سلام پسر بابا

سلام پسر بابا

خوش آمدی به دنیای ما

سعی و تلاش ما در تربیت تو از روزهای نخست دوران جنینی شروع شد.

از ساعت ۷ صبح امروز دوشنبه یازده شهریور که رخ به ما نمودی وظیفه‌ی ما برای پرورش تو در رفاه و آرامش و آسایش شروع شد.

امیدواریم تلاش ما موجب پرورش انسانی شود که او نیز موجب آرامش و آسایش آینده​گان باشد.

46 دیدگاه برای “سلام پسر بابا”

  1. هووووووووووووووووووووووووووووووووررررررررررااااااااااااااااااااا
    خوش آمدی زندی کوچیکه .صفا آوردی.قدمت مبارک . بهی جون خسته نباشی.
    آقا مهرداد و بهی خانم چشم دلتون روشن.

  2. پلک جهان می پرید
    دلش گواهی می داد
    اتفاقی می افتد
    اتفاقی می افتد
    و

    ناگهان فرشته ای از

    آسمان فرود آمد

    تولدت مبارک نی نی خوشگل

  3. سلام

    مباااااااااااااااااااااااااارکه
    چشمتون روشن

    ان شاالله همیشه کنار پدرو مادرش شاد و سلامت باشه

    منتظریم بدونیم اسمش چیه و عکسشو هم ببینیم:)

    سلامت و شاد باشید

  4. ههههههههههههههووووووووووووووووووررررررررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااا خوش امدی زندی کوچیکه.قدمت مبارک.
    چشم ودل آقا مهرداد و بهی خانم روشن.

  5. سلاااااااااااااام عمه جون به دنیای پر فریب ما خوش اومدی زیر سایه پدر و مادرت سلامت باشی وموفق و تندرست شادی رابرایت دنیا دنیا و دنیا را برایت شاد شاد آرزو مندم عمه…….

  6. سلام وای مبارکههههههههههههههههههههههههههههه

    شیرینی میخواهیمممممممممممممممممممممممممم شیرینی مون هم عکس نی نی کوچولو هستش به مادر هم از طرف من تبریک بگید فراوان
    منتظر خبرهای تکمیلی هستیم هرچند میدونم سرتون این روزا بی نهایت شلوغه

  7. با سلام و شادترین تبریک ها … خیلی خوشحالم و امیدوارم همیشه شاهد شادی و خوشحالی های شما باشیم … انشاء ا… قدم نی نی خوشگل و خوردنی تون برای همه ایرانی ها مبارک باشه …
    باز هم تبریک از طرف خودم ، مامانم و همسرم…

  8. سلام – به سلامتی مبارک باشه . کلی خوشحال شدیم . امیدوارم زیر سایه پدر و مادر سلامت و عاقبت به خیر باشد . به مبارکی اسمش چیه ؟

  9. سلام داداشی قدم نو رسیده را بهت تبریک می گم اینجور که از مطالبت خوندم انگار شما معلول هستی و خیلی واسم جالبه که با این محدودیت زندگی خیلی برات دلچسب شده حتی ازدواج کردی شما نمونه ی یک انسان شجاع و قوی هستی که معلولیت باعث نشده عقب نشینی کنی راستی منم ۸ ماهه پیوند کلیه شدم اول ناراضی بودم ولی الان که زندگی شمارو می خونم فهمیدم خیلی خریته واسه یه مشکل ناچیز نا امید بشی راستی به وب منم سر بزن خوشحال می شم دوست داشتی با هم تبادل لینک می کنیم

  10. تبریک…..
    دست و جیغ و هورا….
    الهی همیشه زنده و سلامت و مهربون باشه..
    همین که شهریوریِ یعنی یه پارچه آقاست..
    من منتظر عکس های خوشگل اش هستماااا..
    به بهی خانوم خیلی تبریک بگین..

