سرگیجه

چندسال اولی که تازه نخاعی شده بودم هنگام نشستن بسرعت گرفتار افت فشار خون و سیاهی رفتن چشم و منگ شدن سر میشدم. یواش یواش از شدت این عارضه کاسته شد و الان بندرت چنین حالتی برام پیش میاد، اما اخیرا متوجه‌ی یه عارضه‌ی جدید شدم، تازگی‌ها وقتی بعد چند ساعت روی ویلچر نشستن میرم رو تخت اگه فوری پشت تخت را کامل بخوابانند همه چیز وحشتناک دور سرم میچرخه، طوری که احساس میکنم دارم از روی تخت پرت میشم روی زمین. این حالت بسیار ناخوشایند مربوط میشه به تعادل مایع درون مجاری نیم حلقوی گوش داخلی. راه گرفتار نشدن به این حالت اینه که آدم وقتی میره رو تخت سریع به حالت کاملا خوابیده نره، من اول یه مدت در حالت نیمه نشسته میمونم بعد کامل تختمو میخوابانند، تخت من تخت بیمارستانیه که فیتیله داره و با اون پشتش بالا و پایین میره.
پسرفت: نمیدونم کجا جوک زیر را که ترجمه شده‌ی یه جوک خارجیه خونده بودم. چون بنظرم جالب اومده بود برا خودم کپی کردمش، شما هم بخونیدش: روزی چهار مرد و یک زن کاتولیک در باری، مشغول نوشیدن قهوه بودند. یکی از مردها گفت: من پسری دارم که کشیش است. هرجا که میرود مردم او را پدر خطاب میکنند. مرد دوم گفت: من هم پسری دارم که اسقف است و وقتی جایی میرود مردم به او میگویند  سرورم! مرد سوم گفت: پسر من کاردینال است و وقتی وارد جایی میشود مردم او را عالی‌جناب صدا میکنند. مرد چهارم گفت: پسر من پاپ است و وقتی جایی میرود او را قدیس بزرگ خطاب میکنند! زن حاضر در جمع نگاهی به مردان کرد و گفت: من یک دختر دارم. ۱۷۸ سانت قدش است، بسیار خوش هیکل، دور کمرش ۶۱، دور باسنش ۹۲ سانت ، با موهای بلوند و چشمهای روشن، وقتی وارد جایی میشود همه میگویند: خدای من !

۶ نظر

  1. *** بهمن ۱۳۹۰-۰۶-۱۱، ۱۰:۴۵ ب.ظ

    سلام. بعد از این همه سال و این همه تجربه این مشکل رو تازه کشف کردی؟! سرگیجه و سیاهی چشم برای منم خیلی پیش اومده ولی الان بندرت پیش میاد…
    بعد چند ساعت نشستن روی ویلچر هم هیچوقت سریع دراز نمیکشم.. از همون اول عادت داشتم روی تخت که اومدم کاملا دراز به دراز نشم!

  2. مهدی ناصری ۱۳۹۰-۰۶-۱۲، ۱۰:۴۹ ق.ظ

    سلام مهرداد جان
    ممنونم از زحمتی که کشیدی. حسابی تو دردسر انداختمت. لطف کردی. سپاس

  3. دهقان ۱۳۹۰-۰۶-۱۳، ۷:۵۳ ق.ظ

    منم اینگونه ایی اینچنینی هستم الان دارم میلرزم نمیدونم باید بررسی کنم ببینم دیگه کجا بندوبه اب دادم اینجوری شدم خیلی ارادت بوس

  4. آتیه ۱۳۹۰-۰۶-۱۴، ۹:۳۰ ب.ظ

    یه دوست حقیقی مثل بارون نیست که بباره و قطع بشه
    یه دوست حقیقی مثل هواست
    اگرچه ممکنه ساکت باشه ولی همیشه کنارته

  5. آتیه ۱۳۹۰-۰۶-۱۴، ۹:۳۰ ب.ظ

    ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم ، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان می آیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند .

  6. کاوسی ۱۳۹۰-۰۶-۱۴، ۹:۳۷ ب.ظ

    سلام بزرگوار
    افت فشار در دوستان ضایعه نخاعی گردنی امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است.باید نه تنها به ارامی دراز کش کنیم بلکه کمی هم زیر پایمان را موقع خوابیدن بالا بیاوریم که خون به راحتی به مغز برسد.
    شاد باشید.

نظر شما