سفرنامه (دو)

سریع از ترافیک سر کمربندی چالوس به نوشهر خلاص شدیم و راه را بطرف شرق ادامه دادیم و از پارک جنگلی سی‌سنگان عبور کردیم و به مجتمع تفریحی شهید همت رسیدیم، بعد تکمیل فرم پذیرش و دریافت کلید ویلا و کارت استفاده از امکانات مجتمع، رفتیم برای استقرار. متاسفانه ویلایی که بهمون دادن پله داشت برای همین زنگ زدم به رییس مجتمع و او دستور داد ویلای مناسب حالم را بهم بدن، با این حال باز ویلاش ۲نیم پله میخورد. امکانات رفاهی داخل ویلا خوب بود: گولر گازی همراه با پنکه، تخت‌ها با تشک‌های خیلی خوب، آشپزخانه با یخچال پر، فنجان و فلاسک چای، حمام و توالت تمیز و…. داخل مجتمع این چیزا هست: استخر، سالن تیراندازی، سینما، پیست با کلی دوچرخه برای ‌سواری، پارک‌جنگلی با آلآچیق، پارک برای بازی بچه‌ها، فوتبال دستی، میزتنیس‌رومیز، چایخانه، فروشگاه، رستوران، تنها بدی مجتمع اینه که ساحلی نیست و کوه‌پایه‌ایست. عصر روز اول رفتیم دریا، با تشویق من بجز پدر و مادر همسرم و خودم بقیه با لباس رفتن داخل دریا، وقتی همه از دریا خسته شدن یه موج خیلی قوی آمد و پاهای منو که روی شن‌ها بود را خیس و پر از آشغال کرد. روز بعد رفتیم به شهر رویان و از اونجا ۳۳کیلومتر به طرف جنوب رفتیم تا به آبشار آب‌پری رسیدیم، خیلی‌ها اونجا بودن، متاسفانه آب آبشار پریده بود و یه باریکه از گوشه‌اش آب میآمد. منطقه‌ی بسیار زیبا و شگفت‌انگیزی بود اگه شمال رفتید حتما اینجا برید. روز آخر خانم‌ها رفتن بازار، قیمت همه چیز بسیار گران بود، قیمت میوه هم ۳برابر تهران بود. کلا سه روز و چهار شب اونجا بودیم. ظهر روز اول هوا داغ روزهای بعد هوا خنک شد، شب و صبح روز آخر کلی باران آمد. برای بازگشت از جاده‌ی هراز بطرف تهران آمدیم، چندجا برای استراحت و در امام‌زاده‌هاشم برای زیارت ایستادیم و نزدیک ساعت۲۰ رسیدیم خانه. هزینه داخل مجتمع که شامل میشد بر اسکان و خوراک برای ده نفر، نزدیک۶۰۰هزار تومان شد که البته همه را من مهمان کردم. اینهم عکس شش در یک ما:۱-ورودی جاده چالوس ۲و۳-داخل مجتمع ۴-آبشار آب پری ۵-من و همسرم جلوی آبشار ۶-ابتدای ورود به تهران

پسرفت: باوجود اینکه در طول سفر آب تو دلم تکان نخورد و خیلی خوش‌گذشت و اصلا خسته نشدم اما از روزی که برگشتم خانه کلی بی‌حال شدم و دو روز اصلا تکان نخوردم. ایشالله خدا قسمت کنه همه‌ی دوستان مجرد ازدواج کنند و با خانواده‌ی همسرشون دست جمعی برن ماه عسل.

17 دیدگاه برای “سفرنامه (دو)”

  1. سلام انشاله همیشه به تفریح و گردش

    انشاله دعاتونم مستجاب بشه در حق همه جوونها

    سوم اینکه من نتو نستم عکساتونو ببینم گریههههههههههههه یعنی نبینم مردم از فضولیاااااااااااااااااااااااااااا

  2. سلام و خسته نباشید

    من هادی ام یا همون rahi اسپیشال. ضایعه نخاعی از ناحیه گردن.

    خیلی خوشحالم از آشنایی تون و دیدن وبلاگتون. وبلاگ خوبیه. برات آرزوی موفقیت دارم.

    من یه سایت دارم به اسم //از امروز// و توی اون یه قسمت گذاشتم به اسم …ما نخاعی ها… خوشحال میشم اگه با هم تبادل لینک داشته باشیم. در صورت تمایل منو به اسم // از امروز// لینک کن و خبرم کن.

    دعا میکنم خدا رو از دست ندی هیچگاه.
    …………….تقرب…………..

  3. به به ! مثل اینکه زندگی متاهلی بهتون می سازها!!!
    خوشحالم شمال رو برای ماه عسل تون انتخاب کردین و مهم تر اینکه بهتون خوش گذشته …
    نمی دونم چرا اون قسمتی که موج آشغال ها رو روی پاتون ریخت برام های لایت شد .

  4. سلام
    از اینکه به شما خوش گذشته بسیار خوشحالم.من هم بعد مدتها دیروز یه سفر یک روزه به منطقه توریستی آینالو ارسباران رفتم بسیار بسیار زیبا بود.

  5. سلام
    سفر خیلی خوش میگذره مخصوصا اگه دسته جمعی باشه، با خونواده و فامیل و کسایی که دوستشون داریم.
    ایشالا که دعاتون هم مستجاب شه!

  6. سلام آقا مهرداد عزیز

    خدا رو شکر که بهتون خوش گذشته

    ایشالا همیشه به سفر و خوشی با کسانی که دوستشون دارین و …

    منم خوبم

    خدا رو شکر بهترم

    ممنون از احوالپرسی هاتون

    به همه اونایی که دوستشون دارین سلام منو برسونین

    در پناه خدای مهربون

    شاد و سلامت باشین

  7. ممنون از پست و عکسا.خوشحالم که خوش گذشته و امیدوارم بهتر باشین.
    این چه دعایی تو پسرفت کردی مهرداد خان؟
    خب اگه قرار باشه با خونواده همسر بریم و مث شما اونا رو مهمون کنیم که صرف نمیکنه!:)

  8. سلام مهردادخان
    امیدوارم همیشه و همه جا بهتون خش بگذره

    منم دلم واسه مسافرت تنگ شده

    عکسا هم زیبا بودن
    به خانم سلام برسونید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *