اردیبهشتی بهشتی

چند روز پیش عقدکنون برادرخانمم بود. به همین دلیل رفتیم منزل پدر عروس خانم که در منطقه‌ی دوهزار و سه‌هزار (هزار یعنی رود) بین تنکابن و رامسر در استان مازندران(میگن شمالی‌ها به رختخواب میگن مازندران) است. روزها هوا بسیار عالی بود. دریا مثل استخر آرام و بی‌موج بود. منزل پدر عروس در باغ پرتقالی بود که درخت‌هاش در این روزها مملو از شکوفه هستند. شب‌ها هوا خیلی سرد میشد طوری که شب بدون پتو نمیشد خوابید، اما هوای لطیف منطقه که تماما عطر شکوفه‌های بهار نارنج بود، دلیل خوبی بود برای باز کردن پنجره و لذت بردن از هوای سرد همراه با شمیم و نسیم خوش بهاری.

قبل از شروع سفر توالت رفتم که اونجا توالت لازم نشم.

برای استراحت من دو تشک پنبه‌ای را روی هم انداخته بودند روی زمین و من شب راحت و بی‌مشکل روی اونها میخوابیدم.  

پاورقی: همسر مهربانم مطابق برنامه‌ی پزشکش رفت سونوگرافی، خانم دکتر به همسرم گفته: خوشبختانه وضعیت جنین بسیار خوب و مناسب است(شکرت خدای خوبم). اگر از مطلب قبل متوجه جنسیت فرزندم نشدید حتما میتونید از روی اسم‌های زیر که چند بار برای انتخاب نام مرورشون کردم متوجه جنسیت جیگر باباش بشید.

 

۱      آباد    تندرست، سالم، آراسته، مرفه

۲      آبادیس       نام یکی از طبیبان در دوره هخامنشی

۳      آباریس       موبد مشهور سلسله هخامنشی

۴      آباقا   اسم فرزند هلاکوخان مغول، دومین ایلخان مغول

۵      آباگران‎        ‎‏ نام سردار شاپور دوم پادشاه ساسانی‏‎

۶      آبان   نام ماه هشتم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آب، نام روز دهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم

۷      آبان زاد       زاده آبان، کسی که در ماه آبان به دنیا آماده باشد. اسم پسرانه

۸      آبان یاد       به یاد آبان یا کسی که یادآور ماه آبان است.

۹      آباندان        نام فرستاده خسرو اول پادشاه ساسانی به دربار رم

۱۰    آبدست       چابک، تر و فرز، تردست

۱۱    آبرلی   آبر (، آبرو) + لی (ترکی) دارای آبرو، آبرومند (اسم -ترکی)

۱۲    آبرو    حیثیت، شرف، قدر

۱۳    آبستا اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، اساس، بنیاد، اصل

۱۴    آپاسای      نام منشی شاپور اول پادشاه ساسانی

۱۵    آتردین آَذردین، نام بهدینی در اوستا

۱۶    آتروان صورت دیگری از اترابان، نگهبان آتش، پیشوای دین زرتشتی

۱۷    آتروپات       محافظ آتش، نگهبان آتشکده ، نام یکی از فرماندهان قوم ماد

۱۸    آترون  صورت دیگری از اترابان، نگهبان آتش، پیشوای دین زرتشتی

۱۹    آترینا  آترین، آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند.

۲۰    آترینه صورت دیگری از آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند.

۲۱    آتش برزین   آتش باشکوه یا شکوه آتش مرکب از آتش + برزین(با شکوه)

۲۲    آتشزاد       زاده آتش

۲۳    آتیلا   نام پادشاه قبیله هون که امپراطوری روم شرقی را شکست داد.

۲۴    آثویه  صورت دیگر آبتین ،‌روح کامل و درستکار، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

۲۵    آخش نام موبدی در ایران قدیم، قیمت بها ارزش

۲۶    آداد     مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، خدای هوا، توفان و باران

۲۷    آدخ    (به فتح ت) خوب نغز خجسته مبارک میمون، برامدگی های کوچک تپه مانند روی زمین (تل به ضم ت)

۲۸    آدلی  نامور، نامدار

۲۹    آدیش آتش، اخگر، شراره آتش

۳۰    آدین   آرایه هایی که با آن کوی و برزن را در نوروز یا هنگام ورود اشخاص بزرگ مزین می کنند.

۳۱    آذرآیین       نام چهارمین آتشکده از هفت آتشکده ایرانیان

۳۲    آذران  آتش ها

۳۳    آذربابا پدر آتش ،نام پدر فرهاد کوهکن که هنر سنگ تراشی را به فرزندش آموخت.

۳۴    آذرباد آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست، نام موبدی که بانی آذربایجان بوده است، نام یکی از شخصیتهای منظومه ویس و رامین

۳۵    آذربان نگهبان آتش

۳۶    آذربرزین      آتش باشکوه یا شکوه آتش مرکب از آذر (آتش) + برزین (با شکوه)، نام نوه رستم و پسر فرامرز که سپهسالار بهمن بود، نام یکی از آتشکده های مهم در زمان ساسانی

۳۷    آذربه  بهترین آتش، نام پسر آذرباد از خاندان کیانیان اسم ایرانی

۳۸    آذربهرام      نام پسر آذرنوش

۳۹    آذرپاد صورت دیگر آذرباد، آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست.

۴۰    آذرپی دارای قدمی چون آتش

۴۱    آذرتاش       آذر () + تاش (ترکی) دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند.

۴۲    آذرتوس       صورت دیگر آذرطوس، در وامق و عذرا مردی که با مادر عذرا ازدواج کرد.

۴۳    آذرجوش       پهلوانی در داستان سمک عیار

۴۴    آذرخش      صاعقه ،  نام نهمین روز از ماه آذر

۴۵    آذرداد داده آتش، نام پدر آذرباد از خاندان کیانیان

۴۶    آذرشب      فرشته نگهبان آتش که همواره در آتش است، نام آتشکده ای که گشتاسب در بلخ بنا نهاد و گنجهای خویش را در آن پنهان نمود.

۴۷    آذرشسب     مخفف آذرگشب ، آتش جهنده، فرشته نگهبان آتش که همواره در آتش است، آتشکده

۴۸    آذرشن       آفتاب پرست سمندر ،  نام پهلوانی ایرانی در گرشاسب نامه

۴۹    آذرطوس     صورت دیگر آذرتوس، در وامق و عذرا مردی که با مادر عذرا ازدواج کرد.

۵۰    آذرفر  دارای شکوه وجلالی چون آتش، نام یکی از بزرگان عهد هخامنشی

۵۱    آذرفرنبغ      یکی از سه آتش مقدس محافظ جهان در دین زرتشت

۵۲    آذرکار آتشکار

۵۳    آذرکیش      آتش پرست ، دارای دین زرتشتی

۵۴    آذرکیوان      نام موبدی زرتشتی، مؤسس آیین خاصی به همین نام

۵۵    آذرگشسب مخفف آذرگشنسب،  یکی از سه آتش مقدس محافظ جهان،  نام فرشته موکل آتش

۵۶    آذرماهان     ماه آتشین

۵۷    آذرمهربرزین مرکب از آذر +  مهر + برزین، شکوه محبت خورشید، مهربانی خورشید، نام یکی از موبدان ساسانی و همچنین یکی از هفت آتشکده بزرگ ایرانیان

۵۸    آذرنرسی    نام پسر هرمز دوم پادشاه ساسانی

۵۹    آذرنگ روشن و نورانی ، آتش

۶۰    آذرنوش       نوش آذر، آتش جاویدوان،گرمای همیشگی، نام دومین آتشکده از هفت آتشکده بزرگ ایرانیان

۶۱    آذروان        آذربان، آتش بان، نگهبان آتشکده

۶۲    آذین فر       پسر باشکوه و آراسته

۶۳    آراج   آراد، نام روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم

۶۴    آراد    آراج، نام روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم که در این روز نو پوشیدن را مبارک و سفر را شوم می دانند.

۶۵    آراز    گویش ترکی رودخانه ارس

۶۶    آرازش        صدقه انفاق در راه خدا

۶۷    آرام   آهسته ساکت سنگینی و وقار مکان خلوت

۶۸    آرپان  آرین، منسوب به قوم آریایی، منسوب به ایران

۶۹    آرتا    ارتا(به فتح الف) در اوستا به معنای مقدس آمده است.

۷۰    آرتاباز   نام فرمانده گردونه های کوروش پادشاه هخامنشی

۷۱    آرتابان        اردوان

۷۲    آرتاپارت         نام نگهبان کوروش دوم پادشاه هخامنشی

۷۳    آرتام    والی فریگه در زمان کوروش پادشاه هخامنشی

۷۴    آرتان    نام برادر داریوش پادشاه هخامنشی و پسر ویشتاسب

۷۵    آرتمن نام برادر بزرگ تر خشایارشاه پسر کوروش پادشاه هخامنشی

۷۶    آرتوان اردوان ، یاری کننده درستکاران، از شخصیتهای شاهنامه، نام چند تن از پادشاهان اشکانی

۷۷    آرتیمان       مرکب از آرتی به معنای پاک و مقدس بعلاوه مان به معنی تفکر و اندیشه، اندیشه مقدس، تفکر پاک، همچنین نام روستایی از توابع تویسرکان که زادگاه میر رضی الدین آرتیمانی از شاعران عهد صفوی است.

۷۸    آرتین  آرش، عاقل و زیرک، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است.

۷۹    آردا    آرشا، مقدس

۸۰    آرسام        آرشام، خرس، زورمند، دارای زور خرس پسر آریارمنه و پدر ویشتاسب از خاندان ‏هخامنشی

۸۱    آرسان        نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی

۸۲    آرسین       پسر آریایی

۸۳    آرش  عاقل و زیرک، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است.

۸۴    آرشا  آردا ، مقدس

۸۵    آرشام        به معنی خرس و به معنی زور، دارای زور خرس پسر آریارمنه و پدر ویشتاسب از خاندان ‏هخامنشی

۸۶    آرشامه      = آرشام

۸۷    آرشان        نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی

۸۸    آرشاویر      مرد مقدس، نام یکی از پادشاهان اشکانی

۸۹    آرشاویر      مرد مقدس

۹۰    آرمان آرزو، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار خسروپرویز پادشاه ساسانی

۹۱    آرمناک       ارمنی، پسر هایکا، شخصی که ارمنیها نژاد خود را به او نسبت می دهند.

۹۲    آرمین از شخصیتهای شاهنامه، نام چهارمین پسر کیقباد، مرد همیشه پیروز

۹۳    آرمینی       سپهسالار یزگرد سوم پادشاه ساسانی

۹۴    آرنا      نام روستایی در نزدیکی نقده

۹۵    آروکو  ایرج، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی، نجیب نجیب زاده

۹۶    آرون   صفت نیک و خصلت پسندیده

۹۷    آروین  تجربه، آزمایش امتحان آزمون

۹۸    آریا    نژاد هندوارپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم زندگی می کردند و بعدها به دو بخش بزرگ تقسیم شدند گروهی به هند و ایران آمدند و گروهی به اروپا رفتند.نام میهن عزیز ما ایران از این‎ ‎کلمه گرفته شده است.

۹۹    آریاباد آریاپاد نگهبان قوم آریایی

۱۰۰   آریابان        نگهبان قوم آریایی

۱۰۱   آریابد  به ضم ب، آریا + بد (صاحب و سرور) سرور قوم آریایی، بزرگ آریاییان

۱۰۲   آریابرز شکوه آریایی ، نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی

۱۰۳   آریاراد آریا + راد (جوانمرد بخشنده دانا شجاع) آریایی جوانمرد آریایی شجاع آریایی دانا، نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی نام اصیل

۱۰۴   آریارامنه      آرام کننده آریائیان، نام پدر آرشام، جد داریوش پادشاه هخامنشی

۱۰۵   آریارمن       رامشگر آریایی، شادی آور از نژاد آریایی

۱۰۶   آریاز     نام یکی از سرداران هخامنشی

۱۰۷   آریاسب      دارنده اسب ایرانی، نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی

۱۰۸   آریافر  دارای فر و شکوه آریایی

۱۰۹   آریاک نام یکی از سرداران ایرانی و فرماندار کاپادوکیه

۱۱۰   آریاگیو        به فتح گ، سکون ی، سکون و، آریا + گیو (سخنور)، سخنور آریایی، نام یکی از سرداران ایرانی در روزگار باستان

۱۱۱   آریامن        دریا سالار خشایارشاه پادشاه هخامنشی اسم ایرانی

۱۱۲   آریامنش     دارای خوی و رفتار آریایی، نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی

۱۱۳   آریامهر        برخوردار از محبت آریایی، نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی، لقبی که شهریور ????به مناسبت ??مین سال سلطنت از طرف مجلس سنا و شورای ملی به محمدرضا پهلوی داده شد.

۱۱۴   آریو    نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی در نبرد با اسکندر مقدونی

۱۱۵   آریوبرزن      آتش ایرانی، کنایه از قدرت و خشم ایرانی، نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی در نبرد با اسکندر مقدونی

۱۱۶   آریوبرزین     آتش ایرانی، کنایه از قدرت و خشم ایرانی، نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی در نبرد با اسکندر مقدونی

۱۱۷   آریوراد نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی، ایرانی و جوانمرد

۱۱۸   آریه   نام سپهدار ایرانی طرفدار کورش صغیر پادشاه هخامنشی

۱۱۹   آزاد    رها شده از گرفتاری یا چیزی آزاردهنده،فارغ و آسوده،درختی جنگلی و بلند،رها شده از تعلقات دنیوی

۱۲۰   آزادبه آزاد (رها) + به (سالم و خوب)، به معنای انسان سالم و آزاد، نام یکی از سرداران ایرانی در قرن دوم

۱۲۱   آزادسرو      همچون سرو زیبا و بی تعلق، بزرگوار و متواضع،از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی دانا و پرهیزکار در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۱۲۲   آزادفروز       رهایی بخش، آنکه آزادی می آورد، باعث آزادی، نام مردی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۱۲۳   آزرمگان      با حیا، مودب، سربه زیر، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فرخزاد سردار ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۲۴   آژند    پیوند دهنده، چسباننده، در اصطلاح بنایی ملاطی که بین ردیفهای آجر می‌گذارند.

۱۲۵   آژنگ  چین و شکنی که بر پوست بدن و بخصوص پیشانی می افتد، خشم، موج کوتاهی که روی سطح آب ایجاد می شود

۱۲۶   آسپاداس    آخرین پادشاه ماد که از کورش کبیر پادشاه و موسس هخامنشیان شکست خورد

۱۲۷   آسپیان       آبتین، روح کامل، انسان نیکو کار، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

۱۲۸   آستیاژ        آسپاداس،آخرین پادشاه ماد که از کورش کبیر پادشاه و موسس هخامنشیان شکست خورد.

۱۲۹   آسدین       نام موبدی در سده دهم یزگردی

۱۳۰   آسیدات      آسیداد،نام یکی از بزرگان هخامنشی

۱۳۱   آسیداد       آسیدات، نام یکی از بزرگان هخامنشی

۱۳۲   آسیم استاد بزرگ مرتبه واستاد عظیم الشأن

۱۳۳   آفریدون       فریدون، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش اسم دخترانه

۱۳۴   آقاجان        آقا (مغولی) + جان () عنوان محبت آمیز برای پدر یا پدربزرگ

۱۳۵   آقاگل   آقا (مغولی) + گل() نام روستایی در نزدیکی اصفهان

۱۳۶   آکام   نتیجه، ثمره، سود، فایده

۱۳۷   آمنید  نام دبیر داریوش پادشاه هخامنشی

۱۳۸   آموی رود جیحون، آمودریا

۱۳۹   آناگ  نام یکی از احکام پارت در زمان اردشیر پادشاه ساسانی

۱۴۰   آوادیس         ارمنی مژده، نوید

۱۴۱   آوگان   از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی و پیشرو سپاه فریدون پادشاه پیشدادی

۱۴۲   آوه      از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی و از فرماندهان سپاه کیخسرو پادشاه کیانی

۱۴۳   آوید     مشتاق و خواهان

۱۴۴   آیین گشسب         از شخصیتهای شاهنامه، نام دبیر هرمز انوشیروان پادشاه ساسانی

۱      ابتین    = آبتین، انسان نیکو کار، روح کامل، از شخصیت های شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

۲      اپرنگ   اسم پسر سام

۳      اپرویز    پرویز، از شخصیتهای شاهنامه بوده و هم چنین نام “خسرو دوم” پادشاه ساسانی

۴      اترک    نام رود مرزی در شرق ایران که به دریای خزر می ریزد.

۵      اخشاد         نام پادشاه فرغانه

۶      اخشید         نام پادشاه سمرقند اسم ایرانی

۷      ادنا    به فتح الف، کمترین، نازلترین، جزئی ترین، از واژه های قرآنی

۸      ادیان  کنایه از مرد درشت هیکل و قوی، مرکب تندرو و فربه

۹      اذرخش      = آذرخش، صاعقه، نام نهمین روز از ماه آذر

۱۰    اراد    = آراد، نام روز ۲۵ ام از هر ماه شمسی در ایران باستان که در این روز نو پوشیدن را مبارک و سفر را شوم می دانند.

۱۱    اران   حنا که به دست و پا و محلسن زنند ، نام قلعه ای قدیمی در قزوین

۱۲    ارباد     نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی

۱۳    ارباس   نام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم پادشاه هخامنشی

۱۴    ارتا آریا         مرکب از آرتا (راستی و درستی) + آریا، آریایی درستکار، نام پسر خشایار پادشاه هخامنشی

۱۵    ارتاریا ارتا آریا، مرکب از آرتا (راستی و درستی) + آریا، آریایی درستکار، نام پسر خشایار پادشاه هخامنشی

۱۶    ارتافرین        نام برادر داریوش پادشاه هخامنشی

۱۷    ارتان    نام پسر ویشتاسب و برادر داریوش اول پادشاه هخامنشی

۱۸    ارتمن   نام یکی از سرداران مادی در زمان کوروش پادشاه هخامنشی

۱۹    ارتنگ ارژنگ کتاب مصور مانی

۲۰    ارتین  آرتین، عاقل و زیرک

۲۱    ارد       نام چند تن از پادشاهان اشکانی

۲۲    اردا      نام موبدی در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی

۲۳    اردم     نام سوره های بزرگ کتاب زند و پازند

۲۴    اردوان          یاری کننده درستکاران، از شخصیتهای شاهنامه، نام چند تن از پادشاهان اشکانی

۲۵    اردی داد       داده اردیبهشت

۲۶    اردیان مقدس

۲۷    اردین   راستین

۲۸    ارزین    نام فرماندار پارس هنگام یورش اسکندر به ایران

۲۹    ارژن     از شخصیتهای شاهنامه، نام سالار مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۳۰    ارس    نام رودی در مرز شمالی ایران

۳۱    ارسام          نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی

۳۲    ارسیا زلال و شفاف مانند اشک چشم،به کسر الف اول ، مرکب از ارس(اشک چشم) + یا نسبت

۳۳    ارسیما         نماینده داریوش سوم پادشاه هخامنشی برای گفتگو با اسکندر

۳۴    ارش  آرش،عاقل و زیرک، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است.

۳۵    ارشاسب      دارنده اسبهای نر، از نامهای ایران باستان

۳۶    ارشاک       ارشک ، اشک ، نام موسس سلسله اشکانی است او یکی از یزرگان قوم پارت که در سال ۲۵۶ ق.م بر سلطان سلوکی طغیان کرد و سلسله اشکانیان را بنا نهاد.

۳۷    ارشام          آرشامه

۳۸    ارشان        (به فتح الف و کسر یا سکون ر) مرکب از ارش به معنای عاقل و دانا + ان پسوند کثرت یا مداومت، بسیار دانا ، بسیار هوشمند، نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی

۳۹    ارشانوش      از نامهای باستانی

۴۰    ارشاویر        ارشویر، نام یکی از پادشاهان اشکانی

۴۱    ارشز    نام سردار اشکانی

۴۲    ارشکان        لقب چند تن از پادشاهان اشکانی

۴۳    ارشن   اسب نر

۴۴    ارشویر         نام یکی از پادشاهان اشکانی

۴۵    ارشیز   ارشز، نام سردار اشکانی

۴۶    ارفش نام یکی از پهلوانان گرشاسب نامه

۴۷    ارماسب       دارنده اسب آرام، نام یکی از سرداران هخامنشی

۴۸    ارمان آرمان ، آرزو، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار خسروپرویز پادشاه ساسانی

۴۹    ارمانک          از شخصیت های شاهنامه، یکی از دو شاهزاده پارسایی که تصمیم گرفتند آشپز دربار ضحاک شوند تا بتوانند یکی از دو جوانی را که هر روز برای غذای ماران ضحاک کشته می شدند، از مرگ برهانند.

۵۰    ارمایل          ارمانک

۵۱    ارمین   آرمین

۵۲    ارنوش        نعره و صدای ببر

۵۳    اروند    نام رودی در ایران

۵۴    اریاسب        نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی

۵۵    اریامن        آرامش دهنده، خوشبختی دهنده، نام دریا سالار شجاع و رشید خشایارشاه پادشاه هخامنشی در جنگ سالامین

۵۶    اریس   زیرک، هوشیار

۵۷    ازدر   منسوب به پاک، طاهر و پاکیزه، تمیز و مرتب

۵۸    اسپندیار       اسفندیار،آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم

۵۹    اسپیتامن      صورتی از سپیتمان، لقب خانوادگی زرتشت نام سردار ایرانی در زمان اسکندر مقدونی

۶۰    اسپیتمن    یکی از سرداران ایران در زمان داریوش هخامنشی

۶۱    استاسیس   از مخالفین سلطه عرب در ایران در زمان خلیفه عباسی

۶۲    استرا در گویش سمنان ستاره،نام همسر یهودی انوشیروان که مدفن او در همدان است

۶۳    اشتاد   راستی، درستی، در دین زرتشتی نام ایزدی که راهنمای مینویان و جهانیان است، نام روز بیست وششم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان خسروپرویز ‏پادشاه ساسانی

۶۴    اشک ناز     مرکب از اشک و ناز ، کنایه از دختر زیبا روی و لطیف

۶۵    اشکان         منسوب به اشک

۶۶    اشکبوس      از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از فرماندهان سپاه خاقان چین

۶۷    اشکش        از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی و از فرماندهان سپاه کیخسرو پادشاه کیانی

۶۸    اشناس        نام افشین و چند تن دیگر

۶۹    اشو     مقدس

۷۰    اغریرث         صاحب گردونه پیش رونده، از شخصیتهای شاهنامه، پسر پشنگ و نبیره فریدون پادشاه پیشدادی

۷۱    افرود    فرود، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی

۷۲    افریدون         فریدون،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش

۷۳    اقشین       معنی اسم را در این قسمت بنویسید

۷۴    اکلیا    نام پسری در شعر نیما یوشیج

۷۵    الچین   ال (ترکی) + چین()، ایلچین ، برگزیده ایل

۷۶    الکوس          از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی

۷۷    الوا      از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی و نیزه دار رستم پهلوان شاهنامه

۷۸    الیاد     ال (ترکی) + یاد ()، ایلیاد به یاد ایل

۷۹    الیار     نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار

۸۰    الیار     ال (ترکی) + یار ()، ایلیار یار ایل

۸۱    الیان    نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار

۸۲    امید     اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن ، تکیه گاه، محل پناه

۸۳    امیر ارسلان حاکم شجاع ، پادشاه شیر دل ، قهرمان یکی از داستانهای بسیار مشهور ایرانی که نقیب الممالک نقال ناصرالدین شاه آنرا روایت کرده است

۸۴    اندریمان        از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی از سپاهیان افراسیاب تورانی

۸۵    اندمان          از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر طوس سردار ایرانی و از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی

۸۶    اندیان   از شخصیتهای شاهنامه، و بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه نام یکی از سرداران فریدون پادشاه پیشدادی

۸۷    انوش   بی مرگ، جاودان

۸۸    انوش زاد       زاده جاویدان، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی

۸۹    انوشتکین      انوش () + تکین (ترکی)، پهلوان جاودانی، از نامهای تاریخی

۹۰    انوشروان      انوشیروان، دارای روان جاوید، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر(ص) در زمان این پادشاه متولد شد

۹۱    انوشیروان     دارای روان جاوید، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر(ص) در زمان این پادشاه متولد شد

۹۲    اوتانا    دارای اندام زیبا، نام یکی از یاران داریوش یکم پادشاه هخامنشی

۹۳    اورداد اهورداد،خداداد، نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی

۹۴    اورمزد        هرمز،از نامهای خداوند در آیین زرتشت،نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی

۹۵    اورمزدیار       خدایار

۹۶    اورند    تخت پادشاهی، شکوه، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر لهراسپ شاه ایران و از نوادگان کی پیشتن پادشاه کیانی

۹۷    اورنگ   تخت پادشاهی، فر و زیبایی

۹۸    اوریاد   نام روستایی در نزدیکی سنندج

۹۹    اوژن   به زمین افکننده، از بین برنده دشمن

۱۰۰   اوشهنگ     هوشنگ،پسر سیامک پادشاه پیشدادی ایران

۱۰۱   اولاد    از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی در مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۱۰۲   اهرن    از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی

۱۰۳   اهورا    در فرهنگ ایران باستان، خداوند

۱۰۴   اهورا مزدا   اهورامزد، هرمزد، اورمزد، هرمز، معنی اصلی این کلمه سرور دانا است و در متون زردشتیان به معنی خدای بزرگ استعمال شده است

۱۰۵   اهوراداد        خداداد یا آفریده خدا

۱۰۶   اهورامزد     هرمز،نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی

۱۰۷   ایرانیار          یار ایران

۱۰۸   ایرج     پهلوی از شخصیتهای شاهنامه، نام کوچکترین پسر فریدون پادشاه پیشدادی ایران اسم ایرانی

۱۰۹   ایریک آریایی

۱۱۰   ایزد پناه        آن که خداوند پناه و حامی اوست ، نام یکی از سرداران هخامنشی

۱۱۱   ایزدبد   نام یکی از سرداران زمان هخامنشی

۱۱۲   ایزدداد          داده خداوند، آفریده خداوند، نام دانشمندی در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی

۱۱۳   ایزدگشسپ   از شخصیتهای شاهنامه، نام دبیر انوشیروان پادشاه ساسانی

۱۱۴   ایزدیار   کسی که خداوند یار و یاور اوست ، نام یکی از شخصیتهای منظومه ویس و رامین

۱۱۵   ایلا      از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرماندهان سپاه افراسیاب تورانی

۱۱۶   ایلیاد  نام منظومه حماسی دوران قدیم و از شاهکارهای ادبیات جهان است که درباره جنگی به همین نام است که بین مردم یونان و تراوا در گرفت. (ایلیاد و اودیسه)

۱      بابوی   از شخصیت های شاهنامه فردوسی است و هم چنین نام یکی از دلاوران ایرانی سپاه بهرام چوبین سردار ساسانی

۲      بابیک   امیری که نامش در تاریخ سیستان آمده است.

۳      باتیس          دژبان دلاور غزه در زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی که تا آخرین نفس در برابر اسکندر پایداری کرد.

۴      بادان    از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پیروز (سردار دوران ساسانی) اسم ایرانی

۵      باذان    نام جانشین خورخسرو فرماندار هاماوران در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۶      باراد     نام کسی که در زمان شاپور یکم پادشاه ساسانی زندگی کرده ونام او در کتیبه کعبه زرتشت امده است.

۷      باربد     نام نوازنده نامدار دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی

۸      بارشین        در اصطلاح مردم فارس: درختچه

۹      بارمان        از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی، نام یکی از سرداران دوره ماد، شخص محترم و لایق دارای روح بزرگ

۱۰    باژه      نام یکی از سرداران ایرانی در زمان اردشیر پادشاه هخامنشی

۱۱    باشو    در گویش خوزستان بچه ای که تقاضای ماندنش را از خداوند دارند (از خدا حیات در دنیا را می خواهد.)

۱۲    باگه     نام یکی از سرداران هخامنشی نام زیبای ایرانی

۱۳    بالوی   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از یاران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۴    بامداد   صبح، نام پدر مزدک

۱۵    بامشاد         نام یکی از موسیقیدانان معروف در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۶    باهرام          بهرام، نام ستاره مریخ ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران باستان، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود.

۱۷    باهک   نام جد آذرباد ماراسپند

۱۸    بایا      بایسته، ضروری

۱۹    بخت آفرین    آفریننده بخت و اقبال، نام پدر هیربد شهریار

۲۰    بختیار   خوشبخت، سعید، نام استاد رودکی در موسیقی

۲۱    برانوش         از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار رومی در زمان شاپور ذوالاکتاف پادشاه ساسانی

۲۲    براهام          نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۲۳    برتن   بردیس، به فتح ب و ت، مرد مغرور

۲۴    برته     از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی از خاندان لواده، در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۲۵    برجاسپ       از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران تورانی

۲۶    بردان   نام یکی از پادشاهان اشکانی

۲۷    بردیا     اسم دومین پسر کوروش پادشاه هخامنشی و برادر کمبوجیه

۲۸    بردیس         (به کسر ب) مرد مغرور

۲۹    برز       قد و قامت، نام یکی از دو برادری که به یاری اردشیر بابکان پادشاه ساسانی برخاستند و او را به خانه خود بردند

۳۰    برزآفرین      تشویق بزرگ (نگارش کردی : به رزئافه رین)

۳۱    برزام    نام جد مانی

۳۲    برزفر    دارای قامتی با شکوه،بلند پرواز، از سرداران کرد دوره ‏هخامنشی (نگارش کردی : به رزه ف?)

۳۳    برزفری         فریبرز

۳۴    برزمند          باشکوه ، نام یکی از فرمانداران ایرانی که براسکندر شورید

۳۵    برزمهر          مرکب از برز (نیرومند، باشکوه) + مهر (خورشید)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر قارن از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی

۳۶    برزو     بلند بالا ، کنایه ‏از عظمت ،نام پسر سهراب پسر رستم زال(نگارش کردی : به رزو)

۳۷    برزویه   نام پزشک نامدار ایرانی که کتاب کلیه و دمنه را در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی از هند به ایران اورد(نگارش کردی : به رزویه)

۳۸    برزهم   نام یکی از پهلوانان ایرانی در گرشاسب نامه

۳۹    برزین داد       آفریده با شکوه یا مخفف آذربرزین داد(آتشکده) یعنی افریده شده به وسیله آتش آذر برزین

۴۰    برزین مهر      خورشید با شکوه ، نام یکی از پهلوانان شاهنامه

۴۱    برسام        آتش بزرگ مرکب از بر (مخفف ابر) + سام (آتش)، نام یکی از سرداران یزگرد ساسانی

۴۲    برسیان        نام گیاهی است.

۴۳    برشان          امت

۴۴    برمایون         برمایه

۴۵    برمک   عنوان اجداد خاندان برمکیان و در اصل عنوان و لقبی بوده که به رئیس روحانی معبد بودایی بلخ می دادند، برمک معروف پدربزرگ یحیی وزیر مشهور هارون الرشید است.

۴۶    برنا      جوان

۴۷    برنوش        برانوش

۴۸    برومند          بارور، میوه دار

۴۹    بزرجمهر        بزرگمهر، بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی

۵۰    بزرگ    والا، برجسته، نام شاعری کرد (نگارش کردی : بوز?رگ)

۵۱    بزرگ امید     بسیار امیدوار، نام معلم خسرو پرویز پادشاه ساسانی

۵۲    بزرگمهر        بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی

۵۳    بسطام         نام دایی خسرو پرویز پادشاه ساسانی

۵۴    بشتاسب      گشتاسپ اسم ایرانی

۵۵    بگاش   نام یکی از سرداران هخامنشی

۵۶    بلاشان         پلاشان، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی از پهلوانان افراسیاب، همزمان با کیخسرو پادشاه کیانی

۵۷    بمان علی     بمان () + علی (عربی) نامی که با آن طول عمر کودک را با توسل به اسم علی (ع) بخواهند.

۵۸    بندوی          نام دو تن از شخصیتهای شاهنامه در زمان ساسانیان

۵۹    بنشاد          شاد بنیان

۶۰    بوپار     نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی

۶۱    بوذرجمهر      بزرگمهر، بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی

۶۲    بوراب   از شخصیتهای شاهنامه، نام آهنگری در پایتخت قیصر روم و سازنده نعل اسبان قیصر

۶۳    بورژک   نام میزبان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی

۶۴    بورنگ   نوعی ریحان کوهی

۶۵    بوزرجمهر      بزرگمهر، بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی

۶۶    بوستان افروز         بستان افروز

۶۷    به گوی         خوش سخن، دارای گفتار نیک، نام شخصیتی در منظومه ویس و رامین

۶۸    به یزداد        آفریده نیک خداوند

۶۹    بهامد   پیشامد خوب

۷۰    بهاوند   دارنده نیکی

۷۱    بهبد   مرکب از به (بهتر، خوبتر) + بد (پسوند اتصاف)

۷۲    بهبود  پیشرفت تدریجی ، حرکت رو به بهتر شدن.

۷۳    بهپور    مرکب از به (بهتر، خوبتر) + پور (پسر)، نام پهلوانی در گرشاسب نامه

۷۴    بهتاش        مرکب از کلمه  به بعلاوه پسوند ترکی تاش ، شریک خوب ، صاحب اخلاق و رفتا رنیکو ، امیری که دارای اخلاق و رفتار خوب است.

۷۵    بهداد    آفریده خوب

۷۶    بهداور   آن که به درستی داوری می کند.

۷۷    بهدین   پیرو آیین زرتشتی

۷۸    بهراد    مرکب از به (خوب یا بهتر) + راد (بخشنده)

۷۹    بهرام  فتح و پیروزی، نام ستاره ی سیاره مریخ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود.

۸۰    بهرنگ   مرکب از به (بهتر، خوبتر) + رنگ اسم دختر ایرانی

۸۱    بهروز    خوشبخت، سعادتمند، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار ایرانی در سپاه بهرام گور پادشاه ساسانی

۸۲    بهروش         آن که شیوه و روشی بهتر از دیگران دارد.

۸۳    بهزاد    مرکب از به (بهتر، خوب) + زاد (زاده)، نام نقاش و مینیاتوریست معروف در اوخر عهد تیموری و اوایل عهد صفوی، از شخصیتهای شاهنامه، همچنین نام اسب ‏سیاوش، نام یکی از بزرگان درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی

۸۴    بهزادان       نام اصلی ابومسلم خراسانی فرزند شیدوش

۸۵    بهستان        نیک بنیاد، نام پسر اردشیر سوم پادشاه هخامنشی

۸۶    بهستون        نام پسر وشمگیر و یکی از فرمانروایان آل زیار در طبرستان

۸۷    بهسود         از نامهای زمان ساسانیان

۸۸    بهسودان      نام فرمانروای دیلمان در سده سوم یزدگردی

۸۹    بهشاد          مرکب از به (بهتر یا خوب) + شاد

۹۰    بهفام   مرکب از به (بهتر یا خوب) + فام (رنگ)

۹۱    بهفر     مرکب از به (بهتر، خوبتر) + فر (شکوه، جلال)

۹۲    بهک     نام موبد موبدان در زمان شاپور دوم پادشاه ساسانی

۹۳    بهمن نیک اندیش ، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، تخلص شاعر کرد «فریدون بهمن»(نگارش کردی : به همه ن)، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام ‏پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۹۴    بهمن داد      داده بهمن

۹۵    بهمنش      وهمنش، کسی که دارای راه و روش نیکویی است.

۹۶    بهمنیار         نام شاگرد ابوعلی سینا

۹۷    بهنام    دارای نام نیک

۹۸    بهنیا  وهنیا، کسی که از نسل خوبان است.

۹۹    بهوران        وه وران، آنکه دارای روح و روان نیکوست.

۱۰۰   بیارش          دو دلیر

۱۰۱   بیتخش         نام مردی که در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی زندگی می کرده و نامش در کتیبه کعبه زرتشت آمده است.

۱۰۲   بیتک    نام جد منوچهر پادشاه کیانی به نوشته بندهش

۱۰۳   بیدار    آگاه، هوشیار

۱۰۴   بیژن     از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گیو گودرز از پهلوانان ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی

۱۰۵   بیورد    نام چند تن از شخصیتهای کتاب شاهنامه فردوسی

۱۰۶   بیورزاد          نام سپه سالاری در زمان سلسله اشکانیان.

۱      پاپک  نامی است -کردی به معنای استوار، پدر کوچک، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی، پسر ساسان موبِد معبد آناهیتا و پدربزرگ اردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی.

۲      پادرا   نگهبان آتش، مرکب از “پاد” به معنی نگهبانی و محافظت + “را” به معنی نور و روشنایی

۳      پاردیک          نام پدربزرگ ساسان به نوشته سنگ نوشته کعبه زرتشت

۴      پارس   نام قومی از اقوام آریایی که در قسمت جنوبی ایران سکونت کرده بودند‎‎، نام ناحیه ای که قوم پارس در آنجا سکونت کرده بودند. نام های زیبای ایرانی

۵      پارسا   پرهیزکار، مؤمن

۶      پارسان         نام روستایی در نزدیکی سیرجان

۷      پارسوا        خطه، مرز، کنار، نام منطقه ای در غرب سرزمین مادها

۸      پارسیا        منسوب به پارس، مرد سرزمین پارس، مرد پارسی، پسر ایرانی

۹      پاساک         نام برادرزاده داریوش پادشاه هخامنشی

۱۰    پاشا    پادشاه در امپراطوری عثمانی، عنوان مقامات لشکری و کشوری

۱۱    پاکان  منسوب به پاک، طاهر و پاکیزه، تمیز و مرتب

۱۲    پاکر     نام پسر اُرُد پادشاه اشکانی

۱۳    پاو       نام پسر شاپور سردودمان اسپهبدان باوندی در طبرستان خاوری

۱۴    پایا    پایدار

۱۵    پدرام    سرسبز، شاد و خوش، خرم

۱۶    پراهام          پرهام

۱۷    پرمایه   از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر فریدون پادشاه پیشدادی

۱۸    پرمودیه         از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ساوه پادشاه ترک و هم زمان با بهرام چوبین سردار ساسانی

۱۹    پرهام   برهان قاطع براهیم ابراهیم را معرب آن دانسته است.

۲۰    پژمان   دلتنگ، غمگین

۲۱    پژند     نام گیاهی است

۲۲    پساک          نام پسر اردوان و برازنده داریوش یکم پادشاه هخامنشی اسم ایرانی

۲۳    پسندیار      اسفندیار

۲۴    پشن  پشنگ

۲۵    پشنگ          نام چند تن از شخصیت های شاهنامه از جمله نام برادرزاده فریدون پادشاه پیشدادی و نیز پدر افراسیاب

۲۶    پشوتن         از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ و کتایون و بردار اسفندیار

۲۷    پشین   از شخصیتهای شاهنامه، نام سومین پسر کیقباد (کی پشین) پادشاه کیانی

۲۸    پلاش   بلاش

۲۹    پلاشان       بلاشان،از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی از پهلوانان افراسیاب، همزمان با کیخسرو پادشاه کیانی

۳۰    پندار    فکر، اندیشه، گمان، وهم، ریشه پنداشتن

۳۱    پوئین، پویین

۳۲    پوربه    پسر بهتر

۳۳    پورک    پسر عزیز

۳۴    پورنگ

۳۵    پوریا     نام پهلوان ایرانی معروف به پوریای ولی، نام اصلی وی محمود خوارزمی و متخلص به قتالی بوده است.

۳۶    پوریار    مرکب از پور (پسر) + یار (یاور، دوست)

۳۷    پولاد    نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرماندهان دلاور ایرانی در زمان کیقباد

۳۸    پولادوند         از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرماندهان دلاور ایرانی در زمان کیقباد پادشاه کیانی

۳۹    پویا      آن که دارای حرکت و پیشروی است. در جریان.

۴۰    پویان    پویا، پوینده

۴۱    پیام     الهام، وحی

۴۲    پیداگشسب   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین

۴۳    پیران    از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه سپهدار افراسیاب تورانی و یکی از شخصیتهای محبوب در داستان سیاوش

۴۴    پیرداد   داده پیر یا بچه ای که در پیری داده شده.

۴۵    پیروز    فاتح، فرخنده، شاد، خوشحال، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان ساسانیان

۴۶    پیروزان         نام یکی از سرداران یزگرد پادشاه ساسانی

۴۷    پیروزه   در اوستا لقب هوشنگ پسر سیامک پادشاه داستانی ایران ، عنوان هر یک از پادشاهان سلسله داستانی.

۴۸    پیکان   نوک فلزی و تیزسر تیر یا نیزه

۴۹    پیلسم         از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، برادر پیران فرزند ویسه در زمان افراسیاب

۵۰    پیمان   عهد، قرار

۱      تابال    نام فرمانداری ایرانی در زمان کوروش پادشاه هخامنشی

۲      تاج بخش      بخشنده تاج پادشاهی، رساننده کسی به پادشاهی ، از القاب رستم پهلوان شاهنامه

۳      تباک  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی و فرمانروای جهرم در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی

۴      تخار     نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام یکی از همراهان فرود

۵      تخواره          نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام پدر خزانه دار خسرو پرویز پادشاه ساسانی

۶      تژاو      از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی داماد افراسیاب تورانی اسم ایرانی

۷      تک آفرین       مرکب از تک( یگانه یا بی نظیر) + آفرین (آفریننده)

۸      تکاور    دونده، تندرو

۹      تکتا   بی همتا

۱۰    تلیمان          از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پهلوانان در زمان فریدون پادشاه پیشدادی

۱۱    توان   قدرت ، توانایی ، تحمل کردن چیزی ، طاقت

۱۲    توانا     نیرومند، پرقدرت

۱۳    تورک    نام پسر شیدسب پادشاه زابلستان

۱۴    تورنگ   قرقاول

۱۵    توس    طوس، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی ملقب به زرینه کفش، فرزند نوذر پادشاه پیشدادی

۱۶    تهم     قوی، نیرومند

۱۷    تهماسب      طهماسب

۱۸    تهمتن          دارنده تن نیرومند ، لقب رستم پهلوان شاهنامه

۱۹    تهمورث       تهمورس، نیرومند ، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هوشنگ پادشاه پیشدادی، ملقب به دیوبند

۲۰    تهمورس       تهمورث، نیرومند ، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هوشنگ پادشاه پیشدادی، ملقب به دیوبند

۲۱    تهمین          پهلوان ، از القاب رستم پهلوان شاهنامه

۲۲    تیران    نام چند تن از پادشاهان سلسله اشکانی

۲۳    تیرداد   نام چندتن از پادشاهان سلسله اشکانی

۲۴    تیماس         جنگل، بیشه

۱      جابان   نام سردار ایرانی در سده دوم یزدگردی

۲      جادی زعفران

۳      جامشید       جمشید، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر تهمورث پادشاه پیشدادی و دارای فره ایزدی

۴      جان افروز      از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین اسم ایرانی

۵      جان افزا       جان افزا

۶      جان بخشان          جان بخش

۷      جان مهر       مهربان جان

۸      جانلی          جان() + لی(ترکی) جاندار، زنده

۹      جانوسیار    جانوشیار، نام وزیر دارای داراب در زمان اسکندر مقدونی

۱۰    جانوشیار      جانوسیار، نام وزیر دارای داراب در زمان اسکندر مقدونی

۱۱    جانی   جاندار

۱۲    جانیار   یاری دهنده جان ، نام مورخی از مردم بخارا

۱۳    جاوید   همیشگی، ابدی

۱۴    جاهد   کوشا، ساعی

۱۵    جستان        نام پدر مرزبان نخستین پادشاه جستانیان

۱۶    جمشاد        پادشاه بزرگ و شاد

۱۷    جمشید      جامشید،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر تهمورث پادشاه پیشدادی و دارای فره ایزدی

۱۸    جندل   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان درگاه فریدون پادشاه پیشدادی

۱۹    جوانشیر       نام پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی

۲۰    جوانوی         از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی دانا و دبیری بزرگ در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۲۱    جویا     جستجو کننده، جوینده

۲۲    جویان   جوینده ، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری مازندرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۲۳    جهان   کیهان، عالم، گیتی ، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ملک جهان، جهان آفرین

۲۴    جهان آفرین   آفریننده جهان

۲۵    جهان بخش   آن که جهان تحت سلطه اوست و می تواند آن را به کسی ببخشد

۲۶    جهان فر       شکوه جهان

۲۷    جهانبان        نگهبان جهان، خداوند

۲۸    جهاندار         خداوند ، نگهبان جهان، پادشاه

۲۹    جهانسوز       فتنه و آشوب به پا کننده در جهان ، بی اعتنا به جهان و هر چه در آن است

۳۰    جهانشاد       آن که مردم جهان از او شادند

۳۱    جهانشید      نور و روشنایی عالم

۳۲    جهانشیر       دلاور در جهان

۳۳    جهانفر       کسی که جهانیان به او افتخار کنند ، مایه شکوه و عظمت جهان

۳۴    جهانگشای    تسخیرکننده جهان، فاتح

۳۵    جهانگیر        فتح کننده جهان

۳۶    جهانیار         یاور و یاور مردم جهان

۳۷    جهن  از شخصیتهای شاهنامه، نام چهارمین پسر افرسیاب تورانی

۱      چابک   چالاک‎ ‎، زیبا و ظریف ، زیباروی

۲      چاکان          نام روستایی در نزدیکی لاهیجان

۴      چکاد    بالای کوه، قله

۵      چنگش         از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه خاقان چین

۶      چوبینه          نامی  لقب بهرام سردار دوره ساسانی

۷      چهربرزین      دارنده نژاد برتر اسم ایرانی

۸      چیلان          عناب

۱      حاتم  عربی   نام مردی بسیار سخاوتمند از قبیله طی

۲      حادید عبری   تند و تیز، نام روستایی بوده است.

۳      حارث عربی   کشاورز ، نام چند شخصیت تاریخی

۴      حافظ عربی   نگهبان ، آن که تمام یا بخشی از قرآن را از حفظ کرده است، لقب شاعر بزرگ قرن هشتم، خواجه شمس الدین محمد شیرازی

۵      حافظ الدین  عربی آن که محافظ و نگهبان دین است.

۶      حام   عبری   حمایت کننده ، نام یکی از پسران نوح(ع)

۷      حامد  عربی   سپاسگزار

۸      حامی        عربی   حمایت کننده، پشتیبان

۹      حامین        عربی   جمع حامی

۱۰    حانان عبری   رحیم، نام یکی از دلاوران در زمان داوود

۱۱    حانون عبری   صاحب نعمت

۱۲    حبان  عربی   نام یکی از صحابه پیامبر(ص)

۱۳    حبیب عربی   دوست، یار، معشوق

۱۴    حبیب الله    عربی   دوست و یار خداوند

۱۵    حجت عربی   دلیل، برهان

۱۶    حجت الدین عربی   آن که دلیل و برهان دین است.

۱۷    حرمت علی عربی   آن که شأن و حرمتی چون علی(ع) دارد یا به حرمت علی(ع) متولد شده است.

۱۸    حزین عربی   اندوهگین، غمگین، لقب یکی از شاعران قرن دوازدهم، حزین لاهیجی

۱۹    حسام        عربی   شمشیر تیز و برنده

۲۰    حسام الدین        عربی   آن که در دفاع از دین چون شمشیری تیز وبرنده است.

۲۱    حسن        عربی   نیکو، زیبا ، نام امام دوم شیعیان

۲۲    حسن یوسف       عربی,عبری   حسن(خوبی) + یوسف(عبری) گیاهی همیشه سبز از خانواده نعناع که برگهای آن به رنگهای مخلوط قرمز، سفید، سبز، زرد، و قهوه ای است.

۲۳    حسیب      عربی   آن که دارای حسب و نسب است، بزرگوار

۲۴    حسین       عربی   نیکو، خوب، مصغر حسن ، نام امام سوم شیعیان

۲۵    حشمت الله عربی   بزرگی و شکوه خداوند

۲۶    حشمت اله عربی نشانه شکوه و برزگی خداوند

۲۷    حصیل        عربی   نام گیاهی است. نام ایرانی

۲۸    حفیظ عربی حافظ نگهبان، هوشمند و یادگیرنده

۲۹    حکمت       عربی   فلسفه به ویژه فلسفه اسلامی ، خردمندی، فرزانگی

۳۰    حکیم عربی   دانا به علوم مختلف

۳۱    حلیم عربی   بردبار، شکیبا، از نامهای خداوند

۳۲    حمام عربی کبوتر

۳۳    حمدالدین    عربی   مرکب از حمد( سپاس، ستایش) + دین

۳۴    حمدالله      عربی   آن که شکر و سپاس خدا را می گوید ، نام مورخ و جغرافیدان مشهور قرن هشتم  اسم ایرانی

۳۵    حمزه عربی   شیر، نام عموی پیامبر(ص)

۳۶    حمید عربی   ستوده ، از نامهای خداوند

۳۷    حمیدالدین   عربی   ستوده شده در دین

۳۸    حمیدالله     عربی   ستوده خداوند

۳۹    حمیم عربی خویشاوند نزدیک – دوست و همراه بسیار صمیمی – آب جوشان جهنم

۴۰    حنان  عربی   بخشاینده، از صفات خداوند

۴۱    حنیف عربی   درست و پاک، راستین، خداپرست

۴۲    حنین عربی   اشتیاق، ناله، زاری

۴۳    حیدر  عربی   شیر، لقب علی (ع)

۱      خابان   نام سردار ایرانی در زمان رستم فرخزاد

۲      خدابخش      عطای الهی، بخشیده خداوند

۳      خدابنده        بنده خداوند، لقب سلطان محمد اولجایتو پادشاه مغول

۴      خداداد          عطا شده از سوی خداوند

۵      خدادوست    دوستدار خداوند

۶      خدایار   آن که خداوند یار اوست

۷      خراد    نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله دلاوری ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی

۸      خردادبرزین  نام پزشکی ایرانی در دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی

۹      خردادبه        مرکب از خرداد( نام فرشته نگهبان آب) + به ( بهتر، خوبتر)، نام جد دانشمندی ایرانی در قرن سوم که در علم جغرافیا مهارت داشت

۱۰    خردادپرویز     نام یکی از پادشاهان ساسانی

۱۱    خرزاد   خورزاد، نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۲    خرمشاد       با طراوت و شاداب

۱۳    خروش         فریاد، بانگ

۱۴    خسرو          پادشاه ، نیکنام و دارای آوازه نیکی ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله کیخسرو پادشاه کیانی و خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۵    خسروپرویز    نام یکی از پادشاهان ساسانی

۱۶    خسروداد      داده پادشاه نام زیبای

۱۷    خسروزاد      زاده پادشاه

۱۸    خسروشاد    پادشاه شاد و خرم

۱۹    خشاش        از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی

۲۰    خشایار       تغییر یافته خشایارش – مرکب از خشیه به معنای شاه و ارش به معنی مرد دلیر – شاه دلیر نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی

۲۱    خشایارشا  مرکب از خشیه به معنای شاه و ارش به معنی مرد دلیر – شاه دلیر نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی

۲۲    خشنواز        تحریفی از نام پادشاه هیاطله

۲۳    خنجست      از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری در زمان هرمز پسر انوشیروان پادشاه ساسانی

۲۴    خندان        بشاش ، کسی که همواره می خندد

۲۵    خورزاد          نام یکی از پسران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۲۶    خوزان   نام پهلوانی ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی

۲۷    خوش نواز      خشنواز

۲۸    خوشچهر      آن که چهره ای زیبا و خوشایند دارد اسم پسرانه

۲۹    خوشنود       خشنود

۱      داتام    نام یکی از فرماندهان پارسی کاپادوکیه

۲      داتیس          نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی

۳      دادار    خالق، عادل، دادگر

۴      دادبرزین        از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی

۵      دادبه    آفریده بهتر، نام پدر ابن مقفع نویسنده نامدار قرن دوم

۶      دادفر    مرکب از داد( عدل) + فر( شکوه، جلال)

۷      دادفرخ          مرکب از داد( عدل) + فرخ( فرخنده، مبارک) ، نام یکی از قاضیان در زمان ساسانیان

۸      دادفروز         فروزنده عدل و داد، عادل

۹      دادفرین        نام یکی از سرداران زمان اسکندر مقدونی

۱۰    دادمهر          داده خورشید ، نام یکی از پادشاهان طبرستان که هم زمان با بنی امیه بوده است

۱۱    دادهرمز        داده هرمز، خداداد، نام موبدی در زمان ساسانیان

۱۲    دارا      صورت دیگری از داراب و داریوش ، نام پادشاه کیانی در شاهنامه و منظومه نظامی

۱۳    داراب   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر بهمن پادشاه کیانی و همای چهرزاد

۱۴    داران    عربی دنیا و آخرت اسم پسرانه

۱۵    دارمان          از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۶    دارنوش         نام یکی از وزیران بخت نصر

۱۷    داریا     دارا، دارنده

۱۸    داریاو   نام یکی از شهریاران پارس در زمان سلوکیها

۱۹    دارینوش       نام یکی از پادشاهان کیانی، ظاهراً محرف داریوش است

۲۰    داریو    نام پادشاهی پیش از ساسانیان

۲۱    داریوش       مرکب از دارا + وهو (نیکی ) : دارنده نیکی – نام چندتن از پادشاهان هخامنشی

۲۲    داشاب         هدیه

۲۳    داشاد          هدیه

۲۴    دامور    آواز نرم و لطیف

۲۵    دامون   در گویش مازندران دامنه جنگل

۲۶    دانا      عاقل، خردمند

۲۷    دانش   مجموعه اطلاعات یا آگاهی هایی که از طریق آموختن، تجربه، یا مطالعه به دست می آید، علم

۲۸    دانوش          نام کسی که عذرا معشوقه وامق را فروخت

۲۹    داو      هر یک از اشخاصی که طرفین دعوا برای حل اختلافات به طریقه غیررسمی انتخاب می کنند ، قاضی ، خداوند

۳۰    داور   آنکه میان دو نفر به عدالت حکم کند ، از نامهای حضرت حق

۳۱    دستان         نامی که سیمرغ بر زال پدر رستم پهلوان شاهنامه نهاده بود

۳۲    دشمه          از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و جد تخواره شاه دستان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۳۳    دلاور    شجاع، نترس

۳۴    دلیر     شجاع

۳۵    دماوند          دارای دمه و بخار، نام کوهی از سلسله جبال البرز در شمال شرقی تهران

۳۶    دمور    از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب

۳۷    دیاکو  (دیااکو) – بنیانگذار ایران و اولین پادشاه مادها که شهر هگمتانه (همدان) را بنا نهاد و آنرا پایتخت ایران کرد- مشهور است که در عدالت بسیار دقیق بود . نام زیبای

۱      ذبیح  قربانی (عمولا در راه خدا)

۲      ذبیح الله        آن که در راه خداوند قربانی شده است، قربانی خداوند، لقب اسماعیل(ع)

۳      ذکا      خورشید

۴      ذوالفقار        نام شمشیر امام علی(ع)

۱      راتین    رادترین ، نام یکی از سرداران اردشیر دوم پادشاه ساسانی

۲      راد       جوانمرد ، بخشنده، سخاوتمند ، خردمند، دانا

۳      رادان  مرکب از راد به معنی جوانمرد و پسوند نسبت ، انکه منسوب به جوانمردی است ، همچنین یکی از توابع اصفهان

۴      رادبرزین        از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای زابلستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۵      رادبه    مرکب از راد( بخشنده یا خردمند + به ( خوبتر، بهتر)

۶      رادفرخ          از شخصیتهای شاهنامه، نام آخورسالار هرمز پادشاه ساسانی

۷      رادمان          دارمان،از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۸      رادمهر          مرکب از راد( بخشنده) + مهر( خورشید) ، نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی

۹      رادنوش         مرکب از راد( جوانمرد، بخشنده) + نوش( نیوشنده)

۱۰    رادوین        جوانمرد اسم پسرانه

۱۱    رادین   بخشنده، جوانمرد

۱۲    راشا    راه عبور

۱۳    رام      از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین

۱۴    رام برزین       از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان و مشاوران درگاه خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۵    رامان   نام وزیر کیقباد پادشاه کیانی

۱۶    رامبد    نگهبان و پاسدار آرامش

۱۷    رامشاد         مرکب از رام( آرام یا مطیع) + شاد( خوشحال)

۱۸    رامی   رامتین

۱۹    رامیاد   زامیاد، نام روز بیست و هشتم از هر ماه شمسی در قدیم

۲۰    رامیار   رمه یار چوپان، شبان

۲۱    رامین   عاشق ویس در منظومه ویس و رامین

۲۲    رایان  اندیشمند – فکر کننده – مرکب از راه(فکر و اندیشه) + پسوند فاعلی

۲۳    رایبد  به ضم ب ، دانشمند ، حکیم ، دانا ، خداوندگار خرد ، مرکب از رای به معنای دانش و خرد و بد پسوند ملکیت

۲۴    رایین    نام سردار اردشیر دوم پادشاه ساسانی

۲۵    رایان  راهنما

۲۶    رزمان   نام یکی از سرداران دیلمیان

۲۸    رسا   به صدای واضح که به راحتی قابل شنیدن است گفته می شود، موزون و بلند ، آنچه به راحتی قابل درک است ، توانا در رسیدن ‏به هدف یا رسیدن به جایی، بلیغ ، واضح ، کنایه از شخص رشید و خوش قد و قامت

۲۹    رستار   نجات یافته، رها شده

۳۰    رستم   در زبان قدیم ایرانی مرکب از رس( بالش، نمو) + تهم (دلیر، پهلوان) ، نام پهلوان شاهنامه

۳۱    رستهم       رستم، در زبان قدیم ایرانی مرکب از رس( بالش، نمو) + تهم (دلیر، پهلوان) ، نام پهلوان شاهنامه

۳۲    رشنواد         از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی در زمان همای مادر داراب و شناسنده داراب و به حکومت رساننده او

۳۳    رغمان          از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران ایرانی در زمان هرمز پادشاه ساسانی

۳۴    رکسار        پهلوان – قدرتمند، نام یکی ازپهلوانان افسانه ای ایران باستان و نام افسانه ای به همین نام

۳۵    رمیار    رامیار

۳۶    روزبه    بهروز، خوشبخت ، از شخصیتهای شاهنامه، نام موبد بهرام گور پادشاه ساسانی، نام اصلی سلمان  از یاران معروف پیامبر(ص) ، نام اصلی ابن مقفع دانشمند معروف ایرانی قرن دوم

۳۷    روزبهان         نام عارف بزرگ قرن ششم، ابونصر بقلی شیرازی معروف به شیخ شطاح

۳۸    روزک   روز کوتاه، لقب یکی از پسران شاه عباس پادشاه صفوی

۳۹    روزمهر          خورشید روز، درخشان اسم پسرانه پارسی

۴۰    روشاک        نام یکی از سرداران ایرانی در جنگ اسکندر مقدونی

۴۱    روماک          در گویش مازندران راست و منظم

۴۲    روهام نام یکی از پهلوانان ایرانی در شاهنامه فردوسی

۴۳    روهان        نیک سیرت و پارسا – زاهدان دین زرتشت را گویند-مرکب از روه به معنای سیرت نیک + پسوند نسبت

۴۴    رهام    از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گودرز پهلوان ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۴۵    رهان    نام یکی از سرداران پارسی در جنگهای باختر نام زیبای

۴۶    رهی    غلام، بنده

۴۷    ریو       ریونیز، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی، و داماد طوس سپهسالار ایران

۴۸    ریونیز   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی، و داماد طوس سپهسالار ایران

۱      زائان    نام سر سلسله زادنیان یکی از قبایل معروف قزوین

۲      زاب      زو، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند طهماسب و از نسل فریدون پادشاه پیشدادی

۳      زاد       فرزند، پسر، نام یکی از فرمانداران در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند زادعلی، زادمهر، مهرزاد

۴      زادان فر        یکی از القاب خسروپرویز پادشاه ساسانی

۵      زادان فرخ      نام رئیس نگهبانان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۶      زادبه    آزادبه

۷      زادسرو       آزادسرو

۸      زادشم         از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه تورانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی ایران وجد افرسیاب تورانی نام پسرانه

۹      زادفرخ          از شخصیتهای شاهنامه و از سرداران بهرام چوبین در زمان هرمز پادشاه ساسانی

۱۰    زادمن   آزادمنش

۱۱    زاگرس       رشته کوهی که از جنوب غربی ایران شروع می شود و تا شرق ترکیه و شمال عراق ادامه دارد ، پشتکوه، نام زیبای

۱۲    زال      پیر و سفید مو ، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند سام نریمان و پدر رستم پهلوان شاهنامه

۱۳    زامیاد رامیاد، نام روز بیست و هشتم از هر ماه شمسی در قدیم

۱۴    زاوش   نام ستاره مشتری

۱۵    زراتشت      زرتشت، دارنده شتر زرد، نام پیامبر ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۱۶    زراسپ         از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۱۷    زراوه    نام پهلوانی ایرانی

۱۸    زرداده   نام پهلوانی ایرانی و عموزاده گرشاسپ پهلوان نامدار

۱۹    زرداشت     زرتشت، دارنده شتر زرد، نام پیامبر ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۲۰    زردشت      زرتشت، دارنده شتر زرد، نام پیامبر ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۲۱    زردهشت    زرتشت، دارنده شتر زرد، نام پیامبر ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۲۲    زرمهر   مرکب از زر( طلا) + مهر( خورشید)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سوفر، از پهلوانان ایرانی در زمان قباد پادشاه ساسانی

۲۳    زروان   نام یکی از ایزدان در ایران باستان، از شخصیتهای شاهنامه، نام پرده بردار دربار انوشیروان پادشاه ساسانی

۲۴    زروانداد         مرکب از زروان ( نام ایزدی) + داد ( داده)، نام یکی از پسران مهرنرسی، وزیر بهرام گور پادشاه ساسانی، که به مقام هیربدان رسید

۲۵    زروانمهر        مرکب از زروان ( نام ایزدی) + مهر( خورشید)

۲۶    زریر      از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند لهراسپ پادشاه کیانی و برادر گشتاسپ و از مبلمان بزرگ آیین زرتشتی

۲۷    زرین کلاه      زرین تاج

۲۸    زریون   زرگون ، به رنگ زر، طلایی ، سبز و خرم

۲۹    زمان    جریانی پیوسته، بی آغاز، و بی انجام که در طی آن حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ می دهد، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند فرخ زمان

۳۰    زمران نام پسر ابراهیم(ع)

۳۱    زنگو     از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، همچنین نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۳۲    زنگه     از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی پسر شاوران در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۳۳    زو        از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند طهماسب و از نسل فریدون پادشاه پیشدادی

۳۴    زواره    از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر رستم پهلوان شاهنامه

۳۵    زوپین   نام پسر کاووس پادشاه کیانی

۳۶    زویین   زوپین

۳۷    زهیر    از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در سپاه کیخسرو پادشاه کیانی

۳۸    زیا       زنده

۳۹    زیار      نام نیای آل زیار، سلسله ای از پادشاهان و امرای ایرانی نژاد در گرگان

۴۰    زیرک    باهوش، جلد، از شخصیتهای شاهنامه، نام سالار موبدان درگاه ضحاک

۴۱    زیناوند          مسلح ، لقب تهمورث پادشاه پیشدادی

۱      ژافه     نام یکی از پسران نوح

۲      ژاماسب       جاماسپ

۳      ژاو     خالص و چکیده هر چیز

۴      ژاییز     ژاییژ

۵      ژم       نام پسر قباد برادر انوشیروان پادشاه ساسانی

۶      ژنگ     ارژنگ

۷      ژوبین   نوعی نیزه کوچک با سر دو شاخه و نوک تیز ، نام زیبای

۸      ژوپین ژوبین

۹      ژورک   پرنده ای سرخ رنگ به اندازه گنجشک

۱۰    ژیگس          نام پدر میرسوس سردار پارسی در زمان داریوش پادشاه هخامنشی

۱      ساتیار          نام یکی از سرداران داریوش

۲      سارنگ         نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی

۳      سارین          نام روستایی در نزدیکی رفسنجان

۴      ساسان      تنها و گوشه نشین، درویش، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام جد اردشیر مؤسس سلسله ساسانیان

۵      سالار بزرگ، مهتر، سردار سپاه، فرمانده سپاه، حاکم، شاه

۶      سام  آتش، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال و جهان پهلوان شاهنامه در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی

۷      سام  (سنسکریت، ) داستان خوشایند، حدیث خوش

۸      سامان         سرزمین، ناحیه، ترتیب و روش کاری، نظام، صبر، آرام و قرار، نام مؤسس سلسله سامانیان

۹      سامیا          نام ماه یازدهم از سال ایرانیان در زمان هخامنشیان

۱۰    سامیار       کمک کننده به آتش محافظ آتش

۱۱    سامیان        نام روستایی در نزدیکی اردبیل

۱۲    سامین         نام روستایی در نزدیکی همدان

۱۳    ساونگ         نام پدر باونگهه در فروردین یشت

۱۴    ساوه   نام چندتن از شخصیت های شاهنامه، از جمله نام دلاور تورانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۱۵    سباک          از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای جهرم در زمان اردشیر پادشاه ساسانی

۱۶    سبلان         نام کوهی در آذربایجان

۱۷    سپنتا اسپنتا، اسم پسر به معنی مقدس قابل ستایش

۱۸    سپنتامن      مخفف سپیتامان، نام سرداری ایرانی، نام خانوادگی زرتشت

۱۹    سپند   اسپند دانه سیاه و خوشبویی که برای دفع چشم زخم در آتش می ریزند

۲۰    سپندان        خردل

۲۱    سپنسار       از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۲۲    سپهر   آسمان

۲۳    سپهراد        مرکب از سپه (سپاه) + راد (بخشنده، جوانمرد)

۲۴    سپهرار         کره آتش، برساخته فرقه آذرکیوان است

۲۵    سپهرداد       نام داماد داریوش پادشاه هخامنشی

۲۶    سپهرم         از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۲۷    سدرا نام درختی در آسمان هفتم بهشت

۲۸    سدیف        به فتح سین، نام چندتن از صحابه حضرت رسول

۲۹    سرافراز        سرفراز

۳۰    سرخه          از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر افراسیاب تورانی

۳۱    سردار          فرمانده یک گروه نظامی، پیشوا، رهبر

۳۲    سرکب         نام یکی از موسیقیدانان بزرگ در دوران ساسانیان

۳۳    سرکش        از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از موسیقیدانان دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی

۳۴    سروشان      نام جد بایزید بسطامی

۳۵    سریتا نام اولین پزشک ایرانی

۳۶    سفندارمذ     نام یکی از امشاسپندان در دین زرتشتی

۳۷    سلم    از شخصیتهای شاهنامه، نام بزرگترین پسر پیشدادی

۳۸    سمکنان       از شخصیت های شاهنامه، نام دلاور ایرانی در نبرد کیخسرو با افراسیاب

۳۹    سنباد          از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی و از سرداران سپاه بهرام چوبینه

۴۰    سنجه          از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران مازندرانی در سپاه مازندران در زمان کیکاووس پادشاه کیانی، مرکب از سنج( ریشه سنجیدن) + هـ ( وسیله سنجش)

۴۱    سورن          نام یکی از خاندانهای هفتگانه ممتاز در زمان اشکانیان

۴۲    سورنا   نام سردار ایرانی در زمان اشکانیان

۴۳    سورین         توانا، دلیر

۴۴    سوشا       سوشیانت، نجات دهنده، منجی، نام هریک از موعودهای دین زرتشتی که هر هزار سال یکی از آنها ظهور می کند.

۴۵    سوشیان    سوشیانت، سوشیانس، نجات دهنده، هر یک از موعدان دین زرتشتی که در آخرالزمان ظهور می کنند.

۴۶    سوفرا          از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری اهل شیراز

۴۷    سوما   در گویش مازندران نهر آب

۴۸    سهراب         گلگون، شاداب، از شخصیت های شاهنامه: نام پسر رستم پهلوان شاهنامه و تهمینه

۴۹    سهره   سرخه، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر افراسیاب تورانی

۵۰    سهند   نام کوهی آتشفشانی در آذربایجان اسم زیبای پسرانه

۵۱    سی سیماک        نام یکی از سرداران پارسی داریوش هخامنشی

۵۲    سیامک        آن که موهایش سیاه است، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیومرث پادشاه پیشدادی

۵۳    سیاوخش     سیاوش

۵۴    سیاوش        دارنده اسب سیاه ، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیکاووس پادشاه ایران و پدر کیخسرو پادشاه کیانی نام زیبای پسرانه

۵۵    سیاووش      سیاوش

۵۶    سیبویه         سیب کوچک یا بوی سیب، نام دانشمند نحوی نامدار در قرن دوم که در شیراز می‌زیسته است.

۵۷    سیتاک         نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی

۵۸    سیحون      از رودهای معروف در شمال ایران قدیم که به دریاچه آرال می ریزد ، این رود اکنون در قرقیزستان و قزاقستان جاریست.

۵۹    سیرخ   نام یکی از سرداران سپاه وشمگیر

۶۰    سیکا   در گویش مازندران اردک

۶۱    سیمک         از نامهای باستانی، سفید و درخشان

۶۲    سینا  (، عبری) صفت مشبه از سنبیدن، سوراخ کننده،نام شبه جزیره ای کوهستانی در شمال شرقی مصر که حضرت موسی (ع) به پیامبری برگزیده شد و الواح دهگانه را خداوند به او نازل کرد، نام جد ابن سینا پزشک و دانشمند نامدار ایرانی

۶۳    سینار سنباد، نام یکی از بزرگان ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی و از سرداران سپاه بهرام چوبینه، از شخصیتهای شاهنامه

۶۴    سیناک         نام یکی از بزرگان  در زمان اشک هجدهم پادشاه اشکانی

۱      شابرزین       شاه برزین

۲      شابهار         نام دشتی در نواحی کابل

۳      شاپور   شاه پور، پسر شاه، شاهزاده، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری گرانمایه و بارسالار فریدون پادشاه پیشدادی، همچنین نام چندتن از پادشاهان و پهلوانان ایرانی در شاهنامه

۴      شادان برزین          نام دانشمندی از مردم توس

۵      شادان هرمز          مرکب از شادان ( شاد) + هرمز اهورامزدا یا خدا

۶      شادبه          بهترین شادی

۷      شادتگین      شاد() + تگین(ترکی) پهلوان شاد، از امیران دربار خوارزمشاه

۸      شادکان        کامیاب، کامروا، خوشحال، شادمان، نام برادر فریدون پادشاه پیشدادی بنا به روایتی

۹      شادمان        خوشحال، مسرور، نام برادر شیرویه، پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۰    شادیار         شاد و خوشحال

۱۱    شارویه         شیرویه

۱۲    شاور   شاپور، شاه پور، پسر شاه، شاهزاده، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری گرانمایه و بارسالار فریدون پادشاه پیشدادی، همچنین نام چندتن از پادشاهان و پهلوانان ایرانی در شاهنامه

۱۳    شاوران        از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر زنگه پهلوان ایرانی در دوره کیکاووس پادشاه کیانی

۱۴    شاوگ          نام پادشاه کوشان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۵    شاه برزین     نام شخصی در وندیدا (بخشی از اوستا)

۱۶    شاه بهرام     نام بهرام گور پادشاه ساسانی و همچنین پادشاه کشمیر

۱۷    شاه پر         شهپر

۱۸    شاه سرور    نام پسر شاه سرو پادشاه کشمیر

۱۹    شاه موبد      شوهر ویس در منظومه ویس و رامین

۲۰    شاهباز        شهباز

۲۱    شاهپور        شاپور

۲۲    شاهدیس     مانند شاه

۲۳    شاهرخ        آن که چهره ای با هیبت و شکوه چون شاه دارد ، نام پسر امیرتیمور پادشاه تیموری

۲۴    شاهروز        نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر

۲۵    شاهسار      نام یکی از شاعران دربار سامانیان

۲۶    شاهفور        شاپور

۲۷    شاهقلی      شاه() + قلی(ترکی) غلام شاه، نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه

۲۸    شاهک         شاه کوچک، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان و مشاوران دربار هرمز پادشاه ساسانی

۲۹    شاهکار        کار شاهانه، برجسته، ممتاز

۳۰    شاهو   آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است

۳۱    شاهوش       آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است

۳۲    شاهوی        از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هفتواد یکی از پهلوانان دوران اردشیر بابکان پادشاه ساسانی، نام یکی از راویان شاهنامه

۳۳    شاهویه        نام در برزویه دانشمند ایرانی، مترجم کلیله و دمنه

۳۴    شاهیار      یار سلطان ، ملازم شاه

۳۵    شاهین        پرنده شکاری

۳۶    شایان          سزاوار، شایسته، ممکن، مقدور، نام زیبای

۳۷    شایگان      مرد بزرگ – شایسته و شایان

۳۸    شایورد         شادورد

۳۹    شبان   چوپان، گله بان

۴۰    شباویز         مرغ حق

۴۱    شراکیم        نام یکی از سپهبدان مازندران

۴۲    شروان         نام سرزمینی در جنوب شرقی قفقاز

۴۳    شعیا اشعیا ، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که نسبش به سلیمان نبی می رسد.

۴۴    شغاد   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند

۴۵    شفروه         نام یکی از خاندانهای مشهور اصفهان

۴۶    شکیب         تحمل، بردباری، آرام و صبر

۴۷    شماخ          از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه سوریان و از دلاوران ایران در زمان کیخسرو پادشاه کیانی

۴۸    شماساس    از شخصیتهای شاهنامه، نام سالاری بزرگ و برگزیده در سپاه توران زمان افراسیاب پادشاه تورانی

۴۹    شمیران       از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی و جزو سپاه پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی

۵۰    شنتیا فاتح پیروز از القاب حضرت علی

۵۱    شنطوس    از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در درگاه خسروپرویز پادشاه ساسانی

۵۲    شنگان         از شخصیتهای شاهنامه و از بزرگان ایرانی در زمان یزگرد پادشاه ساسانی

۵۳    شنگل          شوخ، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه هند و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی

۵۴    شه موبد     شاه موبد

۵۵    شهباز          شاه باز نوعی باز سفید رنگ و شکاری

۵۶    شهبال         بزرگترین پر پرنده

۵۷    شهبان         برادر زرین ملک در داستان ملک بهمن

۵۸    شهبد شهبد (به ضم ب) مرکب از شه(شاه) + بد(صاحب،خداوند)؛ترکیب مرخم و به معنای شاه بزرگ و صاحب اختیار است

۵۹    شهداد         داده شاه، نام بخشی از شهرستان کرمان، نام رودی در کرمان

۶۰    شهرآزاد        نام یکی از پادشاهان ساسانی

۶۱    شهرآگیم      حاکم شهر، نام یکی از سپهسالاران مازندران

۶۲    شهراد          شاه بخشنده

۶۳    شهرام         شاه شاد و خوشحال

۶۴    شهران         از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از خردمندان ایرانی در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی

۶۵    شهربان        حاکم شهر

۶۶    شهرتاش      شهر() + تاش(ترکی) همسایه و همشهری

۶۷    شهرخ        شاهرخ

۶۸    شهرخواست         نام روستایی در نزدیکی شیراز، نام یکی از سرداران طبرستان

۶۹    شهرداد        نام قدیم شهر اهواز

۷۰    شهرزاد        زاده شاه

۷۱    شهرسپ      از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیر طهمورث که مردی دانا و پارسا بود و شاه را به نیکی راهنمایی می کرد

۷۲    شهرگان       شهری، اهل شهر

۷۳    شهرگیر        فاتح شهر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و سالار اردشیر بابکان پادشاه ساسانی

۷۴    شهرو   آن که چهره ای چون چهره شاه دارد ، نام یکی از اعیان ایرانی در زمان یزگرد پادشاه ساسانی

۷۵    شهروان        شهربان، نگهبان شهر

۷۶    شهرود         نهر و رودخانه بزرگ، نام سازی

۷۷    شهروز         شاه روزگار یا داری بخت و روز شاه، نام سازی، نام شهری که خسروپرویز پادشاه ساسانی بنا کرد

۷۸    شهروین       شهنام ، از نامهای باستانی

۷۹    شهریار         پادشاه، شاه، فرمانروا، حاکم، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی

۸۰    شهرین         نام یکی از نجبای ایرانی در زمان ساسانیان

۸۱    شهریور         نام ماه ششم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز چهارم از هر ماه شمسی در ایران قدیم

۸۲    شهسان     مانند شاه ، شاهوار ، دارای جلال و شکوه شاهانه

۸۳    شهفور         شه() + فور(معرب پور) ، شاهپور پسر شاه، شاهزاده

۸۴    شهمردان     نام پسر ابولخیر، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی

۸۵    شهمیر       مخفف شهمیرزاد شهری در استان سمنان ، مرکب از شه مخفف شاه بعلاوه میر مخفف امیر ، سلطان و فرمانروا

۸۶    شهنام         دارای نام شاهانه

۸۷    شهنوش       مرکب از شه ( شاه) + یاد( عسل)

۸۸    شهیاد          مرکب از شه ( شاد) + یاد( خاطره)

۸۹    شهیار          یاور و کمک کننده شاه، نام یکی از دانشمند زرتشتی در قرن یازدهم یزگردی

۹۰    شیانا پاداش دهنده جزا دهنده مرکب از شیان (جزا و پاداش) + الف فاعلی

۹۱    شیداب         نام حکیمی که خاک را خدا می دانست، برساخته فرقه آذرکیوان است

۹۲    شیدرنگ       نام پهلوانی دانشمند و فاضل، برساخته فرقه آذرکیوان است

۹۳    شیدسب      از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۹۴    شیدوش       از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری جنگاور در دربار فریدون پادشاه پیشدادی، نیز نام پسر گودرز پهلوان ایرانی

۹۵    شیرآزاد        از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در زمان رستم هرمزان سردار ساسانی

۹۶    شیراک         نام پدر هرمزد، کنده‌کار کتیبه کعبه زرتشت

۹۷    شیران         از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۹۸    شیرخون       از شخصیتهای شاهنامه، نام مرد زابلی و راهنمای بهمن پسر اسفندیار تورانی به شکارگاه رستم پهلوان شاهنامه

۹۹    شیرزاد         زاده شیر، شجاع، طبق بعضی از نسخه های شاهنامه نام جارچی انوشیروان پادشاه ساسانی، اسم زیبای پسرانه

۱۰۰   شیرزیل        از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در زمان خسرو پرویز پادشاه ساسانی

۱۰۱   شیرو   از شخصیتهای شاهنامه، و بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه، نام یکی از پسران گشتاسپ پادشاه کیانی

۱۰۲   شیرو   شیرویه

۱۰۳   شیرویه        شکوهمند و صاحب شأن و شوکت، شجاع و دلیر، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۰۴   شیوه راه روش

۱      صائب عربی راست و درست، رسا، رساننده، نام شاعر نامدار قرن یازدهم در دوره صفویه(صائب تبریزی)

۲      صائم  عربی   روزه گیر، روزه دار

۳      صائن  عربی   محافظ، نگاه دارنده

۴      صائن الدین  عربی   آن که حافظ و نگهدارنده دین است

۵      صابر   عربی   صبور، شکیبا، از نامهای خداوند، نام شاعر نامدار قرن ششم، ادیب صابر

۶      صاحب        عربی   دارنده، مالک، دارا،سرور،همنشین، یار

۷      صادق عربی   راستگو،راست و درست، راستین،نام امام امام ششم شیعیان

۸      صارم  عربی   شمشیر تیز، قطع کننده، برنده، مرد دلیر، دلاور

۹      صاعد عربی   بالارونده، صعودکننده، نام یکی از مردان افسانه ای عرب باستان

۱۰    صالح  عربی   شایسته و درستکار، نیک، خوب، دارای اعتقاد و عمل درست دینی، نام پیامبر قوم ثمود

۱۱    صانع  عربی آفریننده ، صنعتگر، همچنین یکی از نام های خداوند نیز صانع می باشد

۱۲    صایب عربی   صائب،راست و درست، رسا، رساننده

۱۳    صاین  عربی   صائن، محافظ، نگاه دارنده

۱۴    صباح  عربی   بامداد، صبح‎ ‎‏ ، روز، نام دعائی منسوب به علی(ع)

۱۵    صبار  عربی   بسیار صبرکننده، صبور، از نامهای خداوند

۱۶    صدر   عربی بالاترین ، اعلاترین در هر چیز

۱۷    صدرا  عربی,        مرکب از صدر (عربی به معنای بالا) + الف فاعلی () – بالا برنده،ارج دهنده،نام حکیم محمدبن ابراهیم بن یحیی شیرازی معروف به ملاصدرا

۱۸    صدرالدین    عربی   دارای برتری دین، مقدم و پیشوای دین

۱۹    صدران        ,عربی          صدر(عربی) + ان() رؤسا و بزرگان

۲۰    صدوق        عربی   راستگو، صدیق، دوست. اسم ایرانی

۲۱    صدیده        آشوری         مهم

۲۲    صدیق عربی   بنده خالص خداوند ، بسیار راستگو و درستکار، لقب یوسف(ع) پسر یعقوب(ع)

۲۳    صدیقا عبری   نام آخرین تن از سلسله یهود

۲۴    صفا   عربی   یکرنگی، خلوص، صمیمیت، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی،نام کوهی در مکه

۲۵    صفار  عربی   رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است

۲۶    صفاعلی     عربی   آن که خلوص و پاکی ای چون علی(ع دارد، لقب ظهیرالدوله مؤسس “انجمن اخوت” در دوره ناصرالدین شاه

۲۷    صفدر عربی,          صف(عربی) + در() ، مردجنگی، دلاور، صف شکن، از القاب علی(ع

۲۸    صفر   عربی   نام ماه دوم از سال قمری، نام کوهی در نزدیکی مدینه

۲۹    صفی عربی خالص ، یگانه ، یکتا ، برگزیده ، صاف ، پاک و روشن ، نام شاعر و نویسنده و واعظ ایرانی قرن هشت و نه هجری

۳۰    صفی الدین عربی   برگزیده دین، نام عارف نامدار قرن هشتم، صفی الدین اردبیلی

۳۱    صفی الله    عربی   برگزیده خداوند، لقب آدم(ع)

۳۲    صفیعلی     عربی   برگزیده علی(ع)

۳۳    صلات عربی   دعای بنده به سوی خداوند ، نماز

۳۴    صلاح عربی خیر و نیکی

۳۵    صلاح الدین  عربی   موجب نیکی آیین، نام یکی از بزرگان و عرفای قرن هفتم که از مریدان مولانا بود

۳۶    صمد  عربی   بی نیاز، غنی، مهتر، از نامهای خداوند، از اسماء حسنی

۳۷    صمدالله      عربی   خداوند بی نیاز

۳۸    صمصام      عربی   شمشیری که خم نگردد، شمشیر برّان

۳۹    صمیم عربی   صمیمی، میانه، وسط، اوج و نهایت شدت یا ترقی چیزی

۴۰    صنعان        عربی   طبق روایت شیخ عطار در منطق الطیر، نام عارفی بزرگ که هفتاد مرید داشت

۴۱    صنم بر       عربی,          صنم(عربی) + بر() مرکب از صنم( بت )+ ( آغوش)

۴۲    صیاد  عربی   شکارچی

۴۳    صیام  عربی روزه داشتن

۱      ضحاک          در عربی بسیار خنده کننده ، از شخصیتهای ستمگر شاهنامه، ایرانیان از گذاشتن این نام روی پسران پرهیز می کنند.

۲      ضرغام          شیر درنده ، پهلوان، دلاور

۳      ضیا      نور، روشنی

۴      ضیاءالدین      نور خدا

۵      ضیافت         مهمانی

۶      ضیغم شیر بیشه زار ، شیر قوی ، کنایه از فرد شجاع و دلیر

۱      طرحان         نام بخش کوهدشت در شهرستان خرم آباد

۲      طرهان         طرحان

۳      طورگ   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی از فرماندهان سپاه افراسیاب تورانی، نیز نام سرداری ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی، اسم زیبای ایرانی

۴      طوس   از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی ملقب به زرینه کفش، فرزند نوذر پادشاه پیشدادی

۵      طوش   از شخصیتهای شاهنامه، بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار، فرزند گشتاسپ پادشاه کیانی

۶      طه      طهماسپ

۷      طهماسپ     دارنده اسب نیرومند، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه پیشدادی ایران، پدر “زو” و جانشین نوذر پادشاه پیشدادی

۸      طهمورث       از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هوشنگ پادشاه پیشدادی

۹      طینوش        از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر قیدافه پادشاه اندولس و داماد فور هندی در زمان اسکندر مقدونی

۱۰    طیهوج          معرب از ، تیهو

۱      طارق عربی   ستاره صبح، نام سوره ای در قرآن کریم

۲      طالب عربی   خواستار، خواهان ، سالک

۳      طالع  عربی   طلوع کننده ، بخت و اقبال

۴      طالوت        عبری   معرب از عبری نام سرداری از بنی اسرائیل

۵      طاها  عربی   نام سوره ای در قرآن کریم

۶      طاهر عربی   پاکیزه، بی گناه، معصوم، نام یکی از پسران پیامبر (ص)

۷      طایر، طائر   عربی   پروازکننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه غسانیان در زمان حکومت ساسانیان

۸      طباطبا       عربی   نام چندتن از افراد تاریخی

۹      طرب  عربی   شادمانی، خوشی

۱۰    طرخان       ترکی   از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار چینی در سپاه افراسیاب تورانی

۱۱    طغاتیمور     ترکی   نام نبیره جوجی قسار برادر چنگیزخان مغول

۱۲    طغان ترکی   شاهین، نام یکی از پادشاهان ترک. نام ایرانی

۱۳    طغرل ترکی   پرنده شکاری از خانواده باز

۱۴    طلب علی   عربی   خواسته شده از (علی)

۱۵    طلحه عربی   نام یکی از صحابه پیامبر(ص)، نیز نام دومین امیر از سلسله طاهریان

۱۶    طمغاج       ترکی   از پادشاهان ترک ماوراءالنهر معروف به افراسیاب

۱۷    طوطیانوش  ,هندی         طوطیا (معرب) + نوش ()، مرکب از طوطیا (توتیا) + نوش (عسل)، نام دیگر اسکندر مقدونی

۱۸    طوفان        آرامی   معرب از آرامی ، جریان هوای بسیار شدید، هیاهو و غوغا

۱۹    طه    عربی   طاها نام یکی از سوره‌های قرآن

۲۰    طهور  عربی   آنچه آلودگی را پاک کند، پاک کننده

۲۱    طیب  عربی   پاک، مطهر، پاکیزه

۲۲    طیفور عربی   نوعی پرنده کوچک، نام بایزید بسطامی عارف نامدار

۱      ظافر    ظفریابنده، پیروزی یابنده

۲      ظفر     پیروزی، نصرت

۳      ظفرداد         ظفر(عربی) + داد() نتیجه و حاصل

۴      ظهور    پدیدار شدن، آشکار شدن

۵      ظهیر    پشتیبان، یاور، ظهیرالدین

۶      ظهیرالدین     یار و یاور دین، پشتیبان دین ، نام شاعر نامدار ایرانی قرن ششم، ظهیرالدین فاریابی

۱      عابد   عربی   عبادت کننده، پرستنده چیزی یا کسی

۲      عابس        عربی عبوس و اخمو ، مجازآ به معنای شجاع و بی باک، نام یکی از یاران حضرت امام حسین

۳      عاد    عبری   نام قومی که هود (ع) به پیامبری آنان برگزیده شد.

۴      عادل  عربی با انصاف

۵      عارف عربی   آن که از راه تهذیب نفس و تفکر، به معرفت خداوند دست می یابد، دانا، آگاه، نام شاعر ایرانی قرن چهاردهم، عارف قزوینی

۶      عارف پاشا  عربی,          عارف (عربی) + پاشا ()، پادشاه دانا و آگاه

۷      عاشق       عربی   دلباخته، دلداده ، نام شاعر ایرانی قرن دوازدهم، عاشق اصفهانی

۸      عاشور        عربی   روز دهم از ماه محرم

۹      عاصم عربی   نگهدارنده، محافظ

۱۰    عامر  عربی   آباد کننده، معمور، آبادان

۱۱    عاموس      عبری   یار، نام شبانی که به نبوت رسید.

۱۲    عباد   عربی   بندگان، نام چندتن از خاندان بنی عباد

۱۳    عبادالله       عربی   بندگان خداوند

۱۴    عباس        عربی   شیر بیشه، نام پسر عبدالمطلب عموی پیامبر (ص)، لقب برادر امام حسین علمدار شجاع صحرای کربلا. اسامی ایرانی

۱۵    عبدالامین   عربی   بنده پروردگار که مورد اعتماد و امانت دار است.

۱۶    عبدالباسط  عربی عبد (بنده) + باسط (گستراننده، گسترش دهنده و از نامهای خداوند)، نام قاری بزرگ مصری

۱۷    عبدالباقی   عربی   بنده پروردگار که باقی و پایدار است، نام خطاط معروف ایرانی در زمان شاه عباس صفوی

۱۸    عبدالجبار    عربی   بنده پروردگار که دارای جبروت است.

۱۹    عبدالجلیل   عربی   بنده پروردگار که جلیل و بزرگ است، نام دانشمند شیعه قرن ششم، عبدالجلیل رازی

۲۰    عبدالجواد    عربی   بنده پروردگار که بخشنده است.

۲۱    عبدالحسن  عربی   بنده حسن

۲۲    عبدالحسین عربی   بنده حسین

۲۳    عبدالحق     عربی   بنده پروردگار

۲۴    عبدالحلیم   عربی   بنده پروردگار که حلیم و بردبار است.

۲۵    عبدالحمید   عربی   بنده پروردگار ستایش شده، نام دو نفر از پادشاهان عثمانی

۲۶    عبدالحی    عربی   بنده پروردگار همیشه زنده

۲۷    عبدالخالق   عربی   بنده پروردگار، نام پدر بیدل شاعر قرن یازدهم

۲۸    عبدالرحمان عربی   عبد الرحمن

۲۹    عبدالرحمن  عربی   بنده پروردگار بخشاینده، نام نویسنده و شاعر نامدار قرن نهم، عبدالرحمن جامی

۳۰    عبدالرحیم   عربی   بنده پروردگار رحیم و مهربان

۳۱    عبدالرزاق    عربی   بنده پروردگار روزی دهنده

۳۲    عبدالرسول  عربی   بنده پیامبر

۳۳    عبدالرشید  عربی   بنده پروردگار هدایت کننده، نام پسر محمد غزنوی

۳۴    عبدالرضا     عربی   بنده رضا

۳۵    عبدالرفیع    عربی   بنده پروردگار بلندمرتبه

۳۶    عبدالستار   عربی   بنده پروردگار عیب پوشاننده

۳۷    عبدالصمد    عربی   بنده پروردگار بی نیاز

۳۸    عبدالعزیز     عربی   بنده پروردگار گرامی و باعزت

۳۹    عبدالعظیم   عربی   بنده پروردگار بزرگ، نام یکی از بزرگان و نوادگان امام حسن (ع) در قرن دوم که آرامگاه وی در شهر ری است.

۴۰    عبدالعلی    عربی   بنده علی

۴۱    عبدالغفار    عربی   بنده پروردگار بخشاینده گناه

۴۲    عبدالغفور    عربی عبدالغفار

۴۳    عبدالغنی    عربی   بنده پروردگار بی نیاز

۴۴    عبدالفتاح    عربی   بنده پروردگار گشاینده دشواریها

۴۵    عبدالقادر    عربی   بنده پروردگار توانا

۴۶    عبدالقاهر    عربی   بنده پروردگار چیره و توانا

۴۷    عبدالکریم    عربی   بنده پروردگار بخشنده

۴۸    عبداللطیف  عربی   بنده پروردگار که دارای لطف است، نام یکی از پادشاهان تیموری

۴۹    عبدالله        عربی   بنده پروردگار، نام پدر پیامبر(ص)

۵۰    عبدالمجید   عربی   بنده پروردگار عالی مرتبه و گرامی، نام دو تن از پادشاهان عثمانی

۵۱    عبدالمحمد  عربی   بنده محمد

۵۲    عبدالملک    عربی   بنده یا پادشاه خداوند، نام دو تن از پادشاهان سامانی

۵۳    عبدالناصر    عربی   بنده پروردگار یاریگر

۵۴    عبدالنبی    عربی   بنده پیامبر

۵۵    عبدالواحد    عربی   بنده پروردگار یکتا

۵۶    عبدالوهاب   عربی   بنده پروردگار بخشنده

۵۷    عبدالهادی   عربی   بنده پروردگار هدایت کننده و راهنما

۵۸    عبیدالله      عربی   بنده کوچک خداوند، نام یکی از فرزندان امام جعفرصادق و مؤسس دولت علویان

۵۹    عثمان        عربی   نام خلیفه سوم

۶۰    عدل   عربی   دادگری، داد

۶۱    عدن  عبری   بهشت زمینی

۶۲    عدنان عربی   نام یکی از اجداد پیامبر(ص)

۶۳    عرشیا        عربی,        ملکوتی آسمانی – مرکب از عرش + الف نسبت. اسم ایرانی

۶۴    عروج  عربی   بالا رفتن، پیشرفت کردن، ترقی

۶۵    عزالدین      عربی   آن که باعث عزت دین است

۶۶    عزت الله      عربی   عظمت و بزرگی خداوند

۶۷    عزرا   عبری   نام کاهن و رهبر عبرانیان در زمان اردشیر پادشاه هخامنشی

۶۸    عزیز   عربی   گرامی، محبوب، گرانمایه، محترم، از نامهای خداوند

۶۹    عزیزالدین    عربی   گرامی در دین

۷۰    عزیزالله       عربی   گرامی نزد خداوند

۷۱    عضد  عربی   بازو، یار و یاور

۷۲    عضدالدین    عربی   یارو یاور دین

۷۳    عضدالملک  عربی   یار و یاور سلطتنت یا مملکت، نام یکی از رجال اواخر دوره قاجاریه

۷۴    عطاالله       عربی   داده و عطای خداوند

۷۵    عطارد عربی   نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی که نماد نویسندگی و سخن سرایی است.

۷۶    عظیم عربی   بزرگ، کلان، با اهمیت، بزرگ، فراوان، بسیار، از نامهای خداوند

۷۷    عفیف الدین عربی عفیف در دین، پرهیزکار

۷۸    عقیل عربی   خردمند و بزرگوار، عاقل و گرامی، نام برادر علی (ع) و پسر موسی کاظم (ع)

۷۹    علا    عربی   بزرگی، رفعت

۸۰    علاء الدین   عربی   سبب رفعت و بزرگی دین

۸۱    علوان عربی   نام دیگر مرداس پدر ضحاک و نام چندتن از شخصیتهای تاریخی

۸۲    علی  عربی   نام امام اول شیعیان

۸۳    علی اصغر   عربی   نام پسر حسین (ع)

۸۴    علی رضا    عربی مرکب از نام امام اول حضرت امیر المومنین و نام امام هشتم امام رضا – علی به معنای بلندمرتبه و رضا به معنای خوشنود است.

۸۵    علیرضا       عربی کسی که علی علیه السلام از او راضی است مرکب از دو اسم علی و رضا

۸۶    عمران        عربی   نام پدر موسی پیامبر (ص)، نام سوره ای در قرآن کریم

۸۷    عمرو  عربی   نام پسر لیث دومین پادشاه صفاری

۸۸    عمید عربی عاشق و بی قرار ، همچنین بزرگ قوم ، سرور و تکیه گاه طایفه

۸۹    عمیدالدین   عربی   آن که در دین تسلط دارد.

۹۰    عنایت        عربی   لطف، نیکی، احسان، کمک، یاری

۹۱    عنایت الله   عربی   لطف و عنایت خداوند

۹۲    عندلیب      عربی   بلبل

۹۳    عیسا عبری   عیسی، معرب از عبری، نجات دهنده، نام پیامبر مسیحیت

۹۴    عیسی       عبری   معرب از عبری، نجات دهنده، نام پیامبر مسیحیت

۹۵    عین الدین   عربی   چشم دین، عزیز در دین

۹۶    عین الزمان  عربی   چشم زمان

۹۷    عین الله      عربی   چشم خداوند

۹۸    عینعلی      عربی   چشم علی ، نام یکی از امامزادگان که مزار شریفش در تهران است.

۱      غاتفر   از شخصیتهای تاریخی شاهنامه، نام پادشاه هیتال در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی، نیز نام شهری در آسیای میانه

۲      غباد     قباد،از شخصیتهای شاهنامه، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر کاوه آهنگر

۱      فارناس         نام پادشاه کاپادوکیه

۲      فارناسس     نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی

۳      فارناک          فارناس، نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی

۴      فاریاب        پاریاب ، فاراب ، نام شهری در استان کرمان و اطراف کهنوج ، نام پیشین دولت آباد در افغانستان

۵      فرابرز   نام پهلوانی ایرانی

۶      فرادخت        مرکب از فرا( بالاتر) + دخت( بخشنده)

۷      فراراد   مرکب از فرا( بالاتر) + راد( بخشنده)

۸      فرازان   مرکب از فراز( جای بلند) + ان( پسوند نسبت)

۹      فرازمان         حکم و فرمان

۱۰    فراسیاک      افراسیاب

۱۱    فرامرز   مرکب از فر + آمرز، آمرزنده دشمن، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پسر زال

۱۲    فراوک          اوستایی نام پسر نساک و سیامک در داستان آفرینش اوستا

۱۳    فراهل          نبیره کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی

۱۴    فراهیم         نام جد زرتشت

۱۵    فراهین         فرایین

۱۶    فرایین          از شخصیتهای شاهنامه، از بزرگان و مشاوران دربار قباد پادشاه ساسانی، همچنین نام یکی از پادشاهان ساسانی

۱۷    فربد     دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند، نام پسرانه زیبا

۱۸    فربود    راست و درست

۱۹    فربین بیننده شکوه و جلال ، مرکب از ف به معنای شکوه و جلال و بین صفت فاعلی مرخم از بیننده

۲۰    فرتاش          وجودی که در برابر عدم است

۲۱    فرتوس         نام یکی از سرداران سپاه افراسیاب

۲۲    فرجود   معجزه، اعجاز

۲۳    فرخ بد          فرخنده وخجسته

۲۴    فرخ به          مرکب از فرخ( مبارک) + به ( بهترین)، نام پسر ماه خدای پسر فیروز پسر گردآفرین

۲۵    فرخ تاش      فرخ () + تاج() مرکب از فرخ( مبارک) + تاش( پسوند همراهی)

۲۶    فرخ داد         مرکب از فرخ( مبارک) + داد( عدالت)

۲۷    فرخ زند         مرکب از فرخ( مبارک) + زند، نام پسر علیمردان خان زند

۲۸    فرخ شاد       مرکب از فرخ( مبارک) + شاد، نام یکی از درباریان در زمان ساسانیان

۲۹    فرخ یار         دارای یار مبارک و خجسته یا یار فرخنده و مبارک

۳۰    فرخان          نام پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی، موبدی در شاهنامه

۳۱    فرخزاد          نام فرشته موکل بر زمین، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هرمزد برادر رستم هرمزان از سرداران سپاه یزگرد پادشاه ساسانی، نیز یکی از شاهان آن سلسله

۳۲    فرخنده پی  فرخ پی

۳۳    فرداد    داده شکوه و جلال

۳۴    فرداد منش    نام یکی از سرداران هخامنشی

۳۵    فردین یگانه – تنها – همچنین مخفف فروردین نام ماه اول از سال شمسی، نام روز نوزدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم

۳۶    فرزاد    زاده شکوه و جلال نام زیبای پارسی

۳۷    فرزام    لایق، درخور، شایسته

۳۸    فرزان   فرزانه خردمند، فرزانه

۳۹    فرزن    نام روستایی در نزدیکی هرات

۴۰    فرزنه    نام روستایی در نزدیکی مشهد

۴۱    فرزیان          نام روستایی در نزدیکی بروجرد

۴۲    فرزین   وزیر در بازی شطرنج

۴۳    فرساد          حکیم، دانشمند، دانا

۴۴    فرسام         دارای شکوه و عظمتی چون سام

۴۵    فرسمن        نام پادشاه گرجستان در زمان اردوان سوم پادشاه اشکانی

۴۶    فرشاد          روح و عقل،کره مریخ

۴۷    فرشید         دارای شکوه و عظمتی چون خورشید، نام برادر پیران ویسه

۴۸    فرشیدورد     از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، برادر پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی، همچنین نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۴۹    فرشیم         قسم، جزو

۵۰    فرطوس        از شخصیتهای شاهنامه، نام مهندسی رومی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۵۱    فرغار   شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

۵۲    فرغان فرغانه، نام شهری در ترکستان قدیم

۵۳    فرمان   حکم، امر، دستور

۵۴    فرمد    نام روستایی در نزدیکی طوس

۵۵    فرمند   فر + مند دارای شکوه و وقار

۵۶    فرمین        فرمان

۵۷    فرناد    پایان و پایاب

۵۸    فرناس          نیم خواب و خواب آلود، نام پسر فرناباذ یکی از درباریان اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی

۵۹    فرناک   نام پادشاه کاپادوکیه که پس از اسکندر در آسیای صغیر حکومتی تشکیل داد

۶۰    فرنام    دارای نام باشکوه و زیبا، نام یکی از سرداران شاپور

۶۱    فرند   به کسر ف و کسر ر ، معرب پرند ، حریر منقش ، بسیار نرم و لطیف و زیبا

۶۲    فرنود    برهان، دلیل

۶۳    فرنور  مرکب از فر به معنای شکوه و جلالی که دیگران را به شگفتی وا می دارد بعلاوه نور ، کسی دارای چهره ای بسیار نورانی و باشکوه است

۶۴    فرواک          پیشگفتار، پیش سخن، نام پسر سیامک پادشاه پیشدادی

۶۵    فرود     از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی

۶۶    فرورتیش       نام یکی از پادشاهان ماد

۶۷    فروهل          از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه

۶۸    فرهاد   از شخصیتهای شاهنامه و از پهلوانان ایرانی جزو سپاه کیکاووس پادشاه کیانی

۶۹    فرهان          نام مکانی در نزدیکی همدان

۷۰    فرهمند      دارای شکوه و نور خیره کننده ، باشکوه و موقر ، مجازا به معنای باهوش ، خردمند ، دانا

۷۱    فرهود   پرهود، فلزی که رنگ آن به علت حرارت دگرگون شد است

۷۲    فرهوش        دارای هوش و ذکاوت

۷۳    فرهوشداد     دارنده فر و هوش،نام فرماندار طبرستان در زمان داریوش پادشاه هخامنشی

۷۴    فری توس      از نامهای باستانی

۷۵    فریان   از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای اندلس در زمان مقدونی

۷۶    فریبرز   از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی فرزند کیکاووس پادشاه کیانی

۷۷    فریتون        فریدون،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش

۷۸    فریشاد         مرکب از فری( با شکوه) + شاد(خوشحال)

۷۹    فریمان         نام بخشی از استان خراسان

۸۰    فریمن          زیبا اندیش، خوش فکر

۸۱    فریمند          صاحب زیبایی و شکوه

۸۲    فرینام   دارای نام با شکوه و زیبا

۸۳    فرینوش        فری( شکوهمند) + نوش( عسل) یا نوش از مصدر نوشیدن( نوشیدن)

۸۴    فریین   بیننده شکوه و جلال

۸۵    فغانیش        از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه هیتال در زمان حکومت پیروز یزدگرد پادشاه ساسانی

۸۶    فیروز    پیروز ،مظفر و منصور

۸۷    فیروزان         پیروزان

۱      قابوس        معرب از ، کاووس کاووس، نام پسر وشمگیر از امرای آل زیار

 

۲      قالوس        از شخصیتهای شاهنامه، نام پیری رومی و پیغام گزار قیصر روم به لهراسب پادشاه کیانی

۳      قباد   از شخصیتهای شاهنامه، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر کاوه آهنگر

۴      قلندر  هر یک از افراد قلندریه، فرقه ای از صوفی که به دنیا بی توجه و نسبت به آداب و رسوم بی قید بوده اند.

۱      کابی    معرب منسوب به کاوه آهنگر

۲      کاردار   وزیر پادشاه، حاکم، والی، نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی

۳      کارن  نام سردار لشکر مهرداد شاهزاده اشکانی که علیه اشک بیستم(گودرز) قیام کرد

۴      کارنگ   چرب زبان ، زبان آور

۵      کاروند   از نامهای ایرانی

۶      کارینا چهارمین مملکت از ممالک تابعه قوم پارت که توسط ولات اداره می شدند.احتمالابه منطقه نهاوند اطلاق می شده است

۷      کاکله   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی از فرزندان تور و جزو سپایان افراسیاب تورانی

۸      کاکو   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تازی نبیره ضحاک در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی

۹      کاکی   نام پدر ماکان دیلمی

۱۰    کالو     از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

۱۱    کامبوزیا      گویش امروزی کبوجیه، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی

۱۲    کامبیز        گویش امروزی کبوجیه، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی

۱۳    کامجو   آن که به دنبال عیش و خوشی است

۱۴    کامداد          نام وزیر و مشاور آبتین نام پارسی

۱۵    کامدین         خواسته دین

۱۶    کامران          آن که در هر کاری موفق است، چیره، مسلط

۱۷    کامروا   آن که خواسته و آرزویش رسیده است، موفق

۱۸    کامشاد        مرکب از کام( خواسته، آرزو) + شاد

۱۹    کامکار          کامروا، موفق

۲۰    کامگار        کامکار

۲۱    کاموس         از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان کوشانی در سپاه افراسیاب تورانی

۲۲    کامیاب         آن که به خواست و آرزویش رسیده باشد، پیروز

۲۳    کامیار کامیاب

۲۴    کان بیدار       نام وزیر اردوان از پادشاهان اشکانی بنا به روایتی بلعمی

۲۵    کاوان کاویان ، منسوب به کاوه

۲۶    کاوک   کاوه

۲۷    کاووس         از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیقباد پادشاه کیانی

۲۸    کاووش         جستجو،بررسی، تحقیق

۲۹    کاویان          پرچم کاوه که به درفش کاویانی معروف است

۳۰    کایوس          کیوس

۳۱    کبوجیه         نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی

۳۲    کبوده   از شخصیتهای شاهنامه، مردم چوپان افراسیاب تورانی

۳۳    کتماره          از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه

۳۴    کدمان          نام اصلی داریوش پادشاه هخامنشی

۳۵    کراخان         نام پسر بزرگ افراسیاب تورانی

۳۶    کروخان         از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی فرزند ویسه در سپاه افراسیاب تورانی

۳۷    کسرا   کسری ، معرب از ، خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد

۳۸    کسری       کسرا،معرب از ، خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد

۳۹    کشواد          از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر گودرز، سردودمان گودرزیان و یکی از پهلوانان دوره فریدون پادشاه پیشدادی

۴۰    کلاهور          از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری مازندرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۴۱    کلباد    از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران پهلوان تورانی

۴۲    کمانگیر         کماندار

۴۳    کمبوجیه       نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی

۴۴    کنارنگ         فرماندار، حاکم، لقب مرزبان ابرشهر در زمان ساسانیان

۴۵    کندر     صمغی خوشبو،از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی سپاه ارجاسپ وزیر لهراسپ پادشاه کیانی

۴۶    کندرو   از شخصیتهای شاهنامه، نام پیشکار ضحاک

۴۷    کوت     از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هزاره سرداران رومی و از یاران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۴۸    کوچک          دارای حجم اندک، ریز، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی، لقب اردشیر پسر شیرویه پادشاه ساسانی

۴۹    کورش        کوروش – نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد

۵۰    کورنگ          نام پسر گرشاسپ از پادشاهان پیشدادی

۵۱    کوروس         کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد

۵۲    کوروش         نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد

۵۳    کوش   کوشش و سعی

۵۴    کوشا   ساعی، تلاشگر

۵۵    کوشاد          ریشه گیاهی خوشرنگ

۵۶    کوشان       کوشا-ساعی تلاشگر

۵۷    کوشیار         از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در سپاه کیخسرو پادشاه کیانی

۵۸    کولیار   نام روستایی

۵۹    کوهرنگ        نام دره و رودخانه ای در زردکوه بختیاری

۶۰    کوهسار        جایی که دارای کوههای متعدد است

۶۱    کوهشاد       نام روستایی در استان هرمزگان

۶۲    کوهیار          کوه نشین، نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان

۶۳    کوهین          منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است

۶۴    کهار     گهار، از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی

۶۵    کهرم    از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

۶۶    کهیار    کوهیار، کوه نشین، نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان

۶۷    کهیلا   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

۶۸    کی آذر         مرکب از کی( پادشاه) + آذر( آتش)، نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان

۶۹    کی آرمین   آرمین

۷۰    کی پیشین    از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران کیقباد پادشاه کیانی

۷۱    کی راد         پادشاه بخشنده

۷۲    کی زاد         زاده پادشاه

۷۳    کی گشتاسپ       گشتاسپ

۷۴    کی منوش    از پادشاهان یا شاهزادگان پیشدادی بنا به روایت تاریخ سیستان

۷۵    کیا      پادشاه سلطان، حاکم، فرمانروا

۷۶    کیاجور          عاقل، فاضل و دانا

۷۷    کیاچهر         آن که دارای چهره و صورتی شاهانه است

۷۸    کیاراد پادشاه جوانمرد ، مرکب از کیا به معنای سلطان و پادشاه و راد به معنای جوانمرد

۷۹    کیارخ کیاچهر، آن که دارای چهره و صورتی شاهانه است

۸۰    کیارزم          مرکب از کیا( پادشاه)+ رزم( نبرد)

۸۱    کیارس         کیارش، از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی

۸۲    کیارش         از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی نام زیبای پسر

۸۳    کیارنگ         رنگ پاکیزه و لطیف

۸۴    کیازند   پادشاه بزرگ

۸۵    کیاشا        شاهنشاه ، شاه شاهان ، مرکب از کیا یه معنی حاکم ، سلطان ، فرمانروا و شا مخفف شاه

۸۶    کیان    پادشاهان، سلاطین، دومین سلسله پادشاهی از دوره تاریخ افسانه ای ایران

۸۷    کیان شیر      پادشاه شجاع، نام یکی از سرداران بهمن

۸۸    کیانمهر       مرکب از کیان به معنای سرزمین یا جمع کی به معنی شاه و مهر به معنی محبت یا خورشید. محبت بزرگوارانه ، دوستی شاهانه ، سرآمد پادشاهان ، آنکه در میان سایر فرمانفرمایان موقعیت ویژه ای دارد، خورشید سرزمین ، آنکه در تمام سرزمین برجسته است.

۸۹    کیاوش         مانند پادشاه

۹۰    کیخسرو       پادشاه بزرگ و والامقام، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش پادشاه کیانی

۹۱    کیسان         مانند پادشاه، دارای منش شاهانه

۹۲    کیقباد، کیغباد        از شخصیتهای شاهنامه، نام نخستین پادشاه کیانی ایران از نژاد فریدون

۹۳    کیکاووس      از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پادشاه کیانی، پسر کیقباد

۹۴    کیوس          نام پسر قباد و برادر بزرگ انوشیروان پادشاه ساسانی

۹۵    کیومرث         نخستین فرمانروای جهان بنا به روایت شاهنامه، نام اولین پادشاه پیشدادی

۹۶    کیهان   جهان، دنیا، گیتی

۱      گرازه    از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار ایرانی در سپاه کیکاووس پادشاه کیانی

۲      گرامی          محترم، عزیز، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر جاماسپ وزیر گشتاسپ پادشاه کیانی

۳      گرانخوار        از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیر اردشیر بابکان، پادشاه ساسانی

۴      گراهون         از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری زابلی در سپاه گرشاسپ پادشاه کیانی

۵      گردآزاد         پهلوان آزاده، از پهلوانان حماسه ملی ایران

۶      گرداب   از شخصیتهای گرشاسب نامه، نام پهلوانی ایرانی در سپاه گرشاسب پهلوان نامدار

۷      گردگیر          از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران افراسیاب تورانی

۸      گردو    از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر بهرام چوبین سردار ساسانی

۹      گرزم    از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۱۰    گرزن    تاجی که شاهان بر سر می گذاشتند

۱۱    گرستون       از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار سپاه ماهوی سوری

۱۲    گرسیوز        از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و برادر افراسیاب تورانی و از سرداران سپاه وی

۱۳    گرشاسب     دارنده اسب لاغر،از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر نریمان جد رستم پهلوان شاهنامه، نیز نام پسر زو، از پادشاهان پیشدادی

۱۴    گرگین          از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی پسر میلاد در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۱۵    گرمانک         از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو نفر رهاننده ایرانیان از دست ماران ضحاک

۱۶    گرمایل         گرمانک، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو نفر رهاننده ایرانیان از دست ماران ضحاک

۱۷    گروخان         از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان ایرانی در دربار کیخسرو پادشاه کیانی

۱۸    گروی   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زره از سپاهیان افراسیاب تورانی

۱۹    گژدهم         از شخصیتهای شاهنامه، نام دژدار ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی

۲۰    گستهم        از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر نوذر پادشاه پیشدادی و برادر طوس سپهسالار ایرانی و جزو سپاهیان کیسرو پادشاه کیانی

۲۱    گشتاسب     گشتاسپ، دارنده اسب از کارافتاده،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر لهراسپ پادشاه کیانی

۲۲    گشتاسپ     دارنده اسب از کارافتاده،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر لهراسپ پادشاه کیانی

۲۳    گشسپ       از شخصیتهای شاهنامه، نام جد بهرام چوبین سردار ساسانی

۲۴    گشواد          کشواد

۲۵    گل بالا       کسی که قد و قامتش مانند گل زیباست.

۲۶    گلباد    کلباد، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران پهلوان تورانی

۲۷    گلشاه          نخستین انسان روی زمین به عقیده پارسیان

۲۸    گلگله   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، از فرزندان تور و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی

۲۹    گلینوش        از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پادشاه ساسانی

۳۰    گودرز   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشواد، از پهلوانان نامدار شاهنامه و همزمان با رستم پهلوان شاهنامه

۳۱    گورنگ          نام برادر گرشاسپ و پدر نریمان

۳۲    گوشیار         نام حکیمی از فارس

۳۳    گهار     از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی

۳۴    گیارنگ         کیارنگ، سردار و فرمانده

۳۵    گیلو     نام وزیر و قهرمانی در منظومه ویس و رامین

۳۶    گیو      از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گودرز و از پهلوانان بزرگ ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۱      لار       نام پسر گرگین میلاد، از شخصیتهای شاهنامه

۲      لاوین    نام منطقه ای مرزی در مغرب ایران

۳      لنا       نمکین – مرکب از لن(نمک سانسکریت) + الف نسبت

۴      لنبک    از شخصیتهای شاهنامه، نام سقائی جوانمرد در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۵      لواده    از شخصیتهای شاهنامه، نام جد گروهی از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی

۶      لهاک    از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی

۷      لهراسب       لهراسپ، صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی

۸      لهراسپ       صاحب اسب تندرو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر اروندشاه از نژاد کیقباد پادشاه کیانی

۹      لیبرا     طلا ، سکه ای رایج در ایران باستان که وزن آن معادل ۶۵ مثقال یا ۳۲۸ گرم بوده است

۱      ماتیار مادیار، کمک کننده به مادر ، یار مادر ، مرکب از ماد مخفف مادر بعلاوه یار

۲      ماخ     از شخصیتهای شاهنامه، نام سخندانی پیر و مرزبان هری و از راویان شاهنامه

۳      مادیس         نام پادشاه سکائیان

۴      ماراسپند      کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم

۵      ماراسفند      ماراسپند

۶      ماروسپند      از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی

۷      مازیار   پسر قارون ، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد

۸      ماکان   نام پسر کاکی از حکام مزندران در قرن چهارم

۹      مانای   سرکرده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد

۱۰    ماندا  علم دانش ادارک شناخت – مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.

۱۱    مانی   نام بنیانگذار آیین مانوی

۱۲    ماه برزین      دارای شکوهی چون ماه

۱۳    ماه بنداد       نام یکی از بزرگان زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۱۴    ماه فرزین      نام پدر به آفرید

۱۵    ماه گشسپ          نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی

۱۶    ماه مهر        مرکب از ماه + مهر( محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۱۷    ماهان          روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه

۱۸    ماهداد         داده ماه، نام شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید

۱۹    ماهو    نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی

۲۰    ماهو    از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی

۲۱    ماهونداد       نام پدر دستور آذرباد از موبدان

۲۲    ماهیار          دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۲۳    مدریک        پسر تیز هوش ، انسان فهیم ، کسی که درک می کند

۲۴    مدیوماه        نام پسر عموی زرتشت

۲۵    مرداس         از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران ونیزه گزار و پدر ضحاک

۲۶    مردافکن       آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران

۲۷    مردان شه     شاه مردان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی

۲۸    مرداویج        مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم

۲۹    مردو    از شخصیتهای شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۳۰    مزدا     در ادیان ایرانی، خداوند

۳۱    مزدک   از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی

۳۲    مسباد         از نامهای دوران هخامنشی

۳۳    مشکان        مشک(سنسکریت) + ان() مشک( ماده ای معطر) + ان( نشانه جمع )، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی

۳۴    مکابیز   مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی

۳۵    مگابیز   نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی

۳۶    منجیک         نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی

۳۷    مندا   علم دانش ادارک شناخت – مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.

۳۸    مندی   از نامهای امروزی زرتشتیان

۳۹    منشور         از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

۴۰    منوچهر         در اوستا آن که از نژاد منوش است

۴۱    منوش          از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست

۴۲    منوشان        از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود

۴۳    منوشچهر    منوچهر

۴۴    موتا     نام یکی از سرداران دیلمی

۴۵    مهان    بزرگان

۴۶    مهباد   مرکب از مه( بزرگ) + یاد( بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی

۴۷    مهبد  مهبود- سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است – از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد

۴۸    مهبود مهبد- سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است – از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد

۴۹    مهداد   داده ماه

۵۰    مهرآزاد         مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + آزاد(رها)

۵۱    مهراب          دوستدار آب،از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه

۵۲    مهراد   بخشنده بزرگ اسم زیبای

۵۳    مهراز   راز بزرگ

۵۴    مهراس         از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی

۵۵    مهراسپند     ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم

۵۶    مهرام   ماه آرام

۵۷    مهران   مرکب از مهر( محبت یا خورشید) + ان( پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۵۸    مهران ستاد   از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی

۵۹    مهربد   مرکب از مهر( خورشید) + بد( پسوند اتصاف)

۶۰    مهربرزین       از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی

۶۱    مهربنداد       از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۶۲    مهرپویا         آن که در راه مهر و محبت قدم برمیدارد

۶۳    مهرتاش        مهر() + تاش(ترکی) همتای مهر

۶۴    مهرداد          داده خورشید

۶۵    مهردار          دارنده مهر و محبت

۶۶    مهرسام     پسر خونگرم و مهربان ، مرکب از مهربه معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است.

۶۷    مهرشاد      شادمهر، مرکب از شاد(خوشحال) + مهر( محبت یا خورشید) ،نام شهر یا مکانی در نیشابور

۶۸    مهرماه         مرکب از مهر( محبت و دوستی) + ماه، نام پسر ساسان

۶۹    مهرنرسه      نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان

۷۰    مهرنیا از نسل خورشید ، زیبا و درخشان

۷۱    مهریاد        یادگار خورشید ، مرکب از مهر و یاد

۷۲    مهریار   دوست و یار خورشید

۷۳    مهزیار نام پدر علی بن مهزیار ،که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد.مقبره ایشان در شهر اهواز است

۷۴    مهست        بزرگترین و مهمترین، نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی

۷۵    مهنام   دارای نام زیبا

۷۶    مهند  تکه ای از ماه ، اندکی از ماه،به فتح میم و ه و سکون نون و دال ، نامی خراسانی

۷۷    مهیاد یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است ، دارای چهره ای زیبا چون ماه

۷۸    مهیار   ماهیار نام زیبای پسرانه

۷۹    میر فرهان   میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است.

۸۰    میرو     از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی

۸۱    میرین   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم

۸۲    میشا   همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است

۸۳    میشان         نام روستایی در استان کهگیلویه

۸۴    میلاد   صورت دیگری از مهرداد، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۸۵    میلان نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز

۸۶    میهن یار       دوست و یار وطن

۱      نادین  در جریان، پویا و پرتحرک، الهه رودخانه

۲      نامدار   مشهور، معروف، دارای آوازه و شهرت بسیار

۳      نامور    نام آور

۴      نامی   منسوب به نام، معروف، مشهور

۵      نبرزین   نام فرماندار گرگان در دوره داریوش پادشاه هخامنشی

۶      نرداگشسپ   از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سرداری از سپاهیان بهرام چوبین

۷      نرسی          نام یکی از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پادشاهان ساسانی

۸      نریمان          نام پدر سام، جد رستم پهلوان شاهنامه فردوسی

۹      نستار   اسم یکی از شخصیتهای شاهنامه است، نام چوپان قیصر روم در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۱۰    نستود        نستور،‏ از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زریر پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۱۱    نستور          از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زریر پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۱۲    نستوه          خستگی ناپذیر، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران گودرز پادشاه اشکانی، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۳    نستهین        از شخصیتهای شاهنامه، نام پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی

۱۴    نشواد          نام پهلوانی تورانی اسم دختر

۱۵    نواب   عنوانی که به شاهزادگان دوره صفوی و قاجار داده می شد، روحانی، فعال سیاسی و رهبر جمعیت فدائیان اسلام که در سال هزار و سیصد و سی و چهار دستگیر و اعدام شد.