  11. سلام اقا مهرداد
    قدم کوچولوی ناز مبارک تبریک میگوییم به شما و خانم بزرگوار
    انشالله که زیر سایه شما فرزندی صالح سالم و توانا پرورش یافته و انسانی شایسته و والا که باعث افتخار ایران و ایرانى باشد
    کو شیرینی؟؟؟؟
    با این شیوه ایی که شما پیش گرفتین انشالله که فرزندتان خیلی خیلی قوی و توانا و دانا خواهد بود
    نمیدانم کی و کجا و از کی نقل کرده اند” که تربیت فرزند رو باید بیست سال قبل از تولدش اغاز کرد”
    تبریک دوباره و اینکه خیلی خوشحالم
    منتظر دیدن عکس زیبایش هستیم

  12. دوست عزیز بهت تبریک میگم
    اما واقعا فکر اینو کردی وقتی پسرت ۲۰ ساله شد شما چند ساله هستی؟
    میدونی اون موقع چقدر اختلاف با هم خواهید داشت.
    امیدوارم این پیام من رو ۲۰ سال بعد هم بخونی.

  13. امروز روز بزرگیه برای شما و همینطور برای من که سالهاست خواننده وبلاگ شما هستم. نمی تونید تصور کنید آدمی که حتی نه شما را می شناسه و نه دیده چقدر امروز براتون خوشحاله. خوشحالم که روزهای روشن فرا رسیدند. خوشحالم که آرزوهاتون یکی یکی برآورده می شن. انشاالله پسرتون زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه و سالم و سعادتمند باشه. برای شما به خاطر روحیه شاد و شکرگزارتون، برای خانومتون که روح بزرگی دارند و برای پسرتون که آرزوی به ثمر رسیده هستند از خداوند طلب بهترینها را دارم.

  14. سارا خانم اختلاف سن زیاد والدین و فرزندان چیز خیلی عجیبی نیس این دوره و زمونه دختر و پسرا خیلی دیر ازدواج میکنن و بچه دار هم میشن. از آقا مهردا بزرگتر البته سالم و سر پا هنوز زن نگرفتن .سارا خانم سخت نگیر.آقا مهرداد روانشناسیش خوبه با پسر شیطون ۲۰ سال آیندش کنار میاد ایشالله.

  15. تولدی دیگر

    تقدیم به گل نو شکفته مان:

    سلام برعزیزان وبلاگی :

    روز یازده شهریور مصادف با روز بسیار مهمی در خانواده ما بود ،فزشته ای زیبا و هدیه ای الهی پا به دنیای ما گذاشت ……..

    میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنج های زندگی هم دل بست

    و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست

    میلادتو معراج دست های من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم

    عمممممممممممممممممممممممممممممممممممممه شدم!

    اسم فرشته ام ا………….د است دوستش داریم خدا برای همه ی ما سالم وتندرست نگهش دارد…

  16. مژگان خانم تبریک.
    بابا اسم و عکسشو بدین مردیم از کنجکاوی!
    ببینم اگه خیلی خوشگل مامانیه یکی از خواهرزاده های خوشگل وبسیار شیطونمو براش جور کنم.

    wwwwwwwwwwwwwwwwwwwww

    اسمشو بعد اینکه شناسنامه گرفتم میگم

  17. البته افرا جان شاید ایشون با پسرشون کنار بیان
    اما قطعا پسر ۲۰ سالشون با پدرش کنار نمیاد
    حقیقت تلخه اما باید باور کرد
    بدتر از آن اینه که برای خوشایند خودمون یکی دیگه رو بخوایم بازیچه خودمون قرار بدیم.
    ببخشید رک گفتم اما واقعیته.
    wwwwwwwwwwwwwwwwww
    انشاالله تعالی فرزندی تربیت خواهیم نمود که خودش و ما و همه شاکر خدا برای خلقتش باشیم

  18. سلام از ته دلم خوشحال شدم و براتونم ارزوی موفقیت میکنم قدمش نو رسیده هم مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک

  19. سلام بعه بعه بعه بعه بعه بعه بعه مبارکه مبارکه مبارکه انشالا که خوش قدم باشه برا بابا جونش
    آمین
    اقا شیرینی ما چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شوخی کردم شما خودت شیرینی هستی برا ما
    خیلی مبارک دوستت دارم بای

  20. سلام آقای زندی قدم نو رسیده مبارک باشه …امیدوارم حضورش باعث خیر وبرکت ویه عالمه آسایش باشه وفرزندی صالح برای چنین پدرومادری

  21. سلام .زیاد به حرف مردم فکر نکن و اهمیت نده .نهایت لذتو ببر از حضور پسر خوشگلت .ایشاله که پسر با معرفتی خواهد بود و محبت های شما را جبران میکنه. یه پزشک میشناسم ۴۵ سال به بالاس و تازه ازدواج کرده احتمالا بچه هم میخواد .بچه های آینده همه تو ۲۰ سالگی بابای پیر و ریش سفید دارن نگران نباش همه مثل همن پسرت تنها نیس.
    wwwwwwwwwwwwwwww
    ما با مردم ولی نه برای مردم بلکه فقط برای خودمون زندگی میکنیم
    البته نباید زندگی کردن برای خودمون موجب بشه با کارهامون به کسی صدمه بزنیم
    من به خودم و خواست خودم باور دارم، اگه اینطوری نبود از ده سال پیش پشت وبلاگم پنهان میشدم و هرگز خودم را اینگونه عریان معرفی نمیکردم
    من همین الان هم مو و ریشم سفیده.

  22. سلام آقا مهرداد
    تبرررررررریک میگم … قدم نو رسیده مبارک ،ان شاا… قدمش پر خیر و برکت باشه .

    خدارو شکر می کنم به خاطر نعمتهای بیکرانش .به گرامی همسرتون هم از طرف ما تبریک بگید.
    راستی آقا مهرداد دو تا از خواهرهام هر کدوم یک فرزند دارند که هر دو یازده شهریور بدنیا اومدن البته با فاصله ی چهار سال . یازده شهریور چه روز خوبیه …

    یه راستی دیگه ، شنیده بودم بچه هایی که در سن چهل سالگی پدر بدنیا میان با هوش و نابغه میشن، پس دوباره تبریک .

    به عمه مژگان هم تبریک میگم

  23. سلام آقا مهرداد.قدم نو رسیده مبارک.خدا را شکر مادر و فرزند سلامت هستند.به شما و همه خانواده محترم تبریک میگم.
    من فکر میکنم یه جوری دایی بچه شما میشم چون که دو تا از خواهر زاده هام هم که یکی بیست ویک و دیگری هفده ساله است متولد یازده شهریورند.
    باز هم از اینکه این یکی دو ساله رو با تدبیر و امید اداره کردی به شما تبریک میگم.

  24. سلام آقا مهرداد
    یکی از عجایب روزگار اینه که من و داداش اصلان در دو طبقه ی مجزا زندگی میکنیم ، اما شباهت کامنتهارو ببینید ، هر دو هم پشت سر هم کامنت گذاشتیم خیلی عجیبه ها …
    آخه ما خیلی باهم تله پاتی داریم .
    هنوز من داداش رو ندیدم تا از اینکه دوباره دایی شده بهش تبریک بگم ، شب می بینمش …
    بازم یه راستی دیگه ، پسر خواهر بزرگم اسمش مهرداد هست و اسم پسرش آراد .
    حالا نمی دونم شاید اسم پسر نازنین شما هم آراد هست با نشونیهایی که عمه مژگان داده میگم ها…
    امیدوارم همیشه خانوادگی سلامت باشید و تن گل پسرتون هرگز به ناز طبیبان نیازمند نباشه ان شاا…

  25. مهرداد واقعن نمی دونم چی باید بگم. به قد همه ی دنیا خوشحالم. و امیدوارم شاد ترین روزای زندگیتو کنار شازده پسرت داشته باشی! تو دوست خیلی خوبی هستی و من مطمئنم بابای خیلی خیلی خوبی میشی. خیلی خوب!

  26. سلام دایی جان
    ایشالا خوش قدم باشه و زیر سایه پدر و مادرش و خاندان زندی سالم و شاد باشه.دلم داره ضعف میره واسه دیدن این شازده پسر.

  27. بهار منم رسید…

    ساعتی پیش ، تابستان ، مرداد

    مثل نسیم دی ، خنک

    شنیدمش ، صدای گریه ها و ونگ ونگ بچه گانه اش

    همان زمان که از محیط بسته پا نهاد ، به سرزمین مادری

    به خاک ، آب و روشنایی جهان من…

    و من برای دیدنش به انتظار

    کبوتر دلم به درب سینه می زند

    چقدر عمر می برد که او مرا صدا کند … بابا… ناصر عبداللهی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *