قام قام

هر وقت میشینم روی ویلچر، امیرفرهاد میفهمه که وقت قام قام رسیده و برای اومدن و ایستادن روصندلی ویلچر، کنارم، بیقراری میکنه. همیشه میبرمش تو حیاط و چند دور میچرخونمش، اما چندباری هم، دوتایی رفتیم تا پارک سرکوچه‌مون و یه چرخ بدون توقف زدیم. هفته پیش در بازگشت از پارک رفتیم منزل پدرم، همسرم هم آمد منزل پدرم. هنوز چند دقیقه از ورود همسرم نگذشته بود که احساس کردم سوندم مشکل دار شده و ادرارم تخلیه نمیشه به همین دلیل از پدر و مادرم اجازه گرفتم و برگشتیم منزل خودمون و سوندم را در آوردم. تا فرداش حالم بهتر نشد که هیچ هر لحظه بدتر شدم. رفتم خودم را بشورم که دوباره سوند بزنم که امیرفرهاد با رورو‌اک خرد زمین و بین ابرو و پلکش کبود شد. حال خودم اونقدر بد بود که نگو و نپرس، تب، لرز، هذیان، بیخوابی، تب‌خال، دل درد، سردرد و …. خلاصه تا همین الان جمعه ساعت ۱۱ هیچ چیز مرتب و آرام نمیزنه.

یک دیدگاه برای ”قام قام

  1. سلام آقای زندی
    ابتدای پستتون خیلی خوشحالم کرد چون دقیقا نوه ی منم علاقه ی زیادی داره با هم با ویلچر دور بزنیم اما در ادامه با خوندن مطالب و پیش اومدن مشکلات خیلی حالم گرفته شد چون خیلی خوب میتونم حالتونو درک کنم.انشاالله عاقبت به خیر باشید دوست خوبم.

  2. سلام آقا مهرداد.امیدوارم به لطف خدا هر چه زودتر بهبودی حاصل بشه.
    در یک سریال خارجی یه خانواده بچه اشون زمین میخوره خیلی نگران میشن دکتر میگه بچه ها خیلی قویتر از اونی هستند که ما فکر میکنیم.
    به خانواده سلام برسون.

  3. سلام گلو نبینم کم آورده باشی مشکلات هرچه که بزرگ باشه اراده شما از اون هم بزرگتر است. انشاالله که دوباره به روال قبل برگردی و به امیر فرهاد ویلچر سواری بدی
    دختر من همیشه دوست داشت پشت ویلچر پاهاش را باز کنه و روی آن جا پایهای پایینی بگذاره و دستهاشو به جا دستی بالای بگیره بعد من حرکت کنم الان دیگه بزرگ شده امسال میره پیش دبستانی اصلا نفهمیدم چگونه رشد کرد چون همش به ان شب تصادف فکر میکنم که چگونه از یک انسان سالم به یک معلول نخاعی تبدیل شدم منی که آچار فرانسه خانواده بودم خودم متور ماشینم تعمییر می کردم اکنون یک لیوان آب داخل یخچال هم نمی توانم ا به جا کنم
    نمی دانم بگویم خدا کرد خودم کردم بنده خدا کرد یا تقدیر بود یا قسمت نمی دانم هرکس یه چیزی می گوید ولی من با هم می ویم خدایا شکر
    ———————-
    سلام احمدعلی عزیز
    خدا فرزندت را برات بسلامتی نگهداره
    نخاعی شدن ما کار هر که و هر عاملی که بود با تمام لحظه های بسیار سنگین و جهنمیش بسیار سزیع گذشت.
    به همین زودی هم بقیه اش میگذره
    الباقیش ممکنه ۲ حالت داشته باشه:
    ۱-خوب میشیم و با پاهامون راه رفتن را مثل پرواز تجربه میکنیم که برای هر قدمش باید سنگینی تمام دنیا را متحمل بشیم و دردی عظیم بکشیم.
    ۲-در همین شرایط بدن سنگینمان را ترک میکنیم و مثل شبها سبک بال میریم پی پس دادن حساب کتاب
    من فعلا مورد دو را محتمل تر میدانم

  4. سلام آقای زند انشاالله هرچه زودتر حالت خوب بشه اما برای من که تب لرز پیش میاد کوتریماکسازول میخورم آبی روی آتش اما خدمو پاشویه میکنم هندانه میخورم پونه :-میخورم خیلی به من کمک میکنه که امیدوارم بدرد شما بخوره راستی بامدیر اسپیشال ابراهیم آشنا شدم به من گفت تا۵۰ بار درقسمتهای اسپیشال مشارکت نداشته باشی جیمیلت جایی نمیره هروقت حال شما خوب شد جوابی به من ارسال

    بکن متشکرم
    —————————————–
    سلام
    ممنون از راهنمایی شما
    سیم هاب من دیگه کلا قاط زدن و همین دارو ها هم موجب خرابی حالم میشن
    کلا معده و روده تعطیل شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *