عرض من و طول عمر

از روزهای اول نخاعی شدنم به خانواده می‌گفتم: اگه من بتونم همین اندازه سلامتی که بدنم داره را حفظ کنم و خیلی از اینی که هستم بدتر نشم میتونم ۳۰سال بعد معلولیت زندگی کنم. موید این حرف من اخباری است که از درگذشت افراد ضایعه نخاعی منتشر شده و میشود. یک نمونه‌: مرحوم خانم فاطمه (شکوه) میرفتاح – کسی که نخواست «قربانی» معلولیت شود است.

من تا حالآ ۲۱سال با ضایعه نخاعی مدارآ کردم. بقیه‌اش با خودم و خداست.

بزرگ‌ترین و شدیدترین و شایع‌ترین آسیب‌های جسمانی که ما خودمون به خودمون تحمیل می‌کنیم آسیب‌های: مثانه، کلیه و مجاری ادراری است.

بسیاری از دوستان نخاعی بخصوص دوستان کمری به دلیل‌های مختلف(تحصیل، کار، ورزش، کنار خانواده بودن، سفر، تفریح، تنبلی، علاقه، عادت و…..) بیشتر روز را روی ویلچر هستند و برای اینکه در این مدت سختی تخلیه‌ی ادرار گریبان‌گیرشان نشود، بسیار کم آب میخورند و چون کم ادرار می‌کنند همه‌چیز را خوب می‌پندارند. این خطای رفتاری منشا انواع آسیب به سیستم ادراری است: عفونت مکرر مثانه، بزرگی مثانه و برگشت ادرار به کلیه‌ها و در شرایط بد از کار افتادن کلیه‌ها و…. متخصص‌های ارولوژ توصیه می‌کنند افراد نخاعی هر شش ماه با سونوگرافی و آزمایش ادرار از وضعیت مثانه و کلیه‌ی خود آگاهی پیدا کنند.

پسوند: امیدوارم این متن خاطر عزیز دوستان را نرنجانده باشد، بنده فقط نظر شخصی خودم را نوشتم.

  معافیت مددجویان از پرداخت هزینه‌ها و عوارض شهری

 یارانه مددجویان بهزیستی و کمیته امداد، ۸۰ هزار تومان می‌شود

۱۳ نظر

  1. KouroSH ۱۳۹۳-۰۱-۲۲، ۲:۲۹ ب.ظ

    من که دوست دارم بدونم چقدر زنده می مونم

  2. کاوسی ۱۳۹۳-۰۱-۲۲، ۵:۱۶ ب.ظ

    سلام دادا مهرداد
    من ۳۲ ساله ضایعه نخاعی ام و هنوز دارم از خدا عمر می گیرم.
    بارها از خدا خواسته ام عمر افراد نخاعی را زیاد طولانی نکنه چون وقتی عوارض نخاعی بودن با عوارض پیری ممزوج بشه زندگی واقعا سخت می شه.
    در هر حال عمر دست اوست و راضی هستیم به رضایت حضرت دوست.

  3. مریم -میر ۱۳۹۳-۰۱-۲۳، ۵:۴۳ ب.ظ

    سلام جناب آقای زندی اینها حرفهای شماست??
    طول و عرض زندگی هرکسی دست خداست مهم اینه که تا وقتی زنده ایم ،زندگی کنیم.
    صفحه آخر شناسنامه مهم نیست ،گاهی در آینه باید دید که آیا هنوز زنده ایم؟
    روزگارتون سبز
    ======================
    سلام مریم خانم
    ممنون از لطف شما
    میگن آدم ، آه است و دم
    من بخشی از واقعیت را گفتم
    از پس تلخیش شیرینی بیمزگی بیداد میکنه
    با آرزوی سلامتی برای شما
    با داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی باید شاد بود

  4. طیبه ۱۳۹۳-۰۱-۲۳، ۱۱:۱۱ ب.ظ

    سلام آقای زندی

    ممنون بابت توصیه های خوبتون. کاش بتونیم بهشون عمل کنیم

    سلامت و شاد باشید
    ====================
    سلام طیبه خانم
    ممنون از لطف شما
    اونقدر پیشگیری نمیکنیم تا پس بیافتیم
    با آرزوی سلامتی برای شما
    با داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی باید شاد بود

