بسوی درمان آسیب نخاعی

دانشمندان «موسسه پلی‌تکنیک لوزان» سوئیس توانستند با استفاده از سیگنال‌های الکتریکی و با فناوری کنترل از راه دور، قدرت راه‌رفتن را به موش‌های فلج بازگردانند.محققان با آسیب‌رساندن به نخاع‌ این حیوانات، آن‌ها را فلج کرده بودند و این امر مانع از رسیدن سیگنال‌های مغزی به بخش پایینی نخاع آن‌ها می‌شد، با این حال، ارسال یک جریان الکتریکی به داخل عصب‌های نخاع با استفاده از الکترود، موش‌هایی که روی تردمیل بودند را قادر به راه رفتن کرد. این دستاورد علمی می‌تواند منجر به ارائه درمان‌های توانبخشی شود که به بیماران انسانی مبتلا به آسیب‌های نخاعی امکان راه‌رفتن طبیعی‌تر را خواهد داد.در طول این آزمایشات، دانشمندان با تغییردادن از راه دور سیگنال‌های الکتریکی، راه‌رفتن این حیوانات را کنترل کردند. موش‌های آزمایشی هزار گام پیاپی را بدون مشکل برداشتند و همچنین پله‌هایی با طول‌ها و ارتفاعات مختلف را طی کردند. این موش‌ها هیچ کنترل اختیاری روی جوارحشان نداشتند و این دانشمندان بودند که نخاع آسیب‌دیده آن‌ها را برای راه‌رفتن طبیعی بازفعال و تحریک می‌کردند. دانشمندان نسخه‌های انسانی از ابزارGait Platform  که برای مطالعه راه‌رفتن موش‌ها به کار برده شد را برای درمان‌های بالینی طراحی کرده‌اند. این سیستم دارای یک تردمیل و سیستم پشتیبان روی زمین و همچنین دوربین‌های مادون‌قرمز برای شناسایی نشانگرهای انعکاسی در بدن بیماران است.منبع

ته‌بندی: بنظر من خدا نخواسته نخاع ترمیم پذیر باشه تا صاحبان زر و زور نتونن به‌سادگی پزشکان را مجبور کنند سر افراد سالخورده را به تنی جوان پیوند بزنند. همه چیز خدا حکمت داره، منجمله: حرام بودن خوردن بعضی ازاجزاء حیوانات حلال
گوشت
. مسئله ۲۱۴۱- پانزده چیز از حیوانات حلال گوشت حرام است:

 ۱ – خون.

 ۲ – فضله.

 ۳ – نرى.

 ۴ – فرج.

 ۵ – بچه دان و جفت.

 ۶ – غدد که آن را دشول مى‏گویند.

 ۷ – تخم که آن را دنبلان مى‏گویند.

 ۸- چیزى که در مغز کله است و به شکل نخود مى‏باشد.

 ۹ – مغز حرام که در میان تیره پشت است.

 ۱۰ – پیى که در دو طرف تیره پشت است.

 ۱۱ – زهره‏دان.

 ۱۲ – سپرز (طحال).

 ۱۳ – بول دان (مثانه).

 ۱۴ – حدقه چشم.

 ۱۵ – چیزى که در میان سم است و به آن ذات الاشاجع مى‏گویند.

حتما رازها و نکاتی در این امر الهی نهفته است و شاید راه درمانی برای بهبود آسیب نخاعی.

در ادامه مطلبی مرتبط با خبر بالا را بخوانید

من یک عصب شناس هستم که پیش زمینه هایی ترکیبی در فیزیک و داروشناسی دارم. آزمایشگاه من در مؤسسه ی تکنولوژی سوئیس فدرال، بر روی آسیب های نخاعی تمرکز کرده است، که سالانه بیش از ۵۰٫۰۰۰ نفر در سراسر جهان به آن دچار می شوند، که عواقب دردناکی را برای آنان در پی دارد، و زندگیشان را در عرض چند ثانیه نابود می کند.

و برای من، مرد فولادی، کریستوفر ریو، بیشترین آشنایی را با دردی که کسانی که دچار آسیب نخاعی شده اند تحمل می کنند، دارد. و من این طور تجربه ی شخصیم را در این زمینه ی تحقیقاتی، با کار در مؤسسه ی کریستوفر و دانا ریو شروع کردم. من هنوز آن لحظه ی سرنوشت ساز را به یاد می آورم. یادم می آید تنها پایان یک روز کاری معمولی در مؤسسه بود. یادم می آید تنها پایان یک روز کاری معمولی در مؤسسه بود. کریس به ما، دانشمندان و متخصصان گفت، شما باید عملی تر رفتار کنید. وقتی که فردا آزمایشگاهتان را ترک می کنید، می خواهم کنار مرکز توانبخشی توقف کنید و افراد آسیب دیده ای را که برای برداشتن یک قدم می جنگند و می خواهند بدنشان را ترمیم کنند، ببینید. و وقتی به خانه می روید، به این فکر کنید که از فردا چه تغییری در تحقیقاتتان ایجاد خواهید کرد تا زندگی آن ها را بهتر کنید.” این کلمات، در ذهن من ثبت شدند. این حرف بیشتر از ۱۰ سال پیش به من گفته شد، اما تا به امروز، آزمایشگاه من روشی عملی را برای توانبخشی بیماران پس از دیدن آسیب نخاعی دنبال می کند. و اولین قدم من در این مسیر تعریف مدل جدیدی از آسیب نخاعی بود که برخی از ویژگی های کلیدی آسیب نخاعی انسان را بهتر تقلید کند و در ضمن، شرایط عملی قابل کنترلی را پیشنهاد کند. و برای این هدف، ما از دو جهت عکس هم نخاع را تا نیمه دچار آسیب کردیم. آن ها به طور کلی ارتباط میان مغز و نخاع را مختل می کردند، آن ها به طور کلی ارتباط میان مغز و نخاع را مختل می کردند، که منجر به فلج کامل و دائمی پاهای موش می شد. اما، همان طور که پیش از این مشاهده شده بود، بعد از غالب آسیب ها در انسان، بخش واسطه ای از بافت عصبی بنیادی تشکیل می شود، که از طریق آن توانبخشی ممکن می شود. (نخاع این طور نیست) اما چگونه چنین چیزی ممکن می شود؟ خب، روش معمول آن شامل تزریق بخش واسطه ای است که فیبر های بریده شده را برای رسیدن به هدف اصلی رشد می دهد. و وقتی به این نتیجه رسیدم که این به طور قطع روشی کلیدی برای درمان این مشکل است، انجام این کار به نظرم فوق العاده پیچیده آمد. برای این که به سرعت در مرحله ی کلینیکی به نتیجه برسیم، میدانستم باید چه کار کنم: باید از دیدگاه دیگری به مشکل نگاه می کردممشخص شد که بیش از ۱۰۰ سال تحقیق بر روی فیزیولوژی نخاع، که با داده شدن جایزه ی نوبل شرینگتون شروع شد، نشان داده بود که نخاع، حتی اگر شدید ترین آسیب ها را دیده باشد، تمامی شبکه های عصبی لازم و کافی را برای هماهنگ کردن جابه جایی سیگنال های عصبی دارد، اما چون اطلاعات فرستاده شده از مغز دچار آسیب می شوند، در حالت بی استفاده ای قرار می گیرند، انگار دچار نوعی خواب شده باشند. ایده ی من این بود: ما این شبکه را بیدار خواهیم کرد.

و در آن زمان، من یک دانشجوی فوق دکترا در لس آنجلس بودم، که تازه دوره ی دکترایم را در فرانسه به پایان رسانده بودم، جایی که روش فکر مستقل، الزاماً مورد تشویق قرار نمی گیرد. (خنده ی حاضرین) من از صحبت کردن با رئیس جدیدم می ترسیدم، اما تصمیم گرفتم که با شجاعت تمام جلو بروم. در دفتر مشاور بی نظیرم، “رگی اگرتون” را زدم، تا با او درباره ی ایده ی جدیدم صحبت کنم. او با دقت به من گوش کرد، و با لبخندی به من جواب داد. چرا یک امتحان نمی کنی؟

