بهترین خبر ترمیم نخاع

دانشمندان قرصی تولید کرده‌اند که به ادعای آنها میتواند توان راه رفتن را به افراد معلول بازگرداند. این داروی جدید به موشهایی که توان هیچ حرکتی در پاهای خود برای راه رفتن نداشتند، کمک کرد تا حرکت کرده و حتی حرکات شنا را انجام دهند. محققان سه دوز خوراکی متفاوت از داروی LM11A-31 و همچنین یک دارو نما را به سه گروه مختلف از موشها، چهار ساعت پس از آسیب دیدگی و دو بار در روز طی یک دوره ۴۲ روزه، دادند. بررسیها نشان داد، این داروی آزمایشی درد را در موشها افزایش نداد و تاثیرات سمی بر این حیوان برجا نگذاشت. این دارو به طور موثری از موانع مغزی عبور کرد. موانع مغزی از سیستم عصبی مرکزی محافظت می‌کند به طوریکه مواد شیمیایی خطرناک و مضری که از طریق جریان خون در بقیه قسمت بدن وجود دارد، به مغز راه نمی‌یابند. آسیب دیدگی نخاع کنترل مغز بر بدن را متوقف می‌کند و این نخستین بار است که یک داروی خوراکی توانسته درمان موثری برای فلج پاها باشد. پروفسور “سونگ اوکی یون” استاد دانشگاه دولتی اوهایو گفت: این نخستین بار است؛ دارویی داریم که از طریق خوراکی می‌تواند بهبود عملکردی را بدون هیچ سمیتی در مدل موشی ارائه کند. وی افزود: تا کنون در زمینه آسیب دیدگی نخاعی در مدلهای موشی، درمانهای موثر، شامل بیش از یک درمان و اغلب بوسیله شیوه‌های تهاجمی بود. در اینجا با یک تک عامل، توانسته‌ایم به بهبود عملکردی دست یابیم. محققان می‌گویند: در این مطالعه یک مولکول کوچک برای توانایی‌اش در پیشگیری از مرگ سلولها موسوم به “اولیگودندروسیت”ها مورد آزمایش قرار گرفت. این سلولها، اکسون را احاطه کرده و از آنها محافظت می‌کنند. گفته می‌شود این سلولها به غلاف میلین که از رشته‌های عصبی محافظت می‌کند، نفوذ می‌کنند. میلین علاوه بر آنکه عایقی برای اکسونهاست انتقال سریع سیگنال‌ها را بین سلولهای عصبی امکان پذیر می‌کند. این داروی جدید با مهار فعالیت پروتئینی موسوم به p75، سلولهای اولیگودندروسیت را حفظ می‌کند. آزمایشگاه یون پیش از این دریافته بود p57 با مرگ این سلولهای تخصصی شده پس از آسیب نخاعی مرتبط است. زمانی که این سلولها می‌میرند اکسونهایی که توسط این سلولها محافظت می‌شدند از بین می‌روند. این دانشمندان می‌گویند از آنجا که میدانیم اولیگودندروسیت طی یک دوره طولاتی مدت پس از آسیب دیدگی به روند از بین رفتن و مردن ادامه می‌دهند، راهبردی را به کار گرفتیم که اگر روند مرگ سلولی را متوقف کند می‌توانیم مانع از تحلیل مداوم آکسون‌ها شویم. نتایج این مطالعه در نشریهNeuroscienceمنتشر شده است. منبع

 با تشکر از احسان برای ارسال این خبر.

پاپوش: چند روز پیش با خانواده تو ماهواره می‌دیدیم که دانشمندان چطور با یه بریس ربات یه نخاعی را راه می‌بردن. همه‌ی اهل منزل از خوبی اون دستگاه گفتن، من گفتم: اینها فقط برای فیزیوتراپی خوبن، اگه ماها از این روش‌ها زیاد استفاده کنیم به جاهای دیگه‌ای از بدنمان آسیب میزنیم. برای ما نخاعی‌ها بهترین راه اینه که از قرصی، شربتی، آمپولی، پمادی….. با خاصیت ترمیم نخاع استفاده کنیم و شب بخوابیم و صبح پاشیم ببینیم جون به پاهامون برگشته. با این وضع بد و فجیع و نابسامان اقتصاد مملکت وقتی اون قرصا برسن به ما هر کدومشون چند صدمیلیون تومان قیمت خواهند داشت. هرچی لعنت داره خدا بر مسبب این اوضاع باد.  

تلفن مشاوره درخصوص زخم فشاری،زخم دور استوما،زخم‌های دیابتی ویژه افراد آسیب نخاعی

 مجموعه پرسش و پاسخ های مرتبط با عوارض و بیماریهای مرتبط باآسیب نخاعی 

مجموعه پرسش و پاسخ‌های مرتبط با تغذیه افراد دچار آسیب نخاعی

۲۸ نظر

  1. قدرت ۱۳۹۱-۱۰-۲۹، ۱۰:۴۷ ق.ظ

    سلام
    نه دادا به اینا نباس دل بست. اینا همه تحقیقات محقیقاته
    اصلش باس خودمون یه کاری کنیم واسه خودمون. اینجوری نمیشه
    باس برم دیپلم تجربی بگیرم و بعد کنکور قبولشم و دکتر که شدم تحقیقات گسترده ای رو شروع کنم و به نتیجه برسم
    آره اینجوری نمیشه
    پاشم،پاشم برم دیپلممو بگیرم

  2. به قدرت بالای ۱۳۹۱-۱۰-۲۹، ۱۱:۱۷ ق.ظ

    قدرت جان من یه زمانی خواستم همین کاری که شما گفتی رو انجام بدم و برم رشته ژنیتک یا سلول درمانی اولین مانع این بود که باید سنم کمتر از ۲۶ سال میبود بعد گفتم بی خیال دانشگاه شم برو تو ازمایشگاه سلولی و مولکولی که تو شهرمون هست از اونجا شروع کنم و رفتم چیزی که رییس اون مرکز بهم گفت این بود که خانمش در اثر یه ضایعه مغزی سالهاست اسیر تخت شده و گفت تو ایران بی خیال تحقیق شو و میگفت من خودم منتظرم خارجی ها کاری کنن.
    ولی بعدش گفت اکه بالای ۵۰۰ میلیون داشته داشته باشی میشه استارت کارو زد.
    به نظر من بجای اینکه خودت بری دنبال تحقیق رو مخ محققان جوون کار کن که اونا برن دنبالش تا شما بخوای دکتر شی دیگه پیر شدیم

  3. محمود ۱۳۹۱-۱۰-۲۹، ۱۱:۲۰ ق.ظ

    ای حال میده چند تا قرص بندازی بالا بعد ببینی همه جای بدنت مثل قبل تصادف شده

  4. کاوسی ۱۳۹۱-۱۰-۲۹، ۱۱:۵۵ ق.ظ

    سلام
    معلم می گفت جاهای خالی کلمات را با کلمه مناسب پر کنید. اما نمی دانست جای خالی نخاع با هیچ چیز پر نمی شود.

  5. اسماعیل ۱۳۹۱-۱۰-۲۹، ۲:۰۳ ب.ظ

    سلام وقت بخیر…………….

    به به بسیار عالی .

    من زندگی را دوست دارم
    ولی از زندگی دوباره می ترسم!
    دین را دوست دارم
    ولی از کشیش ها می ترسم!
    قانون را دوست دارم
    ولی از پاسبان ها می ترسم!
    عشق را دوست دارم
    ولی از زن ها می ترسم!
    کودکان را دوست دارم
    ولی از آینه می ترسم!
    سلام را دوست دارم
    ولی از زبانم می ترسم!
    من می ترسم ، پس هستم
    این چنین می گذرد روز و روزگار من
    من روز را دوست دارم
    ولی از روزگار می ترسم!

    به امیددیدار………………

  6. نازنین ۱۳۹۱-۱۰-۲۹، ۳:۵۲ ب.ظ

    سلام
    ببین مهرداد خان من دعا میکنم که ایشالا به زودی زود یه قرصی پمادی شربتی چیزی اختراع بشه و شما و همه ی دوستای نخاعی دیگه خوب بشین . اما وختی خوب شدی باید اون ویلچرتو بدی من یه دور باهاش بزنم. حسرتش به دلم مونده !
    کلن سایتون سنگین شدها .

  7. زهرا ۱۳۹۱-۱۰-۲۹، ۶:۱۵ ب.ظ

    سلام اقا مهرداد این روزا خیلی علمی شدید هااااااا من فکر می کنم اونهایی که رفتن تو کار تحقیقات واقعا کار باارزشی می کنند انهم تو رشته پزشکی .. می دونید تو کار پزشکی کار بالینی پول بیشتری داره تا کار تحقیقاتی …..برای همین تو ایران که تمایل بیشتری هست به کار کلینیکی …..

  8. نیلوفر ۱۳۹۱-۱۰-۳۰، ۹:۴۴ ق.ظ

    با سلام و صبح بخیر خدمت آقا مهرداد عزیزم و همسر و خانواده محترمتون 🙂

    بعضی وقتا منم تو رؤیاهام به یه سری چیزا فکر میکنم…

    کاش برای همه دردها یه درمانی بود…

    مثلاً با قرص و شربت و آمپول می تونستی مشکلتو برطرف کنی 🙂

    به امید روزهای بهتر و شادتر

    شاد و سلامت و موفق باشین
    در پناه خدای مهربون

    خیلی سلام برسونین به خانواده

  9. بی نام ۱۳۹۱-۱۱-۱، ۳:۲۱ ق.ظ

    دلت خوشه ها ..موش کجا آدم کجا ! تا بخواد عملی شه اگر بشه اگر نشه ..ترجیح میدم با دردای خودم آروم بگیرم تا بخوام امید الکی به خودم بدم که شاید یه روزی یه کسی یه چیزی پیدا شه و پاهام مثل روز اولش شه … ! ضایع نخاعی ینی بدبخت دو عالم!(دور از جون شما خودمو میگم )

    چند سالش گذشته و …چند سال دیگه هم میگذره آخر بمیرم و راحت شم .مردنم بهترین خبر برام میتونه باشه !

  10. ستاره ۱۳۹۱-۱۱-۱، ۱:۳۰ ب.ظ

    پیغام شما بصورت خصوصی ارسال شد .
    آقای زندی لطفا قسمت نظرات حذف وبلاگ ویولت را بخوانید و نظر خودتان را نسبت به درست و غلط صحبت‌های بیان شده بفرمایید.

    http://special.ir/?p=153#comments

    خبر خوبی نوشتید. هر چند می‌دونیم زیاد نباید به چنین خبرهایی دل بست اما امید که درمان دردها زودتر پیدا بشوند و لبخند لبها ماندگار

    به نظر شما چطور می‌توانیم وبلاگ ویولت را برگردانیم و اجازه ندهیم محیطی که نوید ساخت پاره پاره و سوا بشه

    تفاوت دیدگاه‌ها مهم نیست چون رنگ‌ها متفاوتند. مهم اینه همه رنگها با هم و در کنار هم باشند تا تصور زیبایی خلق شود پس اجازه ندهیم بنفش از جعبه مدادرنگی‌مان به جرمی واهی حذف شود. دست به دست هم بدهیم و بنفش را به جعبه رنگمان بازگردانیم.

  11. احمد علی ۱۳۹۱-۱۱-۱، ۱:۵۰ ب.ظ

    باسلام هیچ چیز نزد آفریدگار یکتا .سخت نیست اگر تا امروز درمانی برای نخاع قطی کشف نشده دلیلش این است که انسان هنوز پیش کارهای خداوند عاجز ناچیز است پس به بزرگیش قسمش دهیم تا ما را از این زندان دنیوی خلاص کند
    بای

  12. قدرت ۱۳۹۱-۱۱-۱، ۲:۰۲ ب.ظ

    بی نام جون داش ، حالا کی گفته اگه بمیری راحت میشی؟؟؟
    اگه بهشتی باشی،بله راحت میشی. ولی اگه جهنمدمی باشی چی؟؟؟ تازه اول بدبختیه
    من که میگم بهتره یه تیم تحقیقاتی تشکیل بدیم و خودمون تحقیقات محقیقات کنیم شاید به نتیجه رسیدیم.
    اولش بیاین بریم مجلس یه بودجه تحقیقاتی بگیریم و بعدش تحقیقات کنیم
    ولی نه اول باس بریم دکترشیم بعد
    ولی مردن چاره کار نیس
    باس یه فکر دیگه کرد

  13. محمد مهدی ۱۳۹۱-۱۱-۲، ۸:۳۷ ب.ظ

    سلام
    اومدم بلند و محکم بگم امین. دیدم خیییییییییلی از دوستان و این مردم نااگاه مسببش بودند. البته بعضی هنوز بر حماقت خود اصرار دارند. با توجیه هایی بیجا و نامربوط!!
    اما مسبب اصلی اونی که تعزیه گردون اصلی بود اون گنده را آمیـــــــــــــــــــــــــن.
    خدمت دوست عزیزم جناب کاوسی عرض کنم که جای خالی نخاع را دولت منتخب شما مگه یه بار پر نکرد!!!
    اما صبر و بردباری و شاید برا ایندگان

  14. بی نام ۱۳۹۱-۱۱-۳، ۳:۴۰ ق.ظ

    شما امید داشته باشین اما من ندارم دوست دارم داشته باشم و نمیتونم
    آقای قدرت واقعا بدبخت اونا هستند که هم این دنیا رو از دست دادند و هم اون دنیا رو !
    اگه قرار باشه جهنمی شیم که دیگه هیچی !!!
    گیرم تحقیق کردیم بهتر از دکترای اروپا و آمریکا نتیجه میگیریم ؟ بهتر از دکترای خودمونیم ؟
    نه !
    البته تو این مورد همه برداشت ها مثه هم نیست ..
    یکی هست کم غصه میخوره ! یکی دیگه کمتر واسه این موضوع نگرانه ..یکی هست حساسه یکی امید داره یکی هم مثه من امید نداره

  15. طیبه ۱۳۹۱-۱۱-۳، ۷:۰۸ ب.ظ

    سلام مهرداد خان
    خوبید؟ خوشید؟
    بالاخره کابوس امتحانات تموم شد 🙂
    سرم داره منفجر میشه داره لبریز میشه!!!!!
    دلم برا وبلاگتون تنگ شده بود

    فقط میتونم دعا کنم خدا بدست یه بنده خوبش کار همه ما رو راه بندازه
    آمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین

    سلامت و شاد باشید 🙂

  16. نازنین ۱۳۹۱-۱۱-۳، ۸:۲۹ ب.ظ

    سلام مهرداد عزیز،از وبلاگم قسمتی رو برات میذارم.خیلی نارسه .بار بعد یکی یکی!
    زندگی با ا م اس و پیرامونش

