توالت رفتن ۲

من برای توالت رفتن حساب روزها و غذاهای خورده شده را دارم. وقتی که من سوند دارم یا یک روز زودتر دارو می‌خورم یا دارو بیشتر از زمانی که کاندوم دارم می‌خورم, این به اون دلیله که سوند حسابی آب بدن را می‌کشه. نوع غذا و میوه و میزان خوردن آنها برای اجابت مزاج راحت خیلی مهمه. مثلا خورشت کرفس و قورمه سبزی بدون لوبیا و خورشت بادمجان خیلی خوبن. خوردن نخود و لوبیا خیلی برای کسانی که یبوست دارن خوب نیست. روزی که من می‌خوام برم توالت یک ساعت قبل از صبحانه
قرص ملین بیزاکودیل را با ۳ لیوان آب از ولرم گرمتر
(۴۲درجه) می‌خورم, فاصله‌ی بین هر لیوان آب۲۰دقیقه است. ۱ساعت بعد خوردن دارو صبحانه را با یک لیوان چای می‌خورم و بعد به فاصله‌ی هر نیم ساعت یک لیوان چای می‌خورم تا حدود ظهر. از بعد نهار دیگه خیلی آب نمی‌خورم تا عصر که موقع چای عصرانه است که یک یا دو
لیوان چای می‌خورم, گرما و حجم چای باعث تحریک روده میشه, اگه احساس کنم که توالت رفتنم داره به تاخیر میافته کف دستم و انگشت‌هام را به صورت دورانی دور شکمم و دور نافم می‌چرخونم تا با این حرکت روده‌ها تحریک بیشتری بشن. قبل از اینکه توالت لازم بشم ۴ برگ آگهی‌ روزنامه‌ را می‌گذارم زیرم روی دوروشیت روی تختم تا در صورت خطری شدن وضعیت ملافه‌هام کثیف نشن. وقتی که توالت‌لازم شدم میگم که ویلچر توالت را برام بیارن, خانواده کمک  می‌کنن و دوسر دوروشیت را می‌گیرن و همراه با من که خودم را به روی ویلچر می‌کشم, به طرف ویلچر می‌کشن, بعد ویلچر را می‌برن داخل توالت و ال‌باقی ماجرا: داخل توالت شلنگ آب را با چرخاندن دور دسته‌ی ویلچر, می‌بندم به دسته‌ی ویلچر تا نیافته و آب را باز می‌کنم روی تشکیلات و با دست چپ خودم را مثل طهارت گرفتن مرتب می‌شورم این باعث میشه که اسفنگتر مخرج شل و باز بشه, همزمان با دست راست شکمم را در راستای روده
(ازسمت راست پایین به بالا و بعد به طرف چپ بعد به  طرف پایین)ماساژ میدم تا روده سریع‌تر تخلیه بشه. و اما کل ماجرا و ال‌باقی ماجرا خودش کلی ماجرا داره که دفعه‌ی بعد مفصل‌تر توضیح میدم.

پاورقی: رئیس قبلی صدا و سیما با قیچی کاری‌های فراوانش توی تمام برنامه‌های داخلی و خارجی کاری کرده که حالا با دیدن برنامه‌های کم قیچی کاری شده‌ی تلویزیون حاج عزت آدم چشماش ۴تا میشه. من چیزهایی را توی عید در فیلم‌ها دیدم که چشمام داشت از کاسه میزد بیرووون. فکر می‌کنم مانور زیاد خبرنگارها و پرسش‌های اونها از مردم در باره‌ی وضعیت برنامه‌های تلویزیون در عید نوروز به همین دلیله و سامسون را کی دیده!!.

۲۶ نظر

  1. سانی ۱۳۸۵-۰۱-۲۵، ۱۲:۰۹ ب.ظ

    اول شم تا کوروش نیومده

  2. سانی ۱۳۸۵-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    #grin #grin #eyelash کوروش خواب موند #grin

  3. سانی ۱۳۸۵-۰۱-۲۵، ۱۲:۱۲ ب.ظ

    خیلی سخته دستشویی رفتنت #worried اون موقع که خیلی بد حال بود وقتی با کمک دیگران می رفتم دستشویی خیلی سخت بود #brokenheart

  4. رزولت ۱۳۸۵-۰۱-۲۵، ۱۲:۵۴ ب.ظ

    کرفس،اسپنگتر نه اسفنگتر#winking
    در ضمن خوب حال میده آدم تو توالت آب گرم رو بگیره رو … و بعد شکمش رو ماساژ بده#blush

  5. ياسمن ۱۳۸۵-۰۱-۲۵، ۴:۴۷ ب.ظ

    فقط از بابت معلم بودنم میگم که درستش اسفنکتر هست یا همون دریچه…. امیدوارم که جسارتمو ببخشی…

  6. کورش ۱۳۸۵-۰۱-۲۵، ۱۰:۲۶ ب.ظ

    آقا قبول نیست! این سانی منو فرستاد پی نخود سیاه! منو اغفال کرد~!!
    من نظر دیگه ای ندارم!
    #grin

  7. ياسمن ۱۳۸۵-۰۱-۲۵، ۱۱:۲۸ ب.ظ

    ممنون از لطفت اون چشم نظر جریانش چیه؟

  8. آذين ۱۳۸۵-۰۱-۲۶، ۸:۲۳ ق.ظ

    آقا ما واژه کم آوردیم #worried

  9. اصلان ۱۳۸۵-۰۱-۲۶، ۱:۵۷ ب.ظ

    سلام آقا مهرداد.از اینکه در کنار همه کارهایی که انجام میدی با دقت زیاد و نگاه نقادانه به برنامه های تلویزیون نگاه میکنی بسیار جالب است.به همه سلام برسون.

  10. نرگس ۱۳۸۵-۰۱-۲۶، ۸:۴۸ ب.ظ

    سلام مهرداد جان
    تازگیها مطالب خفن می نویسی من نظری نداشته بیدم #silly
    راستش اومدم عید فردا رو پیشاپیش تبریک بگم که بعد از خوندن مطلبت یادم رفت چی می خواستم بگم …
    همونی که خودت میدونی #winking
    راستی بخاطر محبتت و اینکه همیشه سر میزنی واگه نشه پیام بدی میل میزنی خیلی خیلی ممنونم #flower
    #kiss
    یاعلی

  11. سحر ۱۳۸۵-۰۱-۲۷، ۲:۴۲ ق.ظ

    سلام#sick
    خوبی؟#sick
    پست جالبی بود #sick
    حالم خوبه #sick
    فقط کمی یاد … افتادم #sick
    چیز مهمی نیست#sick
    جالب بود #sick
    اما تورو خدا این قصه دستشویی رفتنت رو زودتر تموم کن#sick

  12. سحر ۱۳۸۵-۰۱-۲۷، ۱۱:۱۰ ب.ظ

    سلام
    در مفید بودنش که واقعا حرفی نیست حتی برای خودم چون اصولا سالی ۱ بار گزارم به wc میوفته.حالا فهمیدم ماست نباید بخورم چون قبلا حتما با هر وعده غذا یه کاسه ماست می خوردم#sick

  13. عاطفه ۱۳۸۵-۰۱-۲۸، ۱۰:۵۴ ق.ظ

    سلام مهرداد جان
    خوبی؟، جدا عجب نعمتیه این wc رفتن #winking
    میگم این جریانی هم که نوشتی بعضی جاهاش مثل فیلمای عید شده بود، خودمون ماجرا رو کامل کردیم #grin
    به همه سلام برسون.
    شاد باشی.#heart

  14. ماهان ۱۳۸۵-۰۱-۲۸، ۴:۱۶ ب.ظ

    سلام … خوبی ؟ من چهار تا سه تا دوست عزیزه جانباز ولیچری دارم … خدا به مه سلامتی بده

