۱۳۸۳-۱۱-۹
چاقی و لاغری
یه روزی که سوار ماشین شده بودم راننده ی ماشین به من گفت: مشدی چقدر تو لاغری؟!؟ یکم غذا بخور، میدونی اگه مامورهای مبارزه با مواد مخدر تورو ببینند حتما بازداشتت می کنن. یه نگاهی به راننده انداختم دیدم شکمش افتاده بین پاهاش تقریبا روی فرمون ماشین. واقعا که خوشبحال اون کسایی که آب هم میخورن تپل مپل و چاق و چله و گامبو میشن. نه؟؟ به آقای راننده گفتم: آقا به خدا تمام روغن غذاهامون را من میخورم اما
چه کنم که یک گرم وزن هم اضافه نمی کنم. به اون بنده خدا گفتم : خوب بود از ترس چاق شدن همیشه حسرت حسابی و سیر و پرو پیمون غذا خوردن را می کشیدم. حالا خیالم راحته که بی دردسر هرچی بخواهم میخورم و می آشامم و البت زیاده روی هم نمی کنم. معمولا بیشتر کسانی که تحرکشان کم میشه و یک جا نشین میشن مثل ویلچری ها راننده ها و کارمند ها گلابی گونه میشن. نمیگم میرن توی صورتشون سیلیکون کارمگذارند و گونه دار میشن ها، میگم شکم و باسنشان به شکل گلابی میشه. اووو این هم فکر خوبیه هآاااا من هم برم یک مقداری سیلیکون روی صورت و سینه ها و شکم و باسنم بکارم شاید کمی تپل
بشم. اونطوری دیگه مامورها من را بازداشت نمیکنن.
پسرفت:معمولا اینطوریه که وقتی یه نظامی وزیر یا رئیس جمهور یا شاه میشه برای نمایش قدرت و جذبه ی بشتر (شاید هم برای کلاس) با همان لباس نظامی در تمام مجامع حضور پیدا میکنه. وزیر دفاع ایران جناب آقای شمع خانی هم دقیقا همین کار را می کنند. حالا فرض کنید شهردار تهران رئیس جمهور شوند! اونوقت حتما ایشان با کت و شلوار سر هم نارنجی خواهند گشت.