زخم بدیه اون رو با چی میتونیم درمانش کنیم ! پمادی ژلی سرمی چیزی !
    ممنونم اگه با این همه وبلاگ رسیدی یه سری هم به ما بزنید دوباره و کمک فکری درمانی بدید ! #tongue
    #flower

  19. مهرناز ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۵:۴۰ ب.ظ

    آپدیت شدم… بیا… منتظرتم

  20. نرگس ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۸:۰۹ ب.ظ

    اصلا دیگه سریال تلویزیونی دیگه نگاه نمی کنم یه ماه دیگه عادت کردم نمی‌بینم تو هم نبین حرص نخور برا خودم هم پیش اومده #smile

  21. غریبه ۱۳۸۴-۰۴-۱۱، ۹:۲۱ ب.ظ

    سلام آقا مهرداد ! همیشه سعی کردم که به جای گفتن مشکلات …بگم مسئله … بعد هم حلشون کنم#flower

  22. توتیا ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۱۲:۱۷ ق.ظ

    اقا مهرداد عزیز من سریال را ندیدم ولی می دانی مردم که فیلم می بینند نمی خواهند از بیماری مشگلات بابا را ببینند برای همین کارگردان ننه من غریبم در اورده به جای اینکه نشان بده طرف می تواند خیلی کار ایی داشته باشه با وجود معلولیت اگر جامعه او را به پذیرد و امکانات در اختیارش بگذارند تا مردم به فکر بیفتند بله هنوز ما با ضعفهای موجود کنار نیامدیم#flower

  23. توتیا ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    اقا مهرداد عزیز من سریال را ندیدم ولی می دانی مردم که فیلم می بینند نمی خواهند از بیماری مشگلات بابا را ببینند برای همین کارگردان ننه من غریبم در اورده به جای اینکه نشان بده طرف می تواند خیلی

  24. توتیا ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۱۲:۲۲ ق.ظ

    کار ایی داشته باشه با وجود معلولیت اگر جامعه او را به پذیرد و امکانات در اختیارش بگذارند تا مردم به فکر بیفتند بله هنوز ما با ضعفهای موجود کنار نیامدیم#flower

  25. ایرسا ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۱:۱۳ ق.ظ

    سلام دوست عزیز#eyelash خوشحالم که با وبلاگ قشنگتون رو به رو می شم. در رابطه با سریال مشق عشق که واقعا سریال قشنگ و سوزناکی بود. در مورد گویندگان هم ای کم و بیش نه خوب هستن نه بد!#grin موفق باشید. راستی اگر خواستی سری هم به وبلاگ من بزنین! خوشحال می شم بیاین#winking #blush #heart #hand

  26. شهزاد ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۷:۰۰ ق.ظ

    بازم بعضیا ماهواره جات دارند ما چی دست از پا درازتر#flower

  27. مهرناز ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۸:۵۲ ق.ظ

    سلام فعلن صحیح ترین جواب مال توئه فکر کنم جایزه مای خودت بشه#winking

  28. محمد ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۱:۲۷ ب.ظ

    سلام مهرداد خان احوال شما ؟
    خوبید؟
    ما که مدتهاست خودمون رو از دست تلویزیون راحت کردیم. یک کارت تی وی داشتیم دادیم به یکی از آشناها.
    راستی آقا دوباره دارم وبلاگ رو شروع می کنم حوصله کردی یک سری بزن
    قربانت
    محمد

  29. مرتضی ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۵:۰۱ ب.ظ

    سلام . این سریال رو ندیدم و نمی دونم چی . اما راجع به اخبار باید بگم که من هم مثل شما موقع گوش کردنش خیلی حرفهای بد بد می زنم و اصلا بخاطر همین اخبار بودش که من بی تربیت شدم !!!

