۱۳۸۳-۰۸-۲۹
اکابر سالی واحدی
آدم از کی میتونه توقع راستی داشته باشه وقتی که نظام آموزش و پرورش ما بر اساس چاخان است. مگه نمیگن نظام آموزشی: سالی، واحدی . یعنی اینکه آدم در طی یک سال فقط یک واحد درس بخواند. با توجه به این مطلب داداشم سرم را گول مالید که: بیا ادامه تحصیل بده اصلا سخت نیست تو میتونی و….. . دادشم به من گفت که: اسمت را در کلاس اکابر سالی واحدی مینویسی و غیر حضوری درس ها را می خوانی و میری امتحان میدی. از شما چه پنهان من هم با خیال اینکه: سالی، واحدی درس خواهم خواند خام شدم و قبول کردم که ادامه تحصیل بدهم. داداشم که کتاب های اکابر را که گرفت و آورد دیدم که چقدر چیز بلد نیستم. با خودم گفتم اشکال نداره حالا من سال ها وقت دارم و هر سال واحدی از این درس ها را میخوانم و امتحان میدهم و قبول میشوم. پری روز که داداشم آمد خانه گفت که برای دست گرمی اول کار ۱۰ واحد درس داری که باید در نصف سال بخوانی و (در دی ماه) امتحان بدی. این یعنی سالی ۲۰ واحدی. سالی واحدی کجا و سالی ۲۰ واحدی کجا. آخه من که کامپیوتر نیستم. اینطوری فکر میکنم بهتر باشه که یا هرچه زودتر ترک تحصیل کنم یا حداقلش اینکه باید خاله بازی اینترنتی را به حداقل برسانم، پیشنهاد شما چیه؟؟
پسینه: روزنامه ی همشهری پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۳ را خواندید من توش بودم هآاااااا:-))