    ۱۳۹۱/۱۱/۰۳

    نویسنده: آشنایی با یک معلول قطع نخاع
    پنجشنبه ۲۱ دی۱۳۹۱ ساعت: ۱۰:۴۱
    سلام
    ممنون از لطف شماباید بکوشیم اونچه را که با آزمایش و خطا بسختی کسب کردیم در احتیار دوستانمان بگذاریم
    همه
    با پیشنهاد و انتقاد و پرسش دوستان وبلاگ به اینجا رسیده با همراهی شما امیدوارم پیشرفت هم بکنه
    با آرزوی سلامتی برای شما
    با داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی باید شاد بود
    ——————————————————————————-
    امروز گزارش یکماهه گذشته را تلفنی به دکتر شهردار دادم.گرانول را یکساعت پیش پیک آورد.
    خیلی خوابم می آمد+بایدمبلغ(یک ایران چک ۵۰ تا هم اون خورد بشه و و هم پول کم نیاد) ، تلفن بیسیم، لپ تاپ و سه کتابی که لازم داشتم را میبردم نزدیک آیفون که هروقت پیک زنگ زد ،باز کردن در با آیفون زیاد طول نکشد،پس:
    ویلچر را آوردم کنار میز تحریر،ترمزها زدم،هر چه را لازم داشتم رویش گذاشتم جوریکه لیز نخورند
    .،ترمزا آزاد، رفتم روی مبل هال مورد نظر مستقر شدم.بعدبه همین ترتیب برگشتیم. بچه ها پیاده،ویلی را با همراهی عصا رساندم و محلول را دئرست کردم و خواهرم داد خوردم.افتادم و دو ساعت تمام بخواب عمیقی رفتم.—->استفاده از تمام امکانات موجود برای انجام کار مورد نظر

  17. ستاره ۱۳۹۱-۱۱-۳، ۱۰:۴۷ ب.ظ

    سلام
    با آرزوی سلامتی و شادمانی
    لطفا مطالب لینک زیر را بخوانید و نظرتان را بفرمایید
    http://special.ir/?p=153#comments

  18. نسرين ۱۳۹۱-۱۱-۴، ۱:۰۹ ق.ظ

    سلام وادب خدمت اقا مهرداد و خانم محترم، دستت درد نکند با این پستهاى علمى که میزارید،امید به خدا تحقیقات نتیجه مى دهد و همه روزى مثل شاخ شمشاد بلند میشن و شروع میکنند به دویدن و بالا پریدن، مخصوصا دوست عزیز بی نام خوب، خدا سلامتى دوباره عطا کند به حق این ماه مبارک،
    بى نام جان ، همه رفتنى هستیم، یکى سعادت دارد زود و راحت میرود یکى راه برایش سخت است وناهموار ، هنر است که بتوانیم مسیر رفتن رو براى خودمان اسان تر کنیم،اگر روشی پیدا کردی به من هم خبر بده لطفا.
    چند موردى در خصوص کامنتهاى که گذاشتن، تو ذهنم هست ولى دچار خودسانسورى شدم
    به امید پیشرفت و نتیجه تحقیقات علمى ، بهترین درمان نخاع همان قرصى شربتى چیزى است که بخوریم ، بعد بلند شیم ، بعد اطرافیان خوشحال شن ، بیشتر از خودمان…..

  19. مادر سپید ۱۳۹۱-۱۱-۴، ۶:۵۴ ق.ظ

    سلام
    در مورد اون بریس و داروی پیشنهادی تون نمیتونم نظری بدم چون درد تون رو فقط شناختم ، نکشیدم که بدونم کدوم کاربردش منطقی تره ..
    اما درباره اون دو سه خط آخری که نوشتید حق با شماس ، هم دردش رو شناختم هم کشیدم همزبانی ما رو در لعنت به مسببین پذیرا باشید :)‌
    سلاکت باشید

  20. طیبه ۱۳۹۱-۱۱-۴، ۵:۲۱ ب.ظ

    با سلام مجد

    دوستان لطفا کمک کنید و بفرمائید چه چیزهائی تهیه کنم که جابجا شدنم راحت تر شه

    به خدا هر موقع بلندم میکنن بذارنم رو ویلچر یا صندلی هزار بار خودمو لعنت میکنم

    خدایا صــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبرتو شکر

  21. سوپری ۱۳۹۱-۱۱-۴، ۷:۱۵ ب.ظ

    این چیزا ممکنه به صحنه عمل نرسن و در همون مرحله تحقیق بمونن و یا اگرم رسید بقول تو خیلی گرون از اب در بیان ولی خیلیم بد نیستن
    همین که امیدی رو تو دل بعضیا زنده میکنه ارزش داره
    با آرزوی شادی و تندرستی

  22. مجتبی ۱۳۹۱-۱۱-۶، ۱:۳۸ ق.ظ

    سلام دوست عزیز
    خیلی از قسمتهای وبلاگتون رو خوندم و لذت بردم
    من از شیراز هستم
    خیلی دوست دارم بدونم شما تا حالا شیراز اومدید یا نه؟
    اگه نیومدید حتما یه برنامه سفر جور کنید و بیایید از شیراز لذت ببرید.

  23. بهمن ۱۳۹۱-۱۱-۶، ۱۱:۰۹ ب.ظ

    سلام
    خطاب به طیبه: بالابر سقفی یا پرتابل
    من بالابر سقفی نصب کردم و جابجاییم خیلی راحت شد
    عمو مهرداد اگر ایمیل یا آدرس وبلاگ ایشون رو داری حتما بالابر رو بهش اطلاع بده
    من خودم تا چند سال پیش از وجود وسیله ای با عنوان بالابر بی اطلاع بودم…

  24. کر کلو ۱۳۹۱-۱۱-۱۲، ۱:۵۷ ق.ظ

    سلام بچه ها من پاهام شبا که میخوام بخابم خیلی درد میکنن بنظرتون چیکار کنم

  25. مهدیس ۱۳۹۱-۱۱-۲۳، ۱:۲۱ ب.ظ

    اقا مگه امکان داره یه قرص چنین تاثیری داشته باشه اخه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  26. مریم ۱۳۹۳-۰۲-۲۲، ۸:۵۵ ب.ظ

    سلام.من میخوام با یه آقا ازدواج کنم که از کمر به پایین فلجه.اما جرات ندارم تو خونه بگم.اسم بیماری آقا آتاکسی فردیش هست.تو سایت خوندم این بیماران کم کم بینایی هم از دست میدن و عمرشون تا ۳۵ یا ۴۰ سالگی هستش.اما مشاالله داداشش هم که مریضه ۴۲ سالشه ولی هنوز مریضه و زنده هست.تراخدا برا تمام مریضها دعا کنید..اما امیدم به خداست.انشاالله این دارو زود بیاد.از هر راه شده تهیه میکنم میدم عزیزم خوب بشه.کسی میدونه آیا واقعیت داره که این بیماران هم کور میشن هم کر بعدشم میمیرن؟میترسم کمر به بالا هم فلج بشه

  27. هادی اهواز ۱۳۹۳-۰۴-۱۳، ۱۲:۵۱ ب.ظ

    سلام لاقل بگیدکجایی شیراز باشه که بریم یی امیدی داشته باشیم

  28. مبینا ۱۳۹۳-۰۷-۹، ۷:۴۳ ب.ظ

    سلام به نظر من نباید فقط بشینید و منتظر باشید
    شما باید به این زندگی عادت کنید تا راحت تر بتونید زندگی کنید من پیشنهاد می دم با معلول های موفق در ارتباط باشید یا مثلا با بقیه ی معلولین اردو برید حتی شده سالی یک بار شاید شما معلولین بگید که چون من سالمم شما رو درک نمی کنم خوب حق داری ولی من شما رو می فهمم چون خودم یک مادر معلول دارم ولی معلولیت محدودیت نیست زندگی ادامه دارد شاید شما تو ایران نتونید زیاد فعالیت کنید ولی خوب تو خونه که می تونید به صورت مجازی فعالیت کنید یا حداقل کامپیوتر و اینترنت رو یاد بگیرید شاید شما پا نداشته باشید ولی حس های دیگرتون که بهتر کار می کنه
    و حرف آخر من معلولیت محدودیت نیست اینو تو گوشتون فورو کنید فهمیدید فورو کنیییییییییییید
    ———-
    سلام
    سپاس از لطف و دلگرمی دادنتون
    خوشبختانه هرکی میاد اینجا یعنی اینکه کامپیوتر خوب میدانه
    متاسفانه معلولیت از نوع نخاعی یعنی محدودیت متنابه در همه چیز

نظر شما