  15. عبد الکریم قیم ۱۳۸۵-۰۱-۲۸، ۹:۵۹ ب.ظ

    سلام
    خوشحالم از اینکه با شما آشنا شدم
    من یک بیمار ضایعه نخاعی از ناحیه ال ۱ هستم
    شماره تلفن من ۴۴۶۶۰۹۹۰ است
    من تازه از انگلستان برگشتم
    حامل خبرهای خوبی هستم
    اگه دلت میخواد در اسرع وقت با من تماس بگیر
    ممنون میشم
    من تهران – شهرک اکباتان هستم
    به امید دیدار دوست مت
    خدا نگهدار#hand

  16. آتيه ۱۳۸۵-۰۱-۲۸، ۱۱:۲۵ ب.ظ

    سلام خوبین آقا مهرداد . ممنون از ایمیل شما . مطالبتون خیلی آموزنده هست . موفق باشین. خدانگهدار .#flower #flower #flower #hand

  17. ماهان ۱۳۸۵-۰۱-۲۸، ۱۱:۳۱ ب.ظ

    سلام …شب بخیر دوست عزیزم … وای تو خیلی مهربونی … وقتی کامنت دوستانه ات رو خوندم کلی خوشحال شدم … سلامتیت رو از خدای یگانه می خوام … دوست من بازم پیشم بیا … موفق باشی … راستی زیاد هم تلوزیون نگاه نکن … در مورد وبلاگم هم چشم یه کاریش می کنم …

  18. ماهان ۱۳۸۵-۰۱-۲۸، ۱۱:۳۳ ب.ظ

    راستی یه چیز دیگه تو سرچشمه علت ها هستی … تو معلول نیستی #applause

  19. اناهيتا ۱۳۸۵-۰۱-۲۹، ۵:۵۲ ب.ظ

    سلام .دوست خوبم……….کلی چیز جدید یاد گرفتم تو این وبلاگ جالبت…….خیلی ممنون ……….منتظرم …….

  20. آتيه ۱۳۸۵-۰۱-۲۹، ۹:۳۳ ب.ظ

    سلام خوبین . ممنون از حضور شما . شعر توی عکس براتون نوشتم .
    یک پنجره برای دیدن
    یک پنجره برای شنیدن
    یک پنجره که مثل حلقه چاهی
    در انتهای خود به قلب زمین میرسد
    و باز میشود به سوی وسعت این مهربان مکرر آبی رنگ
    یک پنجره که دستهای کوچک تنهائی را
    از بخشش شبانه عطر ستاره های کریم
    سرشار میکند
    و میشود آنجا
    خورشید را به غربت گلهای شمعدانی مهمان کرد
    یک پنجره برای من کافی است .

  21. حميده ۱۳۸۵-۰۱-۲۹، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    سلام مهرداد عزیز
    واقعا سخته…برقرار باشی…یا حق

  22. مريم... ۱۳۸۵-۰۱-۳۰، ۷:۲۶ ق.ظ

    سلام
    والا در مورد اولی که چیزی نمیگم
    در رابطه با صدا و سیما کاملا موافقم
    چشمای منم گشاد شد#grin #winking

  23. مهدی ناصری ۱۳۸۵-۰۱-۳۰، ۴:۰۹ ب.ظ

    خوندنش برا جالب بود. دلم برا تلویزیون دیدن تنگ شده . مخصوصن برانامه های مستند غیر سیاسی اش ولی بدجوری اینترنتی شدم

  24. نیکو ۱۳۸۵-۰۱-۳۰، ۵:۰۳ ب.ظ

    سلام مهرداد جان
    بابا تو نمی خوای از تو این دستشویی بکشیش بیرون ؟؟
    بابا اینجا رو کردی توالت عمومی هااا..
    یه چیز رمانتیک بنویس کمی خندیم. باشه عزیزم ؟
    منتظرتم ها..

  25. آناهيتا ۱۳۸۵-۰۱-۳۰، ۷:۱۸ ب.ظ

    سلام.خیلی جالب بود.میشه بعدا بگی ویلچر دستشویی چه طوریه؟
    موفق باشی…..
    راستی بهت لینک دادم.

  26. دلا ۱۳۸۵-۰۱-۳۱، ۳:۴۳ ب.ظ

    الهی برات بمیرم مهران…
    با ارزوی بهبود کامل تموم بیمارای روحی و جسمی جهان…
    آمین.