آغار زندگی

از روز جمعه ۲۶اسفند که اسباب کشی شروع شد تا آخرین ساعت‌های روز دوشنبه همسرم و خواهر و برادرهاش که مثل کوه پشتمون وایسادن بی‌وقفه کار میکردن، همسرم هم تا چهار صبح روز سه‌شنبه مشغول جابجایی و مرتب کردن وسایل منزل بود، بالاخره بسلامتی و مبارکی من و همسرم در خانه‌ی بسامان خودمان سال نو را تحویل گرفتیم و با عمو نوروز و بهار خانم زندگی‌ نو را رسما آغاز کردیم. مامانم‌اینا که ما حسابی به زحمتشون انداختیم و موجب شدیم اسبابشونو از اینجا ببرن اون منزل تا چند روز بعد عید هم نتونستن خانه را به حال عادی دربیارن. روز هشتم عید مادرم دعوتمون کرد و شام رفتیم منزلشون. همه‌چیز خوب و عالی بود جز بوی رنگ که یک ماه بعد نقاشی هم بشدت آزار دهنده بود، تازه بابام‌اینا خیلی جدی میگفتن: نه بابا الان که دیگه بو نمیآاااد. سه ساعت تنفس بوی رنگ خانه‌ی بابا موجب شد سر و ریه و گلوم درد بگیره اساسی، کلا نتونستم سه ساعت اونچه را که به خانواده‌ام تحمیل کردم را تحمل کنم. الان میفهمم بخاطر تنفس هوای مسموم بوده که همه‌ی اعضای خانواده‌ام بعد نقل مکان سرماخوردن و گلو و سینه درد گرفتن، البته دو روز هم بی‌بخاری بودن، چون مال خودشونو گذاشتن برای ما. آخ که چه وجدان درد شدیدی گرفتم.

پیوست: تلویزیونمون اساسی کلافم کرده، عوض کردن هر کانال را چهار ثانیه طول میده!؟ تصویر در تصویر هم نداره!؟ البته میگن با اینترنت پر سرعت میتونید از تلویزیون‌های اینترنتیش با این همه امکاناتش استفاده کنید.

۲۳ نظر

  1. ريحانه ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    احساس آرامش و خوشبختی توی چشمهای هردوتون موج میزنه
    عشقتون پایدار

  2. کوروش-وفاداردلشکسته مرده ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۲:۴۱ ب.ظ

    simply beautiful

  3. مطلب ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۳:۵۸ ب.ظ

    سلام
    چهل تا عید داشتین ولی فکر نکنم هیچ کدامشون به شیرینی امسال بوده باشه!
    تبریک می گم.امیدوارم شیرین تر هم بشه؟!
    یکم از زندگی مستقل بگین.تو کارهای خونه کمک می کنی؟خانمتون در چه حدی به استقلالتون کمک می کنن؟ پدر و مادر و … الان در چه حدی کمکتون می کنن؟ فکر می کنی اگه پدر و مادر و … نیان سراغتون با همسرتون می تونین از پس مشکلات بر بیاین؟
    یه کم هم از زبان همسرتون بنویسین.اینکه زندگی با یه معلول چه قدر با زندگی با یک فرد سالم فرق داره! با توجه به تجربه ای که دارن.اگه تو سن ۲۵ سالگی شما رو می شناختن و ازشون خواستگاری می کردین حاضر بودن باهاتون ازدواج کنن؟سنشون تو تصمیمشون برای ازدواج با شما چه تاثیری داشته؟ دیگران وقتی می خواستن با شما ازدواج کنن بهشون چی گفتن؟
    سوالاتم یکم زیاد شدن! ولی فکر کنم اینا چیزایی باشن که به معلولین در آستانه ازدواج کمک می کنن.تو سطح توقع و انتظاراتشون، دختری که می خوان، یا افراد سالمی که یک معلول ازشون خواستگاری کرده.ممنون

  4. nady ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۵:۱۴ ب.ظ

    hezarta tabrik Mehrdad khan va khanum aziz

  5. فریال ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۵:۳۷ ب.ظ

    شاد باشید
    سلام یادم رفت
    خیلی خوشحالم براتو ن آرزوی بهترینها رودارم از خدای متعال
    به خانم گلتون سلام برسونید

  6. بهمن ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۵:۵۰ ب.ظ

    عمو نوروز بیا عیدیتو دانلود کن!