و قسم می خورم، این یکی از مهم ترین لحظات برای من در انجام این کار بود، وقتی که فهمیدم رئیس بزرگ افراد جوان و ایده های جدید را باور دارد. و این ایده ی من بود: برای این که این اصل پیچیده را برای شما توضیح دهم، می خواهم از یک مثال ساده شده استفاده کنم. تصور کنید که سیستم حرکتی ما یک ماشین است. موتور آن نخاع است. و قسمت انتقال نیرو دچار مشکل شده است. موتور خاموش شده است. چگونه می توان دوباره موتور را روشن کرد؟ اول از همه، ما باید به اندازه ی کافی به آن سوخت برسانیم؛ دوم، پدال گاز را فشار دهیم؛ و سوم، ماشین را هدایت کنیم. ما فهمیدیم که مسیر های عصبی شناخته شده ای از طرف مغز وجود دارند که این نقش را در حین حرکت کردن ایفا می کنند. ایده ی من این بود: مسیر از دست رفته را جایگزین کن تا نخاع را با نوعی بخش واسطه ترمیم کنی تا نخاع را با نوعی بخش واسطه ترمیم کنی تا مغز برای راه رفتن بتواند اطلاعات را به صورت طبیعی ارسال کند. برای این کار، من از ۲۰ سال تجربه ی پیشینم در تحقیق درباره ی عصب شناسی استفاده کردم، اول برای جایگزین کردن سوخت گمشده با عوامل دارویی تا نورون های درون نخاع را برای فعال شدن آماده کنند، و در مرحله ی دوم، تقلید از پدال گاز با تحریک الکتریکی. الکترودی را تصور کنید که در پشت نخاع تعبیه شده باشد تا بدون ایجاد هیچ دردی آن را به صورت الکتریکی تحریک کند. این کار چند سال زمان برد، اما نهایتاً مایک مسیر عصبی مصنوعی الکتروشیمیایی درست کردیم تا شبکه ی عصبی درون نخاع را از قسمت از کار افتاده، تا قسمتی که کاملاً فعال است ادامه دهد. بلافاصله، موش فلج توانست بایستد. به محض این که تسمه ی تردمیل شروع به چرخیدن کرد، موش شروع به انجام حرکات هماهنگ پا هایش کرد، اما بدون استفاده از مغز. این چیزی که من به آن می گویم “مغز نخاعی اطلاعات مربوط به احساسات دریافتی فرستاده شده از طرف پای در حال حرکت را به صورت ذهنی تحلیل می کند و در مورد نحوه ی فعال کردن ماهیچه جهت ایستادن، راه رفتن، دویدن، و حتی در این جا، زمانی که موقع دویدن، در صورت از کار افتادن تردمیل ناگهان می ایستد،تصمیم می گیرد. این شگفت انگیز بود. من بسیار از این نحوه ی حرکت بدون استفاده از مغز شگفت زده شده بودم، اما هم زمان فوق العاده ناامید شدم. این حرکات کاملاً غیر ارادی بودند. آن حیوان در این سیستم هیچ کنترلی بر روی پاهایش نداشت. به وضوح، سیستم هدایتی وجود نداشت. و
بعداً این برای من مشخص شد که،
 ما باید مسیرمان را از الگوی کلاسیک توانبخشی، ما باید مسیرمان را از الگوی کلاسیک توانبخشی، یعنی راه رفتن بر روی تردمیل، تغییر دهیم، و شرایطی را فراهم کنیم که مغز را تشویق کند تا کنترل ارادی را بر روی پا آغاز کند. با این ایده، ما سیستم روبوتیک کاملاً جدیدی را برای آزاد گذاشتن موش برای راه رفتن در تمامی جهت ها ساختیم. تصور کنید، این واقعاً جالب است. تصور کنید این روبات عظیم ۲۰۰ کیلویی، به عنوان بخشی از بدن این موش ۲۰۰ گرمی کوچک به او متصل شده است، اما موش نمی تواند روبات را احساس کند. روبات نامرئی است، دقیقاً مثل این که شما بخواهید بچه ی کوچکی را موقع برداشتن اولی قدم های لرزانش نگه دارید.