  5. ahmadali ۱۳۹۳-۰۱-۲۴، ۹:۲۶ ق.ظ

    با سلام . زندگی فاصله بین امدن ورفتن ماست.رود زندگی جاریست و عمر ما مانند آب تنی کردن در این رود بزرگ است
    روزهای اول نخاعیم با یک معلول نخاعی برخورد کردم که ۳۰ ساله نخاعیه و جوشکاری داره .یک جمله به من گفت و آن این بود چون می گذرد غمی نیست. گفتم منظور شما چیست
    گفت: اگر ضایعه نخاعی بودن ابدی بود سخت بود ولی حاله که می دانیم دنیا فانیست و من وتو واو همه رفتنی هستیم چرا غصه بخوریم

    ولی من امید به راه رفتن دوباره دارم این را ذهن نیمه هشیارم به من می گوید
    ==================
    سلام به احمدعلی عزیز
    میگن زندگی فاصله بین استفاده از مای بیبی و ایزی لایفه
    بعضی با پا راه میروند
    بعضی با دوچرخه راه میروند
    بعضی با موتور راه میروند
    بعضی با ماشیو راه میروند
    بعضی با هواپیما راه میروند
    بعضی با کشتی راه میروند
    ما الان هم با صندلی راه میریم
    با آرزوی سلامتی برای شما
    با داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی باید شاد بود

  6. اصلان ۱۳۹۳-۰۱-۲۶، ۶:۱۱ ق.ظ

    سلام آقا مهرداد.انسان به امید زنده است و همیشه توکل به خداوند امید را زنده میکند.
    ابو علی سینا میگفت عرض عمر من بیشتر از طولشه.یعنی چگونه زیستن و چگونه بودن مهمتر از چقدر یا چه اندازه زنده بودنه.زنده بودن با زندگی کردن یا کیفیت زندگی فرق میکنه.
    امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی.
    ==================
    سلام اصلان خان
    ممنون از لطف شما
    منظور من را خیلی ها خوب متوجه نشدن
    هر تلخی کاملا تلخ نیست بلکه لذت هم داره، هم خود تلخیش هم بعد رفع کلیه آثار تلخیش که هیچ شیرین میشود، مثل شکلات تلخ یا قهوه سیاه یا چای یک رنگ
    منظور من قسمت دوم تلخی که ذکر نمودم است.
    البته تلخی که زیاد بشه لطف و لذت تلخی ازبین میره
    با آرزوی سلامتی برای شما
    با داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی باید شاد بود

  7. اخوی ۱۳۹۳-۰۱-۲۶، ۹:۱۸ ق.ظ

    آقای محترم، خانوادت هم به اندازه ۲۱ سال صبر و طاقتشون کمتر شده!؟اعصابشون ضعیفتر شدهً؟کمرشون خمتر شده!؟قلبشون ضعیفتر شده… نمیدونم این حرفا به خاطر این بورس لعنتیه(کاشکی زبونم لال میشد و پیشنهاد نمی دادم) یا افسردگی پس از زایمانه؟! و یا شیطنت های همیشگیته که از اول دوست داشتی اشک ملت رو دراری!؟….این وبلاگ هر چی نداشت، روحیه و امید داشت(از تعداد کامنتات)…در هر صورت بعد از ۲۱ سال بازم موفق شدی اشک خانوادت رو دربیاری .(پدر هم شدی ولی باز نفهمیدی جلوی پدر مادرت چه حرفایی رو نباید زد)