  30. ویولت ۱۳۸۴-۰۴-۱۲، ۵:۲۱ ب.ظ

    ماشالله آقای پر وبلاگ#silly
    آره منم با برنامه های تلویزیون شاکی میشم حسابی

  31. علی شفق ۱۳۸۴-۰۴-۱۳، ۹:۰۷ ق.ظ

    سلام دوست عزیزم
    ممنون از قدمی که رنجه کردی و به کلبه این فقیر سر زدی
    راهنمایی تو رو عمل کردم و عکسهارو و تعداد صفحات در حال نمایش رو کم کردم.
    از توجهت ممنونم .
    با حال خودتی !
    منتظر نظرات و نگاه گرمت هستم .

  32. علی شفق ۱۳۸۴-۰۴-۱۳، ۹:۰۸ ق.ظ

    سلام دوست عزیزم
    ممنون از قدمی که رنجه کردی و به کلبه این فقیر سر زدی
    راهنمایی تو رو عمل کردم و عکسهارو و تعداد صفحات در حال نمایش رو کم کردم. از توجهت ممنونم .
    با حال خودتی ! من لینک گذاشتم .
    منتظر نظرات و نگاه گرمت هستم .

  33. مهرناز ۱۳۸۴-۰۴-۱۳، ۵:۳۱ ب.ظ

    بدو بیا جایزه تو بگیر

  34. لیلا ۱۳۸۴-۰۴-۱۳، ۷:۰۳ ب.ظ

    سلام حالتون چطوره؟مرسی که به وبلاگ من سر زدید چه وبلاگ های جالبی دارید برای سرگرمی به وبلاگ ویولت سر بزنید کلی جوک تو کامنتش هست بخونید و بخندیدhttp://violet.special.ir

  35. مادر سپید ۱۳۸۴-۰۴-۱۳، ۱۰:۴۰ ب.ظ

    سلام
    قرار بود یه دارویی چیزی برای زخم بستر معرفی کنید #worried
    انگشت بیچاره که بوی تعفن گرفته !! خیلی بوی بدی میده مث گوشت گندیده همه نرمه زیرینش هم صاف شده انگار اطو کردندش ! و همونطور هم سفید مونده و سفیدیش بیشتر شده و تازگی ترکهای ریز سفید هم خورده !!! که انگار کاملا خشک شده !!!
    زخم بستر مادر بزرگم هم که روز به روز بد تر میشه ! یه چیزی معرفی کنید به ما که بریم پز بدیم بگیم از دوست اینترنتیامون پرسیدیم !#eyelash #grin

  36. فرید ۱۳۸۴-۰۴-۱۴، ۱۲:۵۱ ق.ظ

    من این سریال و ندیدم چون همشون آبکی هستن و فقط برای وقت پر کردن هیچ چیز جالبی نداره سریالاشون همشم آخرش خوب تموم میشه و از همون قسمت اول من ته سریال رو می فهمم چی میشه
    راستی خیلی نکته جالبی رو گفتی #flower

  37. farzad ۱۳۸۴-۰۴-۱۴، ۲:۳۱ ب.ظ

    سلام دوست عزیز امیدوارم موفق باشی به ما هم سر بزن خوشحال می شیم نیم سکه بهار ازادی

  38. فاطمه ۱۳۸۴-۰۴-۱۴، ۹:۲۴ ب.ظ

    سلام مهرداد خان گل و گلاب!مرسی که قدم رنجه کردی و پیشم اومدی.از پیام زیبات متشکرم.می بینم که داری وبلاگ می ترکونی#eyelash #grin شاد باشی و سلامت!