اجازه بدهید به طور خلاصه مرور کنم: آن موش آسیبی به نخاعش وارد شد که او را فلج کرد. مسیر عصبی مصنوعی الکتروشیمیایی قسمت فعال شبکه های حرکتی نخاعی را فعال کرد. و روبات محیطی امن را فراهم کرد تا موش بتواند به هر چیزی جذب بشود تا پاهای فلجش را درگیر کند.و برای این تحریک، ما از چیزی استفاده کردیم که فکر می کنم قوی ترین محصول دارویی سوئیس باشد: شکلات مرغوب سوئیسی. در واقع، نتایج اولیه خیلی خیلی خیلی ناامید کننده بودند. این بهترین پزشک کاردرمانی بود که در اختیار داشتم او در تشویق موش در برداشتن حتی یک قدم به طور کامل شکست خورد، در حالی که همان موش، پنج دقیقه قبل، به طور زیبایی بر روی تردمیل راه می رفت. ما خیلی ناامید شدیم. اما می دانید، یکی از الزامی ترین ویژگی های یک دانشمند پشتکار است. ما سماجت ورزیدیم. الگوی خودمان را تصحیح کردیم، و بعد از چند ماه آموزش، آن موش فلج می توانست بایستد، و هر وقت می خواست، با تمام بدن خود به سمت جایزه هایی که برایش گذاشته بودیم می دوید. این اولین توانبخشی انجام شده پس از وارد کردن آسیب نخاعی در آزمایشگاه، و منجر شدن آن به فلج کامل و دائمی است، که در آن پا به صورت ارادی حرکت می کند.منبع

۵ نظر

  1. احمد ۱۳۹۳-۰۷-۱۱، ۱۲:۴۲ ب.ظ

    خوش خبر باشی گلو
    بای

  2. محمود گرگانی ۱۳۹۳-۰۷-۱۶، ۱۰:۰۵ ب.ظ

    سال ۸۲ با این وبلاگ اشنا شدم اون موقع کم می اومدم نت ولی هر موقع که آنلاین میشدم اولین جایی که سر میزدم این وبلاگ بود به امید اینکه مهرداد یک خبر خوب درباره پیوند نخاع گذاشته باشه. و چه ذوقی میکردم وقتی میدیدم که خبری درباره پیوند نخاع گذاشته.
    شاید بعضی ها فکر کنند که من نا امید شدم ولی هر چه زمان بیشتری میگذره من امیدوار تر میشم با خواسته های بزرگتر. اون زمانها فقط دوست داشتم نخاع رو پیوند بزنند ولی الان فکر میکنم روزی علم پزشکی علاوه بر پیوند نخاع میتونه تک تک سلولهای بدنم رو مثه روز قبل تصادف کنه.
    به نظرت خیلی خلم؟
    نه خل نیستم میدونم که میشه

  3. الناز ۱۳۹۳-۰۷-۱۹، ۱:۳۶ ب.ظ

    با سلام من یک مریض قطعه نخاعی از دو نقطه دارم کمتراز یک ماه است که این اتفاق افتاده لطفا من را راهنمایی کنید چه سرنوشتی داریم اخر چه می شود و در ضمن نحوه برخورد بااین گونه مریضی چیست اگر خبر امیدوار کننده هست برایم بفرستید باید چیکار کنم از کجا باید شروع کنم چگونه به خانواده ام دلداری و امید واری دهم

  4. الهام ۱۳۹۳-۰۷-۱۹، ۱:۵۲ ب.ظ

    سلام
    من امروز این وبلاگو دیدم خواهره من هم ضایعه نخایی شده ولی هروز بیشتر از دیروز امیدوارتر میشود آقای گرگانی شما اصلا خل نیستین این امید است که انسان را زنده نگه داشته من به خدا ایمان دارم و اون بهترین ها را برای بندگانش عطا خواهد کرد

  5. مصطفى ۱۳۹۳-۰۷-۲۴، ۳:۰۲ ب.ظ

    سلام
    من یک مریض نخاعی هستم و در این روزهای اخیر راهکار درمانی برای ضایعات نخاعی شنیدم و آن این است که اگر طول ضایعه بیشتر ۲۰ملم باشد یک قطعه که مربوط به باتری است و سیگنالها را از قسمت بالای ضایعه به قسمت پایین ضایعه منتقل میکند یعنیی مانند پل. میخواستم در مورد آن بیشر بدانم. لطفا اگر کسی در مور آن چیزی میداند بگوید

نظر شما