  7. ماهی ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۷:۵۵ ب.ظ

    بنام خدای مهربان
    سلام و عرض ادب
    آقای زندی! موندم اول سال نو رو تبریک بگم یا ازدواجتونو. واااااااااااااااااااااااااای چقدر خوشحال شدم. خبراااااااااااااااای خوب. واقعا بزرگترین و بهترین هدیه سالم بود. نمی دونم چطوری بهتون شادیمو ابراز کنم.
    خدایا شکرت
    انشاالله سال خوب و پر از شادی و سلامتی در کنار همسرتون داشته باشین. انشاالله.
    تبریکات صمیمانه منو پذیرا باشن.
    به همسرتونم سلام دارم.
    یاعلی

  8. ماهی ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۹:۰۵ ب.ظ

    از اول ماجرا رو خوندم تا حالا عین مشقای عقب افتاده . ولی این یکی خوندنش امید نتیجه اش بود و شادی.
    براتون از ته دل آرزوی خوشبختی دارم.
    الحمدالله
    خدانگهدارتون باشه

  9. نرگس ۱۳۹۱-۰۱-۱۱، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    سلام آقا مهرداد عزیز
    تبریک دو جانبه هم برای فرا رسیدن بهار و هم تبریک صمیمانه ای برای شروع بهار زندگی مشترکتون ، امیدوارم سالیان سال با شادی و سلامتی و موفقیت در کنار هم با آرامش زندگی کنید و از زندگی لذت ببرید

  10. گلی ۱۳۹۱-۰۱-۱۲، ۷:۰۳ ق.ظ

    سلام
    خیلی خییییییییییییلی تبریییییییییییییک می گم . امیدوارم که خوشبخت بشوید. خونه تون چقدر خوشگل هست! ان شااله که روزهای خیلی خوبی رو توش بگذرونید… در ضمن سال نو هم مبارک!

  11. Ahamd ۱۳۹۱-۰۱-۱۲، ۳:۵۴ ب.ظ

    Salam psarkhale hay psarkhale chetore? shokr khoda mebinam k blakhare rafte ghate morgha, mobark bashe to az avalam khosh saleghe bodi khosham meyad k hanoz ham haste, Az trfe man B khanomt v khanvadeh salam v tabrik bgo,Shado khoshbakht bashid, Dorud ta bad.

  12. کاوسی ۱۳۹۱-۰۱-۱۲، ۶:۵۹ ب.ظ

    سلام بر مهرداد و همسر فداکارشون
    واقعا خوشحالم که به ارزوی خودتون رسیدید. قدر همدیگه رو بدونید. براتون دعا می کنم سال های سال در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنید.

  13. دهقان ۱۳۹۱-۰۱-۱۲، ۷:۰۰ ب.ظ

    زیاد روشن نبودم و زمان زیادی بودی نخونده بودمت واسه تبریک عید اومدم با کلی تاخیر که پوزشم را بپذیر و خوندن مطالبت اینقد خوشحالم کرد و بهم انرژی داد که نمیدونی .خیلی خوشحالم و منتظر باش همین روزها باید خاطرات ازدواج منو بخونی (چشمک) گل و بهترین آرزوها را برات دارم…

  14. مونا ۱۳۹۱-۰۱-۱۴، ۱۲:۵۹ ق.ظ

    خیلی خوشحال شدم عکس دو نفره اتان را دیدم سلامت و تندرست باشید در پناه خداوند…

    راستی آقا مهرداد مشکلاتتونو با مدیز طب اهل بیت در میون بگذارید بسیار جالب کمک کننده است…

  15. مونا ۱۳۹۱-۰۱-۱۴، ۱:۰۰ ق.ظ

    آدرس وبلاگ طب اسلامی

    http://tebeahlebeit.parsfa.com/

    موفق باشید

  16. رها ۱۳۹۱-۰۱-۱۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    به این سیستم هم عادت می کنید …[چشمک]

  17. نیلوفر ۱۳۹۱-۰۱-۱۶، ۲:۲۶ ب.ظ

    سلام آقا مهرداد عزیزززززززززززززز و مهربون
    و سلامی ویژه خدمت همسر مهربونتررررررررررررررر و صد البته عزیزتررررررررررررر آقا مهرداد 🙂
    (این قسمت به خاطر اینکه منم خانوم هستم زیاد ترررررر نشد هاااا، فقط به خاطر اینکه خانومتون واقعاً لیاقتش رو داشت اینطوری شد 🙂 )

    امیدوارم صدها عید و سال نو بیاد و شما همچنان خوشحال و خندان و سالم در کنار همه کسانی که دوستشون دارین باشین و صد البته عکس بگیرید و بگذارید که منم ببینم…
    البته سال بعد خواستین عکس سال نو بگذارید با یه نی نی باشه بهتره مگه نه؟؟؟
    این حرفی بوده که خودتون گفتین…

    خیلی خوشحالم براتون
    از قول من خیلیییییییییییییییی سلام به همسرتون برسونین

    امیدوارم خداوند به خانواده شما و خانواده همسر عزیزتون طول عمر و سلامتی بده
    سلامت و شاد و موفق باشین
    در پناه خدای مهربون
    ارادتمند
    نیلوفر

  18. مریم ۱۳۹۱-۰۱-۱۷، ۱۰:۰۸ ب.ظ

    سلام اقامهرداد یه عالمه تبریک میگم .امیدوارم سالهای زیادی رو با شادی در کنار هم خوشبخت زندگی کنید .

  19. محسن پریژه ۱۳۹۱-۰۳-۱۲، ۱۱:۵۹ ق.ظ

    هوالحق؛ سلام بر شما؛
    امیدوارم موفق باشید.
    یاحق؛

  20. سوسن ۱۳۹۱-۰۳-۲۲، ۱۱:۴۷ ق.ظ

    دوست و برادر عزیزم سلام

    خیلی خیلی مبارک باشه. انشاله سالهای سال با عشق و محبت کنار هم زندگی کنید.

    برای من خیلی خیلی خیلی دعا کن و از خدای خودت بخواه که گوشه چشمی هم به من اندازد.

    خواهر کوچک شما

  21. نگين ۱۳۹۱-۱۰-۲، ۱۰:۱۱ ب.ظ

    سلام…ایمیل یلداتونو امروز خوندم ممنون که یادم بودین…باورتون میشه دوسه روزه یاد شما وهمسرتون افتاده بودم الان ایمیلو دیدم جا خوردم …عکس شما وهمسرتونو دیدم بهتون تبریک میگم بخاطر خوشبختیتون …با ارزوی خوشبختی وهدایت وارامش همه هموطنان …خوش باشید
    بیادتون هستم خواهر کوچیک شما.

  22. نگين ۱۳۹۱-۱۰-۲، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    در مجالی که برایم باقیست
    باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
    که در آن همواره اول صبح
    به زبانی ساده
    مهر تدریس کنند
    و بگویند خدا
    خالق زیبایی
    و سراینده ی عشق
    آفریننده ماست
    مهربانیست که ما را به نکویی
    دانایی
    زیبایی
    و به خود می خواند
    جنتی دارد نزدیک ، زیبا و بزرگ
    دوزخی دارد – به گمانم –
    کوچک و بعید
    در پی سودایی ست
    که ببخشد ما را
    و بفهماندمان
    ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست

    در مجالی که برایم باقیست
    باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
    که خرد را با عشق
    علم را با احساس
    و ریاضی را با شعر
    دین را با عرفان
    همه را با تشویق تدریس کنند
    لای انگشت کسی
    قلمی نگذارند
    و نخوانند کسی را حیوان
    و نگویند کسی را کودن
    و معلم هر روز
    روح را حاضر و غایب بکند
    و به جز از ایمانش
    هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند
    مغز ها پر نشود چون انبار
    قلب خالی نشود از احساس
    درس هایی بدهند
    که به جای مغز ، دل ها را تسخیر کند
    از کتاب تاریخ
    جنگ را بردارند
    در کلاس انشا
    هر کسی حرف دلش را بزند

    غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند
    تا ، کسی بعد از این
    باز همواره نگوید:”هرگز”
    و به آسانی هم رنگ جماعت نشود
    زنگ نقاشی تکرار شود
    رنگ را در پاییز تعلیم دهند
    قطره را در باران
    موج را در ساحل
    زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه
    و عبادت را در خلقت خلق

    کار را در کندو
    و طبیعت را در جنگل و دشت
    مشق شب این باشد
    که شبی چندین بار
    همه تکرار کنیم :
    عدل
    آزادی
    قانون
    شادی
    امتحانی بشود
    که بسنجد ما را
    تا بفهمند چقدر
    عاشق و آگه و آدم شده ایم

    در مجالی که برایم باقیست
    باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
    که در آن آخر وقت
    به زبانی ساده
    شعر تدریس کنند
    و بگویند که تا فردا صبح
    خالق عشق نگهدار شما

  23. عاطفه ۱۳۹۲-۰۵-۱۸، ۱:۰۶ ب.ظ

    سلام
    خیلی عالی بود. تبریک میگم

نظر شما