بروبچ به خرابكاري ميگن سوتي، من گاهي خرابكاري ميكنم اما
اون هيچ ربطي به اين سوتي كه گوشهام مرتب ميدن نداره. صداي گوشهام شبها موقع
خواب، بخصوص وقتهايي كه روز خوابيده باشم حسابي كلافهام ميكنه. صداي گوشمهام
اندازه و شبيه صداي زودپز توي آشپزخانه است كه از توي يه اطاق ديگه شنيده بشه. جاي
شكرش باقيه كه زود متوجه عوارض جنتامايسين و آميكاسين و تاثير اونها روري شنواييم
شدم و از دريافت اين دست آنتيبيوتيكها امتناع كردم. چند وقتي هست كه احساس ميكنم
هر نوع آنتيبيوتيكي صداي گوشهام را تشديد ميكنه، البته اين دليل علمي نداره و
شايد من نسبت به اين داستان وسواسي شدم.
پاورقي: روزي كه رفته بوديم پيش دكتر صابري يه دوست نخاعي از زاهدان
اومده بود كه ميگفت به دليل تزريق زياد جنتامايسين گوشهاش كم شنوا شدن، چرا دكترها
كه عوارض و تاثير اين داروها را روي كليه و گوش ميدانند در تجويز اين دارو جانب
احتياط را در نظر نميگيرند؟؟
كساني كه حال وبلاگ نويسي را ندارن و كساني كه عشق مجريگري دارن
