دیروز و امروز

همه توی دوستاشون بایکی بیشتر از بقیه جفتشون جوره، من هم یه دوست داشتم که باهم رفیق گرمابه و گلستان بودیم. شب ۱۴خرداد ۱۳۷۰داشتیم باهم وسیله‌هامون را آماده میکردیم که فرداش بریم ماهیگیری، کجا؟ سد لتیان در شمال شرق تهران. همون شب باهم قرار گذاشتیم ده سال دیگه همچین روزی هرجا که بودیم باهم تماس بگیریم. سال ۸۰درحالی باهم تماس تلفنی گرفتیم که او تازه به اروپا مهاجرت کرده بود و من ۸سالی میشد که به ملک ویلچر مهاجرت کرده بودم. امسال دوستم آمد ایران و چند ساعت قبل سال تحویل با دادشش که اون هم از دوستان خوب و صمیمیمه اومدن پیشم(توی عکس هردو دوطرفمند). روز چهارم عید هم کل دوستان گرمابه و گلستانم با زن و بچه‌هاشون آمدن پیشم و فرصتی پیش آمد که بعد ۱۸سال‌ونیم دوباره باهم عکس بگیریم. عکس جدید را گذاشتم زیر عکسی قدیمی، فکر میکنم خیلی فرق نکردیم. اگه اونقدر فضولی که میخواهی تو عکس من و دوستام سرک بکشی بفرما کلیک.
پسآمد:
بهم ریختن نوشته‌های قبلیم و دیده نشدن وبلاگ در حالت آفلاین و نداشتن قالب مناسب از عواملی هستن که موجب ناخرسندیم از اینجا شده، از مدیر اسپیشیال خواستم قالب وبلاگ قبلیم را بیاره اینجا. تا نبودن اون قالب اینجا دردست ساخته و رسمیت نداره.

بچه های اوتیسم استان خوزستان

۱۴ نظر

  1. آیدا ۱۳۹۰-۰۱-۲۵، ۷:۳۸ ب.ظ

    سلام مهرداد عزیز
    شما از همه ی دوستانتون جوون تر موندین 😉

  2. مریم ۱۳۹۰-۰۱-۲۶، ۴:۵۴ ب.ظ

    سلام آقای زندی چرا در شهرهای کوچیک به یه معلول جسمی اجازه گرفتن گواهینامه نمیدن؟میگن برو مرکز استان کلاس وامتحان.خدایی این قانون انصافه؟یا میگن میخواهی چیکار بشین تو خونه ❗

  3. مریم ۱۳۹۰-۰۱-۲۷، ۴:۲۹ ب.ظ

    سلام ممنون از اینکه بهم جواب دادید

  4. بهار ۱۳۹۰-۰۱-۲۸، ۱:۳۱ ق.ظ

    سلام ماشالله قدو برم ازهمه بلندتر بودی منهم یکی از اون فضولا بودم
    همیشه شادو بهاری باشی

  5. امين فرهادي ۱۳۹۰-۰۱-۲۸، ۱:۴۶ ب.ظ

    nn

  6. نازنین ۱۳۹۰-۰۱-۲۸، ۱۱:۲۱ ب.ظ

    سسسسسسسسسسسسسسسسللللللللللللللللللللللللاااااااااممممممممممم!
    عسکتو دیدم تازه ازش کپی هم برداشتم واسه خودم ! من نه تنها فک میزنم و فضولم بلکه پررو هم هستم !
    مهرداد آقا !

  7. نازنین ۱۳۹۰-۰۱-۲۸، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    تازشم خیلی خوشالم الان باز تونستم اینجا نظر بذارم !
    یه چیز بگم مهرداد ؟ من خیلی خوشم میاد که تو انقد خوبو مهربونو نازی ! تو همه ی عکسات تو چشمات یه نوریه ، یه برقیه که من خیلی حال میکنم باهاش ! ناز باشی مادر !

  8. نازنین ۱۳۹۰-۰۱-۲۸، ۱۱:۲۶ ب.ظ

    از این به بعدم هر وخ بخوام بزنم به دریا یادت میکنم ! خیلی باحال بود اون ماهی که گفتی ! مامان بزرگم بهم میگه اردک ! باز دم تو گرم !

  9. *** بهمن ۱۳۹۰-۰۱-۲۹، ۱:۳۰ ق.ظ

    سلام مهرداد خان آیا آدرس ایمیلت همون قبلیه یا تغییر دادی؟!! مقداری سوال دارم جانم!

  10. فریبا ۱۳۹۰-۰۱-۲۹، ۸:۲۷ ق.ظ

    سلام آقا مهرداد ،
    عکس ها خیلی کار جالبی بود … دستت درد نکنه . انشاا… ده تا ده سال دیگر هم دوباره دور هم جمع بشید .
    هفت راز خوشبختی از کورش کبیر : متنفر نباش – عصبانی نشو – ساده زندگی کن – کم توقع باش – همیشه لبخند بزن – زیاد ببخش – یک دوست خوب داشته باش … و شما که خدا رو شکر همه رو با هم داری .

  11. روزهای جانبازی ۱۳۹۰-۰۱-۲۹، ۱۰:۵۶ ب.ظ

    سلام بر مهرداد خوش تیپ ما
    جوون مواظب باش با اون ویلچر های کلاستون چمن ها رو له نکنید!

  12. *** بهمن ۱۳۹۰-۰۱-۳۰، ۲:۰۴ ق.ظ

    سلام عمو مهرداد ایمیلی داری/ اگه میشه جوابش رو توی وبلاگم بده… ممنون
    راستی این کنترل ویلچرت صفحه نمایشگر داره که سرعت و اینا رو نشون بده؟ خیلی کوچیکه اصلا انگار چیزی نداره! اگه یک عکس از کنترلش بدی ببینم ممنون میشم

  13. نرگس ۱۳۹۰-۰۲-۱، ۸:۰۱ ق.ظ

    سلام آقا مهرداد عزیز
    چقدر محیط جدید وبلاگتون برام غریبه
    چه دوستان خوبی دارید که بعد از سالها باز ایام عید میان و کنارتون هستن البته حتما شما دوست خوبی هستی
    انشاءاله عید ۱۸ سال دیگه ۳ تا عکس رو کنار هم بزارید و مقایسه کنید
    شاد و پیروز باشید

  14. آسمان ۱۳۹۰-۰۲-۱، ۳:۰۵ ب.ظ

    سلام آقا مهرداد.خوبید شما؟
    چقدر اینجا تغییر کرده…با تاخیر یک ماهه سال نوتون هم مبارک باشه!
    بزنم به تخته شما اصلا تغییر نکردین !!اما دوستاتون خیلی پیر شدن…
    راستی چند وقت پیش که از برنامه ی آفساید اسم وبلاگ شما رو شنیدم خیلی ذوق کردم و خوشحال شدم…

نظر شما