  8. دهقان ۱۳۹۳-۰۱-۲۷، ۹:۵۲ ق.ظ

    درود بر مهرداد
    مگه تو خدایی که زندگی رو بدونی؟
    اینچیزهایی که تا حالا برات رقم خورده را فکرش میکردی که بدونی بقیش چی میشه؟
    منکه یذره هم نمیتونستم فکر کنم زندگی ایی که الان دارم قراره رخ بده که حالا بتونم بگم بقیش چی میشه
    فکر میکنم ما نخاعی ها عمرمون طولانی تر از بقیه هست چون شنگولتریم و بیشتر هوامون رو دارن ازطرفی پوستمون کلفتره و به این اسونیها جون به عزراییل ندادیم و نمیدیم
    من میخوام بچمو بدنیا بیارم یعنی زنم به دنیا بیاره بعد دوماد یا عروسش کنم بعد برای داماد یا عروس کردن نوه هام به بچه هام مشاوره بدم سپس بچه های نوه هام را در نوروز بهشون عیدی بدم و اونها بگن بابابزرگ پیروک ما عیدی پنجاه میلیونی داده یه پفک هم نمیشه و بخندند بعدشم
    داداش مهرداد عزیز شما خیلی عزیزی مگه بورس بده؟ هیجان و شور و نشاط منکه دوستش دارم زندگیمو از یکنواختی درآورد و من رو یاد قماربازای ها توی مشهد انداخت آخه
    مشهد دو تا قمار باز بودن یکیشون نشسته بود سه تا لیوان گذاشته بود و زیرش گُل بود و بازی میکرد منم کنارش وایسادم یکی اومد باهاش بازی کرد دیدم همش داره اشتباه حدس میزنه و من دام درست حدس میزنم به خودم گفتم چقد اینها خینگن و به خودم مغرور شدم و گذاشتم اون یکی خوب باخت هاشو کرد فکر کنم بیست هزارتومن بیست سال پیشی باخت بعدش نوبت من شد اینبار دیدم حرکاتش و همه چیش فرق کرد و متوجه شدم نفر قبلی که بهش میباخت شریک خودش بود!
    خیلی میخوامت مرد خوب خَش بزرگ

  9. خاطرات من و ویلچرم ۱۳۹۳-۰۱-۲۷، ۱۲:۵۷ ب.ظ

    مهرداد جان کلیه ی راست من دچار اسب دیدگی شدید شده است. من خیلی اب و دیگر مایعات می خوردم ولی دکترهای پدرسوخته بهم نگفته بودند مثانه ام ادرار را بالا میزند. حالا هم دنبال آزمایشات مختلف برای عمل مثانه ام هستم.

    راستی پسر خوب من دوباره خاطرات من و ویلچرم را راه اندازی کردم. لطفن وبلاگ را معرفی کن و چندتا وبلاگ خوب جهت خوندن بهم معرفی کن.

    با مهر/ مهدی ناصری

  10. بهمن ۱۳۹۳-۰۱-۲۸، ۷:۴۸ ب.ظ

    سلام
    سابقه داری به پای شما نمیرسه
    آذر سال ۸۷ که ضایعه نخاعی شدم،گفتم یا خدا…
    کی میره اینهمه راه
    حالا به عقب که نگاه میکنم میبینم مثل برق گذشته و بقیه اش هم ان شاء الله مثل برق میگذره
    در مورد مثانه و کلیه شدیدا موافقم چرا که بیشترین اذیت رو توی این چند سال از همینا دیدم.عفونت و سنگ و…
    آدم رو هم مثل سیانور نمیکشه که،اونقدر اذیت میکنه و دنگ و فنگ داره که…!
    سعیم بر این بوده که سالی دوبار آرمایش خون و ادرار رو داشته باشم و سونوگرافی رو سالی یکبار رو حتما حداقل داشته باشم
    سپاس عزیز

  11. دانلود ۱۳۹۳-۰۲-۴، ۶:۵۴ ق.ظ

    خیلی کارتون درسته.مرسی

  12. مستانه ۱۳۹۳-۰۲-۹، ۱۱:۴۰ ب.ظ

    نمیدونم…شاید اسمش بشه ترحم….که میدونم هییییشکی دوست نداره!
    ولی من فقط دلم سوخت….خیلی سوخت…نمیونم الان باید جلوی شما خدا رو شکر کنم که سالمم یا به روی خودم نیارم و بگم افرین به شما و معلولیت محدودیت نیست و… شایدم کلا هیچی نگم و از اب و هو بپرسم….اصلا نمیدونم چی باید بگم…فقط دلم نمیخواد ناراحت شین…شاید این هم دلیلش باز خودخواهی باشه…چون شاید میترسم….از اینکه هیچ کس از ایندش خبر نداره! میترسم….میترسم دلی بشکنه و آهش گرفتارم کنه!
    من اولین باره که دارم با یه معلول ! (چی باید بگم جای این کلمه) حرف میزنم…که اگه حضوری بود بازهم فقط نگاه میکردم و کلامی حرف نمیزدم و استرسی تمام وجودمو فرامیگرفت
    نمیدونم ایا این دعای من فایده داره یا نه….ولی با تمام وجود برای سلامتی کاملتون! دعا میکنم.

  13. متن آهنگ ۱۳۹۳-۰۴-۲، ۷:۳۴ ق.ظ

    خیلی خوبه , با عرض سلام و تشکر از زحمات ارزنده شما . نامی در خور شان شما برای خود انتخاب کرده اید . کامیاب و کامروا باشید

نظر شما