  39. نسرین ۱۳۸۴-۰۴-۱۵، ۱:۲۰ ق.ظ

    سلام .نمی دونم میلم را دریافت کردی یا نه. کاش همه مثل تو در جستجوی آموزش و آشنایی دادن مردم بودن./راستی هیچی درباره درمان جدیدی که در آمریکا صورت میگیره شنیدی؟! اگر شنیدی اطلاعات می خوام لطفا.پیروز باش./

  40. بهار ۱۳۸۴-۰۴-۱۵، ۷:۴۹ ب.ظ

    سلام من اولین باره که میام اینجا!جای قشنگیه!یه سوال#smile شما تا بحال درباره عمو پورنگ نوشتین اگه اینطوره
    تو کدوم آرشیو تونه.ممنونم ….بهار

  41. سحر ۱۳۸۴-۰۴-۱۵، ۱۱:۳۲ ب.ظ

    سلام من هم با شما موافقم اما این سریال ظاهرا فقط می خواست به مسائل عاطفی یه انسان قطع نخاع بپردازهودر ضمن بابای من کارش شده حرص خوردن از دست برنامه های تلویزیون.میگه هر چی سریال تکراریه نشون میدن و انگار یه قطار مستن ۵ خریدن#rolling #sick

  42. سحر ۱۳۸۴-۰۴-۱۵، ۱۱:۳۸ ب.ظ

    مستن== مستند#sick #tongue

  43. شبهای مهتابی ۱۳۸۴-۰۴-۱۶، ۹:۵۸ ب.ظ

    سلام….خوبی؟…چه خبرا؟؟؟..خوش میگذزه…دیدم جایزه هم که بدی …مبارکه….آفرین…..
    ۳ریال مقش عشق رو که ندیدم…ولی هر چی شما بگی درسه….
    یکی واسم تعریف کرده ….به نظرم زیاد…جالب نبوده….
    درباره گویندهام که باز حق با توه….خلاصه دوباره قالب عوض کردم….اگه نمیترسی بیا……درباره مطلب قبلی هم من یکی از وبلاگای قبلیت رو خوندم….
    کامل درباره زخم بستر هم نوشته بودی….خلاصه بیا یکم از اون امیدت رو بده به من ناامید#flower #flower

  44. خط خطی! ۱۳۸۴-۰۴-۱۷، ۲:۵۰ ق.ظ

    فحش. فحش بد! فحش بد بد…!! فحش بد بد بد….#surprise

  45. Mr.Niko ۱۳۸۴-۰۴-۱۷، ۱۰:۲۵ ق.ظ

    سلام مهرداد جان … حالم زیاد خوش نیست عزیزم … فقط آمدم که سری زده باشم و حالی هم پرسیده … به من هم سری بزن که محتاجم به امید … قبلا هم گفته ام که امیدت را قبول دارم … زیاده عرضی نیست … خدانگهدار.

  46. Mr.Niko ۱۳۸۴-۰۴-۱۷، ۱۰:۲۷ ق.ظ

    سلام مهرداد جان … حالم زیاد خوش نیست عزیزم … فقط آمدم که سری زده باشم و حالی هم پرسیده … به من هم سری بزن که محتاجم به امید … قبلا هم گفته ام که امیدت را قبول دارم … زیاده عرضی نیست … خدانگهدار.

  47. مهرزاد ۱۳۸۴-۰۴-۱۸، ۹:۳۷ ق.ظ

    به نظرم کانفلیکت‌های (برخورد کاراکترها از منظرهای گوناگون) داستان خوب بود. برخورد های خواهر امید و برادر زن امید (اسمشون یادم رفته) و احساس تساسل این دختر طلاق گرفته و آخرشم پا دادن به شوهر بدبختش.
    یا نقطه اون پسره که مهندس بود و دوست زن امید که آخرش به یه ازدواج دیگه ختم شد. برخورد پدر و پسر و الز همه مهمتر اون دختر خارجیه با شوهرش. اینا رو هم باید بگم درباره این سریال.
    و اینکه نباید انتظار داشت تو تلویزیون هرچی حقیقت هست رو ببینیم. از خبر گرفته تا سریال.
    به هرحال به نظرم کیفیت شخصیت پردازی و بازی گرفتن کارگردان تو این سریال خیلی قوی بود. نسبت به دیگر سریال های سیما البته!
    شاد باشید و استوار.