۱۶    نوتاش          همیشه، دایم

۱۷    نوذر     از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند منوچهر پادشاه پیشدادی و جانشین او

۱۸    نوراهان         نورهان، تحفه، سوغات، ارمغان

۱۹    نوروز    روز نو و تازه، بزرگترین جشن ملی اقوام ایرانی که از نخستین لحظات سال نو آغاز می شود، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی

۲۰    نورهان         تحفه، سوغات، ارمغان

۲۱    نوش آذر        آتش جاوید، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی و نیز نام یکی از پسران اسفندیار

۲۲    نوشاب         آب گوارا، آب زندگی، شربت مطبوع، آب حیات اسم  زیبا

۲۳    نوشیار         یار شیرین چون عسل، یار بی مرگ، نام پسرعموی گرشاسپ در گرشاسپ نامه

۲۴    نوید     مژده، خبرخوش

۲۵    نوین     تازه، جدید

۲۶    نهاد   سرشت، ضمیر دل، طبیعت، بنیاد، اساس، قاعده، مقام و جایگاه

۲۷    نهل     از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی

۲۸    نیاتور  نیاطوس، از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر قیصر روم از یاران سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی نام زیبای ایرانی

۲۹    نیاسان       پسری که پا جای پای اجدادش می گذارد

۳۰    نیاسان       شبیه به نیاکان، مانند پدران، پسری که شبیه اجداد و نیاکان خود است

۳۱    نیاطوس      نیاتور،از شخصیتهای شاهنامه، نام برادر قیصر روم از یاران سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی

۳۲    نیاک  پسری که خلق و خوی او مانند اجداد و نیاکانشان است

۳۳    نیاوش        پسری که شبیه احداد و نیاکان خود است، مرکب از نیا و پسوند مشابهت ، همچنین یکی از توابع سردشت مهاباد

۳۴    نیاوند از نسل نیاکان، ادامه نسل اجداد

۳۵    نیشام          نام فرشته نگهبان آذرخش

۳۶    نیک     خوب، نیکو، آدم خوب، شخص صالح

۳۷    نیک رای     دارای اندیشه نیک مرکب از نیک و رأی

۳۸    نیکان   منسوب به نیک

۳۹    نیما     نام آور و نامور، علی اسفندیاری متخلص به نیما یوشیج شاعر معروف ایرانی قرن چهاردهم

۴۰    نیو       دلیر، شجاع

۴۱    نیوان  مرد دلیر، شجاع پهلوان

۴۲    نیوتش        با کسی یکی شدن، همراهی و مجامعت،بر وزن پیشکش

۴۳    نیوتیش       نیوتش، با کسی یکی شدن، همراهی و مجامعت (هر سه حرف اول ساکن هستند، بر وزن دیو)

۴۴    نیوزاد   (بر وزن دیو) به معنی پهلوان زاده اسامی زیبای اصیل

۴۵    نیوزار    از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۱      وادان   نام روستایی در نزدیکی دماوند

۲      وادگان          نام شخصی در وندیداد

۳      واردان          نام دادوری در زمان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی

۴      واسپور       لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۵      واسپوهر     واسپور،لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۶      وانان    نام روستایی در نزدیکی شهرکرد، نام یکی از پادشاهان اشکانی

۷      وانتیار   نام پسر ایرج به نوشته بندهشن

۸      وجاسب     دارنده اسب بزرگ، نام پسر هباسپ از خاندان کیانی اسم

۹      وخش   روشنایی، نام چهاردهمین جد آذرباد مهراسپند

۱۰    وخش داد      داده روشنایی، یکی از سرداران هخامنشی

۱۱    وراز      گراز که در ایران باستان نشانه زورمندی بوده است

۱۲    ورازاد   از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای سپیجاب که جزو قلمرو افراسیاب تورانی بوده است

۱۳    ورازبنده        بنده نیرومند،از نامهای ساسانیان

۱۴    ورازپیروز        آن که نیرومند و پیروز است، آن که در زورآزمایی پیروز است

۱۵    ورازتیرداد      نام آخرین فرمانروای ارمنستان از خاندان مهرگان

۱۶    ورازداد          دارنده زور و نیرومندی، نام یکی از شاهزادگان اشکانی فرماندار ارمنستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۱۷    ورازمهر         از نامهای زمان ساسانیان

۱۸    ورازنرسی     از نامهای زمان ساسانیان

۱۹    وردانشاه       نام جد مرداویج

۲۰    ورزا      نام پسر فرشید، پسر لهراسپ پادشاه کیانی

۲۱    ورزاک   نام پدر مهرترسه وزیر یزدگرد اول پادشاه ساسانی

۲۲    ورزگمهر        بزرگمهر، بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی

۲۳    ورشاد          وظیفه و مقرری

۲۴    ورنا      برنا جوان، برنا، خوب و نیک

۲۵    وژاسپ       وجاسب،دارنده اسب بزرگ، نام پسر هباسپ از خاندان کیانی

۲۶    وساک        نساک، نام همسر سیامک پسر کیومرث پادشاه پیشدادی

۲۷    وسپور        واسپور،لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۲۸    وسپوهر      واسپور،لقب نجبا و شاهزادگان اشکانی و ساسانی، نام دانا و هنرمندی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی

۲۹    وستا اوستا، نام کتاب مقدس زرتشتیان

۳۰    وستوی        از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی

۳۱    وستهم       ویستهم، گستهم نام سپهبد بابل در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی

۳۲    وشمگیر       صیدکننده بلدرچین، نام پسر زیار از امرای آل زیار

۳۳    وه پناه          نام یکی از دادوران مشهور ساسانی

۳۴    وه وران         بهوران،آنکه دارای روح و روان نیکوست

۳۵    وهامان         نام پدر سلمان

۳۶    وهبرز   نام یکی از دادوران ساسانی

۳۷    وهرام   بهرام، نام ستاره مریخ ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود

۳۸    وهرام شاپور          نام پادشاه ارمنستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۳۹    وهرام گشسب      نام پدر بهرام چوبین

۴۰    وهزاد   بهزاد، مرکب از وه ( بهتر، خوب) + زاد ( زاده) ، نام اسب ‏سیاوش،زاده خوب و نیکو

۴۱    وهسود      بهسود، از نامهای زمان ساسانیان

۴۲    وهشاپور       نام موبدی مشهور در زمان قباد پادشاه ساسانی

۴۳    وهمن        بهمن، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند ، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام ‏پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۴۴    وهمنش     بهمنش، کسی که دارای راه و روش نیکویی است

۴۵    وهمهر          نام مرزبان ارمنستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی

۴۶    وهنیا بهنیا، کسی که از نسل خوبان است

۴۷    وهومن         بهمن، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند ، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام ‏پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی

۴۸    ویارش        بیارش، دو دلیر اسم

۴۹    ویراب   از نامهای امروزی زرتشتیان

۵۰    ویسپار         از نجبای پارس

۵۱    ویستهم        وستهم،گستهم نام سپهبد بابل در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی

۵۲    ویسه   از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر پیران سپهسالار پشنگ فرمانروای توران

۵۳    ویشتاسب    نام پسر ارشامه و پدر داریوش پادشاه هخامنشی

۵۴    ویناسب        نام دوازدهمین جد آذرباد مهراسپند

۵۵    ویو       گیو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گودرز و از پهلوانان بزرگ ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۵۶    ویوان    نام حاکم رُخّج در زمان داریوش پادشاه هخامنشی

۵۷    ویهان   نام یکی از سرداران دیلمی

۵۸    ورونیکا        نام تیره ای از گیاهان که پوپک از آن دسته است.

۵۹    وریا    قوی و درشت هیکل ، چکش آهنی بزرگ

۶۰    ویریا   همت – یکی از کمالات ششگانه که یک بوداسف باید به آن برسد

۶۱    ونون  نام چهار تن از پادشاهان اشکانی

۶۲    ونن    ونون ، نام چهارتن از پادشاهان اشکانی

۱      هارپاک         نام وزیر آستیاژ، آخرین پادشاه ماد

۲      هامن   هامون

۳      هامون          زمین هموار و بدون پستی و بلندی، نام دریاچه ای در سیستان

۴      هامویه         نام کارگزار یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی

۵      هامی          سرگشته و حیران

۶      هباسپ        دارنده اسب اصیل

۷      هجیر   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گودرز از پهلوانان ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

۸      هخامنش      در پارسی باستان مرکب از هخا( دوست و یار) + منش( فهم و شعور)، نام سرسلسله خاندان هخامنشی

۹      هرمز  نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی

۱۰    هرمزد        هرمز،نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی

۱۱    هرواک         نام دیگر خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۲    هزاره   از شخصیتهای شاهنامه، لقب کوت از سرداران رومی سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی

۱۳    هزبر  هژبر،شیر

۱۴    هژبر  هزبر،شیر

۱۵    هژیر  هجیر خوب، پسندیده، زیبا، چابک و چالاک، نام پسر گودرز

۱۶    هماوند         از نامهای امروزی زرتشتیان

۱۷    همایون         خجسته، مبارک، فرخنده،از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی مشهور به زرین کلاه در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۱۸    همنواد         از شخصیتهای شاهنامه در زمان ساسانیان

۱۹    هوتک   نام روستایی در نزدیکی کرمان

۲۰    هوتن   نیرومند، خوش اندام، نام پسر ویشتاسب پادشاه هخامنشی

۲۱    هوداد نیک آفریده ، داده خوب ، داده نیک

۲۲    هوراد جوانمرد و با خدا ، مرد نیکنام اسم  پسر

۲۳    هورمز هرمز

۲۴    هورمزد         هرمز

۲۵    هوریار   یار و دوست خورشید

۲۶    هوشمند       دارای هوش و توانیی ذهنی و بسیار با هوش،عاقل، خردمند

۲۷    هوشنگ       از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند سیامک پادشاه پیشدادی

۲۸    هوشیار        دارای هوش، باهوش،خردمند، عاقل

۲۹    هوفر  مرکب از هو به معنای خوب بعلاوه فر به معنای شأن و شکوه و شوکت ، شأن و شکوه نیک ، شان و شوکت خوب

۳۰    هوم     نام گیاهی مقدس نزد ایرانیان باستان، ازشخصیتهای شاهنامه، نام مردی پرهیزکار و عابدی کوه نشین از نژاد فریدون، در زمان افراسیاب تورانی

۳۱    هومان          از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و از سپهسالاران افراسیاب تورانی

۳۲    هومن   نیک اندیش

۳۳    هونام   خوشنام، نیک نام

۳۴    هونیاک         پهلوی با اصل و نسب

۳۵    هویدا   روشن، آشکار، نمایان

۳۶    هیتاسب    از فرماندهان داریوش اول اسم

۳۷    هیراب          نام فرشته باد

۳۸    هیراد کسی که چهره ای خوشحال و شاد دارد

۳۹    هیربد شاگرد-آموزنده-از شخصیتهای شاهنامه، نام دانایی پاکدل و کلیددار سراپرده کیکاووس پادشاه کیانی

۴۰    هیرسا         پارسا

۴۱    هیرمند         نام رودی بزرگ در سیستان، لقب گشتاسپ پادشاه کیانی

۴۲    هیرود   نام مردی از اهالی سارد در زمان کوروش پادشاه هخامنشی

۴۳    هیشنگ     هوشنگ،پسر سیامک پادشاه پیشدادی ایران

۴۴    هیشوی     از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزداری در مرز ایران و روم در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

۱      یادگار   آنچه از کسی یا چیزی باقی می ماند، یاد، خاطره، به صورت پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند یادگارعلی، یادگارمحمد

۲      یارا      توانایی، قدرت اسم

۳      یارتا     همتای یار، همچون یار

۶      یارور     یاریگر، یاور

۷      یاره      یارا، قدرت

۸      یاقوت   نام سنگی قیمتی به رنگهای سرخ، زرد، و کبود، نام حموی ملقب به شهاب الدین از نویسندگان قرن هفتم

۹      یاور      یاری دهنده، کمک کننده

۱۰    یزداد    نام پسر انوشیروان پادشاه ساسانی نام زیبای ایرانی

 

 

۲۰ نظر

  1. قــــــــــــدرت ۱۳۹۲-۰۲-۱۳، ۱۱:۱۱ ق.ظ

    سلام
    قبول نیس داش
    توی اینا اسم قــــــــــــــــــــــــــــدرت نیس

  2. کاوسی ۱۳۹۲-۰۲-۱۳، ۱۲:۳۳ ب.ظ

    سلام
    اکام اسم زیبایی است. نتیجه ی صبر و تحمل توکل شما به خداوند بزرگ را تداعی می کند.

  3. احمد علی ۱۳۹۲-۰۲-۱۳، ۲:۲۸ ب.ظ

    سلام .مبارک باشد انشاءالله خوش قدم خوش روزی باشد برای باباش.من که خیلی دوست داشتم اسم بچه ام بردیا بزارم ولی نشد خدا به ما دختر اعطا کرد .ولی اگر دگر بار باباشدم بردیا

  4. atieh ۱۳۹۲-۰۲-۱۳، ۷:۵۳ ب.ظ

    سلام مبارکه بابایی مهربون
    آریا قشنگه

  5. حمیده ۱۳۹۲-۰۲-۱۳، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    سلام..
    وای..گل پسره:) بسلامتی انشاا….خوشحالم که خوشحالین.

  6. فریال امینا ۱۳۹۲-۰۲-۱۴، ۱:۲۱ ب.ظ

    سلام وای فداش بشم گل پسری
    امیر حافظ
    تو لیست نیست
    اسمی بذارید صافوساده
    چند ماه دیگه به دنیا میاد؟
    به سلامتی
    قربونش بشم پسملی
    فداششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششش
    صبر ندارم

  7. بهار ۱۳۹۲-۰۲-۱۴، ۳:۴۴ ب.ظ

    سلام انشاالله خوش قدم باشه وسالم وتندرست بدنیا بیاد وخانم گلتون زایمانی راحت داشته باشه نکنه بعد بدنیا اومدن مادر بچه رو بیخیال بشیدو مرکز توجه تون بچه باشه تازه اونموقع هست که زن احتیاج به توجه داره چون دوران بارداری همه اطرافیان هوای آدمو دارن ولی اصل بعد از اونه .
    بابازشدن بهارنارنج ها خداشاهده به فکرتون بودم که ومیگفتم جای آقا مهرداد خالی که حسابی از این فضای بهشتی لذت ببره
    خداروشکر که این موقعیت وفرصت بیش اومد ویه سفر به مازندران توی این فصل داشتید
    همیشه شادوسلامت باشید

  8. نرگس ۱۳۹۲-۰۲-۱۴، ۱۰:۰۷ ب.ظ

    سلام
    هزار هزار هزار تا مبارک باشه.
    ایشالا بسلامتی

  9. اسماعیل ۱۳۹۲-۰۲-۱۴، ۱۱:۴۲ ب.ظ

    سلام ایام بکام

    عزیزمن خوش بگذره همه این گشت وگذار…بقیه به خودی خود درست نترس شاه پسر

    هم میاد اونموقع میگی حرف گوش نمیکنه ..

    مرغا رو اماده کن که همه چی حلههههههههههههههههههههههه…

    به امید دیدار………

  10. مهدی ۱۳۹۲-۰۲-۱۵، ۱۲:۰۹ ق.ظ

    گل پسره تاج سره ……باباش تو راه رامسره……………./حال کردی

  11. پارمیدا ۱۳۹۲-۰۲-۱۵، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    سلام سلام …وای انقدر ذوق کردم که دیدم بابا شدی…پسر پسر قند عسل…به نظرم پسرت شهریوری میشه درسته؟

  12. پارمیدا ۱۳۹۲-۰۲-۱۵، ۱۲:۵۴ ب.ظ

    راستی حالا که همه اسم پیشنهاد دادن منم بازی….آریو…آرش…بردیا…حسام…دانیال…کیارش…رهام…پارسا…

  13. نیلوفر ۱۳۹۲-۰۲-۱۶، ۱۲:۱۶ ب.ظ

    سلاممممممممممممممممممم

    چند وقت دسترسی نداشتم کلی خبرای خوب خوب اتفاق افتاده 🙂 خدا رو شکررررررررررررررررررررررر

    گل پسر قند عسل 🙂 ای جانمممممممممممممممممم

    خدا یارو نگهدارش باشه

    بهتون تبریک میگم

    امیدوارم به سلامتی و دلخوشی به این دنیا بیاد

    سلام برسونین به همسرتون

  14. زهرا ۱۳۹۲-۰۲-۱۶، ۹:۴۸ ب.ظ

    سلام اقامهرداد خداییش انتخاب اسم کار سختیه……………………نظر مامان نی نی و مادربزرگا را جویا بشوید و بعد بگین چشم………

  15. رها ۱۳۹۲-۰۲-۱۸، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    چه با مزه !!! به چه منظور به رختخواب می گیم مازندران؟!!! راستش مازندرانی اصیلم ولی نشنیده بودم:ی
    اسمی پیشنهاد نمی دم ولی صمیمانه منتظر به سلامتی دنیا امدنش هستم و اسم انتخابی …
    فقط خواهشا دور ” ورزا ” رو خط بکشید اصلا از لیس خذفش کنید.

  16. ناهید ۱۳۹۲-۰۲-۱۸، ۱۱:۳۳ ق.ظ

    سلام آقا مهرداد
    وقتی اسم قدرت رو دیدم ، یاد شعری افتادم که قدیما میگفتن : قدرت بازوی پدر ،پسر پسر ، پسر پسر … فکر کنم این شعر از بقایای دوران مرد سالاری باقی مونده …
    اون زمانهایی که مردها برای خودشون کیا و بیایی داشتن و مرد بودن و پسر داشتن برای خودش ابهتی داشت …
    در مورد اسم منم با آقای کاوسی موافقم . خدا سلامتش بداره ان شاالله…

  17. ستایش ۱۳۹۲-۰۲-۱۸، ۲:۳۰ ب.ظ

    سلام
    قدمش براتون خیر باشه خدابراتون نگه داره زیر سایه پدرو مادرش بزرگ بشه

  18. ستاریان ۱۳۹۲-۰۲-۱۸، ۴:۰۶ ب.ظ

    سلام
    اردیبهشت بهشتی چه اسم با مسمایی بود برای این مطلب
    قدم به قدم و مرحله به مرحله داری داری کاملا بابا میشی اقا مهرداد 🙂
    انتخاب اسم از این طومار بلند و بالا، واقعا که کار سختی باید باشه!
    اما به نظرم آرش بهتر از بقیه بود

  19. پویان ۱۳۹۲-۰۲-۱۹، ۱:۳۲ ق.ظ

    سلامتی باشه
    آمین

  20. zizi ۱۳۹۲-۰۲-۲۳، ۱۱:۵۰ ب.ظ

    چرا به مازندران میگن رختخواب ؟ چون بین دو رود هستش؟
    مگه بین دورود می خوابن ؟
    واقعا میگن یا الللللللللللللللللللکی می گن؟؟؟ :دی

نظر شما